دانلود پایان نامه

در دوره رضاشاه تاسیس مدارس برای زنان با توجه به زمینه‌هایی که در دوره قاجار ایجاد شده بود، تداوم یافت. طبق بخشنامه شماره3238، در تاریخ 12 اسفند 1304 از وزارت معارف درخواست شده که تعداد مدارس دخترانه را افزایش دهند چون تا این تاریخ بیش از 9 مدرسه دخترانه در مرکز دایر نبوده و عده دانش آموزان این کلاس ها بیش از 35 نفر بوده است که گاهی نیز از 65 نفر تجاوز می کرد. بدین ترتیب از وزارت معارف درخواست شد تا برای سال 1305 یک مدرسه شش کلاسه ابتدایی و یک مدرسه صنعتی برای دانش آموزان دختر تاسیس شود.
بسیاری از مدارسی که در سالهای نخستین قدرت‌گیری رضاشاه فعالیت می‌کردند، سعی می‌نمودند آموزش دختران را برمبنای شیوه‌های آموزشی جدید پیش ببرند. مدارس این دوره درواقع همان مدارس تاسیس‌شده در عصر قاجار بودند که اینک صرفا بر تعداد دانش‌آموزان و مقاطع تحصیلی‌شان می‌افزودند. بر این اساس طبق بخشنامه ای که در تاریخ 25/9/1314 به اداره معارف ولایات به صورت محرمانه ارائه شد، چنین آمده است: «آقای رییس معارف و اوقاف – این معنی واضح و مشهود است، سالیان دراز طبقه نسوان که نصف اهالی مملکت را تشکیل میدهند در نتیجه جهل و نادانی از شاهراه علم و معرفت دور مانده و اسیر دست خرافات و اوهام می باشند و به همین واسطه حکم عضو فلج را در جسد اجتماعی حاصل می نموده اند که به هیچ وجه برای مصالح زندگانی و اخلاقی مفید و موثر واقع نمی شوند. اکنون که در سایه توجهات شاهانه در تمام مظاهر و شئون اجتماعی مملکت جنبش جدیدی به ظهور پیوسته است و معایب همه اصلاح می شود لازم است که این عیب و منقصت بزرگ نیز رفع شده و طبقه نسوان که مادران رجال فردا هستند مانند زنان سایر ممالک متمدنه از برکات علم و دانش و تمدن و تربیت برخوردار شوند و بتوانند خانواده های صالح و مفید تشکیل دهند و فرزندان وطن دوست رشید برای کشور تربیت نمایند. برای حصول این نیت خیر، وزارت معارف پروگرام منظم و معینی را تعقیب می نماید که عین آن پروگرام به طور محرمانه ذیلا برای شما فرستاده می شود تا اینکه عملیات معارف نیز در حوزه ماموریت شما منطبق بر این پروگرام از هر گونه بطوء و کندی بیفایده و یا تندروی و افراط بی موقع خودداری شود.»
همچنین در جلسه امتحانات دبستان هنر نطقی توسط یکی از شاگرادان ایراد شد و گفت: «مدارس اناث را از مدارس ذکور اثر و اهمیت بیش است؛ زیرا این مدارس مادرانی تربیت می کند که در دامان آنها مردان غیرتمند و وطن پرست پرورش خواهند یافت.» البته با توجه به بخشنامه ای از وزارت داخله با شماره ی1623، به تاریخ27/9/1314، اینگونه مشخص است که عفت و پاکیزگی برای آنان امری مهم بوده که در تاسیس مدارس دخترانه به آن تاکید می شده است: «در تعقیب متحد المال نمره 1442 لزوماً تذکر می دهد اصلاح وضع نسوان و تربیت یکی از مهمترین اصلاحات اجتماعی به شمار می رود مادامی که نصف جامعه مستور و از برکت علم و تربیت و زندگی اجتماعی خارج و دور باشد، به اصطلاح عوام (ضعیفه) ناقص العقل بیش نبوده مانع ترقیات و تمدن مملکت خواهد بود. اگر زن تربیت شده و داخل اجتماع باشد بهتر می تواند امور خانوادگی و منافع خود را اداره کند و پشتیبان حقیقی برای مرد خود باشد. برای حصول نتیجه مطلوبه اقدام به این منظور باید بدواً از محیط معارف یعنی ابتدا از مدیره های دبستانها و محصلات شروع شده و به سایر طبقات بسط پیدا نماید. طرز عمل باید طوری باشد که پیشرفت مقصود دائما تامین شده باشد در مرتبه اول باید از دبستانهای مدارس دخترانه شروع و مامورین دولتی اقدام و مجامعی با خانواده های محترم و تربیت شده تشکیل داده با نهایت متانت با دادن کنفرانسها و مذاکرات مفید اخلاقی راجع به عفت و پاکیزگی و صحت عمل و سادگی در لباس مقصود خود را پی ببرند.
