اروپا را درنوردید. دل مشغولی نسبت به احساسات انسانی از نارضایتی گسترده از کسانی که از قدرت عقل طرفداری می کردند نیز ناشی می شد.احساسات گرایان نیز جهان طبیعی را می ستودند ، این علاقه تا حدی ناشی از داستان هایی بود که کاشفان و پژوهش گران اروپایی که به نقاط دور دست سفر می کردند تعریف می کردند.اروپاییان مجذوب گزارش ها در باره مردمان بدوی ای می شدند که گفته می شد به طبیعت نزدیکترند.دل مشغولی نسبت به بدویان اصیل و جذابیت زندگی هماهنگ با طبیعت در اروپا بصورت مد درآمد. متمولین تصمیم گرفتند برای سرگرمی در فضاهای طبیعی شهر معاشرت کنند.
در سراسر اروپا بسیاری از مسیحیان از بی تفاوتی عاطفی و روانی اعتقادات مذهبی رایج ناراضی بودند. جنبش روشنگری که هم از عقل و هم از احساس نیرو می گرفت به مهم ترین نیروی فکری قرن هجدهم تبدیل شد. یکی از دل مشغولی های اصلی فیلسوفان در این دوره این بود که چگونه حکومتی را از نظر فیلسوفان کهنه ،ناعادلانه و نا کارآمد بود ، اصلاح کنند. اما قاعدتا چنین جبهه ای با پشتوانه و قوه درونی کمتری نسبت به اقدام علیه کلیسا به پیش رفت. در این اثنا نظریه های حکومت شکل جمهوری و کمونیستی پیشنهاد شد. یا اینکه روسو طرفدار نظریه انتخاب کارگزاران حکومتی و قضاوت را بود با اینکه چنین نظریاتی در قرن هجدهم مورد پشتیبانی قرار نگرفت،زمینه کار را برای اندیشمندان آینده ای فراهم کرد که آثارشان به ایجاد حکومت های کمونیستی در روسیه ، چین و اروپای شرقی در قرن بیستم منجر شد که گفتگو درباره دموکراسی در هر شکل و سیاقی سرکوب می شد.(همان:۹۵)
تا نیمه دوم قرن هجدهم جنبش روشنگری از مرزهای فرانسه بسیار فراتر رفته بود. زمزمه های گفتگو درباره فرد ،پیشرفت ،علم و آزادی از اسکاندیناوی تا ایتالیا ،امریکای شمالی و حتی روسیه شنیده می شد، محبوبیت روشنگری در میان طبقات ممتاز و تحصیل کرده فرانسه آنرا به مد روز تبدیل کرد. در پاریس بانوان اشرافی اگاه به منزلت اجتماعی خود از روشن گری به عنوان مضمونی برای گردهمایی های پرشکوه سود می جستند. عقاید روشن گری به درون طبقه زحمتکش هم نفوذ کرد.
صنعت گران ماهر و خدمه خانگی که کارشان آنها را در تماس نزدیک با طبقات بالا قرار می داد می توانستند طرز لباس پوشیدن ، زبان و مطالعه بالا دستی های خود را ببینند.
حد فاصل سالهای ۱۷۱۷تا ۱۷۶۰ انجمن هایی با نام انجمن فراماسونی و انجمن سری ایجاد شد که اینان هوادار پنهانکار جنبش بودند.که هدف آنها چیزی جز رواج صلح و هماهنگی میان انسان ها نبود. بدین ترتیب عوامل متعددی باعث گسترش روشنگری در بخش های مختلف اروپا و آمریکا شد.مثلا در ایتالیا این جریان به واسطه جریان پیوسته گردشگران انگلیسی و فرانسوی همراه با تلاش فراماسون ها و حضور توقف ناپذیر نوشته های فیلسوفان فرانسوی متولد شد. که این جریان در این کشور الهام بخش اصلاحات فراوانی شد. در کشور آلمان اوضاع برای ورود چنین جریانی کمتر مساعد بود. کشوری که برخلاف انگلستان و فرانسه یکپارچه نبود هنوز فاقد طبقه متوسط نیرومندی بود که قدرت را از دست شاهان و اشراف بگیرد با این وجود روح روشن گری به آلمان هم منتقل شددر شهر شمالی پروس ،فردریک کبیر دست به اصلاحات زیادی زد. از مطبوعات، کاهش شکنجه ، اصلاح دستگاه اداری حکومت ،بخشیدن شان اجتماعی به کاتولیک ها و پروتستان ها از جمله اقدامات فردریک کبیر است. در آلمان بسیاری از روشنفکران سخت تحت تاثیر فیلسوفان فرانسوی قرار گرفتند.اما نفوذ فرانسه رو به زوال می رفت. با رشد شک گرایی و روح پرسشگری اندیشمندان و نویسندگان وابستگی کشورشان را به تاثیرات فرهنگی بیگانه به زیر سوال بردند . حکومت ملی فرانسه در دهه ۱۷۸۰ در آستانه ورشکستگی بود. اثرات و مقامات کلیسا به امتیازات خود چسبیده بودند و سلطنت مطلقه از درک جدی بودن نارضایتی عمومی ناتوان بود.از این دوران بعنوان نقطه عطف واپسین سالهای روشنگری یاد می شود. اکثر فیلسوفان از جمله : روسو و ولتر در گذشته بودند در این مرحله از انقلاب عمر رژیم کهنه به پایان رسید. حکومت جدید مجلس ملی تشکیل شد و قوانین جدید متعددی را تصویب کرد که معلوم شد از قلم خود نویسندگان منشاء گرفته است . تمام امتیازات خاص کلیسا ملغی گردید. مجلس ملی طرح هایی برای ایجاد پادشاهی مشروطه ارائه کرد و قانون اساسی جدیدی را که آمیخته با اصول روشن گری بود تصویب کرد ، اما این پایان انقلاب نبود.
