دانلود پایان نامه

خدیجه مقدم درباره چگونگی مواجه با مسائل مذهبی در تجربه روزمره خود می‌گوید: «برای پیگیری مطالبات کمپین، من تا جایی که اطلاع داشته باشم می توانم از عقاید مذهبی استفاده کنم. مثل اینکه ما می‌گوییم فلان پزشک می‌گوید که فلان دارو خوب است – آن هم نه هر پزشکی، بلکه پزشکی که دیده‌ایم که به نفع مردم کار می‌کند – در اینجا هم همینطور، اگر می دانم که فلان مرجع، حرف درستی می زند، من هم از آن استفاده می‌کنم. لازم نیست که حتماً خودم هم قبول داشته باشم». وی سپس مثال می‌آورد که: «من به دین مردم احترام می‌گذارم و حتی در مراسم دینی شرکت می‌کنم. مثلاً من در برنامه‌هایی که مادر شوهرم برای عاشورا برگزار می‌کرده همیشه بوده ام و چایی داده‌ام، از آن طرف هم هر سال مادر شوهرم، خانه اش را برای هشت مارس در اختیار من قرار می‌داد. یعنی رابطه ما با دین، باید توام با احترام متقابل باشد. وقتی من به یک فرد مذهبی می‌گویم که مثلاً آقای صانعی فلان نظر را دارند، یعنی دارم از اطلاعاتم استفاده می‌کنم، درباره عقایدم نمی‌گویم. یعنی، من درباره اسلام این اطلاعات را دارم، که یک عده این عقیده را [درباره حقوق زنان] دارند، و یک عده عقیده دیگری دارند. خوب، من فکر می‌کنم که مطالباتی که می‌خواهم به نفع مردم است، خوب به مردم هم اطلاع می‌دهم که مراجعی هستند که مطابق مطالبات ما رای می‌دهند».
اما، چنین رویکردی، از آغاز کمپین مورد مخالفت دو قطب اسلام‌گرا و سکولار در جنبش زنان بوده است. برخی از اسلام‌گرایان، کنشگران کمپین را به استفاده ابزاری از دین، و برخی از نیروهای سکولار نیز آنها را به مماشات و سهل‌انگاری متهم می‌کنند. نسترن موسوی، یکی از زنان چپ‌گرایی است که در مصاحبه با محقق می‌گوید: «سر محتوایش، من مسئله دارم، که این فکر چقدر درکش از احکام در اسلام درست است که می تواند احکام را عوض کند. اگر این احکام را عوض کردند که جنگی نیست. من فکر می کنم این ها کمی موضوع را شوخی گرفته اند. این تز را مطرح می کنند که این احکام ثانویه است و با فتواهای جدید یک آیت الله، می توان احکام را تغییر داد. اینکه وجود این درخواست تغییر در جامعه بتواند آیت الله ها را وادار کند که تفسیرهای دیگری را بدهند. در واقع، فرض را بر این گذاشته که احکام قابل تغییر است. این یک نگاه اصلاحی در برابر نگاه انقلابی است و من فکر نمی‌کنم این اتفاق بیافتد».
در برابر چنین انتقاداتی، کنشگران این کمپین بر نتایج عملی تاکید دارند. ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه نگار و سردبیر سایت کانون زنان ایرانی، به عنوان یکی دیگر از اعضای کمپین یک میلیون امضاء می‌گوید: «من نمی فهمم عوام فریبی یعنی چه، من فکر می کنم آن بخشی از سنت ها که می توانند به بهبود وضعیت زنان کمک کنند و ضرری هم به کسی نمی رسانند را استفاده کنم، این کجایش عوام فریبی است؟ مثلا وقتی برادر شوهر من به من می گوید در قران آمده که من می توانم زنم را بزنم، من می توانم بگویم که نه این طور نیست و از تفسیری بگویم که این آیه را در معنای دیگری به کار می برد. یعنی باید دغدغه او را بفهمم و با دغدغه خودش پاسخ دهم. اگر این می تواند قانع کند، چرا که نه؟ من فکر نمی‌کنم که باید اندیشه دیگران را عوض کنم، باید ایدئولوژی‌اش را عوض کنم. اگر با همان ایدئولوژی بتواند با زنش بهتر رفتار کند، چه خوب. من کنش عملی آنها را می خواهم. من مسلمان هایی را می شناسم که رفتار عملی‌شان با زنان‌شان بسیار بهتر از خیلی روشنفکران است و من همین پذیرش عملی حقوق زنان را می خواهم» .
