دانلود پایان نامه

با تقویت شهرهای کوچک و حتی میانی و عطف توجه به سوی آنها در نظام برنامه ریزی اسکان و توسعه، این شهرها خواهند توانست عملکردهای متنوعی را عهده دار شوند. برخی از این کارکردها عبارتند از:
رفع عدم تناسب ها در سازمان فضایی سرزمین؛
فراهم ساختن توزیع عادلانه فرصت های شغلی و اقتصادی و دسترسی عادلانه به امکانات؛
عملکرد تسکینی، با هدایت انحراف فشارهای توسعه از شهرهای بزرگ و کاهش مشکلات آنها؛
امکان بهره گیری مناسب از امکانات بالقوه منطقه و تحریک فعلیت یابی توانهای موجود در آنها؛
تغییر الگوهای مهاجرتی مستقیم به الگوهای مهاجرتی پلکانی؛
کمک به توسعه حوزه های روستایی پیرامون این مناطق از طریق تقویت فعالیت های اقتصادی مرتبط با حوزه نفوذ در این شهرها و گسترش صنایع تبدیلی؛
کمک به توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیرامون (امکچی، 1383).
2-1-4- شهرهای کوچک و توسعه پایدار
در طول تاریخ بشری، عصر حاضر بیشترین بهره برداری محیطی را یه دلیل تقاضا، عملکرد و توسعه شهرها و شهرنشینان به خود دیده است. شهرها و به طور عمده شهرهای بزرگ و متوسط (در مقیاس جمعیتی) گرهگاهها و کانون های بیشترین برخورد و تأثیر بر طبیعت می باشند و توسعه پایدار که به نحوی این ارتباط تا حدی ناسالم را زیر سوال می برد، موضوع تفکر برانگیز مباحث توسعه ای اخیراست. اغلب مباحث راجع به توسعه پایدار، توسعه ای است که نیازهای موجود جامعه را بدون به خطر انداختن توانمندیهای آتی یرای رفع نیازهای بشری، برآورده می سازد.
چنانچه مطالعه و بررسیهای محققان در کشورهای جهان نشان می دهد، شهرهای کوچک یکی از موفق ترین نمونه سکونتگاهی در زمینه تحقق توسعه پایدار است. چراکه با پایداری ساختار درونی در این شهرها می توانند به عنوان مراکز خدماتی برای شهرکها و روستاهای اطراف خود، اغلب خصایص پایداری را نیز ارائه و انتقال دهند، هرچند در این کانون سکونتگاهی، شرایط محلی به طور قابل توجهی تغییر می یابد.
بسیاری از شهرهای کوچک در سطح جهانی، طی سالهای اخیر رشد یافته اند و تقریبأ از نظر زیست محیطی بسیار ایده آل به نظر می رسند: چرا که محیط زیستی نیمه روستایی و کوچک مقیاس با اقتصاد و شرایط اجتماعی روبه رشد و ترقی، باخدمات کافی برای تحقق درجه بالایی از خوداتکایی و خودگردانی را ایجاد می کنند. درآینده ای نه چندان دور، شهرهای کوچک نیز از جوانب زیست محیطی، تحت فشارهای مختلفی قرار خواهد گرفت مگر در صورتیکه، برنامه تمرکز زدایی و پخش نیرو و امکانات از شهرهای بزرگ به سوی سطوح پایین تر و این شهرها، به طور قابل توجهی صورت گیرد(ر.ش از رهنمایی و همکاران، 1388: 24). یکی از نتایج رشد سریع برخی شهرهای کوچک، پدید آمدن مشکلات ترافیکی وحمل ونقل است؛ به این ترتیب، تقویت سیستم حمل و نقل عمومی شهر و در پاره ای موارد، افزایش کلی در اندازه و وسعت شهر، به بهبود و پیشرفت تردد وحمل نقل عمومی آن کمک خواهد کرد. بسیاری از این شهرها، دارای مراکز و بناهای تاریخی اند تا جایی که باید معیار و ضوابط دستیابی به اهداف پایداری جهت حفظ و حراست آنها فراهم باشد. شکی نیست که بسیاری از سنجه های پایداری، نظیر؛ پیاده روسازی، تنظیم موتور اتومبیل ها، انتقال منابع آلوده ساز به بیرون و تجدید حیات منابع کمیاب، قویأ حفظ وحراست از بناها واماکن تاریخی را مساعد می نماید. بدین ترتیب با تقویت ساختار درونی شهرهای کوچک و ایجاد زمینه های جاذبه در این شهرها می توان، جمعیت را به سمت این گروه از شهرها کشانیده و به نوعی، پایداری را در این شهرها تقویت کرد.