مخالفت شدید با حکومتا جدید انقلاب بالا گرفت و دوره جدید بحران های سیاسی ایجاد شد. اینک قدرت در دست افراد متعصب بود . انقلابیون همچنین به یک کارزار بی امان ضد مسیحی دست زدند که مقامات کلیسا را تا حد خادمان حقیر حکومت جدید پایین آورد. انقلاب فرانسه اروپاییان را در همه جا به وحشت انداخت ، دیگراین که روشن گری اشتباهی بزرگ تلقی می شد. در واقع پس از به قدرت رسیدن ناپلئون در سال۱۷۹۹ تهاجم بعدی او به همسایگان اروپایی اش ، هماوردهای او خود را در حال مبارزه با روشن گری می دیدند. رهبران فرانسه نیز خشم و انزجار خود را از جریان نشان دادند. اما میراث روشن گری از حرکت باز نماند و بیش از دو سده به حرکت آهسته و پیوسته خود ادامه داد.این میراث تاثیر شگرف بر هنر، موسیقی، ادبیات ،روش سنتی و داستان گویی و شیوه تاریخ نویسی است.( جهانبگلو، ۱۳۷۲: ۳۷-۴۵)
 دوران روشن گری با وجود دستاوردهای فراوانش ، طی دوقرن بعد انتقاداتی را در زمینه حقوق آرا و عقاید جهان برانگیخت. بسیاری از مفسران فیلسوفان را متهم کرده اند که باعث به حرکت درآمدن نیروی آشوب گری شدند که منابع سنتی اقتدار، ثبات و نظم را نابود کرد.برخی از منتقدان ادعا می کنند که روشن گری باعث بوجود آمدن احساس ناامیدی ،بی هدفی و تنهایی شد که مشخصه عصر مدرن است. آنها استدلال می کنند که روشنگری به جای مسئولیت های شخصی و الزامات اجتماعی بیش از حد بر حقوق فردی تاکید دارد. از آن گذشته فیلسوفان به تضعیف اقتدار دین و ایمان به خدا بدون ارائه جایگزینی برای پاسخگویی به نیازهای معنوی اکثر مردم متهم شدند.میراث روشن گری حتی برخی از هواداران محیط زیست را ناخشنود ساخته که می گویند تاکید بر پیشرفت و عقل در رویکرد مادی گرایانه موثر در برخورد با جهان طبیعت موثر بوده است.
اما مدافعان روشن گری چنین حملاتی را تند و دور از انصاف تلقی می کنند. آنها تصریح می کنند که فیلسوفان به یقین اشتباهاتی مرتکب شده اند اما در دراز مدت میراث آنها برای بشریت مفید بوده، تا مضر!!!
