دانلود پایان نامه

بازدید کننده موزه را مسئله خود تلقی می کند و خود را محق می بیند که بر عملکرد درونی آن نظارت داشته باشد.تبیین معمار ی این امر می تواند فراهم آوردن امکان بازدید او از پشت صحنه، بعضی اتاق های انبار، آزمایشگاه ها و تجهیزات تکنیکی باشد. میزان به عمل در آوردن این گرایش ها و شکلی که پیدا می کنند، باید در هر مورد دوباره آزمایش شود.
4-1-2-2- اقلام نمایشی
موزه ها در مرحله اول برای نگهداری و نمایش دائم یا موقت مجموعه ای از اشیاء و به منظور بازدید، مطالعه و بهره مندی از آنها به کار می روند. اینگونه اشیاء ممکن است از نقاط مختلف دنیا جمع آوری شده باشند و یا آنکه متعلق به یک منطقه باستانی در نقطه مخصوص باشند. فرآیند جمع آوری، نگهداری و نمایش اینگونه اشیا و موزه ها مستلزم تامین تسهیلات و امکانات متنوع و کارآمد بسیاری است که در اینجا به مراحل مختلف این فرآیند اشاره می شود.
4-1-2-2-1-جمع آوری مواد و مجموعه های موزه ها
بسیاری از موزه های بزرگ شیوه ای عملی برای تمایل به گردآوری اشیاء زیبا هنری دارند- اشیایی که بیننده آرزو دارد که به او شهامت بدهد تا اطراف خود و دیگران را با اشیاء مناسب محصور سازد، تصمیم به مطالعه تاریخ این اشیاء ومردمی بگیرد که آنها را تصور کرده و می ساختند و حتی کوشش کند تا به تنهایی مهارت ها و امیالش را در تولید اشیاء زیبا بپرورد. چنین موزه هایی مجموعه هایی از نقاشی ها، مجسمه ها، پرده های منقش، مبلمان، اشیاء نفیس و… را در بر می گیرند. آن ها بزرگترین موفقیت های فکری و دوستی بشر را به نمایش می گذارند. موزه های دیگر نیز هستند که مجموعه هایی از طبیعت مانند علوم زمین شناسی، گیاه شناسی، جانور شناسی، را ارایه می کنند که مربوط به نقاط مختلف کره زمین است. برخی از موزه های مناطق محدودی را با توجه به هدف خود انتخاب کرده و تاریخ طبیعی و وضعیت امکانات زندگی انسان را با جزئیات مفصل به نمایش می گذارند. در این موزه ها نحوه پیروزی گذشتگان را برای بدست آوردن غذا از زمین، تغذیه، پوشاندن خودشان و اتحادشان با یکدیگر برای حمایت و کوشش های گروهی و چگونگی تکامل مرحله به مرحله آن تا مشکلات و پیروزی های امروزه بشر به نمایش گذارده می شود.
عامل مشترک و مهم بین اولین موزه ها و موسسین آنها علاقه به مجموعه داری بوده و به خاطر اشتیاق آنهاست که امروزه، مالک مجموعه های فوق العاده ای از اشیایی هستیم که برایمان به ارث گذاشته شده است. مردم هنوز هم در جمع آوری همان شور و شوق را دارند و ممکن است بدون کاسته شدن اشتیاقشان به جمع آوری اشیایی مربوط به این دوران بپردازند. در دوران ما مجموعه ها از وجوهی همچون موضوعات مربوط به سلامتی و علم بهداشت، گیاهان و داروها، عکاسی، ارتباطات رادیویی و اکترونیکی شکل می گیرند. زمانی از ترکیب شدن مجموعه های خصوصی و فردی با یکدیگر در ساختمانی، موزه ای شکل می گیرد. عملکرد اولیه موزه به عنوان یک وظیفه عمومی جمع آوری موادی است که برای آنها اختصاص یافته است. زیرا این طریقی برای حفظ اشیاء است که ممکن است بهر جهت برای همیشه ناپدید شوند. این کار زمانی که اشیا ذاتاً دارای طبیعتی با ارزش و هنری هستند با تقاضایی سریع از بیشتر جمع آوری کنندگان (اشیاء) بسهولت امکان پذیر است. ولی وقتی این اشیاء زشت ،حجیم، کوچک و بدون هیچگونه ارزشی تجاری باشد، امکان انتخاب افرادی در مناطق فاقد موزه، می بایست به جمع آوری کننده های فردی متکی باشند. در مناطقی که موزه هست و امکان تشکل و تشویق فردی کماکان مهمترین یاور موزه بشمار می روند.
