دانلود پایان نامه

در این زمینه، راهبردهای خاصی برای افزایش باورپذیری نتایج کیفی وجود دارد که محقق به اتخاذ آنها مبادرت ورزید. یکی از راهبردهای ارتقاء باورپذیری نتایج، «درگیری طولانیمدت» در روند پژوهش است که به معنای سرمایهگذاری زمانی کافی در آزمودن و فهم درک پاسخگویان از پدیدههاست. در این راستا محقق نه تنها در حین مصاحبه با اتخاذ رویکرد امیک، غوطهوری و دروننگری همدلانه به پاسخگو و خود فرصت تعامل و تفهم کافی داد بلکه در برخی موارد، پس از انجام مصاحبه با برقراری ارتباط مجدد با سوژهها به رفع نقاط ابهام و یا پرسشهای جدید مبادرت ورزید.
یکی دیگر از تکنیکهای ارتقاء باورپذیری، تکنیک زاویهبندی است. در این تکنیک از منابع متفاوت داده، روشها، مشاهدهگران و رویکردهای نظری برای میان- کنترل کردن ناسازگاریها و کژاطلاعات استفاده میگردد. محقق در این راستا و برای بهبود باورپذیری تحقیق از بسیاری از متون تخصصی و غیر تخصصی در این حوزه کسب اطلاع کرد و با حضور در شبکههای اجتماعی مجازی و معدود گروههای مختص به مردان و زنان مطلقه و شرکت در بحثهای مرتبط با تجارب پس از طلاق آنها، سعی در انطباق نتایج تحقیق و نیز توجه به برخی کژاطلاعات موجود نمود.
اطمینانپذیری: این معیار عبارت است از توانایی شناسایی جایی که دادههای یک مطالعه معین از آن آمده، گردآوری شده و به کار رفتهاند. راهبرد کلیدی برای تأمین اطمینانپذیری، آزمون تشخیص است. با اجرای یک آزمون تشخیص، مسیر روشن و ثابت بین دادهها و کاربرد آنها مشخص میگردد. به علاوه، محققان کیفی میتوانند اطمینانپذیری نتایج را از طریق روش کنترل عضو افزایش دهند. کنترل عضو یا اعتبار پاسخگو تکنیکی است که به آن وسیله محقق فرضهای خود را با یک یا چند نفر از افراد مطلع تحت بررسی کنترل میکند. کنترل توسط اعضا در سرتاسر فرآیند گردآوری دادهها برای تأئید ارزش حقیقت یا صحت مشاهدهها و تفسیرهای پژوهشگر، آنطور که آنها خود ظهور مییابند به کار میرود(دیپوی و گیلتین، 2005). اعتبار پاسخگو یا کنترل عضو پیشنهاد میدهد که ما باید همراه با نتایج آزمایشی خود به سمت سوژهها برگشته و آنها را در پرتو واکنشهای سوژههایمان پالایش کنیم(سیلورمن، 2005، نیومن، 2006؛ به نقل از محمدپور، 1390:186). از این رو ما نیز برای ارتقاء اطمینانپذیری تحقیق، تمامی یافتهها، تحلیلها و روند کار را با دو نفر از مصاحبهشوندگان(1 زن و 1 مرد) کنترل نمودیم.
تأییدپذیری: این معیار به «عینیت کیفی» گزارش طبیعیگرایانه کیفی اطلاق میشود(ارلاندسون، 1995). در این زمینه، محقق باید نشان دهد که یافتههای وی عملاً و واقعاً مبتنی بر دادهها هستند. تأییدپذیری با استانداردسازی تا حد امکان روشها و نیز یادداشت کردن همه ایدهها، تصمیمهای اجرایی و مربوط به طرح کامل میشود. تأییدپذیری با جزئیات روششناسیهای به کار رفته در تحقیق ارتباط دارد و به این سؤال پاسخ میدهد که: آیا محقق به اندازه کافی جزئیاتی در اختیار ما گذاشته که بتوانیم گردآوری و تحلیل دادهها را ارزیابی کنیم؟(برور، 1998؛ شانک، 2006؛ به نقل از محمدپور، 1390: 186).
بر این اساس، تلاش گردید که در بخش یافتهها و به هنگام ارائه تحلیلها، ارجاعات کافی به سخنان پاسخگویان داده شود. همچنین در بخش ضمایم، پروفایل مصاحبهشوندگان برای ارزیابی و مطابقت با تحلیلهای محقق، ارائه گردید. همچنین در طی این فصل و فصل آتی با شرح جزئیات روششناسی و نحوه اتصالات مفاهیم، مقولات فرعی و عمده، ‌امکان ارزیابی رویههای تحلیلی و مسیر طی شده تا ساخت مدل نظری نهایی را فراهم نمودیم.
انتقالپذیری: این معیار به میزانی گفته میشود که در آن نتایج یک مطالعه کیفی میتواند به یک محیط متفاوت دیگر نیز منتقل شده و برای یک جمعیت متفاوت به کار رود(اسوینتون و موات، 2007). ابزار اولیه ایجاد انتقالپذیری، استفاده از توصیف مناسب برای ارائه همه جزئیات مرتبط با فرآیند تحقیق یا توصیف ضخیم است(محمدپور، 1390: 187).
یکی از اقسام انتقال پذیری در روشهای کیفی، تعمیم بازنمایی است. این نوع تعمیم عبارت است از میزانی که در آن یافتهها میتوانند به همان جمعیتی که از آن نمونهگیری شدهاند، تعمیم داده و استنباط شوند. واقعیت آن است که تحقیق کیفی مستلزم نمونههای نسبتاً کوچک است که طوری گزینش نمیشوند که دارای نمایایی آماری باشند. از این رو، تعمیم بازنمایی در روش کیفی متفاوت از روش کمّی است.
