دانلود پایان نامه

همچنین فیلسوف فرانسوی «آبتین بونودوکندیاک» (1715-1780) با انکار نظریه‌ی افلاطون مبنی بر این که ایده‌ها در ذهن وجود دارند اظهار می کند «احساس را سرچشمه‌ی همه‌ی ایده‌های انسان دانست».
ایدئولوژی را همچنین می توان به مثابه زمینه ای برای تفسیر گذشته و اوضاع کنونی دانست که در درجه نخست ایدئولوژی گذشته جامعه خود را بررسی می کند، به منظور ارائه تفسیر روشن از موقعیت زمانی و مکانی مشخص تا به عضویت در گروه معنا و مفهوم بخشیده و نوعی هویت مشترک و همبستگی ایجاد کند.گاهی ایدئولوگ ها موقعیت کنونی گروه را به منظور تعیین خط مشی آینده مشخص می کند که عنصر مهم ایدئولوژی را تشکیل می دهد. ایدئولوژیست از گذشته برای تهیه توصیفی از نحوه شکل گیری گروه بهره می برد. مثلأ «جان لاک» مدعی تقدم فرد بر جامعه یا مارکس وجود دو طبقه متخاصم سرمایه داری و کارگری راتبیین می کند.
یعنی ایدئولوژی عامل شکل دهنده ی وفاق گروهی در تمامیت جامعه، اعم از تمامی نهادی رسمی و غیر رسمی، احساس هم گوهری و یا «یگانگی» را در جامعه به وجود می‌آورد و حس وفاق اجتماعی و سر سپردن به ارزش‌های رایج گروه را نیز در اعضا ایجاد می‌کند.
به طور کلی ایدئولوژی های انقلابی فراگیر در زمان های بحرانی جامعه (زمانی که جامعه آماده دگرگونی های بنیادی است) ظهور می یابند تا نقش خود را به عنوان یکی از عوامل مهم دگرگونی اساسی ایفا کنند. البته ممکن است در شرایط غیر بحرانی نیز ایدئولوژی انقلابی مطرح شوند، اما در این صورت آن ها مورد قبول یا حمایت اکثریت مردم قرار نمی گیرند و گرایشی به آن ها ابراز نمی شود، زیرا ایدئولوژی انقلابی تنها در شرایطی که جامعه دچار بحران های جدی شده باشد و بخش مهمی از مردم از نظام حاکم ناراضی باشند، مورد توجه واستقبال مردم قرار می گیرند (پناهی،1389:385).
می توان ویژگی های ایدئولوژی های انقلابی را به طور خاص بر شمرد: یکی از ویژگی های ایدئولوژی نظام وار بودن یا سیستمی بودن آن است. ایدئولوژی مجموعه منسجمی از ارزش ها و اندیشه هاست که غالبا حول یک محور ارزشی سازمان می یابد. ویژگی دیگر ارتباط آن با موقعیت اجتماعی، خواسته ها، و منفع گروه، قشر یا طبقه یا ملتی خاص است که تدوین و تشریح کننده اصلی آن است. به عبارتی ایدئولوژی همواره جانبدارانه است. ویژگی دیگر ایدئولوژی ماهیت سیاسی آن است از آنجا که ایدئولوژی انقلابی در جهت دگرگونی اساسی نظام سیاسی و اجتماعی موجود است، ناخواه با سیاست ونظام سیاسی موجود درگیر است.آخرین ویژگی عامه فهم بودن ایدئولوژی است. ساده سازی واقعیت پیجیده درباره وضعیت موجود و راه رسیدن به اهداف برای جلب مشارکت توده ای یک نیاز مبرم جنبش اجتماعی است (پناهی،390:1389).
همچنین دغدغه اصلی «مارکس» در بحث شناخت، ایدئولوژی است که جنبه ای اجتماعی دارد و برگرفته از هستی اجتماعی است. بحث ایدئولوژی بیش تر به این مسائل می پردازد که ایدئولوژی چگونه شکل می گیرد و چه عواملی اجتماعی در شکل گیری آن دخیل است که در زیر به آن ها اشاره می شود:
1- ایدئولوژی ازآگاهی اجتماعی و هستی اجتماعی هستی اجتماعی سرچشمه می گیرد.
2- زیربنا و روبنایی که ابعاد یک جامعه را تشکیل می دهد.
3- شیوه تولید، روابط تولید و عامل اقتصاد در شکل گیری آن تأثیرگذارند.
اقتصاد عامل تعیین کننده و زیربنا است. مارکس ایدئولوژی را شناخت (آگاهی) کاذب می داند، مارکس می خواهد به ذات ایدئولوژی دست پیدا کند. مشروعیت بخشیدن و حفظ شرایط موجود از پیامدهای ایدئولوژی است. از نظر مارکس ایدئولوژی کارهایی را انجام می دهد که عبارتند از :
1- تحریف واقعیت های اجتماعی
2- توجیه تناقضهای اجتماعی
3- ترمیم مقطعی و موقتی شکاف های اجتماعی
4- تغییر واقعیت های اجتماعی
منظور مارکس از ایدئولوژی، بیش تر ایدئولوژی جامعه سرمایه داری است و مرگ ایدئولوژی نیز زمانی فرا می رسد که آگاهی طبقاتی در طبقه پرولتاریا شکل می گیرد و از طبقه در خود به طبقه برای خود می رسد.
در ادامه به نظریات سایر جامعه شناسان و متفکران اشاره می کنیم تا مفهوم ایدئولوژی از دیگاه های متفاوت دیگر نیز بررسی شود:
«لنین» کسی است که احتمالا اولین بار ایدئولوژی را از منظر انقلابی نگریست، می‏گوید: «جنبش انقلابی طبقه کارگر، تنها بین دو انتخاب مخیل است، و میان سوسیالیسم و سرمایه‏داری، حد وسطی وجود ندارد. بنابراین باید بتوانیم از ایدئولوژی طبقه کارگر صحبت کنیم و در جامعه پاره پاره شده توسط تعارضات طبقاتی، اساسا فاقد طبقه یا ماورای طبقه وجود ندارد» (اخوان منفرد، 1375: 2).
«گرامشی» از دیگر مارکسیست هایی است که در نوشته‏ها و یادداشتهای زندان ضمن بررسی ارتباط ایدئولوژی با ساختارهای اجتماعی و اقتصادی، همین مفهوم از ایدئولوژی را پذیرفته است. از نظر وی رابطه ساخت فکری و ساخت اجتماعی مسأله‏ای پیچیده و مستلزم مطالعات تاریخی موردی است. او ابتدا «روشنفکران ارگانیک‏» را از «روشنفکران اسیمیله یا جذب شده‏» تفکیک می‏کند و سپس توضیح می‏دهد که هر گروه اجتماعی به اقتضای موقعیتش در ساختار تولیدی جامعه، یک یا چند دسته روشنفکر را به وجود می‏آورد تا بیان‏کننده منافع طبقاتی باشند. وظیفه روشنفکران ارگانیک عرضه خاصی از علایق طبقاتی است تا هم در سطح طبقه، آگاهی طبقاتی را نشر دهند و هم در میان آنان تجانس و همگنی ایجاد کنند. طبقه سرمایه‏داری مدرن، روشنفکران ارگانیک خود را در میان اقتصاددانان، حقوقدانان و تکنوکراتهای مدرن جستجو می‏کند تا اینان با تدارک فرهنگ و ایدئولوژی و انجام کار فکری، هژمونی و سلطه آنان را در ساخت ‏سیاسی و دستگاه حکومتی تداوم بخشند، اما طبقات پایین معمولأ در ایجاد روشنفکران ارگانیک دچار مشکل هستند و خود را با روشنفکران مستقر در جامعه روبه‏رو می‏بینند، لذا سعی می‏کنند یا روشنفکران ارگانیک خود را ایجاد کنند یا روشنفکران مستقر در جامعه را جذب نمایند. با تحول جامعه، روشنفکران سنتی به عنوان منبع جذب «روشنفکران اسیمیله» از جانب سایر طبقات اجتماعی مطرح می‏شوند. گرامشی معتقد است کار ایجاد روشنفکران ارگانیک پرولتاریا، مهمترین وظیفه پیش‏روی جنبش سوسیالیستی است و پیش از هر انقلاب ارتقا و گسترش اندیشه، انتقاد از وضع موجود و هژمونی روشنفکران بورژوازی و تدارک فرهنگی یک ضرورت است و این مهم با ایدئولوژی میسر می‏شود (اخوان منفرد، 1375: 3).
باید توجه کرد که وقتی «ایدئولوژی به عنوان جهان‏بینی طبقه‏» لحاظ گردد، درواقع دربرگیرنده آگاهی کاذب از یک سو و آگاهی حقیقی از سوی دیگر است. بنابراین، ایدئولوژی فی‏نفسه دارای معنای منفی و مذمومی نیست.
