دانلود پایان نامه

اولین کسی که در مورد دریافت قوانین مهاجرت ابراز عقیده نمود، اقتصاددان انگلیسی به نام راونشتاین بود. به عقیده وی، عوامل نامطلوب اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی، فرد مهاجر را از محل اقامت خویش دفع نموده و عوامل جذاب اجتماعی، اقتصادی، و فیزیکی، او را به سوی مهاجرت جلب می نماید. راونشتاین در سال 1885 مقاله معروفی تحت عنوان «قوانین مهاجرت» ارائه کرد. وی برای نخستین بار استدلال نمود که مهاجرت اتفاقی نیست، بلکه قانون خاص بر آن حاکم است. وی قانون مهاجرت ابداعی خود را در قالب دافعه – جاذبه برای استفاده آماردانان لندن ارائه نمود. در این مدل دو دسته از عوامل مؤثر در فرایند مهاجرت، تحت عنوان عوامل جاذبه و دافعه در کنار متغیر فاصله جغرافیایی در نظر گرفته شده است. منظور از دافعه، عواملی هستند که باعث می شوند فرد از زندگی مطلوب و رضایت بخشی بر خوردار نشود. عوامل جاذبه نیز مجموعه عواملی هستند که باعث می شوند شرایط زندگی افراد مطلوب تر و مناسب تر شود، یا به عبارت دیگر زندگی برای آنها جذبه بشتری پیدا نماید. قوانین راونشتاین را می توان بصورت زیر خلاصه نمود:
– مهاجرت و فاصله: به نظر راونشتاین، بین مهاجرت و فاصله رابطه معکوس است، به این معنا که هرچه فاصله بین مبدأ و مقصد مهاجرت بیشتر باشد، مهاجرت کمتر رخ می‌دهد و برعکس، به عبارت دیگر اکثر مهاجران در فواصل کوتاه مدت حرکت می کنند. فاصله بین دو کشور ایران و افغانستان، در طول تاریخ، در روند مهاجرت افغان ها به ایران نقش تعیین کننده داشته است.
– مهاجرت مرحله‌ای: مهاجران نخست به نقاط نزدیک و کوچک مهاجرت می‌کنند و سپس به طرف شهرهای بزرگتر و مراکز صنعتی می‌روند، یعنی مهاجرت از روستا به شهرهای کوچکتر و از آنجا به مراکز بزرگتر صنعتی رخ می‌دهد.
– مهاجرت و ارتباطات: ورود ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی، باعث بالارفتن آگاهی افراد از محیط اطرافشان گردیده و اقدام به مهاجرت می‌نمایند. در اثر رشد و ترقی ارتباطات و… امروزه جهان به یک دهکده تبدیل شده است. مهاجران با شبکه های ارتباطی خود، در هر نقطه ای از جهان ارتباط بر قرار نموده و مهاجرت نیروی کار، اکثراً در ارتباط با مهاجرینی که در جوامع مقصد مشغول به کار هستند صورت می گیرد. افراد مهاجر، از شرایط کار در آن جوامع، به دوستانشان در جامعه مبدأ که قصد مهاجرت را دارند اطلاع رسانی می کنند.
– عوامل جاذبه و دافعه: روند مهاجرت بستگی به عوامل جاذبه مقصد و دافعه مبدأ دارد، هر اندازه عوامل جاذبه در یک محل (مقصد) بیشتر و از طرفی هم عوامل دافعه در مبدأ نیز بیشتر باشد افراد تصمیم به مهاجرت می‌گیرند. به نظر راونشتاین، قوانین بد و ناراحت کننده، مالیات سنگین، شرایط آب و هوایی نامطلوب عدم تجانس محیطهای اجتماعی، و… از عوامل مؤثر بر فرآیند مهاجرت هستند.