نوشین احمدی خراسانی، از دیگر اعضای کمپین یک میلیون امضاء، در اظهارنظری مشابه می‌گوید: «در مورد استفاده از قرائت‌های مترقی از اسلام، مسئله من این نیست که اسلام را تغییر دهم یا افرادی که متولی اسلام هستند را تغییر دهم، مسئله من تغییر وضعیت زنان است. بنابراین می‌توانم از این قرائت‌ها استفاده کنم و بر طبق اصول فمینیستی من است». وی در توضیح این رویکرد، این‌گونه استدلال می‌کند که: «وقتی مخاطب‌های ما محدود بودند، درگیری با اسلام هم کمتر وجود داشت. در واقع، نه درگیر اسلام حاکمیت بودیم و نه اینکه مخاطب‌های ما چندان مذهبی بودند. در نتیجه، درگیری ما قبلاً بیشتر با روشنفکران و نگاه آنها به مذهب و مسئله زنان بود. ولی به تدریج، با گسترش حرکت‌ها، چالش با اسلام، یعنی در دو سطح اسلام مردم و اسلام حکومت ایجاد شد. همچنین توجه به ادبیات روشنفکران دینی و مباحثی همچون فقه پویا نیز بیشتر شد، چون می‌شد که به عنوان ابزار برای حل چالش‌های با مردم و حکومت مورد استفاده قرار گیرد. به هر حال، اسلامی که برای ما تعیین تکلیف می‌کند، اسلام حکومت است. اما از طرف دیگر به دلیل وجود مراکز متعدد تفسیر اسلام، این یک فرصتی برای ما ایجاد می‌کند که بتوانیم قرائت‌های مترقی تر و همسو با حقوق زنان را مورد استفاده قرار دهیم».
احمدی خراسانی، در ادامه می‌افزاید: «من معتقدم، بر خلاف آن چیزی که گفته می‌شود که این خود اسلام است که خیلی بازدارنده است، من بیشتر بحث قدرت سیاسی را می‌بینم. یعنی بیشتر قدرت سیاسی است که تعیین می‌کند چه چیزی اسلامی است یا نیست. در نتیجه، اینکه بخواهیم ریشه یابی کنیم که در تاریخ اسلام این مسئله [زنان] چگونه بوده است، یا اینکه این قرائت اسلامی است یا نیست، به راه حل قطعی نمی رسد. چون به نظر من اسلام به اندازه 70 میلیون نفر متکثر است و آن چیزی که به اسلام شکل واحد داده است، تنها قدرت سیاسی است». وی سپس استدلال می‌کند که: «در عمل، ما از روشنفکری دینی استفاده کردیم و گفتیم که اسلام‌های متکثری وجود دارد. بنابراین، وقتی چیز واحدی وجود نداشته باشد، اصلاً در مقابل ما نیست و ما با آن نمی توانیم مخالف باشیم. مثلاً وقتی سر ریاست جمهوری زنان، یک کشور اسلامی این مسئله را می پذیرد و یک کشور نمی پذیرد، بنابراین اصلاً موضوع اسلام نیست. در مورد سایر مسائل هم ما باید پوست رویی را در بیاوریم تا به هسته اصلی برسیم. یک راه اینکار، برجسته کردن قرائت‌های مختلف دیگر است».
احمدی خراسانی، در نهایت به نقد برخورد برخی روشنفکران در گذشته می‌پردازد و اظهار می‌دارد: «قبلاً اینگونه بود که روشنفکران سعی می‌کردند هر تبعیضی را به اسلام مربوط کنند. مثلاً می گفتند که علت خشونت علیه زنان، به علت اسلام است. این کار اشتباه بود، چون علت اصلی را پنهان می‌کرد و تنها به ظاهر توجه داشت. در واقع، در آن موقع روشنفکران بر روی هر مشکلی یک پوسته اسلامی می کشیدند. مثل همان کاری که حکومت می کرد، یعنی حکومت سعی می‌کرد برای توجیه رفتار خود بگوید که طبق اسلام رفتار کرده است. الان، ما باید برعکس عمل کنیم، یعنی باید بگوییم که این ربطی به اسلام ندارد و اسلام با حقوق زنان سازگار است». در مجموع، می‌توان ادعا کرد که در ائتلاف یک میلیون امضاء رگه‌ها و دریچه‌هایی جدی برای خلق رویکردی جدید نسبت به مذهب در حال شکل‌گیری است، و به سادگی نمی‌توان کنشگران این ائتلاف را در قالب دوقطبی‌های سابق جای داد.
