دانلود پایان نامه

تویتس(1995)، ویتن(1990) و گرافرید(2004) نیز معتقدند، رخدادهای استرسزایی چون طلاق، در صورت مواجهه موفقیتآمیز افراد با آنها، میتواند پیامدهای مثبت طولانیمدتی را با خود بهمراه داشته باشد و منجر به رشد روانشناختی افراد گردد. بنابراین اگرچه تحقیقات بسیاری نشان میدهند که فروپاشی ازدواج، رخدادی ناگوار برای اکثر افراد است اما این دشواریها عموماً موقتی بوده است و یا میتواند در گذر زمان، نتایج مثبتی با خود بهمراه داشته باشد.
مهشید، 35 ساله میگوید:
“فشارهای اجتماعی و روانیای که روم بود باعث شد من آدم قویتری بشم، بتونم روی پای خود وایسم. شخصیت مستقلی پیدا کنم و عزت نفس بیشتری پیدا کنم.”
برای بسیاری از کنشگران نیز طلاق، از جهاتی منجر به بهبود سلامت روانی و جسمانی و از جهاتی دیگر منجر به کاهش و تهدید سلامت روانی و جسمانیشان شده است.
سمانه، 28 ساله اینگونه میگوید:
“من یه تابستون تو بیمارستان بستری بودم بخاطر افسردگی. اما دکتر میگفت بخاطر نیاز جنسیته. گفت انقدر نیاز جنسیت رو سرکوب نکن(فشار غریزه جنسی=تهدید سلامت روانی و جسمی)… تا چند سال بعد از طلاق بخاطر اینکه مدام بهم میگفتن میایم بچه رو میگیریم خیلی استرس داشتم. گاهی موهام میریزه بخاطر استرس(چالشهای مربوط به حضانت فرزند=تهدید سلامت روانی و جسمی)…بخاطر حرص و جوشهایی که قبل از طلاق خوردم خیلی چاق شدم ولی به محض اینکه طلاق گرفتم رفتم باشگاه، شنا(بهبود سلامت جسمانی در برخی ابعاد)…به خودم میرسم. آدم تو شرایط من انقدر نگران این میشه که نکنه پیر شه؛ فکر نکنم زنی که شوهر داره اینطوری باشه.”
امیر، 28 ساله نیز وضعیت دوگانه خود را اینگونه روایت میکند:
“خب اگه وضعیتِ الانم رو بخوام با قبل از ازدواجم مقایسه کنم که خیلی داغونتر شدم. به لحاظ روانی، خیلی عصبیتر شدم، به تغذیهام خیلی کمتر اهمیت میدم، ورزش دیگه نمیکنم، سیگاری شدم و…(کاهش سلامت روانی و جسمی نسبت به دوران تجرد) اما اگر وضعیتم رو نسبت به قبل از طلاقم مقایسه کنم، از یه سری لحاظها وضعیت روحیام بهتر شده. مثلاً اون فشارها، کشمکشها و تنشهای دوره ازدواجم رو دیگه ندارم، ولی الان بجاش ترس از پرداخت مهریه سنگین، استرس آیندهام، مسئولیت نگرانی خانوادم همه باعث شده فشارهای روانی جدیدی روم باشه.(وضعیتی دوگانه نسبت به دوران تأهل)”
بنابراین فشارهای ناشی از ازدواج ناموفق میتواند منجر به کاهش سلامت روانی و جسمانی کنشگران نسبت به دوره پیش از ازدواج گردد و طلاق میتواند منجر به کاهش تنشهای ناشی از حضور در ازدواج ناموفق و افزایش تنشهای جدیدی برای کنشگران گردد.
4-3-4-2-5. مدیریت فرزند
یکی دیگر از چالشهایی که برخی از کنشگران با آن روبرو خواهند شد، مدیریت فرزند است. حضور فرزند میتواند تفاوت معناداری را در نحوه مواجهه افراد با طلاق و زندگی پس از آن ایجاد نماید. برای بسیاری از کنشگران، حضور فرزند سبب به تعویق افتادن طلاق میگردد تا حدی که والدین گاهی تا سالهای مدید و پس از گذار فرزندان از سنین نوجوانی، طلاق را به تعویق میاندازند. اما برای برخی دیگر نیز که ادامه زندگی مشترک را حتی با وجود فرزند، ناممکن میدانند، طلاق آخرین راه حل است. راهی که اگرچه ممکن است بسیاری از مشکلات را حل نماید اما منجر به ایجاد مشکلات دیگری خصوصاً در مدیریت فرزندان میگردد. فرزندی که تا پیش از این، در کنار هر دو والدیناش و در کانون خانواده پرورش یافته است اینک مجبور به حضور در کنار یکی از آنها است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که جدایی از فرزندان هم برای مادران و هم برای پدران مرحلهی دشواری گزارش شده است.