– اختلاف مبدأ ـ مقصد در تمایل به مهاجرت: اهالی شهرک ها نسبت به اهالی نواحی روستایی کمتر مهاجرت می نمایند. به عبارت دیگر هرچه اختلاف مبدأ و مقصد کمتر باشد، احتمال مهاجرت کمتر می شود و اگر این اختلاف زیاد باشد، مهاجرت نیز بیشتر رخ می دهد. مهاجرین سعی می کنند تا در مناطقی مهاجرت نمایند که از لحاظ توسعه یافتگی و زمینه کار و اشتغال، نسبت به منطقه ی مبدأ، بهتر باشد.
– افزونی شمار زنان در بین مهاجرین در مسافت های کوتاه: به نظر می رسد که تعداد زنان در بین مهاجرین مسافت های کوتاه نسبت به مردان برتری داشته باشند.
– تکنولوژی و مهاجرت: راونشتاین معتقد است با افزایش تکنولوژی، مهاجرت بیشتر صورت می پذیرد. رشد فزاینده مهاجرت، پس از انقلاب صنعتی، به ویژه در دو قرن اخیر، مؤیدی این مدعا می باشد. گسترش اقتصاد سرمایه داری از یک طرف و افزایش سرعت رشد علم و تکنولوژی از طرف دیگر، باعث افزایش سرعت زندگی در جهان شده و به سرعت فاصله فقیر و غنی را در مقیاس های ملی و بین المللی زیاد کرده است. به همین دلیل بسیاری از انسان ها به امید آینده ای بهتر، محل زندگی خود را ترک نموده و راهی مناطق عمدتاً بزرگ تر و توسعه یافته تر می شوند.
– غلبه انگیزه های اقتصادی: اگرچه قوانین بد یا ظالمانه، مالیات سنگین، عدم جاذبه های اقلیمی، شرایط اجتماعی نامساعد و حتی اجبار و غیره در بروز مهاجرت موثر هستند، ولی هیچ یک از این عوامل بیش از ملاحظات مادی و اقتصادی برتری ندارند(حسینی،1385: 38). با وجود اینکه نظریات راونشتاین مورد اعتراض بعضی از نظریه پردازان قرار گرفته است. اما با این وجود هنوز هم نظرات وی مورد اقتباس بسیاری نیز قرار دارد.
2-17-4-2- نظریه استوفر و زیپف
در سالهای 1940 و 1946 استوفر و زیپف به ترتیب به عوامل میانی در مهاجرت اشاره نمودند، با این تفاوت که استوفر بیشتر به موقعیت ها و عوامل مؤثر در مهاجرت توجه کرده است. وی بر این باور است که کدام عامل بیشتر بر مهاجرت افراد تأثیرگذار است، عوامل تأثیرگذار بر مهاجرت، در زمان ها و مکان های مختلف متفاوت اند، زیرا هر جامعه در یک زمان، دارای یک شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و… بوده و شاید در زمانهای دیگر این شرایط تغییر نموده و شرایط دیگری بر آن حاکم گردد، همچنین این شرایط حاکم بر یک جامعه، با جامعه ی دیگر نیز متفاوت است. بر این اساس، عوامل مؤثر بر مهاجرت در هر جامعه نیز متفاوت می باشد. به زعم استوفر، فرصت های قابل دسترسی در مقصد نیز مختلف اند، اعم از اینکه این فرصتها، فرصتهای اشتغال و نیروی کار باشد، یا خانه های خالی و یا امکانات تحصیلی، رفاهی و…. بنابر این صرف نزدیکی اجتماعی مبدأ به مقصد مهاجرت نمی تواند عامل اصلی باشد(لهسایی زاده، 1368: 49). استوفر مسئله موانع مداخله گر را به شیوه مثبت و منفی نگریسته و نظریه (فرصت های مداخله گر) را تنظیم نموده است. بر اساس این نظریه مهاجرت انجام شده بین دو مکان، رابطه مستقیم با فرصت های جاذب مثل اشتغال، درآمد بالا، مسکن، امکانات مناسب برای زندگی و غیره دارد. به اعتقاد استوفر عامل تعیین کننده مهاجرت، فرصت های مطلوب در فاصله مشخص از مبدأ مهاجرت است، نه مسافت بین دو نقطه. اگر این فرصت ها در راه مبدأ و مقصد باشد، شدت مهاجرت کاهش می یابد. استوفر معتقد بود که مهاجرت تابع مستقیمی از فرصت های موجود در مکان، تابع معکوسی از فرصت های مداخله کننده در مکان و تابع معکوسی از سایر مهاجران رقابت کننده برای فرصت های موجود در مکان است.