چگونگی استفاده از روش‌های اعتراضی
ارزش‌گذاری بر روش‌ها و ابزارهای عمل در جنبش زنان ایران، به چارچوب‌های ایدئولوژیک و سیاسی باز می‌گردد. بطوریکه برخی از وسایل و ابزارها خوب و ارزشمند و برخی بد و ضد ارزش تلقی می‌شده است. البته، همانگونه که تاکنون اشاره شد، بسیاری از این تفاسیر ایدئولوژیک مخدوش شده است، اما همچنان بحث بر سر استفاده از ابزارهای مختلف در میان کنشگران جنبش زنان وجود دارد. در واقع، از آنجایی که برجسته بودن برخی از شیوه‌های اعتراضی به نوعی بیانگر و نمود بیرونی استراتژی و برنامه عمل جریان‌های مختلف است، در نتیجه در مواردی میان جریان‌های مختلف چالش‌هایی بر سر این موضوعات در می‌گیرد. به عبارت دیگر، استفاده از برخی شیوه‌های اعتراضی همچنان با چالش‌هایی همراه است. سه شیوه مهم و حساسیت برانگیز اعتراض و عمل که بیشتر مورد بحث و چالش قرار داشته اند عبارتند از: رسانه‌ها، لابی یا مذاکره، و تجمع خیابانی. در ادامه به اظهارنظر کنشگران جنبش زنان درباره هر یک از این سه موضوع پرداخته می‌شود.
استفاده از رسانه‌ها
محدودیت‌ها و ضعف رسانه‌های مستقل جنبش زنان سبب شده است که گروه‌هایی از زنان برای گسترش و طرح خواسته‌های خود از رسانه‌های دیگران برای این کار استفاده کنند. اما این مسئله همواره با چالش‌هایی همراه بوده است. کنشگران جنبش از یک سو با مشکلات و تهدیدهای امنیتی مواجه بوده‌اند و از سوی دیگر تمایل نداشتند که با این کار استقلال‌شان خدشه دار شود. بطوریکه از یک سو امکان داشته است که اتهام ارتباط با بیگانگان یا گروه‌های سیاسی معارض به آنها وارد شود، و از سوی دیگر، ممکن بوده که مورد استفاده دیگر جریان‌ها قرار بگیرند یا حرف‌شان سانسور شود. این نگرانی‌ها را می‌توان در اظهارات نازی اسکویی مشاهده کرد: «می توان از دیگر رسانه‌ها استفاده کرد به شرطی که سانسور نکنند. یا اینکه رسانه نخواهد به حرف شما خط و خطوط خودش را تحمیل کند. البته، در یکی دو سال اخیر شرایط سیاسی و امنیتی جوری شده که حکومت هم به دنبال نقطه ضعف گرفتن از ما است. در نتیجه، در استفاده از رسانه ها مجبور به سبک سنگین کردن هستیم».
البته، کنشگران گروه‌ها مختلف تمهیداتی اندیشیده‌اند تا بتوانند با وجود چنین مشکلاتی باز هم از رسانه‌ها برای پیشبرد اهداف‌شان استفاده کنند. به عنوان مثال، محبوبه عباسقلی‌زاده می‌گوید: «ما اصولی را برای خودمان تعیین کرده‌ایم. مثلاً با کیهان مصاحبه نمی کنیم. در اکثر مواقع، با رسانه های خارجی مصاحبه نمی کنیم، چون مثلاً [وزارت] اطلاعات می تواند به ما انگ وابسته خارجی بودن را بزند. ولی یک وقتی هست که مکرمه را دارند سنگسار می کنند. قبل از سنگسار مکرمه، بحث ما این بود که با رسانه های آمریکایی مصاحبه نمی کنیم. ولی بعد مصاحبه کردیم. چون می خواستیم بسیج افکار عمومی بکنیم. خط قرمز ما این است که با رسانه های خیلی بنیادگرا مثل کیهان و امریکایی مصاحبه نکنیم. در مورد آمریکا، خط قرمز ما عقیدتی است نه امنیتی».