یک موزه نمی تواند بدون تفاوت مواردی را بپذیرد که به آن پیشنهاد می شود. وظیفه هر موزه ای ارایه تصویری کامل و خوب از موضوعات انتخابی آن است. این امر مستلزم پذیرفتن نمونه های اختصاصی و تکمیل آنها به منظور پر کردن فاصله های و تقویت پشتوانه موزه و کامل کردن ترتیب تاریخی آن است. موزه ها باید همیشه گوش به زنگ موضوعات مناسب باشند. آنها ممکن است مالکین را به ارایه قطعاتی اختصاصی و یا افراد خیر را به خرید لوازم ویژه تحقیق ترغیب نمایند. و یا آنکه خود وارد بازار شوند. وظیفه مدیر یک موزه همچنین کشف محلی است که مجموعه ها و قطعات ویژه آنها قرار دارند. زمانی که یک مجموعه دار گنجینه اش را بدون ابراز علاقه به وراثینش برای آنها به ارث می گذارد، طبیعی است که علاقه موسسات به اشیاء فردی و گروهی حتی کل مجموعه ها جلب شود. از انجا که سالها رنج و تجربه برای جمع آوری مجموعه ها بکار رفته، تمام این مجموعه ها از ارزش های ویژه ای برخوردار هستند. تمایل عمیق برای حفظ امنیت این مجموعه ها قبل از آنکه در حراج ها تکه تکه شوند و قطعات کمیاب در نقاط دور و پرت مجزا شوند و یا اشخاص عادی آنها را به مصرف روزمره برسانند، ضروری است. دومین ضرورت کار موزه ها که به اندازه اولی اهمیت دارد، اجتناب از پذیرفتن هدایا یا میراث نامناسبی است که در مجموع برای مجموعه و یا موسسه امتیازی ندارد. موزه ها نمی توانند بدون تحرک بمانند. مجموعه های آنها می باید توسعه بیابد و کوشش می شود تا با گذشت زمان به استاندارد های بالا دست یابند. به این دلیل، هدیه ای که دلالت بر ایجاد شرایط بی تحرکی در موزه دارد، باید در تضاد با منافع موزه بشمار رود. یک مجموعه (موزه ای) وضعیتی را داراست که می بایست از آن بصورت یکپارچه نگاه داری کرد و آنرا همانطور که هست به نمایش گذارد. بنابراین هر هدیه یا مجموعه ای در صورتی که کامل بوده و از استاندارد و اصالت بالایی برخوردار باشد می تواند فقط با مجوز لازم پذیرفته شود. همواره پس از این مرحله پذیرفتن هر مجموعه با ارزش دیگری از همان نوع امکان پذیر است. این دو مجموعه بدون شک بعداً می توانند با یکدیگر ترکیب شده و تبدیل به یک نسخه شوند. زمانی ممکن است مجموعه ها در یک تاریخ بر پایه ای مشخص نمایش داده شوند و ممکن است در زمان دیگری بر حسب شرایط جغرافیایی متفاوت و ناشی از آرایشی دوباره و مصنوعی مستقل مجدداً تقسیم شوند.
در زمینه تاریخ طبیعی، از چهار روش عمده برای ایجاد مجموعه ها استفاده می شود: بعضی اوقات مجموعه های تاریخی را جانورشناسان و کاشفان نگهداری می کنند. این مجموعه ها ممکن است از نوع نمونه های غنی و با ارزش باشند. از این رو اولین بررسی های علمی رسمی بر روی این مجموعه ها انجام می شود و خصوصیات آنها، هویت تمام مواردی را تعیین می کند که بعدا کشف می شوند و از نوع همان مجموعه ها هستند.
روش دوم شامل تمام مجموعه هایی می شود که ممکن است از طریق اعزام هیئت های علمی بوجود آید و سپس مواد مجموعه بدقت مورد آزمایش قرار گرفته و نتایج پس از تدوین و چاپ برای موزه های اختصاصی ارایه شود.