“زیپف” در مورد پدیده مهاجرت، بیشتر به عوامل مداخله گر تأکید نموده است و آن را به شکل رابطه معکوس بین فاصله با مهاجرت نشان می دهد. وی معتقد است که بر اساس اصل کمترین تلاش، هرچه مسافت بین دو جامعه کمتر باشد، امکان انتقال جمعیت از یک منطقه به منطقه دیگری بیشتر است. یعنی انتقال افراد تابع فاصله است. به طور نمونه، فاصله بین کشور افغانستان با کشورهای همسایه، به خصوص ایران و پاکستان باعث گردید که درصد بالایی از مهاجرین افغانستان به این دو کشور مهاجرت نمایند.
2-17-4-3- نظریه اورت اس . لی
اورت. اس. لی (1966) در قالب نظریه جذب و دفع به تحلیل عوامل میانی بین مبدأ و مقصد پرداخته و بر این باور است که علاوه بر عوامل مثبت و منفی و خنثی در مبدأ و مقصد، عوامل میانی نیز در امر مهاجرت مؤثر می باشد. تأکید “لی” بیشتر بر موانع مداخله گر است، آنچنان که اظهار می دارد: بین دو مکان مجموعه ای از موانع مداخله گر وجود دارد که در مواردی مقدار آن کم و در مواردی نیز این میزان زیاد است. مهم ترین مانع مطالعه شده فاصله است. البته افراد مختلف تأثیرات متفاوتی را از بین موانع می پذیرند. عواملی که برای عده ای کم اهمیت هستند (به عنوان مثال هزینه سفر) ممکن است برای عده دیگری تحریم کننده باشد. عقاید تئوریکی اورت اس. لی، به مزایا و مضرات مکان مبدأ همانند پتانسیل های مکان مقصد و همچنین موانع مداخله گر بین دو مکان توجه دارد. همچنین از نظر لی، عواملی که در تصمیم افراد در مورد مهاجرت و فرایند آن نقش دارند، عبارتند از:
الف) عوامل دافعه در مبداء: عواملی که سبب میشوند فردی مکان زندگی خود را ترک کند. یا عواملی که فرد را از مکان و شرایط زندگی خود ناراضی می سازد. عوامل دافعه شامل عوامل اقتصادی: فقر، تورم، کساد مالی و کشمکش های اقتصادی، کثرت نیروی کار، حقوق کم برای شغل های سخت و با مهارت، میزان بالای مالیات؛ عوامل سیاسی: جنگ، ناامنی سیای، تعصب سیاسی، نوع ایدئولوژی، استبداد و عدم ثبات سیاسی (فقدان آزادی)؛ عوامل اجتماعی و فرهنگی: پیوند خانوادگی، ازدواج، خواسته های تحصیلی، نارضایتی زندگی، میزان جرم و جنایت و…؛ عوامل ناگهانی طبیعی: خشکسالی، سیل، زلزله و… .
ب) عوامل جاذبه در مقصد: عواملی که سبب میشوند فرد به سوی مکان دیگر جذب شود یا به عبارت دیگر، عواملی که باعث تشویق و تحریک افراد به مهاجرت می شود. عوامل جاذبه یا برانگیزنده شامل عوامل اقتصادی: توسعه اقتصادی، تقاضا برای نیروی کار، امنیت سرمایه و تسهیلات با ساختار پایین؛ عوامل سیاسی: دموکراسی اجتماعی، تمرکززدایی، دیوان سالاری روان تر، سیاست کمک و همیاری؛ عوامل اجتماعی و فرهنگی: نظم و قانون، جذابیت های تحصیلاتی و پژوهشی، رفاه بیشتر(سطح بالاتری از کیفیت زندگی) و عوامل جمعیتی: باروری پایین، جمعیت فعال پایین، نسبت جنسی نامتوازن(مقدس، 2003: 5).