شریعت پناهی نیز در این باره می گوید: «ایرانیان مدرسه را جای اشاعه فحشا و دختران مدرسه را متهم به بی عفتی می کردند و خانه شان را برای مدرسه اجاره نمی دادند. البته زنان مسلمان ایرانی که به اروپا سفر می کردند در بازگشت از اروپا، رفع حجاب را تشویق می نمودند و از مدرسه های جدید، دخترانی بیرون آمدند که عقیده رفع حجاب در راس آرزوهای آنان بود.» بنابراین روحانیون به دلیل برخی از برنامه های مغایر با اسلام که در مدارس دخترانه اجرا می شد، یا دختران مدارس آن را اجرا می کردند به مخالفت می پرداختند برای نمونه از آغاز سال تحصیلی 1313 برای شاگردان دختر، به سر کردن چادر در مدرسه ممنوع شد و برای دختران پیشاهنگ، لباس مخصوص توسط گیبسون آمریکایی متخصص تربیت بدنی که مستخدم دولت ایران بود تهیه شد. در مهر ماه 1314 دخترانی که به خارج سفر کرده و لباس اروپایی می پوشیدند، این مزیت را یافتند که در صورتی که واجد شرایط علمی باشند در دانشسرای عالی و دانشکده ادبیات و علوم پذیرفته شوند.
لذا مدارس دخترانه از سوی روحانیون و حتی بسیاری از مردم به دلیل تمایل دانش آموزان به کشف حجاب و روند تربیت غیر دینی دختران که در مدارس در پیش گرفته شده بود و نیز تعلیم و تربیت به شیوه غربی که معیار اصلی آموزش و پرورش بود با مخالفت مواجهه شد. در شهرستانها مردم بویژه سنت گرایان حاضر به پذیرش مدارس دخترانه در شهرهای خود نبودند. بعد از گسترش مدارس دخترانه، علی اصغر حکمت گروهی از روسای فرهنگ و روسای مدارس دخترانه را دعوت کرد و به دنبال آن تصمیمات زیر گرفته شد:
مجالس سخنرانی و سرود خوانی با حضور نمایندگان مجلس و مقامات عالی رتبه دولتی با شرکت دختران در مدارس دخترانه تشکیل شود.
مانند این مجالس در شهرستانها نیز ترتیب داده شده و از روسای ادارات دولتی دعوت شود که همراه بانوانشان در جشن حضور یابند.
کانون بانوان به سهم خود، برنامه گسترده ای برای نشان دادن نقش و مقام زن در اجتماع ترتیب دهد.
مدارس مختلط تاسال چهارم ابتدایی تاسیس شود و پسران و دختران در مدارس روی یک نیمکت بنشینند. و پیشاهنگی دختران در مدارس دخترانه گسترش یابد.
روزنامه ها و مجله ها برای آماده کردن افکار عمومی به نشر مطالب و مقالات سودمند بپردازند.
بنابراین سعی و نظر حکومت پهلوی بر این بود که وجود نداشتن مدارس کافی برای دختران همچنین ممنوعیت ایشان از تحصیل برای سالیان دراز و بدبینی عمومی نسبت به تحصیل دختران لایق و تحصیل کرده در سطح مملکت، مسئله دیگری است که آزادی زنان تامین نمی شود. بر این اساس تاسیس مدارس دخترانه برای آنان از اهمیت ویژه ای برخودار بود تا زنان از حقوق اجتماعی خود محروم نشوند و بتوانند در جامعه حضور یابند. لذا با فراهم نمودن زمینه تحصیل برای آنان، این مهم را عملی نمودند.
