دانلود پایان نامه

و از حضرت امیر(ع) نیز نقل شده است که: (اتی عمر بامرأته مجنونه قد زنت فامر برجمها). فقال علی (ع): اما علمت ان القلم یرفع عن ثلاثه، عن الصبی حتی یحتلم و عن المجنون حتی یفیق و عن النائم حتی یستیقظ4.
در قواعد الفقهیه می نویسد: ان قوله(ع) رفع القلم عن الصبی معناه ان الصبی لیس علیه جعل من قبل الشارع… ولم یکتب (علیه) شیئاً و صغاً و لا تکلیفاً5.
چیزی که مسلم است و مورد اتفاق همه فقها و دانشمندان اسلامی می باشد این است که به مقتضای این حدیث تکلیف و مسئولیت از اطفال غیر بالغ برداشته شده است که نتیجتا مجازات نیز در مورد آنان اعمال نمی گردد پس طبق حدیث تکلیف و مسئولیت و مجازات از اطفال برداشته شده است.
ب) ادراک یا تمیز
مسئله بعد تمیز می باشد، گفته شده که طفل در بدو تولد، هیچ گونه تمیزی نسبت اعمال و رفتار خود ندارد و قوه تمیز،در طول زمان در اطفال ایجاد شده و به تدریج رشد می یابد.
در حقوق جزای اسلام نیز به تناسب وجودور شد قوه ممیزه در اطفال، تکالیف و مسئولیت های خفیفی برای آنان در نظر گرفته شده است. احادیث و روایاتی در این باب وارد شده است که می رساند، حقوق اسلام مسئله تمیز را پذیرفته است و به وجود دو دوره عدم تمیز و تمیز اطفال در ایام طفولیت قائل می باشد در اغلب ابواب فقهی از جمله عبادات، عقود و معاملات و نیز در مباحث مربوط به حقوق جزایی، فقها عظام، اشاراتی به قوه ممیزه داشته اند.
تا به حال گفته شد که در بحث از مسئولیت جزائی اطفال در اسلام ، باید از بلوغ و تمیز بحث کرد. گفتیم که در اسلام افراد غیر بالغ از مسئولیت جزایی مبری می باشند در مورد قوه ممیزه هم ذیلاً بحث
می شود تا در پایان و با توجه به این دو مبحث نتیجه گیری شود.
بحث را با این شکل دنبال می کنیم که ابتدا روشن می نمائیم که در روایات اسلامی و عبارت فقها به مسئله تمیز توجه شده و این مطلب که در دوره ای از ایام طفولیت ، قوه ممیزه در طفل پیدا می شود پذیرفته شده است، منظور از توجه به قوه ممیزه این است که برای دسته ای از اطفال در سنینی مشخص تکالیفی خفیف در نظر گرفته شده است و این می رساند که این اطفال با اطفال کوچکتر از خود تفاوت داشته و توانایی درک ماهیت اعمال و تکالیف را با لنسبه دارا می باشند. پس از آن در مورد سن تمیز مطالبی عنوان می شود و در پایان، نتیجه ی بحث از مسئولیت جزایی اطفال در اسلام و تقسیم بندی آنان در این رابطه
بیان می شود.
در این بخش به احادیث و روایاتی به عنوان نمونه اشاره می شود که صرفنظر از مدلول آنها به اطفال در سنین و یا کیفیات بخصوصی توجه شده است و این می رساند که در آن سنین و یا حالات مخصوص. اطفال دارای توانائی های خاصی می باشند و می توان از آنان به طور محدود تکلیف خواست و این خصیصه تکلیف پذیری محدود که جز با قبول وجود قوه ممیزه در اطفال مورد نظر میسر نمی باشد. احادیث در 2 بند حقوقی و جزائی بیان می شود.
بند اول – حقوقی
در شرایط متعافدین دربیع آمده است: وهی امور: الاول البلوغ فلایصح بیع الصغیر و لوکان ممیزا1.
1) عی ابی عبدالله (ع) قال: تزوج رسول الله(ص)ام سلمه، زوجها ایاه عمر بن ابی سلمه و هو صغیر لم یبلغ الحلم؟ قال الشارح، هذا یدل علی الجوا زکون الصبی الممیز و کیلافی العقد قبل البلوغ).
2) عن ابی عبدالله(ع) قال: یجوز طلاق الصبی اذا بلغ عشر سنین2.
3) عن ابی عبدالله(ع) انه قال: اذا بلغ الغلام عشر سنین وا وصی من ما له بالیسیر فی حق جازت وصیته و اذا کان ابن سبع سنین فاوصی من ماله بالیسیر فی حق جازت وصیته3.
بند دوم- جزائیات
1- عن احدهما (ع) قال فی الصبی یشهد علی الشها ده فقال: ان عقله حین یدرک انه حق، جازت شهادته1.
2- قال: سالت اسماعیل بن جعفر: متی تجوز شهاده الغلام؟ فقال، اذا بلغ عشرسنین…. فقال، ان رسول الله (ص)… فاذا کان للغلام عشر سنین جاز امره وجازت شهادته2.
3- در صفات شهود: و هی امور الاول البلوغ فلا اعتبار بشهاده الصبی غیر الممیز مطلقاً و لابشهاده الممیز فی غیر القتل و الجرح و لا بشهادته فی هما اذالم یبلغ العشر3.
4- در شرایط قاذف می گوید: یعتبر فی القاذف البلوغ و العقل ، فلوقذف الصبی لم یحدو ان قذف المسلم البالغ العاقل ، نعم لو کان ممیزا یوثر فیه التادیب ، ادب علی حسب رای الحاکم4.
5- عن محمد ابن مسلم قال: سالت اباجعفر(ع) عن الصبی سرق قال: ان کان له تسع سنین قطعت یده و لا یضیع حد من حدود الله تعالی5. (قال الشارح: هذا محمول علی قطع بعض الاصابع).

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان درباره راهبردهای یادگیری

دسته بندی : علمی