ج) عوامل مداخله کننده: موانع بازدارنده بین مبدا و مقصد، مانند بازدارنده های فیزیکی، قوانین مهاجرت، هزینه حمل و نقل، سنت ها، آداب و رسوم و … که در جابجایی یا باقی ماندن افراد تأثیر می گذارد.
د) عوامل شخصی: مانند حساسیتهای فردی، هوش، آگاهیهای اجتماعی، تماسهای فردی، داشتن آشنا و راهنما در شهر، شرایط خانوادگی، تاریخچه خانوادگی، جنسیت و سواد افراد. بر اساس این نظریه، در صورتی که بر آیند عوامل بر انگیزنده و بازدارنده مثبت باشد، میل به مهاجرت در فرد ایجاد می شود و اگر چنانچه عوامل شخصی نتواند این تمایل را از بین ببرد و موانع موجود در جریان مهاجرت نیز تاثیر بازدارنده ای اعمال نکند، مهاجرت عینیت می یابد و فرد حرکت خود را از مبدأ از جمله ی عوامل جاذبه به حساب می آورد و در مقابل هزینه های بالای زندگی در محل جدید، دوری از خانه و کاشانه و آلودگی محیط زیست را از عوامل دافعه محسوب می دارد.
شکل شماره 2-2: تأثیر سه عامل اول را در فرایند مهاجرت نشان می دهد:
همان گونه که در نمودار 2 نشان داده شده است، در هر حوزه عوامل متعددی که در جذب افراد به آن حوزه مؤثر بوده (علایم مثبت) و عوامل دیگری که موجب دفع افراد از آن حوزه می شود(علایم منفی) وجود دارد. همچنین عوامل دیگری هم به صورت خنثی هستند که به صفر نشان داده شده است. واضح است که مجموع عوامل مثبت و منفی در مبدأ و مقصد برای مهاجر یا مهاجرین باهم متفاوت هستند. در عین حال ممکن است طبقاتی از مردم که به گونه مشابه به مجموعه عوامل در مبدأ و مقصد واکنش نسشان می دهند را بتوان از یکدیگر تفکیک کرد. اثر هر یک از عوامل بنا به شخصیت و ویژگی های فردی، مثلاً سن، جنس، میزان تحصیلات، سطح مهارت، نژاد، گروه های قومی و غیره متفاوت خواهند بود. این عوامل (مثبت، منفی، خنثی) برای اشخاص مختلف هم در مبدأ و هم در مقصد متفاوت خواهد بود. مثلاً آب و هوای خوب، عامل جاذب و آب و هوای نامناسب، عامل دافع برای افراد است، یا اینکه یک نظام آموزشی خوب ممکن است برای کودکان و نوجوانان جزو عوامل مثبت و برای شهروندان که فاقد بچه هستند، عامل منفی باشد، زیرا مالیات زیادتری برای تأمین بودجه آموزش و پرورش آن منطقه باید بپردازند، در صورتی که برای مرد مجرد فاقد دارایی مشمول مالیات در این حالت، نظام آموزشی از عوامل خنثی به شمار می آید. “لی” همچنین در این مدل در مورد زمینه مهاجرت، گسترش جریان و ضد جریان مهاجرت و بالاخره به ویژگی های مهاجران نیز پرداخته است.
ایراداتی که از دیدگاه جامعه شناسی به نظرات جذب و دفع گرفته شده است، این است که چنین نظریاتی کنش متقابل مهاجران و پیامدهای ناشی از مهاجرت را مورد توجه قرار نداده اند. ولی در هر حال این گونه نظریات توانستند به عنوان نظریات راهگشا، مسیر را برای نظریه پردازی و پژوهش در زمینه مهاجرت هموار سازند.