روش سوم مربوط به موزه هایی می شود که از امکانات کافی و کارمندان ورزیده ای برخوردار هستند و ممکن است هیئت علمی خود را به منظور تهیه موادی برای ایجاد مجموعه های مطالعاتی و نمایشی به نقاط دیگر اعزام کنند. سرانجام روش آخر امکان خریداری مواد موزه ای از شرکت هایی است که در جمع آوری و تهیه آنها برای موزه ها تخصص دارند. این روش احتمالاً تنها راهی است که یک موزه کوچک می تواند نمونه های جدید را به منظور ارایه تصاویری از اشکال مشخص زندگی در مناطق دور افتاده بدست آورد.
در عصر حاضر جمع آوری مجموعه های موزه ای مربوط به علوم فیزیک و مهندسی با تاخیر بسیار انجام شده است. فقط در خلال بخش مهمی از این دوران 150 ساله، مواد موزه ای قابل استفاده و کمیاب برای نمایش در موزه ها مناسب تشخیص داده شده اند. البته هنوز مواد اولیه طبیعی و خام پیدا می شوند ولی وسایل ابتدایی علمی و موتورهای اولیه با لوازم همراه آنها، همگی مدت زمانی است که از هم پاشیده شده اند و انبوه قراضه های آنها در کوره ها ذوب شده اند. بسیاری از وسایل و اسباب ابتدایی اگرچه قدری کارایی دارند ولی بعید بنظر می رسد که برای نسل آینده مفید باشند. بهرحال بیشتر آنها بخاطر استفاده زیاد کهنه شده اند. حتی وسایلی که دانشمندان استفاده می کردند و ماشین هایی که مخترعین معروف درآن روزگار می ساختند،بدون شک درهنگامی که دور انداخته می شدند، انرژی زیادی داشته اند. مطالب مطرح شده و نتایج حاصل از آنها در ادامه حیات موزه ها از اهمیت بسیاری برخوردار هستند. برای آنکه مطمئن شویم که در آینده موزه ها و موزه دارها دیگر از چنین کمبودهایی رنج نخواهد برد ضروری است که هر موزه به صورت فعالی به جمع آوری مجموعه های موزه ای ادامه بدهد.
4-1-2-2-2- تشخیص هویت اشیاء و مجموعه های نمایشی موزه
دومین مرحله ای که موزه ها به عنوان بخشی از فعالیت تحقیقاتی آنها موظف به اجرای آنند، تشخیص هویت دقیق هر کدام از نمونه هایی است که از آنها نگهداری می کنند. از آنجا که خصوصیت اساسی موزه ها دانش فنی کارمندان آنها است، در صورتی که کارمندان نسبت به هر نمونه ای تردید داشته باشند،باید آن را به سایر موسساتی بفرستند که دانش تخصصی لازم را در اختیار دارند. مشخصات هر نمونه بر روی یک برچسب نوشته می شود و شماره ای نیز در داخل برگه دان ثبت می شود. علاوه بر این شماره، محل اصلی و زمان و چگونگی بدست آوردن آن نیز ممکن است بر روی خود نمونه نوشته شود. این کار فقط برای ثبت مقدماتی نمونه و بر حسب موقعیت زمانی ثبت آن در مجموعه است.پس از این مرحله کار طاقت فرسایی شروع می شود ولی گرفتاری اصلی یافتن تمام اطلاعاتی است که مربوط به نمونه می شود. شناخت کامل هر نمونه ای غیرممکن است و شناخت بیشتر از آن، به ارزشش می افزاید.
در صورتی که نمونه مورد نظر قطعه ای از مبلمان، شیشه یا نقره باشد، از روی ظاهر، سبک و تزئینات آن می توان زمان و محل اصلی آنرا حدس زد. متعاقباً جستجو از طریق آثار استاندارد و مرجع و مقایسه شیء با نقشه ها و عکس ها و ترجیحاً با سایر نمونه ها ادامه می یابد. مجدداً ممکن است که نمونه با دست خط، علامت تجاری، نشانه و یا اثر سربی ممهور شود. تمام این اطلاعات می بایست اضافه و ضبط شود و همراه با نمونه پیوست شود. از این طریق در هر جایی که چنین نمونه هایی یافت می شود، می توان به نحوه ساخت، فروش و خریداری آنها در طول تاریخشان پاسخگو بود.
