تواضع و فروتنی

50)هر که زیشان یک سخن گفت آن سخن بشنیده بود او ز احمد، احمد از جبریل و جبریل از خدا
معنی بیت: هر سخنی که یکی از این خلفای راشدین می گفت او آن سخن را از پیامبر(ص) شنیده بود و پیامبر از جبرئیل امین و حضرت جبرئیل هم آن را از خدا شنیده بود.
51)ای ز بوی رحمتت دلهای مشتقان قوی وی ز صدق وعده‌ات غمهای مشتاقان هبا
هبا (به فتح اول): غبار و گرد هوا که از روزن در آفتاب پدید آید و مجازاً به معنی حقیر و ذلیل و خوار و ناچیز (غیاث).
در این بیت آرایه‌ی موازنه رعایت شده است.
توضیح: شاعر در این بیت، از غیبت به خطاب (خطاب خداوند) عدول کرده است (التفات)، به عبارتی دیگر از این بیت تا آخر قصیده «مناجات» است.
معنی بیت: ای خدایی که شمیم رحمتت، موجب قوت دلهای مشتاقان گردیده و ای کسی که با عنایت به راستی وعده‌ات، غمهای مشتاقانت ناچیز و نابوده است.
52)لطف تست آنجا که دل زنگار گیرد زنگ‌بر فضل تست آنجا که غم آهن شود آهن‌ربا
بین رنگ، آهن، آهن‌ربا و زنگار تناسب وجود دارد و نیز بین آهن و آهن‌ربا، جناس زاید (مذیل) وجود دارد.
توضیح: زنگار و زنگ، رنگ برنده است.
معنی بیت: خدایا! آنجا که دل ما را زنگار غفلت و فراموشی از یاد تو می‌پوشاند، آن زنگاری که رنگ فطری خداجویانه را پوشانیده و مانع انعکاس جلوات الهی در آن می‌شود؛ لطف تو یاری‌گر ماست و می تواند جلا و درخشندگی رنگ اصیل و واقعی دل ما را به آن بازگرداند و زنگار را از آیینه‌ی دل ما بزداید و آنجا که غم بر دلهای ما سنگینی می‌کند، فضل تو چون آهن‌ربایی آن را می‌رباید.
و یا به عبارت دیگر: خدایا، آنجا که دل ما زنگار گیرد، لطف تو زداینده آن زنگار است و آنجا که غم به سختی آهن، وجود ما را بپوشاند، فضل تو رباینده آن آهن غم است (دکتر احمد شوقی نوبر).
53)از تو جانها روی شسته همچو از باران سمن بی تو دلها گشته محکم همچو زوبینی، گیا
زوبین: نیزه‌ی کوچکی که سر آن دو شاخه بود و در جنگهای قدیم، آن را بر روی دشمن پرتاب می کردند (معین).
همچو زوبینی گیا: گیاه که مظهر نرمی و طراوت و لطافت است تبدیل به زوبین شده (سخت شده) باشد.
معنی بیت: همچنانکه باران، گلها را در چمن و یاسمنها را در باغ و بوستان روی می‌شوید و جلا و طراوت می‌بخشد، جانها و روحها هم از صفا و لطافت تو، جلا و درخشندگی یافته و صاف و زلال گشته است. اما بی تو دلها چنان افسرده و پژمرده است و طراوت حیات و نشاط زندگی را از دست داده است که گویی گیاهی خشک و بی انعطاف چون زوبینی سخت و شکننده است.
54)هیچ کس وز هیچ کس کمتر دو جو یعنی مجیر مانده چون سرگشتگان در بحر حیرت مبتلا
معنی بیت: آدم بی کس و کار و اندازه‌ای هم کمتر از هیچ کاره یعنی مجیرالدین، که مانند سرگشتگان در دریای حیرات گرفتار مانده است (شاعر نهایت تواضع و فروتنی‌اش را نشان می دهد).
55)یا به دست قهر قدرت رشته جانش ببر یا به دستش ده ز روی فضل سر رشته رضا
دست قهر: اضافه استعاری
قهر قدرت: (اضافه فعلی (مصدر به فاعل)
رشته‌ی جان: اضافه تشبیهی
سر رشته به دست دادن: کنایه از راه چاره نشان دادن

                                                    .