شادی صدر درباره چگونگی استفاده از رسانه‌ها، بحث ارتباطات بین‌المللی را هم مطرح می‌کند. وی می‌گوید: «رسانه و نیز سازمان های بین المللی ابزار مهمی برای فشار آوردن هستند. [در این موارد] به یک معنایی هیچ محدودیتی نداریم. یک موقع هست تو می خواهی اخبار را بفرستی که محدودیتی ندارد و به همه می فرستی، اما موقعی هست که می خواهی با یک سازمان به طور نزدیکتری کار کنی، کمی بیشتر ملاحظه پیش می آید. مثلاً من با وی.او.ای. هیچ وقت مصاحبه نکرده ام. اگر خانم بر فرض الهه هیکس درباره سنگسار در وی.او.ای صحبت کند خیلی عالی است و من استقبال می کنم چرا که می دانم که رسانه مهمی است، تاثیر گذار است، شبی 4 میلیون بیننده دارد. اما شخص خودم با وی.او.ای. مصاحبه نمی کنم. دو دلیل دارد یکی این که به لحاظ فکری وقتی جنگ را تبلیغ می کند، من با آن مخالفم، یعنی به لحاظ اعتقادی؛ و دیگری به لحاظ امنیتی، وقتی که تو در داخل کار می کنی و این جرم محسوب می شود، باید مراقب هم بود». وی سپس در مورد رسانه‌های داخلی می‌گوید: «در استفاده از رسانه های داخلی برای ما محدودیتی وجود ندارد. در مورد صدا و سیما مساله ای ندارم، اگر که آنها بگذارند. ایده آل من بود که اگر صدا و سیما هفته ای فقط یک ربع اختصاص به فمینیست ها و جنبش زنان بدهد همه چی کن فیکون می شود. بنابراین چه اشکالی دارد این همه مخاطب دارد».
شهلا شرکت به عنوان یک ژورنالیست که بیش از 16 سال مجله زنان را سردبیری می‌کرد، در مورد استفاده از رسانه‌ها می‌گوید: «خط قرمز من در کار رسانه‌ای، ظرفیت جامعه است. اگرچه ممکن است من خیلی از حداقل های ظرفیتی را قبول نداشته باشم و واقعاً معتقدم که مطبوعات می توانند این خط قرمزها را به عقب ببرند. به خط قرمز سیاسی معتقد نیستم چون فکر می کنم اگر حکومتی ثبات داشته باشد با نوشتن مطلبی ثباتش از بین نمی رود. ولی من به این که مجله را حفظ کنم می اندیشم و خود سانسوری هم می کنم». وی سپس در مورد دیگر رسانه‌ها می‌گوید: «نشریه ای که نظرم را کامل بزند، حتی اگر مخالفش هم باشم، من استفاده می کنم». اما در مورد رسانه‌های امریکایی معتقد است: «من وی.او.ای. را قبول ندارم، چون تک صداست و خلاف دمکراسی است. مجریانش با وحشت تمام از رئیس و نان آورشان صحبت می کنند، که این منزجر کننده است».
البته، در میان برخی از کنشگران جنبش زنان این تمایل وجود دارد که از رسانه‌های داخلی بیشتر استفاده کنند. فریده ماشینی در این باره می‌گوید: «به هر حال، محدودیت‌هایی وجود دارد، یعنی ما در استفاده از رسانه‌های رسمی کشور با مشکل مواجه هستیم. حتی این محدودیت‌ها دارد به روزنامه‌ها کشیده می‌شود. البته، من فکر می‌کنم با وجود این محدودیت‌ها اگر کمی مدارا کنیم و رعایت کنیم، حتی از همین رادیو و تلویزیون هم در حد محدود می‌توانیم برای انتقال پیام‌مان استفاده کنیم. یعنی اگر مدارای خودمان را افزایش دهیم، در استفاده از رسانه‌ها بهتر می‌توانیم کار کنیم. در واقع، به این صورت یک بخشی از مطالبات، هر قدر هم محدود مطرح می‌شود». وی سپس در مورد استفاده از دیگر رسانه‌ها می‌گوید: «البته، تاجایی حاضر به مصاحبه هستم که آن رسانه حرف من را کامل انعکاس بدهد. مثلاً من با کیهان مصاحبه نمی کنم چون می‌دانم که آن مصاحبه را درست چاپ نمی کند. یا حتی اگر حرف‌های من را منعکس کند، جوری وانمود می‌کند که به نفع خودش تمام شود. […] در حزب مشارکت یک بحث غیر رسمی وجود دارد که با برخی شبکه های ماهواره ای مصاحبه نکنیم، یکی به خاطر سواستفاده آنها و همچنین به خاطر سوء استفاده داخلی. ولی با رادیو‌ها و خبرگزاری‌های خارجی مصاحبه می‌کنیم».