به اعتقاد منتقدین، روش کار در تاسیس و اداره مدارس دخترانه، نه ذات عمل، یکی از مهمترین اقدامات در ترویج فرهنگ غرب در کشور بوده است که زمینه های گسترش بی حجابی و سست شدن بنیادهای اعتقادی مردم را فراهم آورده است تا به قول رضاشاه مردم صورتا و سنتا غربی شوند. البته حکومت پهلوی در تاسیس مدارس دخترانه فقط به مسئله غربی گرایی نمی اندیشید، بلکه گاهی تربیت و پاکدامنی دختران نیز مهم به نظر می رسید. به طوری که طی بخشنامه ای که از طرف وزارت معارف در سال 1314به دیگر ولایات ابلاغ شده اینگونه آمده است: «اطفال دبستان و دبیرستانها را به لباس ساده پوشیدن عادت داده و از زیور و زینت که باعث مضرات عظیم اجتماعی است منع نمایید و سعی کنید که بلا استثنا دختران دبستانها و دبیرستانها لباس متحد الشکل که دستور آن داده شده مرتب بپوشند. به طوریکه دختران اغنیا را بر فقرا هیچگونه مجال تفاخر و خود فروشی نماند و همه به سادگی و نظافت و پاکیزگی خو نمایند … مخصوصا که مامورین معارف و آموزگاران و دبیران باید این معنی را همیشه نصب العین قرار داده دختران جوان را که با ضمیری پاک و بی آلایش مستعد برای قبول تربیت می باشند به پاکدامنی و پاکیزگی و سادگی پرورش دهند.»
اقدامات انجام گرفته در خصوص آموزش و پرورش دختران و زنان ایران در دوره رضاخان بی شک تاثیر بسزایی در ورود زنان جامعه به عرصه های اجتماعی کشور داشته که امروزه نقش پررنگ اجتماعی زنان در تربیت و اداره جامعه غیر قابل انکار است. اما آنچه مسلم است اگر اقدامات انجام شده همسو یا لا اقل ضد برخی آموزه های اصیل دینی (نه خرافات و تعصبات بی جا) انجام می گرفت، پذیرش و استقبال عموم جامعه و روحانیون که تا آن زمان معتمدترین قشر جامعه به حساب می آمد را می توانست به دنبال داشته باشد و به روند توسعه جامعه سرعت و شتاب بیشتری دهد. اما همانگونه که اشاره شد در برخی موارد تعصبات غیر منطقی و تلقی نادرست مردم از جایگاه زن در جامعه و در برخی موارد ضدیت کامل اقدامات مورد نظر با اصول و مبانی دین اسلام موجب مقاومتها و مخالفتهایی شده که روند نوسازی آموزش، خصوصاً آموزش دختران را با چالش های جدی مواجه ساخت.
4-7. تأسیس پیشاهنگی و تاثیر آن در مدارس پهلوی
پس از مشروطه در ایران، سازمانهای فکری و نگرشهای نوینی در زمینه های تربیتی، متاثر از دول اروپایی پدید آمد. ایجاد مدارس به سبک نوین، پرداختن به کتب درسی، آموزش نسوان، تاسیس پیشاهنگی و …پدید آمدن نحوه جدیدی از امور آموزشی و تربیتی را نمایان می ساخت. اما به دلیل تنشهای اجتماعی و تکانهای شدید سیاسی، ایجاد و تکوین این جریانهای فرهنگی و آموزشی را محدود ساخت و برخی از این نهادها پس از مدتی کاملا از بین رفت. که از آن جمله می توان به تاسیس پیشاهنگی اشاره کرد.