رنسانس در علوم
به تعبیری دوره رنسانس دوره خردگرایی، ریاضیات، منطق و انسان‌مداری است در این دوره کلیسا و تفکرات مذهبی کنار می‌رود و یک جنبش مردم سالارانه به وجود می‌آید و مثل روم و یونان باستان پیشرفت علمی مطرح می‌شود و تأثیر آن از قرون وسطی است چون مسلمانان مسیحیان را شکست داده علم آنها وارد اروپا شده و دانشمندانی از شرق به غرب می‌آیند و باعث شکوفایی علمی شده و رنسانس به وجود می‌آید. در این دوره ما شاهد اختراعات زیادی هستیم مثل باروت، صنعت چاپ، دریانوردی، کشف قطب نما، تلسکوپ و…
دوران رنسانس برای اروپاییان عصر جدیدی بود سرشار از کامیابی‌های عظیم. بسیاری از افراد با ژان فرنل موافق هستند. او در سال‌های اول سده ۱۵۰۰ چنین نوشت:
جهان چرخید. یکی از بزرگ ترین قاره‌های زمین کشف شد… صنعت چاپ بذر دانش را کاشت. باروت در روش جنگ انقلابی پدید آورد. دست نوشته‌های باستانی احیا شد… این‌ها همگی گواه پیروزی عصر جدید (رنسانس) هستند.( تقی زاده، صارمی، ۱۳۷۸ :۵۲-۶۳ )
نقش نهضت ترجمه بر رنسانس در علوم
در قرون دوازدهم و سیزدهم میلادی نهضت ترجمه کتب مسلمانان به طور گسترده‌ای در اروپا پدید آمد. این نهضت از پایه‌های اصلی رنسانس علمی و فکری و عامل اساسی رویکرد اروپاییان به علم و دانش بود. در این دوران آثاری مهمی در پزشکی همچون کتاب طب الملکی علی بن عباس اهوازی، کتاب الحاوی، دائرهالمعارف بزرگ طب، و قانون ابن سینا به عبری و لاتینی ترجمه شد. موضوع دیگر مورد توجه مترجمان اروپایی مباحث علم حساب ۱۱ و هندسه بود. اولین آثاری که در این زمینه از عربی به لاتینی ترجمه شد کتابهای دانشمندان یونانی بود; مانند چهار مقاله اقلیدس و پانزده مقاله اصولی او و نیز کتاب الاربعه بطلمیوس۱۲. اما بزودی ترجمه تالیفات و شرحهای دانشمندان مسلمان آغاز شد. از مهمترین کتابهای ترجمه شده جبر و مقابله خوارزمی بود که آغازگر علم جبر در اروپا شد. این کتاب دوبار ترجمه شد با نامهای۱۳ (یا کتاب خوارزمی) ترجمه شد که هم اکنون بعضی نسخه های آن در دسترس است.
جامعه قرون وسطی در تحول
طرح یک ماشین پرنده از داوینچی. لئوناردو داوینچی برای طرحهای خود بوسیله خط معکوس یادداشت‌هایی را نوشته‌است که فقط آنها را در آینه می‌توان خواند.
جامعه قرون وسطی که در سال ۱۳۰۰ در آستانه رنسانس قرار گرفته بود، جامعه‌ای مشکل‌دار بود. چنان‌که چارلز جی نوئر می‌نویسد:
تمدن قرون وسطایی نقایص اساسی داشت. بحرانی که در قرن چهاردهم پدیدار شد با بحرانی که جامعه روم (باستان) را در هم شکست، مقایسه شده‌است. زیرا برای پذیرفتن اصلاحات زیر بنایی انعطاف به خرج داد
فئودالیسم، نظام اجتماعی قرون وسطی دیگر موثر نبود. ساختار سست سیاسی آن نمی‌توانست شیوه‌هایی را برای تشکیل و اداره کشورهایی که حکومت قدرتمند مرکزی داشتند و در انگلستان و فرانسه در حال شکل‌گیری بودند، فراهم آورد. به‌علاوه کلیسای کاتولیک نیز، که به جامعه قرون وسطی ثبات می‌بخشید، در سال‌های پایانی قرون وسطی گرفتار مشکلات داخلی خودش بود.منظور از این مشکلات فساد مالی و اخلاقی بود که وارد سیستم ودستگاه کلیسا شده بود و رفته رفته میرفت تا جای خود را به نظام شورایی دهد که با رانت دهی پاپ در سال ۱۴۵۰ مجدداً کلیسا بر نظام شورایی غلبه یافت و کلیسا جشن عظیمی در همین راستا بر پا نمود. بسیاری از روحانیان با استفاده از موقعیتشان برای خود قدرت‌های سیاسی کسب می‌کردند. البته عوامل دیگری هم در ایجاد رنسانس دست داشته‌اند. از جمله رونق تجارت؛ هنگامی که سربازان از جنگ‌های صلیبی باز می‌گشتند با خود ادویه، ابریشم و… را می‌آوردند. رشد بازرگانی با توجه به بقیه دنیا برانگیخت و جامعه‌ای که روزگاری بسته و محدود بود، شروع به بازشدن و توسعه نمود.( جهانبگلو، ۱۳۷۲: ۳۶-۴۲)
انسانگرایان و فرهنگ
در قرن پانزدهم، در سراسر اروپا و خاورمیانه، محققین قفسه‌های غبار گرفته ساختمان‌های قدیمی را جستجو کردند و دست‌نوشته‌های یونانی و رومی را پیدا کردند. در نتیجه، نوشته‌های باقی‌مانده از نویسندگان کلاسیک از جمله افلاطون، سیسرو، سوفوکل و پلوتارک به دوران رنسانس رسید. محققین با حمایت افراد توانگر کارشان را به خوبی انجام دادند و در سال ۱۵۰۰ آن‌ها

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درمورداحساس امنیت، پایگاه اقتصادی، امنیت سیاسی، سرمایه گذاری
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید