حضرت محمد (ص)

ای گـشایندۀ در خیبر قران بی گشایش‌های خوبت خیبر است
ناصرخسرو در غیاب پیامبر(ص) و علی(ع) که از ایشان به آفتاب و ماه تعبیر کرده است، امر تأویل قرآن و امور دینی را وظیفۀ داعیان آیین اسماعیلی می‌داند که از آنان در مقابل پیامبر(ص) و حضرت علی (ع) به ستاره تعبیر می‌کند:
«و اندر عالم دین پنج ستاره مدبّرانند کارکنان زیر دست این ماه و آفتاب که نور ایشان همه از آفتاب عالم دین است – علیه السلام – اعنی امام و باب و حجت و داعی و مأذون. »
خلفای فاطمی مدعی بودند که هم از جهت نسبی و هم از جهت معنوی، از اخلاف و ذریۀ حضرت محمد (ص) هستند. این خلفای اسماعیلی که بر دو اقلیم دین و سیاست، همچون خود حضرت محمد (ص) حکم می‌راندند، در نظر پیروانشان فرمانروای زمینی همۀ امور دنیوی و روحانی بودند. خلیفه همچنین برترین امام و بالاترین امیر مؤمنان بود. ناصرخسرو صفحات بسیاری از دیوان خویش را وقف ستایش امامان اسماعیلی، بویژه المستنصر بالله، هشتمین خلیفۀ فاطمی، کرده است.
فرزند نبی جای جد خویش گرفتست وز فخــــر رسانیده ســـــر تاج به کیوان
آنست گزیده که خدایش بــــگزیند بیهوده چه گویی سخن بی سر و سامان؟
آنجا که به فرمـــانش پیمبر بنشستی فرزند وی امروز نشسته ‌ست به فرمان
این ابیات نه تنها ستایش یک سلطان است بلکه بیان یکی از عقاید اصلی در کلام و الهیات اسماعیلی نیز هست. زیرا بنا بر عقیدۀ شیعیان، خلیفه، یعنی جانشین بر حق حضرت محمد(ص)، علی(ع) است که به فرمان خداوند به این مقام منصوب شده بود. این خدای تعالی بود که به حضرت محمد (ص) فرمان داد تا علی (ع) را، که اولین امام شیعیان است، به جانشینی خود برگزیند.
در نزد ناصرخسرو، وارثان و پاسداران شهر علم اهل بیت پیامبرند، خاصه آنان که از نسل فاطمه (س) و علی (ع) هستند، یعنی امامان اسماعیلی :
شجــر حکمت پیغمبــــر مــا بود کــزو هریک از عـــــترت او نیز درختـی ببَرند
پــــسران علی امروز مــــرو را به ســزا پسرانند چــو مر دختـــر او را پسرنـــــد
پسران عـــلی آنـــــها که امامان حــقند به جلالت به جـهان در چـــو پدر مشتهرند
سپس آن پــسران رو پـسرا زان که تــرا پسران عــــلی و فــــاطمه ز آتش سـپرند. . .
ای پسر دین محمد به مثل چون جسد است که بر آن سرد جسد، فاطمیان همچو سرند. . .
داد در خلق جهان جمله پدرشــان گسترد چه عجب گر پسران همچو پدر دادگرنــد
3-2-9-6 اصل تأویل :
ناصر خسرو در کتاب جامع الحکمتین در توضیح لغوی اصطلاح تأویل می‌گوید:
«تأویل بازبردن سخن باشد به اول او و اول همۀ موجودات ابداع است کو به عقل متحد است و مؤید همۀ رسولان عقل است. پس واجب آید دانستن که ابداع حق است. »
اصطلاح تأویل و مفهوم آن در کیش اسماعیلی فراتر از مفهوم لغوی آن است و مصادیقی که برای آن برشمرده‌اند عمدتاً با توجیهاتی ذهنی همراه بوده و بر پایۀ استدلال‌های قوی عقلانی استوار نیست، اما این تأویلات هرچه بوده اساس ارکان تعالیم فرقۀ اسماعیلیه به حساب می‌آمده و ناصرخسرو به عنوان حجت خلفای فاطمی بر آن تأکید فراوان دارد و آن را رکن اصلی دین می‌داند.
ناصرخسرو تا بدانجا بر امر تأویل پای می‌فشرد که به گفتۀ خود ظاهر سراب‌گونۀ قرآن را دوزخ می‌شمارد. برای مثال در تأویل اصحاب النار که در چندین آیۀ قرآن آمده، گفته است که اصحاب النار همان کسانی هستند که ظاهر شریعت را در نظر می‌گیرند. وی در کتاب خوان الاخوان در این مورد می‌نویسد:
«… و ما جعلنا اصحاب النار… و تأویل این آیت آن است که به دوزخ مر ظاهر شریعت را همی خواهد که مردم از او نه بر حق باشد و نه بر باطل و همی درفشد مردم را از او چیزی که بدو نتواند رسیدن بی میانجی. »

                                                    .