2-17-4-4- نظریه لاوری و راجرز
در ادامه نظریه زیپف و استافر، لاوری و راجرز در سالهای 1966 و 1968 در قالب نظریه جذب و دفع، به شرایط اجتماعی ـ اقتصادی مبدأ و مقصد مهاجرت پرداختند و سعی نمودند تا متغیرهای اجتماعی و اقتصادی مؤثر در جذب و دفع را به دست آورند. بر اساس دیدگاه این دو صاحب نظر، مهاجران بیشتر جنبه های درآمد اقتصادی و زمینه های مناسب اجتماعی در جوامعه مبدأ و مقصد را در نظر گرفته و سپس در مورد مهاجرت یا عدم مهاجرت تصمیم می گیرند.
عوامل جاذبه مقصد، از قبیل درآمد بیشتر، فراهم بودن زمینه های کاری، وجود امکانات رفاهی برای زندگی و… عوامل دافعه مبدأ از قبیل درآمد پایین، کمبود فرصت های کاری، فقر و… از جمله متغیرهای اصلی در ایجاد انگیزه در فرد مهاجر هستند. بر این اساس، مهاجرت بیشتر از مناطق فقیر و توسعه نیافته به مناطق توسعه یافته صورت می گیرد. اگرچه نتایج حاصل از بررسی آنها محرک های اقتصادی را عامل مهاجرت در آمریکا می دانند، ولی برای یافتن علت های مهاجرت، پایه های عقلانی بیشتری را مورد نیاز می دانند. هر دو دریافتند که مهاجرت از مکان مبدأ به مکان مقصد رابطه مستقیم با سطح بیکاری در مکان های مبدأ و مقصد دارد. مهاجران قبل از اقدام به مهاجرت، دست مزدهای قابل انتظار در جامعه مقصد را با درآمد منطقه اصلی خود مقایسه می کنند، اگر در دستمزدهای بین مبدأ و مقصد تفاوت وجود داشت، کارگران دست به مهاجرت می زنند. مهاجران حتی اگر درآمد شهری قابل انتظار به قدری کافی نسبت به دستمزد منطقه مبدأ بالا باشد ممکن است دوره ای از بیکاری را در مقصد تحمل کنند(مولائی، 2008: 158). اگرچه این دو صاحب نظر، حضور عامل بیکاری در مبدأ و به دست آوردن کار مناسب در مقصد را وسیله ی دفع از مبدأ و جذب به مقصد تصور می نمایند؛ حال آنکه آنچه موجب بوجود آمدن موقعیت های شغلی در یک محل و از بین رفتن آن در محلی دیگر می شود، در سیستمی قرار می گیرد که حرکت های جمعیتی نیز منتجه فعل و انفعلات آن سیستم می باشد. به عبارت دیگر، حرکتهای جمعیتی و بیکاری، هر دو معلول ترکیب عوامل مافوق خویش اند که باید مورد تعلیل و تحلیل قرار گیرند(زاهد زاهدانی، 1365: 5).
جوانان و نیروی کار افغانستان که به صورت دوره ای به ایران مهاجرت می نمایند، قبل از اقدام به مهاجرت، گزارش و اطلاعات از شرایط کار در ایران را از اقوام و دوستان (شبکه های ارتباطی) خود که مشغول به کار هستند، سوال می نمایند؛ در قدم نخست تمام هزینه های مهاجرت (هزینه سفر و…) را سنجیده و بعد تصمیم به مهاجرت می گیرند. وقتی این افراد مهاجر به ایران رسیدند، اقوام و دوستانشان در مقصد، برای آنها همکاری نموده و برای آنها زمینه ی کار آنها را نیز فراهم می کنند.
2-17-5- دیدگاه سیاسی مهاجرت

مطلب مرتبط :   اهداف مدیریت منابع انسانی
دسته بندی : علمی