خواندن

معنی بیت: به سبب راستی به جهان یگانگی می‌رسی و از جهان اشیاء متکثر به جهان وحدت که در آنجا برای کثرت و ناراستی جایی وجود ندارد قدم می‌گذاری، همچنانکه الف به سبب راستی و دور بودن از هر گونه کجی و انحنا از ب و ج جدا و متمایز شده است.
8)تو راست شو چو نی و مرگ به شمر ز حیات که نی چو زیست شکر بخشد و چو مرد نوا
نی : 1-گیاهی از تیره گندمیان که از ساقه‌هایش ابزار مختلف (سبد، حصیر، نیلبک) می‌سازند. 2-نیشکر، 3-سازی است بادی که از چوب یا نی می‌سازند (با تلخیص. معین)
در گسترش معنای بیت قبلی باز به راستی تأکید می کند و به شکل ظاهری نی که چون الف راست است توجه می کند و مرگ و حیات پر ارزش و پر شهد آن را به جهت راستی می‌داند. (حسن تعلیل)، چرا که نی موقع روییدن و حیات در زندگی شکر می‌دهد و بعد از جدا شدن از نیستان و مرگ ظاهری، حیات معنوی می‌یابد و با نواهای خود کام شنوندگان را شیرین می‌سازد. (مرگ برای راستان حیاتی دوباره است).
بین نی و شکر و نوا مراعات النظیر وجود دارد
بین مرگ و حیات و زیست و مردن تضاد وجود دارد.
9)درین نشیب که هست از صفت چو دیگ تهی بسان کاسه دون همتان نشین تنها
نشیب : 1-سرازیری، مقابل فراز. 2-زمین پست (معین). اینجا استعاره از دنیای پست است. شاعر با آوردن دیگ و کاسه مراعات النظیر ایجاد کرده است.
کاسه: مجاز به علاقه‌ی جزء و کل؛ سفره و خوان
تنها نشستن کاسه دون همتان: کنایه از نرسیدن دست دیگران و متمتع نشدن دیگران از کاسه و سفره افراد، فرومایه و خسیس.
شاعر توصیه به عزلت و دوری از خلق می‌کند و می گوید:
معنی بیت:‌در این دنیای پست که مانند دیگ تهی، توخالی و هیچ و پوچ است؛ گوشه گیری و عرلت پیش گیر و مانند سفره دون همتان از دسترس خلق دور باش.
10)به شام و صبح که خصم تواند دل چه نهی که این غراب سرشت است و آن تذر و لقا
غراب: در عربی زاغ را گویند (غیاث). غراب سرشت: کنایه از تفرقه انداز، بی وفا (فرهنگنامه شعری).
تذرو: به معنی خروس صحرایی، و به دال مهمله نوشتن و خواندن و به معنی کبک گفتن خطاست (از جهانگیری و فرهنگ حکیم نورالدین به نقل از غیاث) و در سراج اللغات از فرهنگ قوسی نقل کرده که تذرو به ذال معجمه مرغی است از جنس ماکیان و خروس که در بیشه‌ی استرآباد و مازندران بسیار باشد و به غایت خوشرنگ بود (غیاث)
تذرو لقا: کنایه از سپیدروی (فرهنگنامه شعری)
شاعر با توجه به معنای دیگر تذرو لقا که کنایه از سپیدروی است به همراه واژگان غراب و شام و صبح، تناسب زیبایی را خلق کرده است.
همچنین در این بیت آرایه‌ی جمع با تقسیم وجود دارد. مانند:
مگر مشاطه بستان شدند باد و سحاب که این ببستش پیرایه وان گشاد نقاب (3)
معنی بیت: شب و روز که با گذشت خود ریسمان عمر تو را می‌جوند و هر لحظه از درازای آن می‌کاهند، تو هستند. پس هرگز دلبسته ی این دشمنان مباش چرا که شب که سرشتی تیره و سیاه چونان غراب دارد، در حق تو بی وفایی می‌کند و روز که در نظرِ تو همچون تذرو می‌نماید ترا فریب می‌دهد.
11)اگر نه بسته‌ی عمری هنوز چون کرکس بگو بترک غراب و تذرو چون عنقا
کرکس: طائری است معروف، مردارخوار…. (غیاث) این پرنده دارای عمر درازی است:
چرا عمر کرکس دوصد سال ویحک نماند ز سالی فزونتر پرستو
(رودکی به نقل از لغت‌نامه)

                                                    .