سوء نیت یا قصد مجرمانه

مسئولیت واقعی و انتزاعی
حقیقت این است که «اهلیت تحمل تبعات جزایی» و «اجبار به تحمل تبعات جزایی» دو چهره گوناگون از «مسئولیت کیفری» را نشان می دهند ، زیرا اولی معرف جنبه مجرد و انتزاعی و دومی نشانگر جنبه واقعی و عینی مسئولیت است. جنبه انتزاعی مسئولیت ناظر به «وضعیت» و «صفتی» خاص در شخص است که به موجب آن «اهلّیت» و «قابّلیت» این را پیدا می کند تا «هر زمان» رفتار مجرمانه ای از او صادر شود ، تبعات جزایی آن را متحمل گردد، پس صحیح است که بگوییم شخص واجد «اهلیت» دارای مسئولیت کیفری است. اما از نوع «مسئولیت بالقوه»، یعنی که این شخص به خاطر داشتن «وضعیت» و «صفتی» خاص «اگر» فعل مجرمانه ای انجام دهد، لاجرم تبعات جزایی آن را هم متحمل خواهد شد. اما زمانی که شخص در برابر رفتار مجرمانه ای که«انجام داده» است، یک جانبه و به قهر، «مجبور به تحمل» تبعات جزایی آن می شود، مسئولیت کیفری وجود «واقعی» و «عینی» پیدا کرده است. پس این تعبیر هم صحیح است که بگوییم «شخص مجرم» دارای مسئولیت کیفری است، اما این بار از نوع «مسئولیت بالفعل» یعنی که شخص به خاطر جرمی که «مرتکب شده» است، تبعات جزایی آن را هم به قهر و اجبار تحمل
می کند1. بنابراین با پذیرش جنبه «بالقوه» یا «انتزاعی» مسئولیت کیفری در کنار جنبه «بالفعل» یا «واقعی» آن که دو چهره متفاوت از مسئولیت کیفری را «نمایش می گذارند، بطلان این رﺃی که می کوشد» اهلیت «را از قلمرو» مسئولیت کیفری دور نگهدارد آشکار میشود ، زیرا اهلیت یاد شده، چیزی نیست جز همان جنبه بالقوه مسئولیت کیفری2.
با این حال از نظر نباید دور داشت که جنبه بالقوه مسئولیت همواره در ضمن جنبه بالفعل آن موجود است زیرا اجبار شخص به «تحمل» تبعات کیفری رفتار خود عادلانه و منطقی نیست مگر اینکه «مجرم» و «محکوم»، «اهلیت» تحمل این تبعات را داشته باشد، زیرا نمی توان پذیرفت شخصی که فاقد «اهلّیت» تحمل تبعات جزایی است، در صورت ارتکاب رفتار مجرمانه ، به تحمل این نوع تبعات اجبار و الزام شود.
در مسئولیت کیفری به معنای «قابلیت تحمل مجازات» مسأله به نحو دیگری است، زیرا اهلیت ارتکاب به هیچ وجه کافی نیست،ممکن است از کسی «جرم» صادر شود ، امااهلیت تحمل کیفر نداشته باشد، مثلاً بخاطر محرومیت از قوه تمییز و ادراک ، نتوان او را در برابر ارتکاب جرم، مورد «مجازات» قرارداد، پس این نوع اهلیت، علاوه بر اهلیت ارتکاب جرم ، معتاج شروط دیگری است و همین شروط است که بررسی و تعیین آنها، یکی از دشوارترین مباحث مسئولیت کیفری را تشکیل می دهد. لذا در این کتاب، منظور از مسئولیت کیفری که مفهوم و قلمرو و ارکان آن مورد ارزیابی و تحلیل قرار می گیرد، منحصراً قابلیت تحمل «مجازات» است، «اقدام تأمینی».
از خلال توضیحات بالا ضمناً این نکته هم بر می آید که تکیه ما در این نوشتار ، بیشتر بر مفهوم بالقوه و انتزاعی مسئولیت کیفری است. زیرا سخن بر سر این است که با اجتماع چه عناصر و ارکانی «قابلیت» و «اهلیت» تحمل مجازات در کسی پدید می آید و او را به شخص جزائاً «مسئول» تبدیل می کند؟ و اما مفهوم بالفعل و واقعی مسئولیت ، یعنی ، «تحمیل» یا «مجبور بودن به تحمل» کیفر جرم ارتکابی در واقع بیان دیگری است از «اجرا وتحمل مجازات». درست است که تحمیل مجازات، تنها بر شخص واجد اهلیت «تحمل کیفر» معنا پیدا می کند و شخص فاقد اهلیت، منطقا تحت مجازات قرار نمی گیرد، اما در مفهوم واقعی مسئولیت، به همان اندازه که «اهلیت» مرتکب مهم است، به همان اندازه هم «جرم» و اجنماع ارکان آن در رفتار مرتکب و رابطه مثبت و تقصیر جزایی اهمیت دارد، زیرا تنها در سایه اجتماع یکایک ارکان جرم و تحقق کلیه او صاف لازم در مرتکب و وجود تقصیر، امکان اجرا و تحمیل مجازات وجود دارد. در حالیکه نقطه نظر تحلیلی، همانطور که «جرم» و ارکان آن جدا از مجازات است، «مجرم» و اوصاف و شرایط او نیز غیر از «جرم» و غیر از«مجازات» است.
پس وقتی از ارکان مسئولیت سخن می رود، تنها به حوزه مجرم و شخصیت و اوصاف او باید پرداخت و از اینکه قابلیت و اهلیت او در پرتو چه عناصر و ارکانی شکل می گیرد، و راجع به اینکه وجود چه اوصاف و احوالی، شخص «مسئول» را از «تا مسئول» باز می نماید، گفتگو کرد. این غرض وقتی تامین می شود که از مسئولیت در مفهوم واقعی چشم پوشیده و بحث خود را بر مفهوم انتزاعی و بالقوه مسئولیت کیفری تمرکز و متوجه سازیم.
