دانلود پایان نامه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: طبق بندهشن (5-الف: 10)، حرکت سیارات در دایرهالبروج، از دید ناظر زمینی، بسته به اینکه در کجای مدار خود باشند، دارای دو حالت اولیه (پیشرونده، پسرونده) و 3 حالت ثانویه (تند؛ کند؛ ساکن) می‌باشد. هنگامی که یک سیاره به علت تفاوت سرعتش با سرعت زمین، قرار است از زمین عقب یا جلو بیفتد و، از دید یک ناظر زمینی، شروع به حرکت پسرونده یا پیشرونده (رک. abāz-rawišn) کند، قبل از پسروی یا پیشروی، به دلیل اینکه آن سیاره با زمین دوشادوش هم قرار دارند چنین به نظر می‌رسد که آن سیاره در یک جا ایستاده است. در نجوم، به این نقطه از مسیر سیاره که سرعت ظاهری آن موقتاً صفر است، stationary point «نقطۀ ایستور» می‌گویند (مور، 2002: 388؛ حیدری ملایری، 2007). بیرونی (1352: 80) تندی حرکت سیارات را «سبکی»، کندی حرکت آنها را «گرانی»، و حالت سیارگان را در این دو نقطۀ ایست، «مقیم الرجوع» و «مقیم الاستقامه» می‌نامد و آنرا چنین توضیح می‌دهد: «چون کمیِ رفتن بحدّی رسد که ایستادن واجب کند، ایشان را مقیم الرجوع خوانند. آنگاه باز گردند و باشگونه روند از پسِ این ایستادن، و سبکتر همی‌شوند اندر رجوع … و گرانی ایشان اندر رجوع همی‌افزاید تا بحدّ ایستادن بر جای رسد. آن هنگام ایشان را مقیم الاستقامه خوانند» (نک. شکلهای 5 و 6). (برای توضیحات بیشتر رک. rawišn)
ریشه شناسی: این واژه مرکب است از بن ماضی ēstād- + پسوند صفت ساز -ag : هند و ایرانی آغازین: از ریشه *staH- (لوبوتسکی، 2009: 103)؛ سانسکریت: از ریشه ṣṭhā́- ، sthā́- (مایرهوفر، 1996: 764؛ مونیرویلیامز، 1960: 1262)؛ اوستایی: stāta- از ستاک stā- (= štā-, hišta-, xštā-) «ایستادن» (رایشلت، 1911: 269)؛ فارسی باستان: aištatā- از ریشه stā- (کنت، 1953: 210)؛ فارسی میانه: ēstādag «ایستاده» (بهار، 1378: 371)؛ فارسی میانه ترفانی: از ریشه ēst- [ˁyst-] و ستاک ماضی ēstād- [ˁystˀd-] (بویس، 1977: 25)؛ فارسی میانه اشکانی ترفانی: از ریشه awišt- [ˁwysˀt-] و ستاک ماضی awištād- [ˁwyštˀd-] «ایستاد» (بویس، 1977: 19)؛ مشتق از ریشه išt- [ˁšt-, ˁyšt-] و ستاک ماضی ištād- [ˁyštˀd-] (بویس، 1977: 24)؛ فارسی نو: ایستا؛ معادل انگلیسی: stationary ؛ معادل عربی: مقیم.
§§§
ēwēnag [ˀdwynk’ | M ˀywyng]
(تنجیم)
* آیین (نجومی): حکم (نجومی)، مذهب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات: علم احکام نجوم، همانند هر علم دیگر دارای اصولی قراردادی است تا بتواند تأثیر کواکب بر سرنوشت انسانها و جهان را محاسبه کند. این اصول قراردادی که اساساً ریشه در فرهنگ بابلی دارند، در بندهشن با اصطلاح ēwēnag «آیین، حکم، مذهب» معرفی شده‌اند. بر اساس این احکام، برای هریک از پدیده های نجومی، همانند سیارات، ثوابت، بروج فلکی، صورتهای فلکی، منازل قمر، اهله ماه، و موقعیت کواکب نسبت به همدیگر، ویژگیهایی قائل شده‌اند. بیرونی در جای جای التفهیم، اصطلاح «مذهب» را بکار می‌برد.
