دانلود پایان نامه

حروفیه می‌گویند پیامبران اجازه نداشتند این راز را و در واقع همۀ رازها را افشا کنند. به طوری که حتی محمد پیامبر نیز چنین اجازه‌ای نداشته که راز حروف را برملا کند و در مقابل سوال بعضی‌ها در این مورد، می‌گفته: «بعثت لبیان الشریعه لا بیان الحقیقه». من برانگیخته شده‌ام تا شریعت را بیان کنم نه حقیقت را. به اعتقاد حروفیه پیامبران حروفیانی بودند که جز به طور کنایه‌آمیز و به شکل استعارات اجازه نداشتند که پرده از حقیقت برگیرند. به همین سبب است که عبارات بیشتر کتب مقدسه جنبۀ کنایی دارد.
غرض اصلی و نهایی حروفیه همانا قرار دادن انسان در مقام و مرتبۀ آسمانی بوده، به طوری که هر متجاوزی نتواند به راحتی به هستی و حقوق او تجاوز کند. بالا بردن مقام انسان تا مرتبۀ خدایی برای مصون نگه‌داشتن انسان از هتک حرمت و قتل و غارت و ظلم و تعدی می‌تواند بهترین حربه و ضامن بقا و آزادی و حقوق انسانی باشد. حروفیه به این نتیجه از راه علم تأویل رسیده‌اند.
سخن پایانی در کلیات اعتقادی حروفیان، اشاره به جایگاه علی (ع) است. گفته شد که علی (ع) آغازگر دورۀ ولایت است و از این رو صرف نظر از وحی، مقامی برابر با محمد (ص) دارد تا آنجا که پیامبر (ص) دربارۀ او گفته است: «من و علی از یک نوریم.» و باز در سخنی دیگر فرموده است: «خداوند چهارده هزار سال پیش از آدم نوری آفرید و پس از آفرینش آدم آن نور را دو قسمت کرد که محمد (ص) و علی (ع) از آن هستند». و در متنی دیگر از حروفیان آورده شده که «علی ذات خدا را لمس کرده است». حروفیان در تأکید بر ولایت علی (ع) در مفاهیم متصوفانه، او را صاحب نقطه نامیدند. یعنی «جامع حقیقت حروف از الف تا ی»، و این به استناد قولی منسوب به وی بود که: «همۀ اسرار کتاب‌های آسمانی در قرآن عظیم است و هرچه در قرآن است در سورۀ فاتحه است و هرچه در فاتحه الکتاب است در بسم الله است و هرچه در بسم الله است در ب بسم الله است و هرچه در ب بسم الله است در نقطۀ زیر ب است و منم آن نقطۀ زیر ب».
به همین روش در سروده‌های حروفیان نیز علی (ع) تجلی‌گاه ذات خدا محسوب می‌شود:
محسوس به ذات حق علی بود از لفظ مسیح روی بنمود
چون بود مسیح سوده گشته دریاب رموز ای فرشته
هر دو سخن خدا چو بودند از ذات خدا جدا نبودند
آنان با میراث برخی اندیشه‌های متصوفانه چون وحدت وجود و تجلی، منطومه‌ای از آراء و عقاید را بنیاد نهادند که ابزار توجیه و تفهیم آن تأویل بود. در واقع آنان با استفاده از تأویل گستره‌ای از رموز برامده از حرف را مطرح کردند که در این شکل و هیأت، نو مینمود.
البته سرچشمه‌های فکری آنان منحصر به تصوف و تشیع در قالب امامی و اسماعیلی نبود، بلکه اندیشه‌های کهن ایرانی، مسیحی و یهودی نیز به‌کار آمده بود. به هر روی محورهایی چون الوهیت انسان، مهدویت، و نگاه غالیانه به علی (ع) تأثیری ماندگار در جنبش‌های پس از خود به جا گذاشت و از سوی دیگر در صحنۀ عمل دینی نیز پیامدی دیرپا داشت و بر ظهور مسلک‌هایی ساختارشکن و بدعت‌آمیز مؤثر افتاد.
2-3-1 عدد و جایگاه علم الاعداد:
اخوان الصفا و حروفیون می‌پنداشتند که علم العداد راهی برای درک اصل وحدت موجود در هر شیء و علمی فراتر از طبیعت و در عین حال ریشۀ همۀ علوم است. بدین ترتیب نسبت خدا به جهان یا نسبت موجود بسیط به وجود معادل نسبت یک به اعداد است.
در میان مسلمانانی که ذوق عرفانی دارند امکان تبادل حروف و اعداد به عملیات بسیار پیچیده در قلمروهای تأویل قرآن، پیشگویی و غالباً در شعر بویژه در استفاده هوشمندانه از ماده تاریخ انجامیده است.