تعمیم بازنمایی میتواند با دو معیار ارزیابی شود؛ نخست، میزان درستی است که با استفاده از آن پدیده در مطالعه، نمونه تشریح و تفسیر شده است. این امر به کیفیت کار میدانی، تحلیل و تفسیر بستگی دارد. دوم، میزانی که در آن نمونه نمایای جمعیت نمونهگیری شده است. همانطور که عنوان شد، نمایایی در طرح کیفی به معنای انطباق آماری نیست، بلکه منحصراً به معنای این است که آیا نمونه «نمایایی نمادین» را با شمول تنوع ابعاد و عناصر شاکلهای که برای تبیین تفسیری محوریت دارند، فراهم میسازد(میشل، 1993؛ ین، 2003؛ محمدپور، 1390: 217). در این راستا به دلیل آنکه تلاش گردید تا تنوع ابعاد نمونه را چه در متغیرهای جمعیتشناختی(سن، جنس، طبقه) و چه در مفاهیم در حال تکوین در نظر بگیریم و بر مبنای آن به نمایایی نمادین تا حدی نزدیک گردیم، شاید بتوان با احتیاط فراوان ادعا کرد که نتایج این تحقیق، قابلیت انتقال به بستری که از آن نمونهگیری شده است(افراد مشابه با پاسخگویان در شهر تهران) را تا حدی دارد. در حقیقت اگرچه این پژوهش ادعای تعمیم ندارد اما تلاش کرده است تا به معیارهای انتقالپذیری در روششناسی کیفی نزدیک گردد.
همچنین در این تحقیق از دو راهبرد ارتقاء کیفیت میلز و هابرمن نیز برای بهبود اعتمادپذیری استفاده گردید. این معیارها به شرح زیر است:
تکرار شدن یک یافته: مستندسازی یافتهها از چند منبع مستقل باعث افزایش اطمینانپذیری یافتهها شده و خطای کلنگری را کاهش میدهد. یافتهها میتوانند هم با یافتههای گردآوری شده بعدی در مطالعه و هم با دادههای برگرفته از میدان دیگر یا مجموعه دادهی دیگر، آزمون شوند. البته گزینه دوم دقیقتر است(محمدپور، 1390: 224). در این راستا، در خلال مقولات تشریح شده در فصل یافتهها، ‌به کررات از منابع و تحقیقات دیگر برای مستندسازی نتایج خود بهره بردیم.
کنترل تبیینهای رقیب: تقریباً در پایان تحلیل دادهها، زمانی که محقق به لحاظ عاطفی با یک ایده «مأنوس» میشود، مفید است هر کسی را که در تحقیق درگیر نبوده به عنوان یک «مدافع شر» در کار گیرد. سؤالاتی مانند «چه چیزی میتواند این فرضیه یا نظریه را رد کند یا برعکس؟» بسیار مفید است؛ در اینجا شواهدی که با فرضیه منطبق نیستند باید به دقت بازنگری شوند(همان). در این راستا نیز محقق از یکی از دانشجویان مسلط بر روش نظریه مبنایی که درگیر تحقیق نبود برای این امر مدد خواست.
فصل چهارم: یافتههای پژوهش
مقدمهای بر فصل
یافتههای توصیفی
یافتههای تحلیلی
4-1. مقدمهای بر فصل
هدف این فصل از پژوهش، ارائه و تشریح یافتهها براساس مقولات اصلی استخراج شده از آن است که بنیان نظریه زمینهای برآمده از تحقیق را تشکیل میدهد. همانطوری که در فصل اول عنوان شده است، در این پژوهش، به دنبال پاسخ به چهار سوال اصلی هستیم؛ سوالاتی که محقق، سعی نموده است با بهرهگیری از روشهای کیفی و میدانی و فرایند کدگذاری در پی آن، برای آنها پاسخی معقول و قانعکننده بیابد. این سوالات به شرح زیر است:
کنشگران فرآیند بازسازی زندگی پس از طلاق را چگونه درک، معنا و تفسیر میکنند؟
افراد، زندگی پس از طلاق خود را چگونه بازسازی میکنند؟
بازسازی زندگی پس از طلاق در چه ابعادی صورت میگیرد؟
عوامل مؤثر در بازسازی زندگی پس از طلاق کداماند؟
منطق و شیوه ارائه یافتهها براساس الگوی عمومی پژوهشهای انجام شده در نظریه زمینهای است که در فصل روش شناسی به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است. در این فصل، ابتدا به ارائه جداول توصیفی در زمینه مشخصات پاسخگویان خواهیم پرداخت و سپس در ادامه، به شرح مقولات عمدهای میپردازیم که از تجزیه و تحلیل مصاحبههای کیفی عمیق با مردان و زنانی بدست آمده است که در تهران زندگی میکنند و طلاق قانونی را تجربه نمودهاند. پیش از ورود به این بخش، ذکر این نکته، ضروری مینماید که کلیه یافتههای این پژوهش، جنبه اکتشافی و زمینهای دارند و ما در این تحقیق، ‌ادعایی مبنی بر تعمیم یافتههایمان نداریم.

مطلب مرتبط :   محاربه و افساد فی الارض

دسته بندی : علمی