دانلود پایان نامه

ابزاری برای تحت فشار گذاشتن زوجه در جهت تمکین وی استفاده می کند ولی دعوایی علیه وی مبنی بر تمکین عام و خاص اقامه نمی کند که این به ضرر وی می باشد.

جدول شماره 9- توزیع فراوانی مدت زمان خرجی ندادن زوج
مدت زمان خرجی ندادن زوج فراوانی درصد
6 ماه قبل 15 56
یک سال قبل 6 23
بیش از دو سال 5 18
اظهار نشده 1 3
جمع کل 27 100

نمودار شماره 9- توزیع فراوانی مدت زندگی مشترک با فرد تارک نفقه

یافته های جدول فوق الذکر این را اشاره می کند که بیشترین مدت زمان نپرداختن نفقه به زوجه مربوط به 6 ماه قبل از مطالبه ی آن می باشد. البته ناگفته نماند اثبات اینکه زوج نفقه را پرداخت کرده است امری دشوار به نظر نمی رسد و همین که زن و شوهری در زیر یک سقف بطور مشترک زندگی می کنند خود اماره ای است بر تمکین زوجه و پرداخت نفقه از سوی زوج، به هر جهت بار اثبات ترک انفاق بر عهده ی زوجه می باشد.

3-2-2- تدلیس در ازدواج
تدلیس در ازدواج بسیار ناپسند است بنابراین قانونگذار برای آن ضمانت اجرای کیفری پیش بینی نموده است. بدین مفهوم که قانونگذار در ماده 647 قانون تعزیرات مصوب 75 بیان می دارد:«چنانچه هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی، موقعیت اجتماعی، شغل، سمت خاص، تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد بر مبنای هر یک از آنها واقع شود مرتکب به حبس تعزیری از 6 ماه تا 2 سال محکوم می گردد.»

3-2-2-1- مفهوم تدلیس
تدلیس در ازدواج عبارتست از عملیاتی نسبت به زن یا مرد که موجب فریب طرف دیگر در ازدواج با او گردد. به سخن کوتاه مراد از فریب (تدلیس) در ازدواج، همان اغفای متقلبانه طرف عقد توسط دیگری است با توسل به امور واهی و برخلاف واقع است .
ماده 438 قانون مدنی شرایط تحقق تدلیس را بیان می کند که مطابق با این ماده تدلیس عبارت از «عملیاتی است که موجب فریب طرف معامله شود» مطابق با این ماده دو شرط لازم و ضروری است: 1- عملیاتی باید انجام شود. این عملیات ممکن است با فعل مثبت یا منفی باشد. نتیجه عملیات یکی از دو امر ذیل خواهد بود:
الف- نمایاندن صفت کمالی که در موضوع عقد نیست همانند دارا بودن تحصیلات عالیه در حالیکه واقعیت امر چنین نیست.
ب- پنهان نمودن نقص در موضوع همانند توصیف کردن زن یامردی به سلامت مزاج نداشتن عیب برای شخص دیگری که قصد ازدواج با او را دارد، در حالیکه وی فردی بیمار است.
2- تحقق فریب، یعنی به سبب عملیاتی که طرف مقابل نموده است میل و رغبت به ازدواج پیدا شده باشد. نکته ی حائز اهمیت در مورد عملیات فرینبده مرتکب جرم این است که هر نوع اقدام یا عملیات یا اظهارات متقلبانه برای گول زدن طرف دیگر قبل از عقد ازدواج، بایستی همراه با صحنه سازی باشد که آن امر موهوم مورد ادعای مرتکب را بصورت امری واقعی در نظر طرف دیگر جلوه گر سازد. به نحوی که بدون آن عملیات، ازدواج صورت نمی گرفت.
البته تشخیص عملیاتی که تدلیس به شمار می رود با عرف است. اخلاق هر تصنعی را نکوهش می کند ولی در حقوق پاره ای از دروغ ها به حکم عرف مجاز است و نمی توان آنها را در زمره اعمالی که موجب فریب طرف عقد می گردد به شمار آورد. همچنین مانورهای متقلبانه باید ارادی و عمداً باشد و به قصد فریب طرف عقد انجام گیرد تا مشمول تدلیس در ازدواج قرار گیرد.

3-2-2-2- ارکان تدلیس در ازدواج
ارکان مادی و معنوی جرم تدلیس درازدواج مورد بررسی قرار می گیرد.

