دانلود پایان نامه

ترجمه ـ به قد و بالای پسرم بنگر و تا زمانی که در دنیا مادری فرزند به دنیا میآورد، به خودت مناز.
القُبَرَّهُ و إبْنُهَا
چکاوک و پسرش
***
1ـ رَأَیتُ فی بَعضِ الرِّیاضِ قُبَرَّهْ تُطَیِّرُ إبْنَها بأعَلَی الشَّجَرَهْ ترجمه ـ در یکی از باغها چکاوکی را دیدم که پسرش را بر فراز بلندترین درخت پرواز میداد.
2ـ و هِی تَقولُ: یا جَمالَ العُشِّ لا تَعْتَمِدْ عَلَی الجَناحِ الهُشِّ ترجمه ـ و او[مادر چکاوک] میگفت: ای زیبایی آشیانهام، هرگز به[این] بالهای نرم شکننده اعتماد مکن.
3ـ و قِفْ عَلَی عُوٍد بِجَنْبِ عُودِ و افْعِلْ کَما أَفعَلُ فی الصُّعودِ ترجمه ـ و بر هر شاخهای بنشین و درنگ کن و در اوج گرفتن، همان کاری را بکن که من میکنم.
4ـ فَانْتَقَلَتْ مِنْ فَننٍ إلی فَنَنْ و جَعَلَتْ لِکُلِّ نَقْلَهٍ زَمَنْ ترجمه ـ پس [چکاوک مادر] از هر شاخهای به شاخۀ دیگری میپرید و برای هر جابه جایی درنگ میکرد.
5ـ کَی یَستَرِیحَ الفَرْخُ فی الأَثناءِ فلا یَمُلُّ ثِقَلَ الهَوَاءِ ترجمه ـ تا جوجهاش در آن میانه بیاساید و از سنگینی هوا خسته نشود.
6ـ لکنَّهُ قَد خالَفَ الإشارَهْ لمَّا أَرادَ یُظْهِرُ الشَّطارَهْ ترجمه ـ اما [جوجه چکاوک] که میخواست زرنگیاش را نشان دهد، برخلاف گفتۀ [مادرش] عمل کرد.
7ـ و طارَ فی الفَضاءِ حتَّی إرتَفَعا فَخَانَهُ جَناحُهُ فَوَقَعا ترجمه ـ و به آسمان پرید تا اینکه بسیار اوج گرفت. ناگهان بالهایش به او خیانت کردند تا سقوط کرد.
8ـ فانْکَسَرَتْ فی الحالِ رُکْبَتاهُ و لَمْ یَنَلْ مِنَ العُلا مُناهُ ترجمه ـ و در همان لحظه زانوهایش شکست و از بلندی(ارتفاع) به آرزویش نرسید.
9ـ و لَوْ تَأنِّی نَالَ ما تَمَنِّی و عاشَ طُولَ عُمرِهِ مُهَنَّا ترجمه ـ و اگر درنگ میکرد به آرزویش میرسید و تمام عمرش را به خوشی زندگی میکرد.
10ـ لِکُلِّ شَیءٍ فی الحیاهِ وَقْتُهُ و غایَهُ المُسْتَعْجَلینَ فَوْتُه! ترجمه ـ برای هر چیزی در زندگی زمانی هست و فرجام شتابکاران از دست رفتن آن [زمان] است.
النَّعْجَتَان
دو میش
***
1ـ کانَ لِبَعضِ النَّاسِ نَعْجَتَانِ و کانَتا فی الغَیْطِ تَرعِیانِ
ترجمه ـ شخصی دو میش داشت که هر دو [با هم] در چراگاه میچریدند.
2ـ إحْداهُما سَمِینَهٌ ، و الثانِیهْ عِظامُها مِنَ الهُزالِ بادیَهْ
ترجمه ـ یکی از آنها بسیار فربه بود و دومی از شدت لاغری، استخوانهایش نمایان بود.
3ـ فَکانَتِ الأُولی تُباهِی بِالسَّمَنْ و قولِهم بِأنَّها ذاتُ الثَّمَنْ
ترجمه ـ یکی از آن دو به فربهی خود مینازید و سخن همه دربارۀ او این بود که او گرانبها است.
4ـ و تَدَّعِی أنَّ لَهَا مِقدارا و أَنَّها تَستَوْقِفُ الأَبصارا
ترجمه ـ و [آن میش فربه] میخواست فرصتی داشته باشد تا به زودی چشمها را [به خود] خیره کند.
5ـ فَتَصْبِرُ الأُختُ عَلَی الإذْلالِ حامِلهً مَرارهَ الإدْلالِ

مطلب مرتبط :   ﻗﺪﺭﺕ

دسته بندی : علمی