در بندهشن (5الف: 9) آمده است: «این سیارگان در آسمان و در دوازده کدۀ اختران (بروج فلکی) قرار دارند و هر یک دارای کده (بیت)‌، پتیاره (وبال)‌، بالست (شرف)، نشیب (هبوط)، مرز (حدّ)، سوی (جهت)، دهگ (دَهَج)، شادی (فَرَح)، اندوه (تَرَح) و بسیار آیینهای (احکام نجومی) دیگرند که در جای خویش (در کتب نجومی) شرح داده شده است». این جمله در چند بیت از مولوی (مثنوی، دفتر اول، داستان 72: 28-30)، بطور خلاصه بیان شده است:
چرخ سرگردان که اندر جستجوست || حال او چون حال فرزندان اوست
گه حضیض و گه میانه گاه اوج || اندر او از سعد و نحسی فوج فوج
گه شرف گاهی سعود و گه فرح || گه وبال و گه هبوط و گه ترح
تصحیح ترجمه: خوانش انکلساریا (1956: 63) از جملۀ بندهشن (5الف: 9) که ترجمه صحیح آن در بالا آمده است، کاملاً اشتباه بوده و ترجمه او چنین است: «هر یک از این سیارات در دوازده خانۀ صور فلکی در آسمان، خانۀ دشمن خود، شرف و سقوط خود، و قرانی حامل سود، شادی و مصیبت را یافته اند». ترجمه بهار (1378: 59) با آنکه بسیار به متن اصلی نزدیک است، اما از واژه‌های غیرتخصصی استفاده کرده است: «… هر یک کده‌ای را پتیاره‌ای است (که) بالست و نشیب (ایشان) مرز سود و زیان و شادی و درد است …». خوانش مکنزی (1964: 516) تنها در قسمت آخر متفاوت است: «برای هر یک از این سیارات، … و بسیاری از گونه های دیگر وضعیت ها، آشکار شده است». او واژۀ ēwēnag را به معنی «گونه» گرفته است، و خوانش او از واژۀ gyāgīhā به صورت gyāg-gāh (ǰāygāh<) و به معنی «وضعیت» بوده است.
ریشه شناسی: این واژه مرکب است از: ēwēn + پسوند -ag . واژه ēwēnag از ریشه ایرانی باستان *abidi- به معنی «انعکاس یافتن، منعکس شدن» بعنوان یک اسم ذات به «آیینه» که کارش انعکاس نور است اشاره می‌کند؛ و سپس به تصویری که زادۀ آیینه است؛ و سپس به نقش، صورت و فرم؛ و سپس به عنوان یک اسم معنی به گونه و نوع؛ و سپس به طریقه، شیوه و روش؛ و در نتیجه به دین و مذهب اطلاق می‌شود. به همین خاطر است که در فارسی، ترکیبهایی از قبیل «به این صورت»، «بدین شکل»، «بدین گونه»، «بدین روش»، «بدین مذهب»، و «بدین آیین» همگی به یک معنی هستند. در نتیجه «آیینه» با «آیین» که انعکاس تفکر و دانش مذهبی است تداعی می‌شود. در زبان انگلیسی نیز واژه reflection که لفظاً به معنی «انعکاس» است در عمل معنی «اندیشه» می‌دهد: هند و ایرانی آغازین: از ریشه (*Habʰi-) «بسوی» + ریشه *daiH- «درخشیدن» (لوبوتسکی، 2009: 3، 32)؛ ایرانی آغازین: *abi-dayana- از ریشه *dāy- «دیدن» (نیبرگ، 1974: 12)؛ سانسکریت: از ریشه abhi-dī به معنی «درخشیدن، منعکس کردن» (مونیرویلیامز، 1960: 63)؛ اوستایی: از ریشه dāii- «دیدن» (رایشلت، 1911: 234)؛ فارسی میانه: ēwēnag از ēwēn (مکنزی، 1373: 71؛ بهار، 1378: 95)؛ «آیین» (بهار، 1378: 59)؛ مانند، شبیه (بهار، 1378: 95)؛ āivēnak و āivēn «رسوم، آیین ها، نوع، گونه» (نیبرگ، 1974: 12)؛ فارسی میانه ترفانی: [ˀywyng] (مکنزی، 1373: 71)؛ فارسی میانه ترفانی: [ˀbdyn] «آیین، رسم» (نیبرگ، 1974: 12)؛ پازند: āīn (نیبرگ، 1974: 12)؛ فارسی نو: آیین؛ انگلیسی: مرتبط با day «روز»؛ معادل عربی: مذهب.
ترکیبات:
čaxrag-ēwēnag «چرخ آیین؛ همانند چرخ».
§§§
F
Farroxān [plhwˀn | Av. xʷarənahvant-]
(احکام بروج: اوتاد)

مطلب مرتبط :   مذاهب اسلامی

دسته بندی : علمی