3-2-2-2-1- رکن مادی
رکن مادی به معنی انجام عملیاتی که عیب را بپوشاند یا صفتی که مورد نظر طرف عقد می باشد را در دیگری نشان دهد. مانند ارائه ی گواهی جعلی مبنی بر صحت مزاج یا ارائه کارت تحصیلی جعلی در رشته پزشکی و … اگر اظهارات خلاف واقع از نظر عرف غیر قابل بخشش باشد نیز می تواند عنصر مادی تدلیس گردد ولی گزافه گویی های ساده مثل تعریف دختر بر نجابت و خانه داری نمی تواند مستند تدلیس باشد و قطعاً موجب مجازات نخواهد بود.
بنابراین رفتار فیزیکی جرم تدلیس در ازدواج، فریب و تدلیس می باشد. با توجه به آنکه ارتکاب عملیاتی که موجب فریب شود عنصر مادی تدلیس است این پرسش مطرح می باشد که آیا می توان سکوت طرف عقد را نسبت به واقعیتی که طرف مقابل از آن آگاه نیست موجب تحقق تدلیس دانست؟ قانون مدنی نسبت به این موضوع تصریحی ندارد. نویسندگان حقوق نیز پاسخ های گونانی ابراز داشته اند. در برخی صرف سکوت در مورد عیب را موجبی برای خیار فسخ نمی دانند.
بااین وجود برخی دیگر در مقام پاسخ به این پرسش قائل به تفکیک شده و معتقدند که هرگاه عیب از جمله عیوبی باشد که عرفاً قابل مسامحه نیست و با آگاهی دادن از آن غالباً ازدواج صورت نمی گیرد سکوت در خصوص آن تدلیس محسوب می شود. عده ای دیگر معتقدند که باید میان عیوب ظاهری و مخفی تفاوت قائل گردید. سکوت نسبت به عیوب ظاهری تدلیس تلقی نمی گردد و در مقابل فرد مکلف به بیان عیوب مخفی است، تخلف در این امر مصداق تدلیس است.
قول اخیر بیشتر قابل پذیرش به نظر می رسد، به نحوی که می توان به این حکم قائل شد که در فرض سکوت یکی از طرفین عقد ازدواج نسبت به وجود عیبی که عرفاً و عادتاً قابل مسامحه نباشد برای طرف مقابل حق فسخ است و در فرضی که عیب موجود عرفاً و عادتاً قابل مسامحه باشد، سکوت نسبت به آن موجبی برای حق فسخ نکاح تلقی نمی گردد.
اوصاف یا افعالی یا اظهاراتی می تواند موجب فریب و تدلیس شود که شرط صریح و عقد بر مبنای آن واقع
گردد. در این صورت باید بوسیله ی طرف عقد و در مقابل وی برای انعقاد عقد ازدواج و سبب عقد ازدواج نیز حصول این شرط باشد بنابراین تشخیص اوصافی که عقد به آن استوار و واقع شده باشد، به عرف بستگی دارد و لذا ممکن است قضات دادگستری زن دار بودن مردی را در حین ازدواج مجدد یا باکره نبودن دختری را موجب تدلیس در ازدواج می پندارند و برای آن کیفر تعیین می کنند.
برخی از مهمترین مصادیقی که سبب تدلیس در ازدواج می شود، در کتب حقوقی طرح شده که به لحاظ اهمیت مصادیق در تشخیص تدلیس به آن اشاره می گردد: بی سوادی مرد در حالیکه خود را وکیل دادگستری اعلام داشته یا باکره نبودن دختر یا عقیم بودن مرد که دختر جوانی با امید مادرشدن با وی ازدواج می کند. یا مجرد نبودن در صورتیکه وی خود را مجرد معرفی کرده همگی از مصادیق تدلیس به شمار می روند و مرتکب، مستحق مجازات کیفری خواهد بود. با توجه به مطالب پیش گفته رفتار فیزیکی و رکن مادی جرم تدلیس در ازدواج، از نوع مثبت می باشد و برای تحقق آن فرد باید عملیاتی انجام دهد که موجب فریب طرف مقابل گردد. فعل «فریب دهد» در ماده 647 قانون تعزیرات مصوب 75 که دلالت به رفتار مثبت دارد، موید این نظر است. این عملیات می تواند با گفتار یا فعل باشد که نتیجه ی آن نمایاندن صف کمالی غیر موجود یا اخفای نقص موجود است و سکوت رفتار فیزیکی محسوب نمی شود. صرف دروغ تقلب محسوب نمی شود و گفتار در صورتی رفتار فیزیکی این جرم را تشکیل می دهد که زوج یا زوجه، برای اثبات ادعای دروغ خویش صحنه سازی می نماید.
نکته ی مهم اینکه قانونگذار برای معرفی مرتکب جرم از کلمه ی زوجین استفاده کرده است بنابراین حکم ماده منحصراً شامل زوج و زوجه خواهد شد فلذا هرگاه شخص ثالثی مانند پدر یا مادر، برخلاف واقع فرزندش را دارای امور واهی معرفی کند، این اقدام ایشان مشمول حکم ماده نخواهد بود بلکه ممکن است مطابق با قواعد عمومی به عنوان معاونت در جرم تدلیس در ازدواج محکوم گردد.

