سابقه مغشوش بود .
سرانجام شناخت و پذیرش واقعیت غالب گردیده و کشورهای کاتولیک جهان یکی پس از دیگری در قوانین مذهبی و غیر مذهبی خویش طلاق را جایز شمرده و انگاشته اند.

2-1-3-3-طلاق در زرتشت
در دیانت زرتشت بر خلاف کاتولیسم ، از سویی و بسیاری از سایر ادیان از دیگر جهات :
1-طلاق به عنوان یک روش در راه قطع پیوند زوجیت پذیرفته شده است .
2-نهایت کوشش قانونگذار در راه کاهش تعداد طلاق به کار آید .

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3-صدور حکم طلاق منوط به رای دادگاه است و با تصمیم یکی از زوجین صورت و تحقیق نمی پذیرد .
4-در جریان اخذ حکم طلاق باید مدتی به عنوان دوران جدایی معرفی گردد که در خلال آن زوجین امکان بازگشت به خانواده را باز یابند بدین قرار می باشد .
الف) برای زن :1-عنن به شرط آنکه قبل از انعقاد قرار داد زوجیت پدید آمده باشد و زن از آن اطلاع نداشته باشد .
2-اقدام به زنا از جانب شوهر و اثبات آن در دادگاه صورت گرفته باشد .
3-خود داری شوهر از پرداخت نفقه برای مدتی بیش از سه سال محقق شده باشد .
4-زوج از آیین زرتشت خروج یافته باشد .
5-مرد برای بیش از پنج سال غیبت کرده باشد .
6-ناسازگاری مرد آن طور که با دلایل فوق قابل اثبات باشد .
ب) برای مرد : 1-زوجه از آئین زرتشت خارج شود .
2-ناسازگاری و عدم تمکین زوجه اثبات شود .
3-زنای زوجه اثبات گردد که بار اثبات تماما بر عهده زوج می باشد.

2-1-3-4-طلاق در یهودیت
در دین یهود نیز طلاق در اختیار مردان بوده و مقارن با زنی است که مرد نسبت به زن خویش بی میل و رغبت گشته و از وی متنفر می شده است و زن در مورد مطلقه کردن خویش هیچ اختیاری نداشته است ، مرد در چنین شرایطی طلاقنامه ای نوشته و به دست زوجه می داده و او را از خانه خارج می نموده است. در این طلاقنامه تاریخ وقوع طلاق و سبب آن درج می گردد . ضمناً در طی طلاقنامه مذکور به زن خودکه مطلقه ساخته است اجازه داده میشود که پس از آن شوهر دیگری اختیار نماید .
همچنین مرد حق داشت تا مادامیکه زن ، شوهر دیگری اختیار نکرده باشد به او رجوع نماید .

با اینکه در دیانت یهود طلاق جایز شمرده شده است ولی در کتب مقدس یهودیت تاکید شده که خدای بنی اسرائیل از آن نفرت دارد .
در تمام کتب مقدس ، اختیار طلاق ظاهراً فقط به مردان اختصاص یافته و هیچ گونه حق صریحی در این حصوص برای زنان لحاظ نشده است . اما با این همه ، سیاق پاره ای از آیات قرآن ، به گونه ای است که از آن میتوان حق طلاق زنان را نیز هم چون مردان استنباط کرد .

چنانکه یکی از آیات قرآن به همسران پیامبر (ص) اجازه می دهد که اگر خواهند به زندگی با او ادامه دهند وگرنه طریق جدایی و طلاق خویش را انتخاب کنند نمونه بارز آن است.

2-2-عوامل طلاق
طلاق علل و عوامل متعددی دارد که از این میان به سه عامل مهم زیستی ، اخلاقی و اجتماعی پرداخته شده و مختصراً مورد بررسی قرار می گیرد .

2-2-1-عوامل زیستی
این عوامل بطور کلی به سه دسته تقسیم بندی می شوند که به قرار ذیل می باشد .

2-2-1-1-عدم تناسب سنی
این موضوع یکی از مباحث مهم در خانواده و طلاق می باشد . سخن از این مقوله از اینرو حائز اهمیت است که بسیاری از جهات زیستی و جسمانی خانواده تحت تاثیر سن زوجین و احتمالاً فاصله ی سنی آنها قرار می گیرد. لیکن تاثیر سن در این محدوده ، رابطه جسمانی باقی نمی ماند. هر مقطع سنی با خود باری فکری و فرهنگی دارد . سن در اکثر موارد نشان ، ملموس و زیستی از یک دوران است لذا از این اینروست که در بحث طلاق به آن توجه می شود.
بالاتر بودن سن زنان همواره نسبت به بالاتر بودن سن مردان خطری مضاعف نشان میدهد . از این مسئله که بگذریم بالاتر بودن سن مرد از آستانه بیست سال احتمالاً گسست خانواده را به مرزهای بالاتر از نصف میرساند و بهترین فاصله سنی ، بالاتر بودن سن مرد تا مرز هشت سال است . شکاف سنی بر طلاق تاثیر گذار است ، تاثیری نسبی که باعوامل جاذبه جهان سنتی تا حدودی خنثی می شد و لیکن در شرایط موجود در جامعه امروزی ! تاثیری بیشتر می یابد .
اختلاف شدید سنی میان زن و شوهر دو جنبه دارد : یکی مرضی یا انحرافی و دیگری تحمیلی .