همچنین «پاره تو» و «سورل»، آنچه را مارکس و مریدان او ایدئولوژی نامیده‏اند، پاره‏تو «مشتقات‏» و سورل «اسطوره‏» خوانده‏اند. پاره‏تو و سورل از دو جهت مهم با مارکس و مارکسیست ها تفاوت دارند، یکی اینکه مشتقات و اسطوره‏ها منافع طبقاتی را انعکاس نمی‏دهند و دیگر اینکه هیچ طبقه یا گروهی در جامعه معاف از گرفتار شدن به وهم و پندار نیست. مشتقات پاره‏تو و اسطوره‏های سورل مجموعه‏ای از اعتقاداتند که اعمال گروهها را توجیه و تا حدی نیز هدایت می‏کنند. پاره‏تو و سورل بی‏آنکه نیازی به دلیل دیده باشند، مسلم می‏انگاشتند که اعمال ناشی از غریزه‏ها یا محرک ها عمدتأ غیرعقلانی است; هرچند بعضی خواست های آگاهانه نیز در انسان مطرح است. از نظر آن ها گرچه توده‏ها دارای علایق طبقاتی و مادی‏اند اما به صرف علایق مادی، حرکت و تحولی انجام نمی‏دهند و برای ایجاد جنبش توده‏ای، باید توهم ایجاد کرد (اخوان منفرد، 1375: 3).
«کارل مانهایم» مفهوم ایدئولوژی را به عنوان «جامعه‏شناسی معرفت‏» به کار برد. وی بین دو معنای متفاوت از این اصطلاح که یکی را خاص و دیگری را عام می‏نامد، تمایز قایل می‏شود. مفهوم خاص ایدئولوژی شبیه کاربرد این اصطلاح در نزد «مارکس» و «ناپلئون» می‏باشد که تحریف است. مطابق نظر «مانهایم» آگاهی کاذب، تلاش محاسبه شده برای فریب دیگران یا خوداغفالی است. مفهوم عام ایدئولوژی مربوط به عصر، دوران یا گروه تاریخی – اجتماعی خاصی است (بشیریه ،1376: 13 – 14).
وقتی ما سروکارمان با ویژگی ها و موقعیتهای یک ساختار عام از عقاید عصر یا گروه است، به عقیده لنین یعنی به جهان‏بینی طبقه نزدیک می‏شویم و در اینجا، ایدئولوژی به جامعه‏شناسی معرفت نزدیک می‏شود. «مانهایم» در کتاب خود، اندیشه‏های سیاسی و تحول در آن ها را تابعی از تحولات اجتماعی، اقتصادی و تاریخی می‏داند، به این معنا که کلید فهم دگرگونی در اندیشه‏ها را باید در دگرگونی های اجتماعی و سرنوشت طبقاتی که حامل آن ها هستند یافت. به نظر وی شرایط زیست و تضاد منافع طبقات و گروه های مسلط و زیرسلطه موجب پیدایش گرایش های فکری متضادی می‏شود که وی از آن ها به عنوان «ایدئولوژی و یوتوپیا» نام می‏برد. ایدئولوژی فرآورده طبقات حاکمه است و وضع موجود را توجیه می‏کند و ممکن است‏به صورت جهان‏بینی یک عصر درآید. در مقابل، یوتوپیا بیان‏کننده آمال و آرزوهای طبقات زیر سلطه و فاقد قدرت است. ایدئولوژی عامل ایجاد ثبات سیاسی است در حالی که یوتوپیا زمینه فکری شورش و جنبش را فراهم می‏کند. به هر حال همه اشکال فکری، بازتاب شرایط وجودی بخش های مختلفی از جامعه در روند منازعه سیاسی و تاریخی آن ها به شمار می‏روند. یوتوپیا ممکن است‏ بازتاب خواست های طبقات جدید تحت ‏سلطه یا طبقات در حال زوال باشد (بشیریه ،1376: -).
مطابق نظر «مانهایم»، یوتوپی درواقع ایدئولوژی انقلابی است که خواهان تغییر و دگرگونی است، اما ایدئولوژی وضعیت موجود را علاوه بر سیاست گذاری حفظ نیز می‏نماید. وی می‏نویسد:
هرگاه تصور، در واقعیت‏بیرونی موجود ارضا نشود به مکان و دوره‏هایی پناه می‏جوید که بر پایه آرزو بنا شده‏اند. اسطوره‏ها، افسانه‏های پریان، وعده‏های آن جهانی ادیان، خیال پردازی های دوستانه و شعرهای پنداری همواره تجلیات تغییر شکل یافته‏ای بوده‏اند از آنچه زندگانی واقعی فاقد آن بود. ولی این تجلیات بیش از آنچه یوتوپیاهایی باشند که به مقابله با وضع موجود برخیزند و آن را متلاشی سازند، تصویر واقعیت موجود را در زمان به رنگ مطلوب درمی‏آورند…ممکن است آرزوهای مکانی را یوتوپیاها و آرزوهای زمانی را هزاره‏های شکوه مند نامید… ما آن عقایدی را یوتوپیایی می‏خوانیم که از حدود موقعیت محیطی فراتر می‏روند و به وجهی روی نظام تاریخی – اجتماعی موجود اثر تغییردهنده دارند (اخوان منفرد، 1375: 4).

مطلب مرتبط :   خاستگاه ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران

دسته بندی : علمی