مطلب مرتبط :   خرید پایان نامه روانشناسی :کیفیت زندگی کاری

3-2-2-2-2- رکن معنوی
تدلیس در ازدواج،جرمی عمدی و ارادی می باشد که برای تحقق آن احتیاج به سوء نیت عام که همان علم و عمد و سوء نیت خاص یعنی قصد انعقادو عقد ازدواج در برابر زوج یا زوجه است. برای مجرم شناختن مرتکب جرم، دادگاه می بایستی علاوه براحراز عمد عام مرتکب احراز به علم و آگاهی وی به واهی بودن عمل یا گفتاری که آنرا و وسیله ی ریختن طرف عقد قرار می دهد، حصول نتیجه یا عمد خاص مبنی بر قصد فریب دادن طرف عقد را نیز احراز نماید.همانطور که قبلاً اشاره گردید در قلمرو تدلیس جزایی، نامی از شخص ثالث یا مدلس برده نشده است و در ابتدای ماده 647 قانون تعزیرات مصوب 75 کلمه «هر یک از زوجین» آمده است لذا براساس تفسیر مضیق قوانین کیفری بنظر می آید که امکان طرح شکایت کیفری علیه مدلس در صورتیکه شخص ثالث باشد، وجود ندارد.

3-2-2-3-تدلیس در ازدواج در پرونده های طلاق
در خصوص مورد تدلیس در ازدواج تعداد 7 مورد پرونده از پرونده های موجود مطالعه و بررسی شد که مطابق با محتویات و اوضاع و احوال منعکس در این پرونده ها، مشخصات خواهان یا خوانده، نسبت ایشان با یکدیگر، طول زندگی مشترک، سن و شغل بیان گردیده است. ذکر این مهم ضروری است که تدلیس در ازدواج در برخی موارد موجب فسخ ازدواج می گردد که این مهم در مطالعه ی پرونده ها رعایت شده و کنار گذاشته است چون امری حقوقی و مدنی است.
جدول شماره 10- توزیع فراوانی مشخصات طرفین تدلیس در ازدواج بر حسب جنسیت
جنسیت فراوانی درصد
زن 6 85
مرد 1 15
جمع کل 7 100

نمودار شماره 10- توزیع فراوانی مشخصات طرفین تدلیس در ازدواج برحسب جنسیت

همانگونه که در جدول شماره 10 مشخص می باشد بیشترین درخواست طلاق که علت آن تدلیس در ازدواج بوده است از ناحیه ی زن بوده و همچنانکه قبلاً متذکر گردید مرد برای مطلقه ساختن همسر خود، نیازی به عنوان کردن دلیل ندارد ولی گاهاً خود این افراد علت طلاق را به قاضی دادگاه در جلسه ی دادرسی بیان می دارند.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

جدول شماره 11- توزیع فراوانی مشخصات خواهان برحسب نسبت با خوانده
نسبت با خوانده فراوانی درصد
همسر 7 100
اقارب – –
جمع کل 7 100

جدول فوق نشان می دهد که تدلیس در ازدواج فقط از ناحیه ی زوجین قابل تصور می باشد و این افراد می توانند دادخواست طلاق به طرفیت یکدیگر بدهند و سایر اقارب حتی اگر تدلیس کرده باشند را نمی توان خوانده ی دعوا قرار داد، اگر چه ممکن است تحت عنوان کلی معاون مورد تعقیب جزایی قرارگیرند.

جدول شماره 12- توزیع فراوانی مشخصات خوانده برحسب سن
سن فراوانی درصد
30-20 3 43
40-30 2 29
بالاتر از 40 1 14
اظهار نشده 1 14
جمع کل 7 100

نمودار شماره 12- توزیع فراوانی مشخصات خوانده برحسب سن

برحسب یافته های جدول و نمودار شماره 12 بیشترین میزان تدلیس در ازدواج در بین زوجین،
در سنین بین 20 تا 30 سال ارتکاب می یابد و زندگی مشترک را دچار دگرگونی و در نهایت جدایی و طلاق می سازد.

جدول شماره 13- توزیع فراوانی مشخصات خوانده برحسب شغل
شغل فراوانی درصد
بیکار 3 43
خانه دار 1 14
شغل دولتی – –
شغل غیردولتی 2 29
اظهار نشده 1 14
جمع کل 7 100

نمودار شماره 13- توزیع فراوانی مشخصات خوانده برحسب شغل

یافته های جدول فوق حاکی از این می باشد که تدلیس در ازدواج در میان افراد بیکار یا شغل آزاد به مراتب بیشتر از سایر افراد می باشد.