2-1-5-ضرورت های توجه به شهرهای کوچک در فرآیند پایداری
تداوم روند شهرنشینی در 50 سال گذشته باعث شده است که بیش از نیمی از جمعیت جهان هم اکنون در مناطق شهری زندگی کنند. از نظر تعداد مطلق جمعیت، ساکنان مناطق شهری بین سالهای 1950 تا 2000 تقریباً چهار برابر(حدود 734 میلیون نفر به 758/2 میلیارد نفر) شده است. به ویژه در دو دهه گذشته، جهانی شدن از طریق پیشرفت سیستم های حمل و نقل و ارتباطات این فرآیند را تحریک کرده است و وجود فضای سیاسی مناسب و مثبت نسبت به جهانی شدن، یک اقتصاد جهانی با سطوح بی سابقه ای از شهرنشینی و تعدد شهرها نسبت به گذشته را ایجاد کرده است (Cohen,1995).
پیش بینی شده است که در 20 سال آینده (2010-2030) جمعیت جهان با نرخ رشدی در حدود 8/1 درصد در سال افزایش یابد. یعنی چیزی در حدود دو برابر رشد مورد انتظار برای کل جمعیت جهان (تقریباً یک درصد در سال). با این نرخ رشد، می توان انتظار داشت که جمعیت شهری جهان در طی 28 سال دو برابر شود. تا سال 2030 جمعیت شناسان پیش بینی کرده اند که حدود 61 درصد از جمعیت جهان در مناطق شهری زندگی خواهند کرد که در آن زمان جمعیت شهری جهان حدود 5 میلیارد نفر خواهد بود. در واقع در آینده با یک سیاره ی شهری روبرو خواهیم بود (ibid). روی دیگر سکه شهرنشینی این است که چنین پدیده ای به شکل متوازن و یا با توزیع یکسان جغرافیایی ظاهر نشده است و گرایش به قطبی شدن دارد. تمرکز فزاینده جمعیت در تجمع های شهری بزرگ، از دیگر تبعات فضایی این روند است که همکاری آشکاری با فرآیند جهانی شدن اقتصاد دارد. این چنین قطبی شدن و تمرکزگرایی جمعیت شهری، توازن نظامهای اسکان را بر هم می زند و بازسازی نظام سکونتگاهی را ضروری می‌سازد. رشد سریع و کنترل نشده این تمرکزگرایی، تبعات اقتصادی، اجتماعی و کالبدی خاصی را به همراه داشته است (تیتکانلو، 82:1380). لذا رشد سریع شهرهای بزرگ بویژه در کشورهای در حال توسعه، منجر به ظهور مسایلی مانند کمبود واحدهای مسکونی، بالا بودن میزان بیکاری، مشکلات اقتصادی، فقر، حاشیه نشینی، آلودگی زیست محیطی و غیره شده است(کاندو، 2001، 15). همین امر خود موجب نابرابری خدمات و امکانات و کمرنگ شدن عدالت اجتماعی در سطح منطقه ای و ملی گردیده است. بر همین اساس، عده زیادی از محققان عقیده دارند که بایستی برنامه‌ریزی های توسعه بر اساس تأکید بر پویایی سکونتگاههای کوچک شهری تهیه شوند، چرا که با وجود امکانات و خدمات مشابه در این شهرها از مهاجرت های بی رویه روستاییان به کلان شهرها در سطح منطقه ای جلوگیری خواهد شد و مهاجران، شهرهای کوچک و درجه دوم را برای زیست خود انتخاب می کنند. به هر حال، این شهرها نسبت به شهرهای بزرگ بار اقتصادی کم تری را بر خانوارها تحمیل می کنند و در مقابل انواع آلودگی های زیست محیطی که در کلان شهرها به طور جدی وجود دارند، مصونیت بیشتری