جانشینی پیامبر

3-2-9-3 اصل تعلیم:
ای پســــر پیش جهــل اسیــــری تو تا نـــگردد سخن به پیشت اسیـــر
چون نیامـــــوختی چه دانی گــــفت که به تعلیـــم شد جلیــل جریــــر
تو ز خـوشه عصیــــــر چون یابــــی تا نگیرد ز تاک خــوشه عصیـــر؟
و
چگونه داند علم آنکسی که نامخته‌ست درودگر نکند کار جز به دست‌افزار
کسـی که ذل نه‌برداشته‌ست از تعلیـــم به عزّ علم نباشد بسیش دست گــذار
3-2-9-4 اعتقاد به دوره‌های هفتگانه:
«از بهر آنکه تا جویندۀ آن علم – کو همی نداند – بدان برسد بدانچه همی نداند. و اگر عدل ناپسندیدن ستم است بر مظلوم، پس جاهل را به علم رسانیدن بزرگتر عدل است از بهر آنکه جهل ستمی ظاهر است. . . و اگر مر خویشاوندان را از مال خویش پیزکی دادن فرمان خداست، خویشان ما مردمانند از جملۀ حیوان، پس مر ایشان را از علم – که انسانیت آن است – نصیبی دادن طاعت خدای است چنانکه فرمود مر رسول خویش را بدین آیت قوله: ان الله یأمر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی. »
همچنین:
«حکمای دین حق گفتند که علت هر محدثی هفت است و تا هر هفت علت نباشند، آن محدث موجود نشود. نخست علت فاعله اعنی صانع، دیگر علت آلتی، سه دیگر علت هیولانی، چهارم علت صوری، پنجم علت مکانی، ششم علت زمانی و هفتم علت تمامی. »
3-2-9-5 اصل امامت :
اصل امامت که مهمترین رکن دعوت اسماعیلیه و اندیشۀ ناصرخسرو است، چنانکه در دیوان وی ملاحظه می‌شود به اشکال گوناگون بر موروثی بودنش تأکید می‌گردد و «این همان چیزی است که طبق روایات شیعه هرگز بشر از رهبری پروردگار بی‌نیاز نخواهد بود. »
در جامع الحکمتین آمده است :
« منزلت رسول، علیه السلام، تنزیل کتاب و شریعت است بی تأویل و اما تأویل بر عهدۀ وصی و امام اوست. »
وی در کتاب وجه دین در مورد شرایط امام می‌گوید:
«امام آن است که فرزند او امام باشد و نسل او بریده نشود و هرکه دعوی امامت کند و نسل او بریده شود دروغ‌زن است. »
او چنان بر ارثی بودن امر امامت اصرار دارد که می‌گوید: اگر کسی امامت را ارثی نداند، از جرگۀ مسلمانان خارج است. از این روست که ناصرخسرو در دیوان خود این جانشینی پیامبر و وصی او را به عنوان آل نبی و فرزند زهرا و اولاد فاطمه و امام و امام زمان نام می‌برد و منظور وی از این عناوین کسی جز خلیفۀ فاطمی نیست.
با مطالعۀ آثار ناصرخسرو درمی‌یابیم که روشن‌ترین مقصد دینی و سیاسی وی که در تمام آثارش محور اندیشۀ او قرار گرفته همین مسئلۀ امامت و جانشینی پیامبر بوده است، چرا که کار تأویل قرآن و شریعت بعد از وصی، وظیفۀ امام است که از نظر ناصرخسرو همان خلیفۀ فاطمی مصر بوده است.
مــــر نهفته دختر تنزیل را معنــــی و تأویل حیدر زیور است
مشــکل تنزیل بی تأویل او بـــر گلوی دشمن دین خنجر است

                                                    .