دانلود پایان نامه

مکی به طور کلی به بیان رخدادهای زمان رضاشاه پرداخته است. اهم مطالب این کتاب شامل مهمترین حوادث آن روز است که بخشی از آن نیز به فرهنگ اختصاص دارد. مولف هدف خود را از تاسیس این کتاب علاقه مردم به آگاه شدن از اوضاع کشور و احتیاج آنان دانسته است. در جلد سوم عنوان نموده است که چون جای تاریخ مشروطیت ایران و تاریخ بیست ساله دوره رضاشاه بسیار خالی بود و همچنین تاریخ جامعی راجع ایران نوشته نشده و وقتی یک ایرانی بخواهد از سرگذشت نیاکان خود اطلاعی پیدا کند باید یکی از زبانهای بیگانه را بداند، به تالیف این اثر پرداخته است.
کتاب «تاریخ معاصر ایران از چهارم اسفند ماه 1299 تا بیست و چهارم شهریور 1320» تالیف سعید نفیسی است. سعید نفیسی، فرزند میرزاعلی‌اکبرناظم‌الاطبا (معروفبه “ناظم‌الاطباکرمانی”) و از احفادحکیم نفیس بن عوض کرمانی (طبیب نامدار ایران درقرن نهم هجری) جزنسل اول استادان دانشکده تاریخ دانشگاه تهران بود. درسال ۱۳۰۸ خورشیدی به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و علاوه برتدریس زبان فرانسه دردبیرستان‌ها، به کارآموزش درمدارس علوم سیاسی، دارالفنون، مدرسه عالی تجارت ومدرسه صنعتی پرداخت. درسال‌های بعد به تدریس در دانشکده‌های حقوق وادبیات پرداخت وبه عضویت فرهنگستان ایران درآمد.
وی سعی نموده تا در این کتاب تمام سیاستهای مناسب در شیوه اداره یک کشور در زمینه های گوناگون را بر شمارد و پس از ذکر اهمیت هر یک از آنها، دولت رضاشاه را به عنوان یکی از کارآمدترین دولتهای تاریخی ایران می داند. وی در این باره از شیوه های یکسانی در بخش های مختلف کتاب استفاده می کند؛ به این شکل که ابتدا پیشینه اقدامات اصلاحی را در ادوار تاریخی ایران از پیش از اسلام و پس از آن بیان می کند، و تمام بدبختی ها و نابسامانیهای ایران را به دوران قاجار نسبت می دهد و پس از ذکر عقب ماندگیهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و … به تمجید از اقدامات رضاشاه می پردازد. نفیسی یکی از نویسندگان این دوره محسوب می شود و طبق یادداشتی که نفیسی درباره منابع کتابش آورده است، او در سال کتاب «سیر فرهنگ در ایران» تالیف عیسی صدیق است. همانگونه که عنوان گردید عیسی صدیق یکی از شخصیتهای مهم بود که در آموزش و پرورش نقش زیادی داشت. از مسائل مهم این کتاب پرداختن به تعلیم و تربیت به ویژه تعلیم و تربیت دوره رضاشاه است. فصل های پایانی این کتاب و آموزش و پرورش زمان حاضر از هنگام تاسیس دارالفنون بیشتر به موضوع این پایان نامه مرتبط است. مانند: اعزام دانشجو، تعلیمات مجانی، تاسیس دانشگاه تهران، تربیت معلم، تربیت بدنی، فرهنگستان، مدارس مختلط و آموزش سالمندان، که با مطالعه آنها مطالبی از لابه لای این متن ها استخراج گردید.
1312 مامور تدوین تاریخ این دوره شد. از فصول مطرح شده در این کتاب، اصلاحات فرهنگی بود که ما را در جمع آوری مطالب یاری رساند.
