دانلود پایان نامه

2-3-1-8 عدد دوازده:
دوازده، عدد منطقه البروج، حاصل 4×3 یا 7+5 است.
2-3-1-9 عدد چهارده:
طبیعتاً در اسلام که به نمادگرایی قمری اهمیت می‌دهد، عدد چهارده جایگاه ویژه‌ای دارد. باز هم کار اصلی در تفسیر باطنی اخوان الصفا صورت گرفته است. عدد چهارده نه تنها نصف بیست و هشت ( عدد منازل قمر و حروف الفبای قمری) است، بلکه در چهارده بند انگشت دست انسان و چهارده مهرۀ ستون فقرات نیز دیده می‌شود. آیا عجیب نیست که الفبای عربی از چهارده حرف شمسی و چهارده حرف قمری و نیز چهارده حرف نقطه دار و چهارده حرف بی نقطه تشکیل شده است؟ این اندیشه‌ها در تفاسیر عرفانی حروف نقش مهمی داشته است و حروفیه که عرفان حرفی و عددی را با بخش‌های صورت و بدن انسان ترکیب می‌کردند، بر این تصورات تکیه داشتند. آنان مثلاً نشان می‌دادند که ارزش عددی هریک از واژه‌های ید (دست) و وجه (صورت) برابر با چهارده است.
2-3-1-10 عدد بیست و هشت:
سرانجام بیست و هشت کامل‌ترین عدد در این میان است: این عدد معادل منازل قمر است و درنتیجه مخصوصاً به اسلام از آن جهت که الفبای عربی بیست و هشت حرف دارد مربوط می‌شود.
در سایۀ این باورها و معنا‌بخشی و رازآمیز کردن اعداد، اهل تأویل به تفسیر و رمزگشایی از اعداد قرآن و پیدا کردن معادل عددی حروف مقطعه با استفاده از حساب ابجد نمودند و در این راه مسیرهای پیچیده و گاه حیرت‌آوری را پیمودند.
آن چه در دیدگاه اخوان الصفا هدف حقیقی شمرده می شود، دین مطلق است یا به عبارت دیگر پاک کردن نفس و تشبه به خداوند و این پاک کردن از طریق فلسفۀ آنان صورت می‌پذیرفت. می‌توان گفت آموزگاران دین و قوانین تاریخی ادیان که همراه با پیشرفت بشریت پدید آمده‌اند – و همچنین قوانین اسلام – صورت هایی رمزی و نمادین را برای نائل شدن به این هدف عالی در اختیار انسان نهاده‌اند و در این راه باید با استفاده از تأویل به معنای حقیقی دین نائل شد.
آثار اخوان الصفا در کلیات خود نزد فرقه های فراوانی در جهان اسلام همانند باطنیه، اسماعیلیه و حشاشین رخ نمود و حکمت یونانی توانست از رهگذر اخوان الصفا در شرق خانه گزیند.
فصل سوم
اسماعیلیان و ناصرخسرو
3-1- اسماعیلیان:
3-1-1 اسماعیلیان در تاریخ:
اسماعیلیان چه کسانی هستند؟ در تاریخ جهانگشای جوینی آمده است:
«چون روزگار جعفر صادق رضی الله عنه رسید او را چهار پسر بود بزرگ‌تر اسماعیل. . . و دوم موسی. . . و سیم محمد دیباج. . . و چهارم عبدالله. . . شیعه گفتند که امام معصوم جعفر است و او نص بر پسر خود اسماعیل کرد. و بعد از آن اسماعیل شراب مسکر می‌خورد. جعفر صادق بر آن فعل انکار کرد و روایت است از او که گفت اسماعیل نه فرزند منست، شیطانی است که در صورت او ظاهر آمده است. و نقلی دیگرست که فرمود بَدَاَ لِله فِی اَمرِ اِسمَعیلَ. بر پسر دیگر موسی نص کرد. . . قومی خود را بر اسماعیل بستند و گفتند اصل نص اول است و بداء بر خدا روا نیست و هرک باطن شریعت بدانست اگر بظاهر تغافلی کند بدان معاقب نباشد و امام خود آنچ فرماید و کند حق باشد. اسماعیل را از شراب خوردن خللی و نقصانی نیست، ایشان را اسماعیلی نام نهادند و از باقی شیعه بدان اسم مقرر و متظاهر گشتند. . . خود را اهل باطن نام نهادند و دیگر شیعه را اهل ظاهر. . . »
و در جای دیگر آمده :
« در ابتدای ملت اسلام بعد از ایام خلفای راشدین صلوات الله علیهم اجمعین در میان اسلام جماعتی پیدا شدند که ضمایر ایشان را با دین اسلام الفتی نبود و عصبیت مجوس در دلهای این طایفه رسوخی داشت. از جهت تشکیک و تضلیل در میان خلایق سخنی انداختند که ظاهر شریعت را باطنی هست که بر اکثر مردم پوشیده است. و کلماتی که از فلاسفۀ یونانیان بدیشان رسیده بود در تصرف آن اباطیل ایراد می‌کردند و از مذاهب مجوس نیز چند نکته درج، تا اهل اسلام را بریشان مجال تشنیع نرسد بلک تشییع ایشان کنند. »
خواجه نظام الملک در سیاستنامه خود، اینگونه از آنان یاد می‌کند:
«. . . و ایشان خویشتن را تعلیمی خوانند و مانند این. و مقصود ایشان همه آن باشد تا چگونه مسلمانی براندازند و خلق را گمراه کنند و در ضلالت اندازند. »
گاه مؤلفان کتب ملل و نحل، شائق بودند که اسماعیلیان را تنها در جزء دسته‌ها و فرقه‌های بیشمار و کوچکی که به الحاد متهم بودند به شمار آورند. در اینگونه موارد آنچه دربارۀ آنان گفته می‌شود تکرار همان عبارات و کلماتی است که از قدیم، به فرق و اشخاص مرتد و بدعتگذار، اطلاق می‌شده است. از نتیجه و حاصل همۀ این مطالب، تصویر آشفته و درهمی از کیش اسماعیلی در اذهان به وجود آمده بود.
برای شناخت و آشنایی دقیق با این فرقه و چگونگی پیدایش آن ناگزیریم به تاریخ اسلام رجوع کنیم:
این قول اجماعی است که امام جعفر صادق (ع) در سال 148 ﮬ. ق درگذشته است. او پیش از رحلتش فرزندش اسماعیل را به عنوان جانشین و امام بر حق بعد از خود تعیین کردده است. . . این نکته هم اجماعی است که امام جعفر صادق اعتبار جانشینی اسماعیل را لغو کرده و امام موسی کاظم را به جای او به عنوان جانشین بر حق خود و هفتمین امام شیعیان تعیین کرده بود.
دربارۀ دلایلی که باعث برکناری اسماعیل از جانشینی امام صادق شد اقوال مختلف است. بعضی منابع بیان کرده‌اند که اسماعیل بر خلاف میل پدر با دربار خلیفه ارتباط داشت و در قتل گروهی از مخالفان او همکاری می‌کرد.
شیعۀ امامیۀ اثنی عشریه برآنند که اسماعیل یک بار مرتکب شرب خمر گردیده بوده است، و منابع سنی نیز کمابیش این قول را تأیید می‌کنند.
این لغو اعتبار یا نفی حجیت که به اصطلاح فنی نص نامیده می‌شود، مورد قبول بعضی از شیعیان قرار نگرفت و نمی‌توانست قرار بگیرد، چرا که اصول اساسی شیعه را خدشه‌دار می‌ساخت.

مطلب مرتبط :   فارسی باستان

دسته بندی : علمی