دارند. جذب مهاجران در شهرهای کوچک، با کند کردن روند افزایش جمعیت شهرهای بزرگ در تعدیل مسایل این قبیل شهرها کمک فراوان می کند. از طرفی، تأمین امکانات لازم در این شهرها، سیستم سکونتگاهی کشورهای در حال توسعه را متعادل و متوازن می سازد و این سیستم در توسعه اجتماعی-اقتصادی ملی نقش اساسی دارد. در نتیجه بدین ترتیب روابط شهر و روستا در مسیر توسعه همه سکونتگاه ها گسترش می یابد و با این دگرگونی، پایگاه بخش کشاورزی در ناحیه نیز تقویت می شود(شکویی، 1377 :414). از طرف دیگر، توسعه و تقویت شهرهای کوچک سیاستی است که با اهداف تمرکززدایی انطباق دارد و در درازمدت منجر به ایجاد شرایطی می گردد که توان فعالیت های تولیدی را در درون این کانون ها تقویت می کند، این شهرها کل منطقه را تحت تأثیر عملکرد و نقش خود قرار می دهند و می توانند مجموعه عوامل لازم را برای شکوفایی مناطق پیرامونی خود فراهم سازند. این امر فقط با پیگیری تأمین امکانات زیربنایی، آموزشی و بهداشت و درمان در این شهرها تحقق پذیر خواهد بود. بنابراین کانون های کوچک شهری با توسعه متوازن و هماهنگ با شرایط محیطی خود، ضمن کاهش تفاوت های اقتصادی، اجتماعی درون منطقه ای، به تحقق عوامل و زمینه های توسعه پایدار می انجامد(رهنمایی و همکاران، 1388 :35).
2-1-6- نقش شهرهای کوچک در تعادل منطقه‌ای
بنا به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران توسعه، توزیع مکانی نامتعادل جمعیت از موانع مهم توسعه منطقه‌ای به شمار می‌رود و توزیع متوازن جمعیت نیل به اهداف آبادانی ملی و منطقه‌ای را تسهیل می‌کند. براساس بسیاری از نظریه‌های توسعه منطقه‌ای، تمرکز نامتعادل جمعیت در چند کانون بزرگ و خالی بودن بخش‌های زیادی از سرزمین از جمعیت، موجب ایجاد دوگانگی و عدم تعادل زیست محیطی می‌شود و در توسعه منطقه اختلا‌ل ایجاد می‌کند(ر.ش به فنی.ز ، 1382).
در کشورهای در حال توسعه، الگوی استقرار جمعیت و کانون‌های زیستی از نظام بهره‌گیری متناسب ظرفیت‌ها و استعدادهای موجود تبعیت نمی‌کند و سیمای اسکان جمعیت، تصویر نامتعادلی را به دست می‌دهد. الگوی توزیع نامتوازن مراکز شهری، تأثیر بازدارنده‌ای بر روند توسعه شهری بر جای می‌گذارد به طوری که حوزه‌های اشتغال‌زا و پرتوان با جذب نیروی کار بیشتر و حوزه‌های کم رونق و کم توان با نیروی کار کمتری مواجه‌اند.
در این بین، شهرهای کوچک با زمینه‌سازی و فراهم‌آوردن شرایط مساعد، می‌توانند در برقراری یک نظام منظم و منطقی سلسله مراتبی از حیث جمعیت و کارکرد در یک منطقه، موفق باشند. با تقویت و توسعه این شهرها، ظرفیت پذیرش جمعیت آنها افزایش می‌یابد و به سبب قرار گرفتن بر سر راه مهاجرت‌های روستایی این جریان مهاجرتی را به سوی خود و نقاط شهری کوچک دیگر، هدایت می‌کنند.

مطلب مرتبط :   دانلود تحقیق در موردپیامدهای اجتماعی

دسته بندی : علمی