مقایسه مسئولیت با تکلیف
اطلاق «مسئول» بر کسی که هنوز به ارتکاب جرمی مبادرت نکرده، اما از «قابلیت» تحمل مجازات بر فرض ارتکاب جرم برخوردار است چندان غریب و نامأنوس نمی نماید، زیرا گذشته از اینکه نمونه هایی از آن را در لابلای مقررات جزایی ایران خواهیم دید، می توان نظیر این نحوه کاربرد را در باب «تکلیف»
سراغ گرفت.
در موارد متعددی به شخص عاقل و بالغ ،یعنی کسیکه از «قابلیت خطاب» بهره مند است «مکلف» اطلاق می شود، هر چند که بالفعل و خطاب و تکلیفی به او متوجه نشده باشد، پس چنین کسی را تنها به این اعتبار که قابلیت تکلیف دارد «مکلف» می خوانند ، برای مثال عده ای در تعریف حکم شرعی آورده اند. «حکم شرعی عبارت است از خطاب خداوند یا مداول خطاب الهی که به افعال مکلفین تعلق می گیرد1.
واضح است که منظور از واژه «مکلفین» افراد بالغ و عاقل است که «قابلیت خطاب» و تکلیف دارند، نه کسانی که بالفعل مخاطب تکلیف قرار گرفته اند. همچنین، اطلاق غیر مکلف به اشخاص صغیر یا مجنون به این اعتبار است مه از قابلیت خط
اب و تکلیف بی نصیب و محرومند، نه فقط از اینرو که بالفعل خطاب و تکلیف به آنها تعلق نگرفته است2.
بر همین سیاق، اگر چه مسئولیت در معنای واقعی کلمه مشروط به ارتکاب جرم است، اما این واژه، در مفهوم بالقوه وانتزاعی می تواند درباره کسی بکار رود که نظر به آمادگی روانی و رشد عقلی کافی، از«قابلیت عقاب یا مسئولیت» برخوردار است، هرچند هنوز به جرمی مبادرت نکرده است. برای مثال دو تن از حقوقدانان معاصر در تألیف خود به صراحت واژه «مسئول» را در مورد کسی به کار برده اند که از «قابلیت» تحمل مسئولیت برخوردار است ، یعنی دارای ادراک و اختیار باشد. در آغاز اظهار می دارند: انسان بودن، شرط کافی برای مجرم بودن [متهم] نیست ، بلکه علاوه بر آن لازم است که «مسئول» یعنی، [برخوردار از] قابلیت مواخذه هم باشد3.
به همین منوال ، واژه «غیر مسئول» را می توان بر شخصی فاقد رشد یا شعور اطلاق کرد ، نه از این جهت که در برابر جرمی که انجام داده است مجازات نمی شود بلکه از اینرو که به علت فقدان آمادگی روانی و ذهنی، نامسئول است، یعنی بر فرض ارتکاب جرم، قادر به تحمل بار مجازات و مسئولیت نیست.
تفاوت میان مسئولیت و مجرمیت
مجرمیت که همان سوء نیت است یکی از ارکان تشکله جرم است در صورتی که مسئولیت نتیجه حقوقی جرم است. برای وجود مجرمیت ارتکاب تقصیر جزایی به معنی وسیع کلمه (اعم از تقصیر عمومی یا تقصیر ناشی از بی احتیاطی و بی مبالاتی) که در حقیقت عنصر معنوی جرم را تشکیل می دهد لازم است. اگر تقصیر وجود نداشته باشد مجرمیت نیز وجود ندارد و به علت فقدان عنصر معنوی ارتکاب جرم نیز وجود نخواهد داشت و بنابراین مسئله مسئولیت جزایی نیز به طور کلی مطرح نخواهد شد. ولی در صورتی که مجرمیت وجود داشته باشد و یا نداشته باشد که متعاقباً در این مورد صحبت خواهیم کرد پس برای اینکه کسی مجازات گردد دو عامل باید همزمان وجود داشته باشد یکی مجرمیت و دیگری مسئولیت.
– اختلاف میان مسئولیت و قابلیت انتساب: این دو اصطلاح را نباید با یکدیگر اشتباه نمود قابلیت استناده به معنی داشتن قدرت و استعداد دانستن و خواستن است. قابلیت انتساب بدین معنی است که بتوانیم شخص را از لحاظ جزایی گناه کار بدانیم و ارتکاب جرم را به حساب او بگذاریم. در عمل بسیاری از قانونگذاری ها قابلیت انتساب و مسئولیت جزایی را با یکدیگر اشتباه می کنند به طور ساده می توانیم بگوییم عنصر روانی جرم از دو جزء تشکیل شده است: سوء نیت یا قصد مجرمانه (که در جرائم غیر عمد تقصیر جزایی جانشین آن می شود) وآن عبارت از این است که کسی با علم و اطلاع و به قصد ارتکاب جرم علمی را مرتکب شود و در حقیقت اثبات وجود رابطه میان مجرم و عمل انجام شده است.
فصل سوم
سابقه تاریخی مسئولیت
سابقه تاریخی مسئولیت
مراد از طرح عنوان سابقه تاریخی مسئولیت آن است که سرگذشت طرز تلقی و برداشت گذشتگان را درباره پدیده مسئولیت در روزگار باستان ، از روی اسناد و مدارک قابل اطمینانی که به دست ما رسیده است به ترتیب از منه، تنظیم مورد مطالعه قرار دهیم.

                                                    .