2-2-1-1-1-ازدواج انحرافی (مرضی)
ازدواجی که بین یک دختر جوان با مردی کهنسال بنابر خواسته خود دختر صورت می گیرد یا پسر جوانی که با شوق و افری خواستار زناشویی با فرتوت زنی می شود که چشم داشتی به اموال و دارایی این زن ندارد ، مساله مرض پیر پسندی یا پیر دوستی را مطرح می سازد . اجمال بحث این می باشد که پیر پسندی قرینه بچه دوستی است به این معنی که تمایل انحرافی بچه دوستی در اثر قبح اجتماعی و ناکامی ممکن است تغییر سمت داده متوجه نقطه مقابل و جنس مخالف هدف اولیه گردد . مرد جوانی که به بیماری پسر دوستی مبتلا است از این تمایل انحرافی روی بر می گرداند و در جهت عکس آن گام بر میدارد و به پیر زنی روی می آورد .

مطلب مرتبط :   ساده سازی، مکانیابی، محدودیت ها، الگوریتم ژنتیک

2-2-1-1-2-ازدواج تحمیلی
به هر حال در اینجا به این نوع ازدواج ها نظر نمی باشد بلکه منظور مرد کهنسالی که از طریق توسل به قدرت مادی یا سیاسی یا اجتماعی خود با دختر نو رسیده ای بر خلاف تمایلات قلبی او ازدواج می کند و یا فرتوت زنی با استعانت از قدرت سرشار مالی خویش پسر خویش را وسیله ی هوسبازی و ارضای تمایلات و هوس های خویش می سازد .
اینگونه مردان و زنان خیره سر و کهنسال، تصورات باطلی را در سر دارند و چنین گمان می برند که اگر جسم جوانی را بر اثر فقر مادی توانستند خریداری کنند بر روان آنان نیز حکومت خواهند داشت در صورتیکه عواطف و احساسات دختر یا پسر جوان را واقعاً با پول نمی توان خریداری نمود و نیازهای عاطفی و جنسی با پول بر آورده نمی شود ! این قبیل ازدواج ها که ردیف ازدواج های تحمیلی محسوب می شود به دلیل فقدان تفاهم میان زن و شوهر نمی تواند ضامن دوام زندگی زناشویی باشد و اگر منجر به طلاق نشود زنای محصنه و خودکشی را در پی خواهد داشت که بسیار تاسف آور است.

2-2-1-2-نازایی و بیماری
هر یک از این دو عامل بطور جداگانه ای مورد مطالعه قرار می گیرد.

2-2-1-2-نازایی
بی هیچ شک و شائبه ای باید پذیرفته که بی فرزندی نه تنها گرمای خانواده را از آن سلب می کند بلکه خانواده بی فرزند بیش از هر خانواده دیگر در معرض گسست قرار دارد ،حتی نوع خاصی از طلاق را به زبان سایر علومم ، طلاق ارتجالی نامیده اند که بر اساس آن چنانچه ازدواجی بعد از مدت زمان معینی بی حاصل ماند (فقدان فرزند ) خود بخود ملغی است و هر یک از طرفین می تواند بدون نیاز به گسستن پیوند زوجیت قرار دادی دیگر منعقد سازد و در برخی دیگر از فرهنگ ها فقدان فرزند در یک خانواده کور بودن اجاق آن اطلاق می گردد و از جانب جامعه مذموم تلقی می گردد .
نداشتن فرزند خواه بر اثر عقیم بودن شوهر و یا نازایی زن به هر جهت ممکن است به پایان ازدواج منجر گردد چرا که وجود فرزند در خانواده همانند پیوند مجدد بین زن و شوهر می باشد ، زندگی شیرین شده و رنگ و بویی تازه می یابد .
به نظر استاد مرحوم دکتر کی نیا «حرکت و سر و صدای کودک در خانه نشانه حیات است . خانه بی کودک خانه ای بی فروغ و به مشابه وادی خاموشان است »
اگر زوجه دارای فرزند نباشد ، معمولاً مرد با ازدواج مجدد و تجدید فراش ، خود را ازداشتن فرزند بهره مند می سازد و اگر مرد قادر به باروری نباشد یا زن بطور کلی از زندگی نا امید گشته و طلاق می گیرد و یا یک عمر را بدون فرزند می گذراند که اجحافی غیر منطقی بر وی می باشد.