روزنامه ها و نشریات
تعداد روزنامه هایی که در دوره رضاشاه منتشر می شد زیاد نبود و در هیچ یک از آنها انتقاد و ایرادی نسبت به نظام و مقامات بلند پایه مشاهده نمی شد. از میان روزنامه هایی که در عصر رضاشاه بیشترین اطلاعات و گزارش ها را داده و اطلاع رسانی کرده است، روزنامه «اطلاعات» صاحب امتیاز عباس مسعودی سردبیر و موسس آن به مدت 25 سال است. روزنامه اطلاعات را به نوعی می توان روزنامه یومیه و طرفدار دولت رضاشاه دانست که محتوای آن شامل اخبار و گزارش های داخلی و خارجی در مورد دولت، انواع آگهی ها، تعریف و تمجید از اقدامات رضاشاه، مطالب بهداشتی و پزشکی، رویدادهای محلی، خبرهای اقتصادی و تبلیغات بوده است. این روزنامه دوره حکومت رضاشاه و وقایع آن را به طور کامل پوشش داده است.
مجله تعلیم و تربیت
مجله ی تعلیم و تربیت برای نخستین بار در فروردین ۱۳۰۴ش. به مدیر مسئولی علی اصغر حکمت از سوی وزارت معارف منتشر شد. این نشریه به شکل ماهانه و با هدف ترویج نظریه ها و دیدگاه های فنی درباره ی آموزش و پرورش و آشنا ساختن آموزگاران با مسائل فنی آموزش و پرورش آغاز به انتشار کرد. هر شماره از نشریه دارای دو بخش فنی و رسمی بود. بخش فنی شامل مقالاتی به قلم نویسندگان مختلف درباره ی آموزش و پرورش و بخش رسمی شامل دستورالعمل‌ها، بخشنامه ها و نظامنامه های اداری بود. مجله تعلیم و تربیت تا پایان سال ۱۳۰۶ منتشر شد و از آن پس تا اسفند ۱۳۱۲ تعطیل بود ولی مجددا در فروردین سال ۱۳۱۳ با همان سبک و روش سابق ولی با چاپ مناسب تر و تنوع مطالب بیشتر، شروع به انتشار کرد. مدیر مسئول این دوره از نشریه نصرالله فلسفی بود. از سال هشتم، یعنی ۱۳۱۷، نام نشریه به ماهنامه آموزش و پرورش تغییر پیدا کرد و با مدیر مسئولی محیط طباطبائی به انتشار خود ادامه داد. این نشریه تا سال ۱۳۵۷ منتشر می‌شد.
1-6-2. پژوهشهای متأخرین
کتاب «باستانگرایی در تاریخ معاصر ایران» تالیف رضا بیگدلو است. نگارنده ی این کتاب معتقد است باستانگرایی به عنوان یک پدیده مهم فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن قدر که سزاوار است بررسی و تحلیل نشده است و علل به وجود آمدن آن و زمینه های مختلف آن چندان مورد توجه قرار نگرفته است. کتاب در سه بخش تنطیم شده است. بخش اول کتاب به معرفی علل باستانگرایی می پردازد. اولین فصل آن به جریان پی جویی علت عقب ماندگی ایران از علم و تمدن جهانی توسط روشنفکران اختصاص داده شده است. فصل دوم به تاثیرات غرب و تحولات آن به ویژه رنسانس اشاره شده و فصل سوم به ناسیونالیسم و رابطه آن با باستانگرایی اختصاص دارد و نیز این بحث که چگونه این ایده اروپایی هنگامی که وارد ایران گردید، یکی از علتهای گرایش ایرانیان به مقطعی از تاریخ خویش شد. بخش دوم کتاب سیر جریان باستانگرایی و مراحلی که از آن عبور کرده بررسی شده است وبه شخصیتهای مهم و روزنامه ها و مجلاتی را که در راستای این جریان گام برداشته اند منتهی شده است. بخش سوم به سیر این جریان در زمان پهلوی اول و چگونگی زمینه سازی و کمک این جریان برای صعود پهلوی ها به تخت سلطنت و چگونگی برخورد رضاشاه با این جریان و اقدامات او در این راستا اختصاص یافته است. بخش سوم و قسمتی از فصل اول کتاب مورد استفاده ما در این رساله بوده است
کتاب« اسناد سازمان پیشاهنگی ایران در دوره رضا شاه» توسط سازمان اسناد ملی ایران و به کوشش محمود دلفانی جمع آوری شده است. برای روشن شدن سابقه پیشاهنگی و بررسی تطبیقی پیشاهنگی جهانی و پیشاهنگی در ایران در این کتاب به بررسی ایجاد پیشاهنگی در انگلستان و نحوه ورود آن به ایران، می پردازد. این مجموعه بر اساس اسناد منتشر نشده در گنجینه اسناد ملی تدوین یافته و اثری مستند است که در سه بخش تالیف شده است. بخش اول کلیات و اساسنامه ها، بخشنامه ها و دستورالعملهاست. بخش دوم شامل مسائل مالی و بخش سوم گزارشهای ارسالی، اردوها، گزیده تصاویر اسناد می باشد. بنابراین یکی از کتابهای دست اول محسوب می شود که از مطالب آن در زمینه تاسیس پیشاهنگی و چگونگی اجرای آن در مدارس و پیشاهنگی دختران استفاده گردید.