امین 35 ساله میگوید:
“تا یکسال و نیم بچهام پیشم بود اما بعدش با نظر مشاور تصمیم گرفتم بچه رو بدم مادرش. این مدت که بچه رفته خیلی اذیت شدم،‌ خونه سوت و کور شده؛ احساس تنهایی بیشتری میکنم.”
نگین، 28 ساله نیز میگوید:
“پسرم رو ازم گرفت تا من رو اذیت کنه؛ بچهام رو حتی نمیاورد ببینمش…خیلی پیگیری کردم که بچه رو بگیرم ازش اما نمیداد. اولش خیلی داغ بودم برای گرفتن بچه، گریه میکردم، زنگ میزدم. الان پیش پدرش و اون زن و دخترش زندگی میکنه، حکم دادگاه اینه که فقط یه روز در هفته اونم 4 ساعت پیش پسرم باشم…الان به این نتیجه رسیدم که بخاطر شرایط مالی پیش پدرش باشه بهتره.”
یکی از اصلیترین چالشهای کنشگرانِ دارای فرزند، مسئله حضانت است. توافق بر سر حضانت فرزندان از جمله موارد تنشزایی است که افراد در حین و پس از طلاق با آن روبرو میشوند. در حقیقت، وقوع طلاق هموالدی، که به معنای مدیریت و توافق زوجین در ارتباط با نگهداری و سرپرستی از فرزند و حق ملاقات با فرزندان است، یکی از مراحل دشوار برای سوژههای متارکه کرده است. چرا که با طلاق اگرچه روابط میان زوجین به پایان میرسد اما روابط میان والدین و فرزندان به اتمام نمیرسد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که از میان 18 فرد مصاحبه شونده که دارای فرزند بودند، در 13 مورد حضانت فرزند با مادر و تنها در 5 مورد حضانت فرزند با پدر بوده است. این در حالی است که از میان 13 موردی که حضانت فرزند با مادر گزارش شده است، تنها در 5 مورد، پدر نفقه فرزندان را پرداخت میکرد. هزینهی مدیریت فرزندان بدون کمک همسر، یکی از بزرگترین چالشهای زنان پس از طلاق است.
فاطمه، 47 ساله میگوید:
“به سختی تونستم بچهام رو بزرگ کنم. همه جوانیم رو زیر پا گذاشتم به خاطر بچهام. اکثر اوقات چند شیفت کار میکنم تا بتونم خرج زندگیمون رو در بیارم.”
در مدیریت فرزندان، نقش سرمایههای اقتصادی و اجتماعی، کلیدی است. افرادی که از سرمایههای اقتصادی و اجتماعی بالاتری برخوردار باشند، با سهولت بیشتری به مدیریت فرزندان پس از طلاق میپردازند. یافتههای تحقیق نشان میدهد، حمایتهای خانواده و آشنایان میتواند نقش به سزایی در مدیریت فرزندان داشته باشد. کنشگرانی که از چنین حمایتهایی برخوردارند با موانع کمتری در زندگی پس از طلاق مواجه خواهند شد؛ این مسئله خصوصاً برای پدرانی که حضانت فرزندان خود را به عهده دارند، نمود بیشتری دارد.
مجید، 39 ساله میگوید:
“من اول پرستار گرفته بودم فکر میکردم همه چی ایده آله، ولی اصلاً اینطوری نبود. واسه همین تصمیم گرفتم بیایم با مادرم زندگی کنیم؛ اگر غیر این بود من چالش های زیادی پیدا میکردم. الان که بچه پیش مادرم هست خیالم واقعاً راحته. خانوادم خیلی کمکم کردن خصوصاً مادرم(حمایت خانواده= تسهیلِ مدیریت فرزند).”

مطلب مرتبط :   تحقیق درموردهوش سازمانی، استرس شغلی، شاخص‌های سنجش، وظایف سازمانی

دسته بندی : علمی