دانلود پایان نامه

معنی بیت: چرا در برابر عظمت و زیبایی ظاهری دنیا و آسمان خود را می‌بازی، در حالیکه عالم اکبر تویی و مقام انسانی فراتر از همه مقامهاست و فلک در مقایسه با عظمت تو مانند خرمهره آبی رنگ بی ارزشی است بر گردن خر دجال.
-پس با دست خود بمیر اما عقل و نفس انسانی و الهی خود را که با ارزش‌تر از آن چیزی وجود ندارد در مقابل ملک و دنیا معاوضه مکن و خود را در مقابل دنائت مباز و تسلیم مشو زیرا کسی گوهر گویا را با خرمهره عوض نمی کند. (تسلیم حریف فلک مشو که حریف بازی توست)
39)ترا ز جودی و فلزم کجا دوا خیزد که آن پرست ز سرما و این پر استسقا
جودی: جودی نام کوهی است که کشتی نوح بر فراز آن به خاک نشسته و نام آن در سوره هود آیه 44 که قریب‌المضمون با مندرجات تورات است ذکر شده است «قیل یا ارض ابلعی مائک و باسماء اقلعی وغیض‌الماء و قضی الامر و استوت علی‌الجودی و قیل بعداً القوم‌الظالمین».
ترجمه: و گفته شد: ای زمین آب خود را فرو بر، وای آسمان! تو (باران) باز دار، و آب فرو شد و کارگزارده آمد و (کشتی) بر «جودی» قرار گرفت و گفته شد: دوری باد بر گروه ستمکاران. (تعلیقاتِ دیوان مجیر)
نسبت به محل کوه جودی سه قول اظهار شده: 1-بنا بر قول اصفهانی کوه جودی در عربستان است و یکی از دو کوهی است که در قلمرو قبیله‌ی طی واقع است. 2-کوه جودی سلسله جبال کاردین است که در شمال شرقی جزیره ابن عمر در مشرق دجله نزدیک به موصل واقع است و اکراد آن را به لهجه‌ی خود (کاردو) و یونانیان، جوردی و اعراب آن را جودی خوانده‌اند، در ترگوم یعنی ترجمه کلدانی ثور است، همچنین در ترجمه سریانی تور است، محل به خاک نشستن کشتی نوح، قله‌ی کوه اکراد (کاردین) معین شده است.
حنجر افیون عرب نیز جودی مذکور در قرآن را بر این کوه منطبق کرده‌اند و گفته‌اند که تخته پاره‌‌های کشتی نوح در قله ی این کوه تا زمان بنی عباس باقی بوده و مشرکین آن را زیارت می‌کرده اند…. در کوه جودی کتیبه های آشوری موسوم به کتیبه‌های (میسر) موجود است و در این کتیبه‌ها نام (ارارتو) دیده شده است.
3-در ترجمه‌های فعلی تورات محل به خاک نشستن کشتی نوح، کوههای آرارات تعیین شده و آن کوه ماسیس واقع در ارمنستان است. (تعلیقات دیوان مجیر) از اعلام قرآن ص 265).
-جودی در اشعار فارسی کنایه از استواری است.
حلم او را تحمل جودی رای او را تجلی طور است
(فرهنگنامه شعری. از دیوان انوری، ص 43)
قلزم: به فتح اول و ضم زاء معجمه/ موضعیست در میان مصر و مکه و اضافت بحر به طرف او کرده می‌شود. چرا که بر کناره‌ی بحر محیط واقع است و در رشیدی نوشته که رودی است در حوالی خوارزم و در لطائف قلزم به ضم اول و سوم دریا و چاه بسیار آب و به فتح سوم نیز آمده. و در عجائب المخلوقات است که دریایی است که از هند برآید و قلزم نام شهری است که بر کنار آن آباد است به آن نام خوانند و فارسیان آن را قرزم گویند. تم کلامه. و در بهار عجم نوشته که فارسیان قلزم را به ضم اول و فتح زاء معجمه می‌خوانند و در مؤید قلزم به معنی دریا و چاه عمیق بسیار آب و نیز نوشته‌اند که قلزم مأخوذ از قلزمه و معنی آن ابتلاع است یعنی فرو بردن چیزی به گلو، چون دریای مذکور به غایت عمیق است لهذا قلزم گویند (غیاث ص 678).
در این بیت جودی و قلزم کنایه از خشکی و دریاست و هر دو اشاره به مقامات و تعلقات دنیوی دارد که پر از حادثات و آسیبها هستند.
معنی بیت: ترا چه درمان از خشکی و دریاهای زمین؟ که خشکیها خود تشنه آب هستند و دریاها شور و تشنگی آور. (دکتر احمد شوقی نوبر).
(احتمالاً در نظر قدما جودی و قلزم که دو محل مقدس و افسانه‌ای بوده‌اند، دارای خواصی از قبیل شفابخشی بوده اند ولی چون آفات و بلایای راه آنها بیشتر از نفع و سود آن است، شاعر را به این سخن واداشته است.)
40)دوای جان ز در مصطفی طلب زیراک تو روز کوری و شاف مسیح در بطحا
روزکور (ص. مرکب): کسی که در روز نتواند دید (ناظم‌الاطبا)
شاف : 1) پنبه‌ای که به دارو تر کنند و بر چشمان نهند دفع رمد را (فرهنگ لغات و تعبیرات از ل.ن) 2)شفا دهنده، شافی (یای آن حذف شده)
-مخفف شیاف و شیافه، دارویی که به میل در چشم کشند و نیز چیزی که به طریق میل، کوچک سازند و داروها بدان مالند و جهت معالجه درد برکنند (تعلیقات دیوان مجیر)
شاف مسیح اشارت به یکی از معجزات حضرت عیسی دارد که نابینایان را شفا داده و ناظر است به این آیه که می‌فرماید:« و ابری الاکمه و والابرص و احیی الموتی باذن الله» (آیه 48- آل عمران)
مسیح آخرین پیامبر اسرائیلیان بود و از او به صورتهای عیسی بن مریم و مسیح در قرآن یاد شده است.
لفظ مسیح یعنی :« بسیار سفر کننده» و گویند عیسی به سفر عادت داشت. معنی دیگر این واژه کسی یا چیزی است که با روغن بدنش را پاک کنند و در زبان آرامی نیز به صورت مسیا به معنی تدهین، آمده است (تعلیقات دیوان مجیر )
بطحا: بطحاء وادی مکه‌ی معظمه و گاهی از بطحاء مکه معظمه مراد باشد (فرهنگ لغات و تعبیرات )
دوستان یافته میقات و شده ذی عرفات من به فید و ز من آوازه به بطحا شنوند

مطلب مرتبط :   جمع بندی و نتیجه گیری

دسته بندی : علمی