کتاب «کانون بانوان با رویکردی به ریشه های تاریخی حرکتهای زنان در ایران» توسط موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران و با همکاری مریم فتحی جمع آوری شده است. هدف از تدوین این کتاب مشخص شدن اهمیت جایگاه زن در جامعه و تغییر و تحولات حقوق آنان در دوره معاصر به ویژه دوره پهلوی، بوده است. تمام اسناد موجود به زنان و موسسه کانون بانوان در این کتاب گردآوری شده است.
این کتاب در دو بخش کلی تدوین شده که هر بخش آن شامل سه فصل مجزا می باشد. از جمله ی این مطالب: تحولات جهانی و جایگاه زن ایرانی، تغییرات معرفتی از زن ایرانی در رویایی فرهنگی شرق، بازتاب تحول اندیشه در قالب مدارس، انجمن و نشریات، سخت گیری تکاپوهای فرهنگی در جهت کشف حجاب، کانون بانوان و سقوط رضاشاه و سرنوشت زنان تجدد طلب می باشد. این کتاب در نگارش تاسیس کانون بانوان در قسمت بررسی سیاستهای فرهنگی رضاشاه ما را یاری نموده است.
کتاب «تاریخ معاصر ایران از تاسیس سلسله پهلوی تا کودتای بیشت و هشت مرداد 1332» تالیف پرفسور پیتر آوری است. فصل های آن یک برهه 28 ساله (1332-1304 خورشیدی) از تاریخ کشور ما را تشکیل می دهد؛ دورانی را که نظر به پیشامدهای چشمگیر و دگرگونی های مهم در حیات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مملکت ما، از اهمیت زیادی برخوردار بود. کتاب در ده فصل تدوین شده است. فصل اول و دوم آن مهمترین فصولی هستند که در رساله حاضر مورد استفاده قرار گرفته اند. اهم مطالب این فصول در مورد نظم نوین رضاشاهی، نظام تعلیمات عمومی، تحولات ایران در دوران رضاشاه، تبدیل نام ماههای ترکی و عربی به فارسی، تغییر نظام آموزش و پرورش، رویارویی با روحانیت در زمینه آموزش و پرورش، سیاست تضعیف مذهب، جشن هزاره فردوسی، رفع حجاب زنان، وضع زنان در دوره رضاشاه و … می باشد.
کتاب «سیاست و فرهنگ» تالیف دکتر حسام الدین آشنا است. حسام الدین آشنا متولد سال 1342 در تهران است؛ او در سال 1371 کارشناسی ارشد معارف اسلامی و تبلیغ را دریافت کرد و پایان نامه خود را با عنوان فرهنگ و تبلیغات حکومتی در ایران ارایه کرد. وی همچنین در سال 1382 موفق به اخذ دکترای فرهنگ و ارتباطات شد و هم اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق است. مهمترین تالیفات وی به جز این کتاب: خشونت و فرهنگ، اسناد محرمانه کشف حجاب، ما روحانیون در مواجهه با ایدز چه می توانیم بکنیم، درآمدی بر قدرت هوشمند مطالعاتی برای جمهوری اسلامی ایران، موسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی و …است.این نویسنده در بخش های مختلف به سیاستهای فرهنگی رضاشاه پرداخته است.