ماشینی به شیوه‌های دیگر استفاده از رسانه‌ها نیز اشاره دارد. وی می‌گوید: «بعلاوه، ما سعی می‌کنیم برنامه های‌مان را در قالب نشست ترتیب دهیم، به صورتی که رسانه‌ها بیایند و مباحث نشست را پوشش بدهند. ما یک سایت داریم که از طریق آن هم کار می‌کنیم. در مجلات دیگر مقاله می‌نویسیم. در حد توانمان مصاحبه می‌کنیم». وی سپس در مورد توانایی سایت‌های اینترنتی می‌گوید: «به نظر من، الان سایت‌های اینترنتی با اینکه ممکن است مخاطبان محدودی داشته باشند، اما تاثیرگذار هستند. حتی ممکن است که کار یک گروه تنها در حد همان سایت باشد، اما دیگران آن سایت را در حد یک جریان می‌بینند. در واقع، از طریق اینترنت خود را در حد یک جریان تحمیل می‌کند».
در میان برخی از فعالان کمپین یک میلیون امضاء نیز شاهد انعطاف بیشتری نسبت به استفاده از رسانه‌ها هستیم. خدیجه مقدم در مورد استفاده از رسانه‌ها می‌گوید: «به نظر من از هر تریبونی می توان استفاده کرد تا حرفمان را بزنیم. من هیچ خط قرمزی در این خصوص ندارم. چه رسانه دولتی باشد چه خارجی. ولی به این شرط که حرفم کامل و بدون حذف منتشر شود. به همین خاطر ترجیح می‌دهم مستقیم مصاحبه کنم، یعنی برنامه زنده باشد، نه مصاحبه ضبط شده که حذف و سانسور می‌شود. البته، آدم به هر حال، نسبت به یکسری رسانه‌ها احساس بد دارد. مثلاً اگر فکر کنم ممکن است فلان رسانه از من استفاده ابزاری کند، و یا سابقه اینکار را داشته، با آنها صحبت نمی‌کنم».
نوشین احمدی، بیشتر بر ایجاد یک رسانه مستقل تاکید دارد. وی می‌گوید: «به نظر من، رسانه خودش می‌تواند یک نهاد باشد. من بیشتر اوقات سعی کرده‌ام که رسانه مستقل خودمان را داشته باشیم. استقلال داشتن، فقط این نیست که بگویی من مستقل هستم، یا مستقل فکر کنی، بلکه باید ابزارهای مستقل هم داشته باشیم. البته، می شود از رسانه‌های دیگران هم استفاده کرد، اما بودن یک رسانه مستقل لازم است. بخصوص در مواقع بحرانی ممکن است دیگران به مسائل زنان توجه نکنند، و اگر ما رسانه مستقل خودمان را نداشته باشیم، آن موقع آنها هم به ما توجهی نمی‌کنند و عملاً حذف می‌شویم. بنابراین، گرایش من همیشه این بوده که رسانه‌های مستقل داشته باشیم. و حتی سعی کنیم که رسانه خودمان انحصاری و ویژه باشد».
احمدی خراسانی درباره استفاده از رسانه‌های دیگران می‌گوید: «در استفاده از رسانه‌ها، خودم خط قرمزی ندارم. اما خب حاکمیت خط قرمز دارد. یعنی این یکی از حسیاست‌های حکومت است. بنابراین در استفاده از رسانه‌ها همیشه باید به این حساسیت توجه داشت. مخصوصاً در اوایل حرکت که ضعیف هستیم، باید بیشتر مراقب باشیم. استفاده از رسانه‌های قوی، خیلی تاثیر گذار است. اما اگر خودمان ضعیف باشیم، هزینه آن نیز بالا می رود. نباید فقط از رسانه‌ها استفاده کرد، رسانه باید یک ابزار جانبی باشد». وی سپس ادامه می‌دهد: «وقتی آن موقعیت و قدرتی را داشته باشیم که مواضع‌مان مطرح و مشخص باشد، می توانیم از رسانه‌های مختلف استفاده کنیم. اما وقتی که هنوز برای جامعه مشخص نیست که ما در کجا قرار داریم، آن وقت استفاده از رسانه‌ها ما را در داخل آنها تعریف می‌کند. یعنی ممکن است هویت‌مان خدشه دار شود، و اگر به اشتباه به رسانه‌ای ‌وصل شویم، برای حرکت‌مان خطرناک هم هست. از این نظر، استفاده از رسانه‌ها بستگی به موقعیت و جایگاه ما دارد».