جدول شماره 14- توزیع فراوانی مشخصات زوجین برحسب زندگی مشترک
مدت زندگی مشترک فراوانی درصد
زیر 5 سال 5 72
10-5 سال 1 14
10 سال به بالا – –
اظهار نشده 1 14
جمع کل 7 100

براساس جدول شماره 14میتوان دریافت تدلیس درازدواج که علت طلاق درپرونده های مربوطه عنوان گردیده است درمدت زمان کمتر از 5سال ازآغاز زندگی مشترک و زناشویی اتفاق افتاده ومنجر به طلاق گردیده است.این مدت زندگی مشترک اعم از دوران عقد یا پس ازآن می باشد.

جدول شماره 15- توزیع فراوانی نوع وصف موجب تدلیس در ازدواج
نوع تدلیس فراوانی درصد

کتمان ازدواج قبلی 5 72
مشکل مرد عدم برخورداری از تحصیلات عالیه و موقعیت اجتماعی 1 14
مشکل زن عدم بکارت 1 14
جمع کل 7 100

نمودار شماره 15- توزیع فراوانی نوع وصف موجب تدلیس در ازدواج

مطابق با داده های بالا، بیشترین نوع تدلیس که منجر به طلاق و جدایی گردیده است، سابقه ی تأهل یا کتمان ازدواج با وجود تأکید بر تجرد با رقمی مشتمل بر 72 درصد می باشد، به عبارتی زوج خود را فردی مجرد معرفی نموده، در حالیکه سابقه ی ازدواج قبلی داشته که حتی در مواردی با همسر اول خویش نیز دارای زندگی مشترک بوده و همچنان با وی زندگی می کرده است ودر همان حال دختر دیگری را نیز خواستگاری نموده و خود را مجرد معرفی کرده است. در رویه ی قضایی تفاوتی میان ازدواج دایم یا موقت در تدلیس در ازدواج وجود ندارد و کتمان ازدواج قبلی اعم از دایم یا موقت، مشمول این عنوان قرار می گیرد.

3-3- جرایم خشونت آمیز
طی سه بحث این بخش را به بررسی ضرب و جرح و توهین، سقط جنین و اعتیاد هرکدام از زوجین اختصاص خواهیم داد و مطابق با رویه موجود، در پایان بخش به بررسی داده های آماری اختصاص داده می شود.

3-3-1- ضرب و جرح و توهین
ایراد ضرب و جرح در بین زوجین نسبتاً شایع می باشد. اینگونه جرایم اغلب از ناحیه زوج علیه زوجه صورت می گیرد و دیده می شود زیرا کاملاً آگاهی وجود دارد که جنس مردان، خشن تر و سخت تر از زنان است و ممکن است به کمتر بهانه ای از کوره در رفته همسر خویش را مورد حمله قرار داده، آنرا مضروب و یا حتی مجروح سازد. این رفتار تقریباً همیشه باتوهین همراه می باشد و جزیی از آن قرار دارد.

3-3-1-1- مفهوم ضرب و جرح
ضرب در لغت به معنی زدن، مثل، شکل و نوع آمده است و اما در پزشکی قانونی به صدمات و آسیب های اطلاق می گردد که بدون از هم گسیختگی ظاهری نسج و جاری شدن خون ایجاد می شود، تورم، کوفتگی، سرخی، کبودی و خون مردگی همگی از آثار ضرب می باشد. از نظر حقوق کیفری دو گونه صدمه ای که بطور مستقیم یا غیر مستقیم بر بدن انسان وارد می شود و موجب سرخی یا کبودی یا کوفتگی یا برآمدگی محل اصابت می گردد بدون آنکه ضایعه عضوی به دنبال داشته باشد ایراد ضرب ممکن است بوسیله ی دست و پای مرتکب و بصورت مشت وسیلی و لگد و امثال آن و یا با استفاده از اجسام دیگر نظیر چوب، گلدان، استکان، گوشی تلفن، پارچ آب و هر آنچه در دسترس یکی از زوجین باشد، وارد می گردد.
از نظر قانون مجازات اسلامی مصوب 92 و رویه قضایی ایران ایراد ضرب صرفاً شامل صدماتی می باشد که مستقیماً به جسم و تن انسان وارد اید و آثاری برروی بدن مجنی علیه به جای گذارد و در نتیجه تعرضات خفیفه و هرگونه اعمال خشونت و عنف نسبت به دیگری در صورتیکه فاقد آثار فوق الذکر باشد،ممکن است تحت عنوان توهین (عملی) تلقی ومجازات گردد.
بنابراین ایجاد تأملات روحی روانی اگر آنچنان ملموس و مشهود باشد و مثلاً سبب دیوانگی یکی از زوجین یا اینکه طرف مقابل را دچار بیماری هایی چون عدم تعادل شخصیتی بکند، این موضوع نیز قابل اثبات و پیگیری مراجع قضایی است اما اثبات آن امری دشوار می باشد.
واما جرح در لغت به معنای زخم کردن و خستگی می باشد و ازنظر پزشکی قانونی

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید