دانلود پایان نامه

با این وجود، برخی از زنان اصلاح‌طلب اذعان می‌دارند که لابی برای آنها تنها یکی از روش‌های مورد استفاده است و لزوماً همه چیز نیست. فریده ماشینی در میزگردی که توسط مجله زنان تداریک دیده شده بود، اظهار داشت: «این‌قدر روی هم اسم نگذاریم که یک عده دوست دارند لابی‌گری کنند، یک عده دوست دارند به خیابان‌ها بریزند. فکر می‌کنم چنین تقسیم‌بندی‌هایی واقعیت ندارد. در دنیای واقعی که ما داریم در آن زندگی می‌کنیم، این‌جوری نیست که عده‌ای لابی‌گری را دوست دارند و یک عده ناچارند که فقط از روش‌های خیابانی استفاده کنند. […] برخی از این زنان اصلاً علاقمند نیستند که با یک عده بنشینند و هی چانه زنی کنند، ولی وقتی دیدند این ضروری است، از همه پتانسیل‌های موجود برای حل مسئله استفاده کردند» (مجله زنان، شماره 145، خرداد 86).
در این میان، نوشین احمدی خراسانی از اعضای مرکز فرهنگی زنان در مورد لابی می‌گوید: «بستگی به میزان توانایی جنبش زنان دارد. یک جنبش ضعیف به نظرم نه با لابی کردن می تواند قوی شود و نه می تواند دستاوردی بگیرد. دولت‌ها وقتی به لابی‌ها و لابی‌گرها اهمیت می‌دهند که قدرتی پشت آنها باشد. از سوی دیگر هر چقدر هم مسئله زنان گسترش پیدا کند، این لابی‌ها ناخودآگاه در بالا اتفاق می‌افتد، پس شاید لازم نباشد از گروه‌های ناچیز جنبش زنان برای این کار استفاده شود… معتقد نیستم که لابی کردن به خودی خود می‌تواند جنبش زنان را از استقلال بیاندازد، اما اگر گروه، جریان و جنبشی ضعیف باشد، دولت‌ها و بویژه دولت در جامعه ما می‌تواند آنها را به راحتی جذب کند، یعنی ما در جنبش زنان مورد لابی قرار می‌گیریم، نه آنها. […] لابی کردن یک سیستم و روش مستقل از دیگر روش‌ها نیست، بلکه بخشی از روند اعتراضی جنبش‌های اجتماعی است. در واقع، بدون آن اعتراض و حرکت‌ها و فعالیت‌ها، اصلاً لابی کردن معنی نمی‌دهد. اگر جنبشی دارای حرکت‌های تاثیر گذار باشد، این دولت‌ها هستند که وارد مذاکره می‌شوند تا بتوانند با دادن امتیازاتی جلوی گستردگی آن را بگیرند. اما این سیستمی که در ایران به نام لابی کردن معروف شده، به نظرم لابی کردن نیست. نمی دانم، گاهی پیش می‌آید که آدم فکر می کند بیشتر “مجیزگویی” است، یا گاهی امتیاز شخصی گرفتن است تا لابی کردن» (کشاورز، 1385: 123-124).
تجمع خیابانی
تجمعات خیابانی، یکی از تاثیرگذارترین کنش‌هایی است که جنبش‌های اجتماعی به آن دست می‌زنند. اما به همین میزان، هزینه برگزاری آن نیز بالا است. در ایران نیز، این روش به عنوان یکی از جدی‌ترین روش‌های اعتراضی شناخته می‌شود که از جانب صاحبان قدرت سیاسی بسیار حساسیت برانگیز است. شادی صدر در این باره می‌گوید: «در بازجویی ها دو تا خط قرمزی که تاکید می کنند، یکی تجمع و دیگری ارتباط با خارج است». با این وجود، کنشگران جنبش زنان در ایران، در مقاطعی موفق شده‌اند از این روش اعتراضی به خوبی استفاده کنند. اما همیشه دغدغه‌هایی نسبت به هزینه‌های برگزاری تجمع در میان کنشگران جنبش زنان وجود داشته است.