2-2-1-2-2-بیماری
در قانون مدنی ایران نیز عیوب و امراضی را که مربوط به زوجین می یابد و مانع ازانجام وظایف زناشویی می گردند را بر شمرده است که به اختصار به شرح ذیل می باشند .
1-خصاء یا اخته بودن : صفت مردی می باشد که تخم نداشته باشد . این مرد توانایی عمل جنسی را دارد و چنانکه گفته شده در این عمل توان بیشتر نسبت به سایرین نیز دارد ولی انزال نمی شود و قدرت با روری ندارد .
ممکن است افرادی بطور ارادی با بستن لوله های تولید اسپرم ( وازکتوم ) خود را ع
قیم کنند ولی توانایی عمل جنسی را دارند . بنابراین زوجه ی چنین افرادی حق فسخ ازدواج خود بواسطه عیب را ندارند زیرا گفته شده است که « در اسلام بقای نسل به خلاف تمتع جنسی هر چند هدف مهمی می تواند باشد اما مقتضای نکاح نیست » .
2-ناتوانی مرد یا عنن : این صفت مردی می باشد که آلتش برای نزدیکی بزرگ و منتشر نمی شود . اگر علت عنن شدن مرد ، خود زن باشد باز زن حق جدا شدن از مرد را خواهد داشت . ناتوانی مرد در حقوق ایران اعم از اینکه در حال عقد وجود داشته باشد یا آنکه پس از عقد هم حادث شود موجب حق زن برای جدایی خواهد بود.
3-قرن : زایده ای گوشتی یا استخوانی است که در دهانه ی رحم زن پیدا می شود و مانع از انجام عمل زناشویی می گردد .
قرن در قانون مدنی اعم از رتق است . رتق به معنای انسداد کامل آلت تناسلی زن می باشد . از نظر صاحب شرایع ، رتق در صورتی موجب بر هم زدن ازدواج می شود که ازاله ی آن غیر ممکن بوده و یا اینکه خود زوجه مانع از مداوای آن گردد .
4-برص : در فارسی به آن پیسی می گویند و آن بیماری است که پوست بدن لک های سفید رنگی به خود دیده و کم کم سرتا سر پوست را در بر می گیرد . امروزه در صورت تردید در صدق عنوان برص ، زوجه را به پزشکی قانونی جهت انجام معاینه هدایت می کنند تا نتیجه مشخص گردد .
5-سایر عیوب : سایر عیوب موجب پیدایش حق به هم زدن ازدواج نمی شوند مگر آنکه بتوان عنوان تدلیس در ازدواج را به آنها بار نمود . اگر مردی با زنی ازدواج نماید با این گمان که عفیفه بوده است ولی بعد از ازدواج کشف شود که آن زن قبل از ازدواج ، زنا داده و با کسی دیگری ارتباط داشته است یکی از موارد تدلیس محسوب شده و حق بر هم زدن ازدواج برای زوج محفوظ خواهد بود . زیرا عدم زنای قبلی زوجه ، صفت کمالی قلمداد می شود که معمولاً در ضمن عقد ازدواج ذکر نمی گردد و چه بسا بی حرمتی تلقی گردد.

مطلب مرتبط :   خرید پایان نامه رشته حقوق :تصادف رانندگی

2-2-2-عوامل اخلاقی
بطور اختصار عوامل اخلاقی به شرح آتی خواهند بود.

2-2-2-1-نداشتن تفاهم اخلاقی
عدم تفاهم اخلاقی زوجین مشکلات فراوانی را برای زندگی زناشویی به همراه دارد که موارد آن بشرح ذیل می باشد .

