توسعه منابع انسانی

12. توانایی برای تعریف و مالکیت راه حل‌های ملی
13. توانایی و تسهیل کنندگی
14. نظم دهندگی بیشتر از کنترل
15. توانایی رسیدگی به موضوعات دنیوی و غیر روحانی و خدمات گرایی(Consultion New Frontiers in Urban Good Governance,2000: 6).
اشترن معیارهای سنجش حکمرانی خوب را به این شرح می شمارد: پاسخگویی یا محاسبه پذیری، شفافیت، قانونمندی انتخاب عمومی رهبران سیاسی و سرانجام وجود ساختارهای نهادی و قانونی برای پشتیبانی و محافظت شهروندان در مقابل اقدامات استبدادی(کاظمیان،1387: 35).
دنیش متا با استناد به تجارب شهرهای آسیایی، معیارهای ارزیابی حکمرانی شهری خوب را به شرح زیر ارائه کرده است: 1- پاسخگویی یا مسئولیت پذیری؛ 2- مسئولیت؛ 3- نوآوری در مدیریت؛ 4- شراکت بخش‌های خصوصی و دولتی؛ 5- تعامل شهروندان با حکومت محلی؛ 6- مدیریت نامتمرکز؛ 7- شبکه سازی؛ 8- توسعه منابع انسانی(کاظمیان،همان: 134).
از طرف دیگر ابعاد کلیدی برای حکمرانی توسط بانک جهانی این گونه معرفی شده‌اند:
1. مدیریت بخش عمومی.
2. پاسخگویی.
3. چارچوب قانونی برای توسعه.
4. شفافیت و اطلاعات(Abdellatif,2003: pp.14-17).
گروه تحقیق موسسه بین‌المللی علوم اداری، مواردی همچون درجه مشروعیت، نمایندگی، مسئولیت و کارآیی را به عنوان معیارهای نمونه برای ارزیابی حکمرانی برشمرده است(Srinivas,1996: p.1).
سه تن از محققان بانک جهانی دانیل کافمن، آرت کرای و پابلو زویدو لوبتون یافته‌های مؤسسات مختلف بین‌المللی همچون EIU، ICRG، بنیان هریتیج و خانه آزاد پیرامون وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشورها را با یکدیگر ادغام کرده و شاخص‌های کلی و جدیدی تحت عنوان شاخص‌های حکمرانی معرفی نموده‌اند(Bahreni& Hosseinzadeh,2004: p.146). این محققان کار خود را با این فرضیه آغاز کردند که «چگونه رسوم و نهادهایی که از مجرای آن‌ها حاکمیت در یک کشور اعمال می‌شود در رشد و توسعه آن کشور موثرند». کافمن و همکارانش این رسوم و نهادها را حکمرانی نامیده و ابعاد مختلف آن را با معرفی شش شاخص جدید مورد برسی قرار دادند.
شاخص‌های مورد نظر عبارتنداز:
1. شاخص حق اظهار نظر و پاسخ گویی
2. شاخص ثبات سیاسی
3. شاخص اثر بخشی دولت
4. شاخص کیفیت قوانین و مقررات
5. شاخص حاکمیت قانون
6. شاخص کنترل فساد
در واقع بهترین و جامع‌ترین سند در این زمینه، در مطالعات و بررسی‌های سازمان ملل به چشم می‌خورد، زیرا مفهوم حکمرانی شهری در سال‌های اخیر در کانون توجه این سازمان قرار گرفته است. به طور مشخص، سازمان ملل در دومین کنفرانس مربوط به سکونتگاه‌های انسانی (هابیتات2)در سال 1996 در استانبول، در دستور کار هابیتات بر این نکته تاکید کرده است که در جهت استقرار حکمرانی شهری در شهرهای جهان قدم بر دارد. این سازمان شعار خود را «فعالیت‌های جهانی برای حکمرانی شهری خوب» قرار داده است(UNCHS,2000: p.1). در عین حال سازمان ملل در چارچوب فعالیت‌های خود به منظور استقرار حکمرانی شهری در شهرهای جهان و در قالب برنامه ابتکار عمل حکمرانی شهری در بیانیه‌ای که می‌توان آن را منشور حکمرانی شهری نامید اصول نه‌گانه زیر را به عنوان معیارها و ویژگی‌های حکمرانی خوب بر شمرده است(UNDP,2000: p.1).
این شاخص‌ها به ترتیب عبارتنداز:
1. قانونمندی: منظور از قانونمندی در تصمیم‌گیری شهری، وجود قوانین کارآمد، رعایت عادلانه چارچوب‌های قانونی در تصمیم‌گیری و دور بودن دست افراد غیر مسئول از تصمیم گیری‌هاست. پایبندی به قانون، مستلزم آگاهی شهروندان از قانون و همچنین احترام مسولان به قانون است.
2. مشارکت مدنی و شهروندی: منظور از مشارکت، قدرت تأثیر گذاران بر تصمیم‌گیری‌ها و سهیم شدن شهروندان در قدرت است. دارایی اصلی شهرها، شهروندان هستند. آن‌ها هم موضوع و هم ابزاری برای حق تعیین سرنوشت( از طریق انتخاب مدیران شهری) می‌باشد. مشارکت مدنی به این نکته اشاره دارد که زندگی جمعی در شهرها، نبایستی از سر ناچاری باشد بلکه می‌بایست زمینه‌ی مشارکت فعالانه شهروندان در ارتقای منافع عمومی فراهم شود. تعریف عملیاتی اصل مشارکت مدنی و شهروندی با دست‌یابی به نکات ذیل قابل حصول می‌باشد:
– تقویت مرم سالاری در سطح محلی با برگزاری انتخابات آزادانه و عادلانه شهری.
– ترویج اصل اخلاقی مسئولیت پذیری در بین شهروندان.

                                                    .