دانلود پایان نامه

خَصَل یا خَصل: مقدار شرط بندی است که آن را می‌توان نهایتاً تا هفده برابر زیاد کرد (در نهمین بار) که به آن داو تمامی یا تمامی ندب یا دستخون گویند.
«خصل: در فرهنگها خصل را به معنی نقدی که بر سر داو گذارند و یا شرط و گرو قمار نوشته اند ولی استاد مدرس رضوی عقیده داشتند که خصل علامتی است که حریف در موقع بازی می‌گذارد و هم اکنون نیز در بازی نرد معمول است که هنگام داو کردن چوب کبریت یا نشانی می‌گذارند که حریف نتواند جر بزند».
دست در خصل می کنی هشدار مهره در شش درو حریف دغاست
(فرهنگ اشارات،ص 1088)
دغا: ناراست، حرامزاده، سیم ناسره، فریب (معین)
بین پنج و شش مراعات‌النظیر وجود دارد.
پنح حس ظاهری انسان را به شخص سخت بازنده در قمار تشبیه کرده (تشبیه مضمر).
معنی بیت: تو نباید از این حواس پنجگانه ایمن باشی (اعتماد به این حواس پنجگانه ظاهری بکن) چرا که بعید نیست کسی که در قمار سخت باخته، با وجود سرگردانی و گرفتاری می‌تواند از حریف ناراست و دغل ببرد (مواظب باش که حواس ظاهری فریبت ندهد و گول این حواس را نخور و به ان اعتماد مکن).
22)صافی بباش و بره زین تنگنای که می آن روز رست زدَن کز درد گشت جدا
صافی شدن: پاکیزه شدن، بی غل و غش شدن، مستخلص شدن (فرهنگ کنایات)
دَن: خم قیراندود که بزرگتر از سبو باشد (معین).
درد: آنچه که از مایعات (مانند روغن، شراب) ته نشین شود؛ ماده کدری که در قعر ظرف مایعات رسوب کند، انتها، آخر (معین).
بین می و دن و درد تناسب وجود دارد.
این تنگنای: کنایه از این جهان
معنی بیت: بی غل و غش و مستخلص باش تا از این دنیای محدود نجات یابی، زیرا که شراب با جدا شدن از ته مانده خود از خم قیراندود، جدا شده و رهایی می یابد.
23)گنج گهر چه نهی چون راه کاهکشان عالم به برگ کهی واکن چو کاهربا
راه کاهکشان: راه کهکشان، در اصطلاح نجوم مجرّه است و آن جمله شدن بسیار ستارگان است از جنس ستارگان ابری. (هندوان آن را راه بهشت خوانند) (فرهنگنامه شعری).
توضیح: شاعر از جمله شدن ستارگان بسیار در راه کهکشان به گنج گهر نهادن (انباشتن گنج گهر) به وسیله راه کهکشان، تعبیر کرده است.
وا کردن: در اینجا به معنی رها کردن.
در بیت تشخیص وجود دارد (شخصیت دادن به راه کهکشان و کاهربا)
معنی بیت: چرا چون مجره گنج گهر (ستارگان) را انباشته می‌کنی، مانند کهربا از عالم به برگ کاهی قانع باش و زیاده طلبی مکن.
24)کی گشت طبع حکیم از خاک سوخته خوش کی دید تشنه عشق از آب دجله شفا
25)زر خاک سوخته دان کز آتش هوسش شد همچو کوره زر دلهای ما و شما

مطلب مرتبط :   هانس گئورگ گادامر

دسته بندی : علمی