دانلود پایان نامه

(دیوان مجیر، 152)
توضیح: اگر« جهان صفرآسا» را به طور اضافی بخوانیم باید بگوییم که خدنگ، همچو الف نیست و حال آنکه هست. من، جهان، صفرآسا یعنی بدون اضافه می‌خوانم (دکتر احمد شوقی نوبر)
با هم بودن الف و صفر: علاوه در کلمات، در رسم‌الخط نیز الف از چهار صفر تشکیل یافته است.
به دنبال بیت قبل و مضمون تماماً نقص بودن کمال کار جهان، این بیت را به عنوان تمثیل آورده و می‌گوید:
معنی بیت:‌ همواره الف و صفر (در ترکیب اعداد) با هم هستند، پس مگوی که در دنیای نابود و هیچ و پوچ چون صفر تیر راست چون الف (تیر بلا و افت و بدبختی) وجود ندارد. (آسایشها و نعمتهای جهان توأم با تلخی است).
-به عبارت بهتر: الف و صفر با هم هستند، بنابراین مگو که «خدنگ» در جهان، مثل الف توأم با صفر نیست، یعنی راستی و صلابت، توأم با پوچی است. (دکتر احمد شوقی نوبر).
21)به صبر تلخ رهی زین سواد از آنکه نکوست هلیـله سـیه از بـهر آفـت سـودا
هلیله سیاه – سودا: اهلیلج هندی و اسود نیز نامند و به فارسی هلیله سیاه است و او بیدانه و به قدر مویز سیاه و صلب است، در دویم خشک و در وسط اول سرد و مسهل سودا و منقی خون و روح از خلط سوداوی(تعلیقات دیوان مجیر). نوعی هلیله که میوه‌اش مصرف طبی دارد (فرهنگنامه شعری)
صبر تلخ: صبر، همواره با ایهامی به صبر (گیاهی که خاصیت دارویی دارد و تلخ مزه است) در اثار ادبی متقدمان و متأخران به کار رفته است.
به واسطه اینکه صبر کردن همواره با سختی و دشواری و ناگواری همراه است، آن را تلخ خوانده است.
سواد: کنایه است از جهان، دنیا را دورنمایی از یک آبادانی تصور کرده است.
بین سواد و سودا، نوعی جناس وجود دارد و نیز صنعت اشتقاق وجود دارد./ سودا ایهامی هم دارد به اینکه کار دنیا، خیالی بیش نیست.
سواد و سودا و سیه و تلخ با هم تناسب دارند.
معنی بیت: از تلخیها و سختی‌های دنیا تنها با صبر کردن و بردباری است که می‌توان رهایی یافت به عبارت دیگر برای رسیدن به شیرینی و خوشبختی باید تلخی و بدبختی را از سر گذراند همچنانکه برای درمان بیماری سوداوی از هلیله سیاه استفاده می‌کنند.
22)تو سر سپید و تو را صید کرده حرص آری به روز برف توان کرد صید در صحرا
سر سپید (صفت مرکب): سپید سر (فرهنگ لغات و تعبیرات)، سرسپیدی کنایه از پیری است.
کوه چون سرسپید گشت از برف چرخ زلفش بنفشه تاب کند
(دیوان خاقانی، ص 853)
حرص: آرایه تشخیص وجود دارد. حرص به صیاد تشبیه شده است.
روز برف: روز زمستانی که برف باریده باشد و زمین پر از برف باشد. حیوانات در چنین روزهایی از زور گرسنگی به دام پر از غذای صیادان نزدیک شده و گرفتار می‌شوند.
همچنین حیوانات زمستانی در سپیدی برف زودتر مشخص می‌گردند و یا اینکه صیادان از ردپای به جای مانده آنان بر روی برف به راحتی به آنها دست می‌یابند و مخفی‌گاههای آنها را پیدا می‌کنند.
معنی بیت: همچنان که در فصل زمستان که همه جا را برف سپیدپوش کرده است شکارچیان برای شکار به دشت و صحرا می‌روند؛ ترا نیز که زمستان عمرت فرا رسیده و موهای سرت سپید شده‌اند، شکارچی حرص و آز در دام خویش گرفتار کرده است.
به عبارت بهتر:« برف پیری بر سر و روی تو باریده است و تو صید هوی و هوس شده‌ای، و این عجب نیست زیرا همچنانکه روز برفی بهتر می توان در صحرا شکار کرد، انسان نیز در سر پیری راحت‌تر صید هوی و هوس می‌شود». (دکتر احمد شوقی نوبر)
23)شگفت نیست اگر داده‌ای عنان خرد به روی روز خوش و طره شب یلدا

مطلب مرتبط :   نظریه های ترکیبی

دسته بندی : علمی