2-2-2-1-1- تنفر و انزجار
از ارکان مهم بقاء و صمیمیت در محیط خانه و خانواده ، اصل هماهنگی وتفاهم در شئون مختلف زندگی زناشویی است ، چنانچه تنفر و انزجار یکی از طرفین یا هر دو ، عامل مخرب بنیاد خانواده ها است و بسیار مناسب می باشد که در این عوامل مهم و علل و اسباب بروز آن بررسی بیشتری صورت گرفته نتایج آن مورد رسیدگی کامل قرار گیرد تا در نهایت امر در رفع آن کوشش و افری به عمل آید . بدیهی است که تنفر گاهی بسیار ابتدایی و سطحی بوده ، اغماض ، گذشت و تصور ناگواری های انحلال خانواده به تنهایی در رفع آن کافی به مقصود است. این نوع تنفر ممکن است با یک مخالفت جزیی عقیده و عمل زن و شوهر در دل یکی از آنها پدید آید.
گاهی انزجار بسیار عمیق و ریشه دار بوده و ارتباط چندانی به اختلاف سلیقه ندارد بطوریکه زن و شوهر نه تنها در دل خود عمیقاً احساس محبت به یکدیگر نمیکنند بلکه احساس تنفر شدید نسبت به همدیگر می نمایند . و در این مورد اغماض و ملاحظه عواقب وخیم اختلال هیچ کدام نمی تواند زمینه را برای رفع تیرگی مساعد سازد وگاه این عمل را نمی توان نا دیده گرفت و لازم است به حیات زناشویی خاتمه داد وگرنه مشکلات بیشتری برای آنها پیش می آید که به مراتب از انحلال ناگوارتر است
زن و شوهر که یکدیگر را همپایه و هم کفو و برابر تشخیص داده اند و جواب بلی به یکدیگر داده اند اگر پس از ازدواج و آغاز زندگی جدید زناشویی ، یکدیگر را خوار شمرده و از همدیگر منزجر و روی گردان شوند پیداست که یا در تشخیص نخستین خود اشتباه کرده اند و یا در ارزیابی شخصیت خود غافل بوده اند و یا آنکه بر اثر فشار غریزه در مقام فریب بر آمده اند و یا حتی آنکه رفتار طرف مقابل به این انزجار دامن گسترده زده است که حال باید ثمره تلخ آنرا تحمل کنند . محبت از این خانواده رخت بر بسته و کانون استواری بوجود نیامده و یا در آستانه سقوط و از هم پاشیدگی قرار دارد .

2-2-2-1-2-سردی روابط
ازدواج پیوندی است مقدس میان دو انسان مذکر و مونث که به منظور کسب آرامش جسمی و روحی زن و مرد و ازدیاد نسل صورت می پذیرد . این پیوند قوانینی دارد که تا زن و شوهر به اجرای آن گردن ننهند ، هرگز نباید امید موفقیت داشته باشند . یکی از قوانین توجه نیازهای طبیعی یکدیگر یا همان نیازهای جنسی می باشد.
سرد مزاجی یکی از موارد بسیار مهم در این زمینه می باشد . منظور از سرد مزاجی همان بی تفاوتی و بی میل جنسی ، تحریک نشدن و احساس لذت نکردن در مقاربت و نزدیکی می باشد . سرد مزاجی ممکن است علت های گوناگونی داشته باشد که می توان به احساس گناه ، عدم رشد روانی ، بیماری ها، افسردگی ، عادات ناپسند جنسی ، اعتیاد به الکل یا مواد مخدر و سرانجام عدم توجه زوجین به نیازهای روانی و میل جنسی طرف ، اشاره نمود. عوارض ناشی از سرد مزاجی و عوارض ناشی از ناهمگونی روابط جنسی مرد و زن باعث می گردد درک درستی از روابط زناشویی و بر آورده ساختن نیازهای جنسی یکدیگر را نداشته باشند.
برخی از مردان نمی توانند زنان سرد مزاج خود را تحمل کنند و در نتیجه نسبت به ایشان بی تفاوت می شوند و احساس بیگانگی می کنند و چه بسا که دچار ناتوانی زود رس و فاقد شور جنسی گردند. از بیگانگی شوهر و عدم تعلق و بی تفاوتی او نسبت به کانون خانواده باید جلوگیری کرد و الا این بار نوبت مرد است که شور هیجان جنسی خویش را در جای دیگر به غیر از خل
وتگاه همسر خود جستجو نماید. در ارتباط با انجام وظایف زناشویی و شرعی زوجین ، همین بس که از نظر اسلام زن و مرد فقیر شده اند که به خواسته ها و تمایلات یکدیگر پاسخ گویند و در صورت عدم انجام وظایف از سوی مرد و زن آنها حق دارند طلاق اختیار کنند و خانواده های محترم بدانند و آگاه باشند که در رابطه با عدم توجه زن و مرد به نیازهای یکدیگر ، اتفاقات و حوادث درد ناکی روی داده است.
همانطور که ذکر گردید یکی از مواردیکه مرد به زن خویش خیانت می کند همین سردی زن و عدم توجه وی به همسر خود می باشد . اگر زن توجه بیشتری به شوهر خود داشته باشد و به زندگی خود و همسر خود طراوات و گرمی را اهدا نماید بی گمان می توان از بروز اینگونه مخاطرات جلوگیری و ممانت بعمل آورد . عکس آن نیز صادق می باشد . مرد می بایستی به زن خویش توجه خاصی مبذول دارد ، احساسات لطیف وی را جدی گرفته بدان اهمیت بدهد در غیر اینصورت احساسات زن بر عقل وی غلبه خواهد کرد و راه خیانت به همسرش را پیش خواهد گرفت .
باید توجه داشت که سهل انگاری در انجام عمل زناشویی نه تنها یکی از علل مهم جدایی می باشد بلکه علت انحراف زندگی زناشویی نیز به


دیدگاهتان را بنویسید