پس از برگزاری دومین تجمع 22 خرداد در سال 1385 در میدان هفت تیر تهران که به دستگیری 70 نفر از فعالان جنبش زنان منجر شد، بحثی چالش برانگیز در میان گروه‌های مختلف جنبش زنان در گرفت. شهلا شرکت در مقاله ای عنوان «امر سیاسی، شخصی است»، برگزاری تجمع را روشی «انقلابی» دانست و اظهار داشت با اینکه با اهداف تجمع‌کنندگان همسو است و خشونت اعمال شده بر آنها را محکوم می‌کند، اما روش آنها را قبول ندارد (ماهنامه زنان، شماره 133). این مقاله، زمینه ساز بحث‌هایی متعدد میان موافقین و مخالفین برگزاری تجمع شد. نوشین احمدی خراسانی در پاسخ به شهلا شرکت، درباره تجمع خیابانی نوشت: «صرف حضور اعتراضی زنان در خیابان، برای شکستن فضای مردانه مهم است. […] فضای شهرمان محیطی است برای جنبش‌های اجتماعی که حرف‌شان را به گوش گروه‌هایی از مردم که به آنها دسترسی ندارند، برسانند. خیابان جایی است که ما در آن جمع می‌شویم تا به عرف و سنت تلنگری بزنیم (عرف و سنت‌هایی که زنان را متعلق به چهار دیواری خانه می‌داند)». وی در این جوابیه اذعان می‌دارد که برگزاری تجمع، نه یک روش انقلابی، بلکه روشی مدنی و مسالمت‌آمیز است (ماهنامه زنان، شماره 134).
در واقع، برگزاری تجمع خیابانی به دلیل حساسیتی که از جانب حکومت دارد، در میان کنشگران جنبش زنان نیز همواره چالش ساز بوده است. یک سال پس از تجمع 22 خرداد دوم، ماهنامه زنان میزگردی با موضوع روش‌های اعتراضی در جنبش زنان برگزار کرد. اما همچنان دوگانه بینی انقلابی/اصلاحی برای تفکیک روش‌ها، در سوالات مصاحبه کننده مشهود است: «شیوه انقلابی، عبارت است از هر نوع شیوه‌ای که متضمن یا مستلزم اعمال خشونت و یا خارج از قواعد نظم سیاسی یا حقوقی موجود باشد. این دو ویژگی است که حرکت انقلابی را مشخص می‌کند. نمونه‌هایش را خیلی راحت می‌شود پیدا کرد. راهپیمایی، تظاهرات، تحصن یا اعتصابی که مطابق نظم سیاسی و حقوقی موجود نباشد و خلاف مقررات باشد و حدود حاکمیت سیاسی و حقوققی را نقض کند جزء شیوه‌های انقلابی محسوب می‌شوند چون متضمن با مستلزم خشونت هستند، چه از طرف کسانی که عامل اجرای این شیوه‌ها هستند و چه از جانب کسانی که می‌خواهند جلو این شیوه‌ها را بگیرند» (ماهنامه زنان، شماره 145).
اما چنین نگرشی نسبت به «تجمع خیابانی» از جانب هر سه شرکت کننده میزگرد (که از سه جریان مختلف جنبش زنان انتخاب شده‌اند) مورد مخالفت قرار می‌گیرد. محبوبه عباسقلی‌زاده در این باره می‌گوید: «کنش‌هایی که اخیراً از طرف فعالان جنبش زنان صورت گرفته، چه در دوره اعتراضات خیابانی و چه در حوزه اعتراضات غیر خیابانی، در بخش کنش‌های مدنی قرار می‌گیرد». وی سپس می‌افزاید: «تمام شیوه‌هایی که وجود دارد، اعم از خیابانی یا شبکه‌سازی یا اینکه ما با سیاست‌مدارها یا هر گروه دیگری بخواهیم لابی یا رایزنی کنیم، برای پیشبرد یک هدف است. اینها روش‌های مختلفی است که همه جای دنیا استفاده می‌شود». ناهید کشاورز نیز در این زمینه می‌گوید: «من جنبش زنان را نه فقط در ایران، بلکه در همه جای دنیا اصلاحی می دانم. […] شیوه‌هایی که یک جنبش بر می‌گزیند انقلابی بودن یا غیر انقلابی بودنش را تعیین نمی‌کند، بلکه به نظرم اهداف و خواست‌ها و مطالباتش است که انقلابی بودنش را تعیین می‌کند» (ماهنامه زنان، شماره 145).