لابی و مذاکره
«حاضر نیستم با هیچ دولتمردی حتی برای صرف چای سر یک میز بنشینم، چه برسد که بر سر مسائل زنان چک و چانه بزنم. به هیچ عنوان نمی‌توان با وجود لابی‌گری مستقل ماند» (از زبان یکی از مخالفان لابی، به نقل از کشاورز، 1385: 125). تا اواخر دهه 1370 چنین واکنشی نسبت به لابی‌گری بویژه در میان زنان سکولار و چپ‌گرا بسیار زیاد بود. اما به تدریج در جریان عمل این موضع‌گیری‌ها تعدیل شد. با این وجود، هنوز لابی یکی از ابزارهایی است که با چالش‌های فراوان همراه است. و گروه‌های مختلف جنبش زنان رویکردهای متفاوتی نسبت به آن دارند.
مثلاً برخی از کنشگران عنوان می‌کنند که با لابی مشکلی ندارند، اما خودشان تمایلی به انجام این کار ندارند. شادی صدر، از فعالان گروه میدان زنان، در مصاحبه با محقق می‌گوید: «ما هیچ وقت اهل این نبودیم که برویم لابی بکنیم، می گوییم کار ما نیست. ما باید توانایی هایی را که داریم توسعه دهیم. روش هایی که طرفمان مردم است برای ما خیلی راحت تر است». وی در بخش دیگری از مصاحبه می‌افزاید: «تجربه به من ثابت کرده که آن قدر که از نظر فشار آوردن و جوسازی به معنای مثبتش می توانیم تاثیر گذار باشیم، از راه های دیگر نمی توان تغییرات را ایجاد کرد. خوب چرا راهی که جواب داده ول کنیم برویم سراغ یک راه دیگر [مثل لابی] که کار ما نیست. من یا دیگر کسانی که در گروه ما هستند آنقدر مشروعیت نداریم که حتا برویم با کسی مثل کرباسچی حرف بزنیم». محبوبه عباسقلی‌زاده، از دیگر اعضای گروه میدان در میزگرد مجله زنان عنوان می‌کند که فعالیت‌های بخشی از گروه‌های زنان سبب شده که قدرت چانه‌زنی زنان سیاستمدار افزایش یابد (مجله زنان، شماره 145، خرداد 86).
در واقع، زنان اصلاح‌طلب بیشتر تمایل داشته اند که از مذاکره و رایزنی برای پیشبرد اهدافشان استفاده کنند. زهرا شجاعی به امکان مذاکره و همکاری با زنان دیگر گروه‌های سیاسی بر سر خواسته‌های زنان می‌پردازد، و عنوان می‌دارد: «ما معتقدیم که حتی در بخشی از مطالبات‌مان در مورد زنان، با زنان اصولگرا هم مشترک هستیم. مثلاً کاهش خشونت علیه زنان، هم مورد توجه اصولگرایان است و هم ما. لذا یک حوزه های مشترکی است که ما می توانیم با حفظ مواضع سیاسی خود با زنان اصول گرا هم کار کنیم. به عبارت روشن‌تر، همه مسائل زنان سیاسی نیستند. اصلاً امور زنان موضوعی چند وجهی است. در واقع، در بخش سیاسی ممکن است با هم تفاوت دیدگاه داشته باشیم، اما در بخش هایی که می توانیم مشترک کار می‌کنیم». وی سپس می‌افزاید: «به نظر من، سیاست‌ورزی ایجاب می‌کند که حتی با مخالفین سیاسی خودمان هم سر یک میز بنشینیم و گفتگو کنیم. نشستن سر یک میز با طرف مقابل به معنی پذیرش مواضع یا تسلیم شدن در دیدگاه آنها نیست. در واقع، ما می‌توانیم با حفظ مواضع گفتگو کنیم. ما می توانیم ضمن حفظ هویت مستقل خودمان، با دیگران همکاری کنیم».

مطلب مرتبط :   پایان نامه روانشناسی درباره : تعارضات زناشویی-خرید پایان نامه

دسته بندی : علمی