کتاب «علما و رژیم شاه» (نظری بر عملکرد سیاسی – فرهنگی روحانیون درسالهای 1305 تا 1320 ) تالیف حمید بصیرت منش است. نگارنده کتاب آن را در دو بخش تدوین نموده است: یکی ساختار کلی رژیم رضاشاه و تاثیرات آن بر سیاستهای فرهنگی ، مجموعه سیاستگذاری های فرهنگی و به ویژه سیاست مذهبی رژیم و دیگری: واکنش روحانیون اعم از روحانیون داخل و خارج ایران و تطور آن در طول 16 سال حکومت پهلوی اول. در جمع آوری آن به اسناد و تحقیقات دست اول و خاطرات ونشریات روی آورده است. نگارنده معتقد است که چون روحانیون از اقشار مذهبی جامعه محسوب می شوند در نتیجه چه بخواهیم و چه نخواهیم پژوهش درباره روحانیون از سوی محققان خارجی صورت خواهد گرفت، پس بهتر است محققان داخلی که به اسناد و منابع بیشتری دسترسی دارند، این وظیفه را با وجود احتمال زحمات فراوان انجام دهند. کتاب حاضر در 14 فصل تدوین شده است.
فصل دوم
سیاستهای فرهنگی دوره پهلوی اول
رویکردهای دولت پهلوی اول در نظام آموزشی نوین این دوره و در واقع در چارچوب نوسازی آموزشی ریشه در دیدگاههای فرهنگی و سیاسی شخص شاه و روشنفکران این دوره و نیز در تحولات صنعتی و فرهنگی جهان دارد. قبل از ورود به بحث نظام آموزش و پرورش این دوره و نیز جایگاه و اهمیت دین در این نظام، لازم است رویکردهای فرهنگی و اجتماعی این دوره و سیاستهای فرهنگی عمده دولت مورد مطالعه و دقت نظر قرار گیرد تا با بینش بهتری اقدامات انجام شده در حوزه آموزش و پرورش مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند. از این رو سیاستهای فرهنگی دوره پهلوی اول در حوزه های مختلفی مطالعه شده است. دو رویکرد اساسی وطن پرستی یا ملی گرایی در جهت تقویت پایه های حکومت پهلوی و تجدد طلبی یا شبه مدرنیسم تحت تاثیر پیشرفت و ترقی جوامع غربی و حس عقب ماندگی در داخل کشور، مهمترین عوامل تاثیر گذار در بسیاری از اقدامات این دوره بوده که برخی از آنها را می توان در قالب مواردی چون احیای برخی از مظاهر تمدن ایران پیش از اسلام، توجه به خالص سازی زبان فارسی، کشف حجاب، لباس متحدالشکل، تاسیس موسسات و کانون های مردمی و بسیاری دیگر معرفی کرد. در این راستا روشنفکران مختلفی در جهت تحقق اهداف و پیشبرد اقدامات، با شخص رضاشاه همکاری داشته اند که در قسمتی از این فصل به معرفی برخی از آنها نیز خواهیم پرداخت.