فریده ماشینی نیز در این میزگرد عنوان می‌دارد: «نظرم این است که بحث انقلاب معطوف به اهداف و کارکردها و روش‌ها است و می‌توان در بحث انقلاب اهداف و کارکردها را کنار گذاشت و صرفاً به شیوه‌ها پرداخت» (ماهنامه زنان، شماره 145). البته، فریده ماشینی در مصاحبه با محقق با وضوح بیشتری نظرش را اعلام می‌کند: «فکر می کنم تجمع راهکار مناسبی است ولی اگر امکانش باشد. تجمع خوب است به شرط این که مردم بیایند. عملاً ما قدرت بسیج مردم را نداریم. یعنی تعدادمان کم است. به نظر من ابزار مشروع و مدنی است، اما به شرط آنکه توانش را داشته باشیم، تا هزینه‌اش بیشتر از توان ما نباشد. مثلاً در پاکستان یا ترکیه می توانند تظاهرات 100 هزار نفری انجام دهند. اگر این امکان را داشته باشیم که مردم را بکشانیم. من همه راه ها را قابل استفاده می دانم به شرطی که بتوانیم مردم را بسیج کنیم».
ناهید کشاورز در میزگرد ماهنامه زنان، بار دیگر بر اهمیت استفاده از سیاست‌‌های خیابانی توسط زنان تاکید می‌کند و می‌گوید: «به نظر من، فعالان جنبش زنان در ایران تریبون‌هایی ندارند که بتوانند مطالبات‌شان را مطرح کنند. […] ما در شهری زندگی می‌کنیم که صدایمان به جایی نمی‌رسد. جنبش زنان ایران به هر حال یک جنبش اجتماعی است که مجبور است از همه شیوه‌ها استفاده کند. خیابان هم یکی از تریبون‌های ما است» (ماهنامه زنان، شماره 145). در مجموع، می‌توان اذعان داشت که با وجود چالش‌های مختلف، اما زمینه استفاده از شیوه‌های متنوع اعتراضی در جنبش زنان فراهم است. و جریان‌های مختلف تلاش دارند تا جایی که امکان دارد برای تحقق اهداف‌شان از ابزارهای متعدد و گوناگون بهره گیرند.
چشم انداز آینده
آخرین بخش از چالش‌های کنشگران جنبش زنان، مربوط به چشم‌اندازهای آینده‌ است. تحلیل و سنجش احتمالات ممکن در آینده یکی از معیارهایی است که در تعیین استراتژی‌ها و مشخص ساختن چشم‌انداز حرکت یک جنبش اجتماعی تاثیرگذار است. در این خصوص، ارتباط میان جریان‌های مختلف جنبش زنان، رقابت و همگرایی میان آنها در کنار تهدیدها و فرصت‌های پیش رو از جمله عواملی است که در تحلیل وضعیت آینده نقش دارد.
ارتباط میان جریان‌ها
در مورد چگونگی تنظیم رابطه میان جریان‌های مختلف جنبش زنان، غالب کنشگران بر اهمیت همبستگی تاکید دارند، اما در عمل چالش‌های در این خصوص وجود دارد. به عنوان مثال، فریده ماشینی در این باره می گوید: «یکی از چالش‌های ما برمی‌گردند به نحوه ارتباط و عملکرد سایر گروه‌های جنبش زنان. البته، با یک نگاه مثبت، اینکه گروه‌های مختلف بصورت مستقل درباره مسائل زنان کار می‌کنند و هر کدام یک بخشی از حقوق زنان را پیگیری می‌کنند، خیلی خوب است؛ اما نمی‌شود این واقعیت را نادیده بگیریم که یک گفتگوی سازنده میان این جریان‌ها وجود ندارد. در یک برحه ای از زمان البته بصورت تصنعی یک هماندیشی اتفاق افتاد، ولی چون هنوز زود بود یا هنوز همه به ضرورتش پی نبرده بودند، به دلایل احساسی، آن جمع از هم پاشیده شد. من فکر می‌کنم اگر ما می خواهیم که جنبش زنان خود را حفظ کند و به عنوان یک جریان مطرح خود را نشان بدهد، ما خواه ناخواه به چنین گفتگویی نیاز داریم. یعنی باید زمینه‌هایی برای این گفتگو فراهم شود. البته، امروز می‌توانیم با هم صحبت کنیم، اما هنوز نمی‌توانیم با هم برنامه عمل مشترک طرح ریزی کنیم. من فکر می‌کنم ما کم کم داریم از این خلاء رنج می‌بریم و حتی یک جاهایی نیروهای یکدیگر را تحلیل می‌بریم. که این مسئله ممکن است به ضرر جنبش زنان در بلندمدت باشد».