در اینجا اشاره‌ای گذرا و مختصر به اهمیت بعضی از اعداد بایسته است:
2-3-1-1 عدد چهار:
اخوان الصفا برای عدد چهار اهمیت فراوانی قائل بودند. آنان برای توجیح این اهمیت این پرسش را مطرح می‌کردند: آیا خودِ خدا اکثر امور طبیعت را در گروه‌های چهارتایی شکل نداده است؟ امور زیر نیز وجود دارد: کیفیت‌های گرم و سرد و خشک و مرطوب، چهار عنصر، چهار طبع، چهار فصل، چهار جهت، چهار نوع باد، جهات مربوط به صور فلکی، فلزات، گیاهان، حیوانات و انسان‌ها، چهار نوع عدد و غیره.
2-3-1-2 عدد پنج:
عدد پنج در متنی فلسفی به نام ام الکتاب که زیربنای افکار اسماعیلی شد، نقش بسیار مهمی دارد. این نقش شاید تحت تأثیر دیدگاه‌های گنوسی و مانوی دربارۀ گروه‌های پنج‌تایی موجودات روحانی بوده است. ام الکتاب با پنج نور آغاز می‌شود که هر یک پنج رنگ دارند و هر رنگی به یکی از پنج تن مرتبط است. همچنین پنج فرشته در آن به چشم می‌خورد: میکائیل، اسرافیل، جبرئیل، عزرائیل و سورئیل که به پنج ظرفیت روحانی مربوط می‌شوند.
2-3-1-3 عدد هفت:
هفت، عدد سیارات، نخستین عدد کامل است، چون حاصل 4+3، 5+2، 6+1 یعنی حاصل جمع اعداد وجه‌های متقابل تاس است. صوفیان و حروفیان به اهمیت عدد هفت واقف بودند و آن را بسیار ارزشمند می‌دانستند. اما نقش هفت در تعالیم فرقۀ اسماعیلیه به اوج می‌رسد. در این جریان ظاهراً تحت تأثیر شدید افکار گنوسی – یونانی هفت‌گانه‌های فراوانی به چشم می‌خورد. از دیدگاه آنان خنوخ یا هرمس، نوح، ابراهیم، اسحاق، یعقوب، موسی و عیسی هفت ستون جهان‌اند، یعنی هفت ستون خانۀ حکمت یا هفت شبان. وحی در هفت دوره نازل می‌شود و هفتمین امام که جانشین هفتمین و آخرین نبی است، رستاخیز را آغاز خواهد کرد. فیلسوفان اسماعیلی با نگاه کردن به هفت حرف کلمۀ خلاقۀ الهی “کن فیکون” اصولی را که هفت چشمۀ ازلی از آن‌ها می‌جوشد می‌دیدند. هفت آسمان و سپس هفت زمین از غبار ازلی به‌وجود می‌آیند. هفت نبی بزرگ به هفت فلک مربوطند و هفت امامی که در دورۀ هر نبی می‌آیند، با هفت زمین رابطه دارند.
2-3-1-4 عدد نه:
نه عدد افلاک و نخستین عدد فردی است که مربع کامل است. اخوان الصفا نه حالت وجود را تصور می‌کردند: یک خالق، دو نوع عقل، سه نفس، چهار نوع مادّه، پنج نوع طبیعت، شش جهتی که جهان جسمانی را تشکیل می‌دهد، هفت فلک سیارات،4×2 عنصر و سرانجام 3×3 حالت عوالم حیوانی، نباتی و معدنی.
2-3-1-5 عدد ده:
نقش عدد ده در نوشته‌های اسماعیلی جالب‌تر و از نظر روحانی مهم‌تر است. اخوان الصفا نیز به اهمیت ویژۀ عدد ده به عنوان اولین عدد دو رقمی اشاره کرده‌اند. فلسفۀ اسماعیلی ده حدِ بالاتر را فرض می‌کند که می‌توان آن‌ها را عقول یا انواع ملائکه دانست. این حدود ده‌گانه از سه مقوله ( یعنی یک ازلی، زوج نخست و عقل سوم) به علاوۀ کروبیان هفت‌گانه تشکیل شده بود. این خط نزولی از درجۀ نخست یعنی درجۀ رسول که مبلّغ شریعت الهی است و به فلک الافلاک مربوط می‌شود، به وصی (که مسئول تفسیر باطنی است) و به امام (مربوط به فلک زحل) می‌رسد تا در قدم دهم به جهان تحت القمر که پایین‌ترین مرتبۀ اولیاء است منتهی می‌شود.
2-3-1-7 عدد یازده:
عدد یازده معمولاً جنبه‌ای منفی داشته است. یازده را عدد گناهکاران و آیین توبه می‌دانستند. اخوان الصفا نیز معنایی منفی برای یازده قایل بودند و آن را نخستین عدد صامت زنجیرۀ اعداد اول صامت بالاتر از ده می‌دانستند.

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه دربارهمدل اندازه گیری، تحلیل عاملی، تحلیل عامل، معادلات ساختاری

دسته بندی : علمی