بررسی مجدد و دقیق اشیاء موزه منجر به تشخیص ترکیب های درستی می شود که اثبات دقیق تر هویت آن هارا امکان پذیر می سازد. بررسی منابع متعدد، در عین حال هماهنگ کردن اشیاء مختلف و بخصوص مقایسه آنها را نیز امکان پذیر می سازد. در مورد نمونه های مربوط به جانور شناسی، بسیار اهمیت دارد که در صورت امکان محل، زمان و چگونگی دستیابی و پیدا شدن آن شناخته شود. بخصوص که هر گونه مشخصات ویژه آنها بعداً مفید خواهد بود. علاوه بر موارد فوق، ابعاد شیءباید کاملاً به دقت یادداشت شود.
شناسایی هویت نمونه ها در موزه ها در مرتبه اول مورد نیاز کارمندان متخصص و سپس کتب مرجع کتابخانه هاست و درصورت لزوم برای برآورد نیازهای دانش آموزان ودانشجویان جدی نیز بکار رود.به این ترتیب هر موزه ای می بایست کتابخانه مرجع مناسبی با تمام آثار استاندارد داشته باشد که موضوعات موجود در مجموعه ها را مورد بحث قرار دهد. در موزه های بزرگتر چنین آثار مرجعی را معمولاً کارمندان مبتکری گردآوری می کنند که همیشه در ارتباط نزدیک با کارشناسان، در سایر موزه ها و دانشگاه ها هستند. از این رو پایه های مشترک این دانش همیشه محکم شده و به راحتی قابل دسترسی است. البته حقیقت دارد که تعداد زیادی از بازدیدکنندگان نمی توانند به اطلاعات دقیق، چه درباره نمونه های موجود در مجموعه ها و یا درباره موارد کمیاب دست یابند و یا آنقدر علاقمند شوند که خود اطلاعات لازم را به موزه دار برسانند،بنابراین انتشار کتابهای ساده و آموزشی برای برآورد نیازهای بازدیدکنندگان ضروری است.
4-1-2-2-3- حفاظت از اشیاء و مجموعه های نمایشی موزه
منظور ازحفاظت در موزه ها ،مراقبت از مواد، اشیاء و مجموعه های موزه ای در مقابل خسارت های تغییر شرایط طبیعی و استقرار مناسب آنها در محیطی کنترل شده است. از این رو محافظت تا محدوده مراقبت در مقابل آتش سوزی، سرقت و … نیزگسترش می یابد.در اینجا ما با تضاد امر محافظت با این گرایش علوم اجتماعی نیز مواجه هستیم که خواهان حذف همه موانع و حداکثر تماس با اشیاء و مجموعه های نمایشی است. این تضاد بخصوص با توجه به ضرورت دسترسی آزاد به بیرون موزه، ارایه باز اشیاء و ایجاد یک محیط مناسب برای شیء و بازدیدکننده و امکان تغییر مکان فیزیکی اشیاء، به نحوی که دامنه تاثیر آن را گسترش دهد، شدت می یابد. به این جهت جای تعجب نیست که ایده گرایش به محافظت در موزه ها با ایده گرایش به بازدید کننده تضاد پیدا کند. اگرچه هرکدام از این دو ایده دارای امتیازاتی هستند، اما این امتیازات نباید به صورت یک فرمول قراردادی و ساده انگارانه باشد، بلکه کاربری و توجه به هر مورد خاص مستلزم یک مطالعه ویژه و اساسی است، در معماری موزه نیز بدون تردید می باید هر دو گروه شرایط به نحو مطلوب برآورد شود. برای این منظور جنبه های اجتماعی و روانشناسی باید در ارتباط با محافظت و بالعکس بررسی شوند و معماری موزه از طریق این رابطه منطقی تعیین شود.
اشیاء موزه ها را می توان به سه گروه تقسیم نمود :
الف. اشیاء حقیقی که توسط انسان یا طبیعت به وجود آمده اند و از ارزش اصیلی برخوردارند.
ب .اشیاء کپی یا نمونه هایی که در شرایط خاص ارزش همان اشیاء اصلی را دارند.
ج .وسایل توضیحی از قبیل وسایل سمعی و بصری و سایـر وسـائل موزه ای که روز بــه روز از اهمیت فزاینـده ای برخوردار می شوند.

مطلب مرتبط :   تاریخچه رکود اقتصادی در جهان
دسته بندی : علمی