2-1. ناسیونالیسم (ملی گرایی)
نهضت مشروطیت از ابتدا، روی وطن پرستی و احساسات ملیت و ناسیونالیستی توجه داشت ویک توجه خاص به زبان فارسی می کرد. حتی یک روزنامه ای هم به نام ایران نو چاپ می شد که چند ستونی را فارسی صرف می نوشت ولی این اقدامات صورت منظمی نداشت. در زمان رضاشاه این موضوع به شیوه های مختلف تقویت شد و اقدامات حکومتی و ملی متعددی در راستای تقویت حس میهن پرستی و ملی گرایی انجام شد که در ادامه به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
ناسیونالیسم (ملت باوری یا ملی گرایی) را نوعی آگاهی جمعی یعنی آگاهی تعلق به ملت یا آگاهی ملی تعبیر کرده اند، که غالبا پدید آورنده ی حس وفاداری، شور و دلبستگی افراد به عناصر تشکیل دهنده ملت، یعنی نژاد، زبان، سنت ها، عادات و ارزش های اجتماعی و اخلاقی و به طور کلی فرهنگ می شود. رشد ملت باوری از ویژگی های یک دوره تاریخی است که ملت ها در طی آن به صورت واحدهای سیاسی مستقلی درآمدند و اصل حاکمیت ملی به رسمیت شناخته شد و این دوره در اروپا از قرن 17 تا اواخر قرن نوزده به طول انجامید. قرن 18 در اروپا،که انقلاب فرانسه در آن به وقوع پیوست، دوران پیدایش «دولت ملت ها» به معنای جدید و دوره ظهور دولت های ملی بود که بر پایه مفهوم نوین ملت شکل گرفت.
در نیمه اول سده ی 19 در اروپا، ناسیونالیسم با دموکراسی و لیبرالیسم و قانون طلبی همراه بود، اما در اواخر این سده صورت تجاوز گرانه به خود گرفت و با رقابت های نظامی و تجارتی و همچنین با توسعه طلبی و امپریالیسم به زیان ملت های دیگر درآمیخت و در سده 20 ناسیونالیسم اروپایی یکی از عناصر اصلی فاشیسم گردید. به طور خلاصه می توان گفت که ناسیونالیسم در غرب در سه جهت اصلی رشد کرد: نخست در جهت هوشیاری و آگاهی ملی که نشانه ای بود از پیوندهای معنوی هر ملتی؛ دوم درجهت حاکمیت ملی یعنی آزادی ملی و حق تعیین سرنوشت و نیز شناختن اراده ملت به عنوان یگانه منشا قدرت دولت و برانداختن حکومت های مطلقه و تاسیس دموکراسی؛ سوم در جهت تعصب ملت پرستی که حاکی از تفوق نژادی اروپایی بود.
توجه و اقبال مشروطه به علت وطن پرستی و احساسات ملیت به گونه ای بود که می توان گفت روزنه ورود اندیشه ملیت و وطن پرستی به ایران از طریق اندیشه گران عصر قاجار صورت پذیرفت. مناسبات ایران و اروپا به تدریج موجب آگاهی اندیشه گران از پیشرفت ها و تحولات اروپا شد. نوشته های اندیشه گرانی مانند فتحعلی آخوند زاده، جلال الدین میرزا قاجار، مستشارالدوله تبریزی، طالبوف و میرزا آقاخان کرمانی، حاکی از این امر است. مفهوم وطن به معنای وسیع ایران زمین و در مفهوم کامل سیاسی آن، در خلال آثار آنان بازتاب یافت. فتحعلی آخوند زاده موجد و طراح ناسیونالیسم باستانگرا (و به تعبیر دیگر ناسیونالیسم نژاد گرا) در این دوره بود. وی آگاهاندن ایرانیان با طرح گذشته تاریخی مشترک و هویتشان را وجهه ی همت خود قرار داد. سپس آقاخان کرمانی با تاثیر پذیری از آخوند زاده و البته با بست بیشتر به این مسئله پرداخت. احیای گذشته باستانی ایران در نوشته های آخوند زاده عمدتاً با عرب ستیزی همراه بود و در آثار آقاخان کرمانی با توصیفی مفصل و مشروح از دین زرتشت به عنوان کاملترین و مترقی ترین کیش باستانی که در گذشته متعلق به ایرانیان بود، صورت پذیرفت.

مطلب مرتبط :   مقاله درباره منزلت اجتماعی

دسته بندی : علمی