4-7-1.تاریخچه و روند تاسیس پیشاهنگی
گرچه پیشاهنگی در 1304 به صورت مکتوب با انتشار نامه ای رسمیت یافت اما پیشینه این امر به فعالیتهای ورزشی انجمن موسسین ورزش باز می گردد، که پیش از کودتای 1299 با شرکت میرزا مهدی خان ورزنده دیپلمه رشته ژیمناستیک از بروکسل در تهران تاسیس شد و گروهی از جوانان را با ورزشهای ژیمناستیک، فوتبال و بسکتبال و تنیس آشنا کرد. بعد از اولین فعالیتها توسط ورزنده، علی اصغر حکمت استقبال فراوانی از آن به عمل آورد و ضمن نگاشتن مقاله ای واژه فارسی پیشاهنگ را در مقابل واژه های انگلیسی(Boy scout) پیشنهاد کرد و در 12 آذر 1304 منجر به اعلام رسمی پیشاهنگی به ریاست امین زاده شد. بر حسب اساسنامه پیشاهنگی مدارس پیشاهنگی یا بای اسکوت موسسه ای است که برای تربیت جوانان مدارس و تمرین ایشان به سجایا و ملکات حمیده مردانگی و فتوت ازقبیل شرافت، راستگویی، مهربانی، فداکاری، صرفه جویی، شجاعت و امثال آن تاسیس می شود.
در 11 اسفند با تاسیس انجمن پیشاهنگی به ریاست علی اصغر حکمت، با صدوربخشنامه ای دستور ایجاد پیشاهنگی در مدارس صادر و در 21 اسفند همان سال نخستین جشن پیشاهنگی در دارالفنون برگزار گردید و در بهمن 1306، سازمان پیشاهنگی ایران به رسمیت شناخته شد. در این زمان ایران در جمله 56 کشوری قرار گرفت که در مدارس خود پیشاهنگی را بنیاد نهاد.
آغاز سال 1305 برای پیش آهنگی ایران بسیار موفقیت آمیز بود در 24 فروردین وزارت معارف با ارسال بخشنامه از کلیه مدارس خواست تا با افزودن بر تعداد پیش آهنگان و آموزش مشق نظامی آنان را برای رژه روز تاج گذاری (4 اردیبهشت) آماده کنند. نخستین جشن پیش آهنگی در 12 تیر در تهران برگزار گردید و این جشن باعث شد سه روز بعد پیش آهنگی به عنوان 2 واحد درسی در برنامه آموزش دار المعلمین ورزش گنجانده شود. پیشاهنگان کلیه مدارس باید در وقت مزبور، مشغول «کارهای صنعتی، کنفراس سرود و نمایش، باز دید آثار تاریخی و همچنین بازدید از کارخانجات و تدقیقات طبیعی» می شدند و سایر دانش آموزانی که پیشاهنگ نبودند نیز باید تحت نظر یکی از معلمان خود فعالیت هایی مانند مذاکره درس و کنفرانس و بازیهای مفید و سخنرانی را انجام می دادند. اما در نیمه همین سال مشکلات گوناگون به تدریج این تشکیلات را برای مدتی به تعطیلات کشاند.
با سقوط کابینه مهدی قلی هدایت و آغاز ریاست وزرایی فروغی در 26 شهریور 1312 و تصدی وزارت معارف از سوی علی اصغر حکمت برنامه های پیشاهنگی در ایران از سر گرفته شد تا دوره احیای مجدد پیشاهنگی در سال 1312 دو دیدگاه درباره اساس پیشاهنگی و ادامه فعالیت آن وجود داشت:
الف- عده ای بر آن بودند که انجمن پیشاهنگی به عنوان یک موسسه خصوصی می تواند با جلب داوطلبان آنها را تحت تربیت قرار دهد. این گروه با قرار گرفتن این سازمان در تشکیلات معارفی مخالف بود. مخالفان مانند «تدین» و اقشار مذهبی و…باعث شدند که کمکهای وزارت معارف در این دوره عسرت تنها به صورت اعانه صورت پذیرد.
ب- گروه دیگر که سران پیشاهنگی و هواداران فکری آن به شمار می آمدند، خواستار دولت گرایی و قرار گرفتن پیشاهنگی در مجموعه نظام اداری و مالی وزارت معارف بود.
4-7-2. هدف پیشاهنگی
اجرای پیشاهنگی در مدارس نیز مانند دیگر برنامه های حکومت وقت دارای اهدافی بوده است. رویکردهای اصلی نظام در حوزه های مختلف چون میهن پرستی، تجددخواهی، شاه دوستی و غربگرایی و حتی گاه جنبه های مذهبی و سنتی در ساختار پیشاهنگی قابل مشاهده است.

مطلب مرتبط :   پایان نامه روانشناسی درباره : نارضایتی زناشویی

دسته بندی : علمی