محبوبه عباسقلی زاده نیز با نگاهی دیگر، دغدغه مشابهی دارد. وی می‌گوید: «ما آسیب شناسی کردیم روی جنبش زنان، که چرا ما نمی توانیم به طور گسترده با همدیگر کار کنیم. مگر ما چقدر نیرو هستیم. من در مطالعاتم روی «پس‌زمینه» افراد خیلی تاکید دارم. گذشته های ما خیلی روی کارهایمان تاثیر دارد، اگر می خواهیم کنار هم کار کنیم، کار شبکه ای بکنیم، باید به هم احترام بگذاریم. و از بحث های خاله زنکی اختلافات بگذریم. [بعلاوه] تجربه همکاری ما خیلی کم بوده، و بدتر از همه این که ما خواستیم این کار را در یک گروه بزرگ [هماندیشی] انجام دهیم. بعد وقتی که این گروه پلورالیزه شد، گروه های با پس‌زمینه مشترک با هم می مانند». در واقع، عباسقلی‌زاده با نقد تجربه «جمع هماندیشی زنان» معتقد است که به دلیل برجسته بودن پس‌زمینه‌های متفاوت جریان‌های مختلف، آن شبکه نتوانست به فعالیت خود ادامه بدهد. در نتیجه، وی معتقد است که کنشگران مختلف باید این فرصت را بیابند که پس‌زمینه‌های متفاوت یکدیگر را بهتر بشناسند. بر اساس همین دیدگاه، اعضای گروه میدان در سال 1386 بیشتر بر الگوی «منشور زنان» برای تنظیم رابطه خود با دیگر جریان‌های جنبش تاکید داشتند. در این الگو، با دعوت جمعی از زنان قرار بود که منشوری از مسائل زنان ایران تدوین شود، اما این پیشنهاد در جریان عمل نتوانست به ایجاد یک شبکه پایدار و منظم بیانجامد.
در مورد چگونگی ارتباط میان جریان‌های مختلف جنبش زنان، نوشین احمدی خراسانی، نظر متفاوتی دارد. وی همبستگی را مقدس نمی‌داند و می‌گوید: «من این نگاه کلیشه ای را قبول ندارم که لزوماً اگر دو گروه با هم ائتلاف کنند، تقویت می‌شوند. برعکس در یک شرایطی ممکن است که تضعیف بشوند. در واقع، ائتلاف به خیلی عوامل بیرونی هم بستگی دارد. ممکن است ائتلاف دو جریان، آنها را زیر ضرب حاکمیت ببرد». وی سپس درباره نحوه تنظیم رابطه میان جریان‌های مختلف می‌گوید: «وقتی می توانیم با دیگران ارتباط و همکاری برقرار کنیم که آنقدر موقعیت‌مان مشخص شده باشد که تحت شعاع طرف مقابل قرار نگیریم. اما وقتی که هنوز به آن سطح نرسیده‌ایم باید احتیاط کرد. به نظر من، ایجاد همبستگی، به صورت برقراری یک ارتباط صوری نیست. بلکه یک فرایند طولانی مدت است. مثلاً وقتی به تدریج، گروه‌ها با یکدیگر کارهای مشترک کوچک انجام دهند، نه اینکه لزوماً در بیرون نشان دهند که با هم متحد هستند. چون به این صورت حسیاست‌ها هم بیشتر می شود، و ممکن است بر روند اعتماد سازی خلل ایجاد کند». به بیان دیگر، از نظر احمدی خراسانی، تنظیم ارتباط و ایجاد ائتلاف میان جریان‌های مختلف بر مبنای کار و عمل مشترک تعریف شده است. این نوع تنظیم رابطه، همان الگویی است که در کمپین یک میلیون امضاء برای ارتباط با دیگر جریان‌ها مورد استفاده قرار گرفت.
تهدیدهای پیش رو

مطلب مرتبط :   عوامل اجتماعی و فرهنگی

دسته بندی : علمی