دانلود پایان نامه

مشارکت یکی از ستون‌های اساسی دموکراسی است و نوستالژی دموکراسی آتنی از آن روی همچنان در اذهان باقی مانده است که یادآور مشارکت آزاد و برابر مردم در میدان عمومی آتن، مشهور به آگورا بوده است(انصاری،1384: 72). جهان امروز، رابطه یک سویه و آمرانه حکومت با مردم و گروه‌های اجتماعی، دیگر معنی نمی‌دهد و حکومت‌ها به ناچار ملزم به ایجاد و گسترش رابطه دو سویه و مستقیم با شهروندان و نهادهای مدنی هستند؛ مدیریت امور شهری نیز نمی‌تواند از این امر، مستثنی باشد.
بر اساس مدل سیستمی، در حکمرانی خوب شهری، تصمیم گیری از سوی مدیران شهری به صورت یک جانبه و بدون شناخت و دریافت اطلاعات از جامعه شهری صورت نمی‌گیرد بلکه در گرو مدیریت مشارکتی، درگیر سازی یا مشارکت دادن شهروندان، گروه‌های اجتماعی، اصناف شهری و نهادهای مدنی در تصمیم گیری‌ها است. در واقع مدیران بدون شناخت صحیح از مشکلات و کم و کیف نیازهای خدماتی شهروندان، نمی‌توانند در امر مدیریت سیستمی شهری موفق و کارآمد باشند؛ بنابراین شناخت واقعی حاصل نمی‌شود مگر از طریق مشارکت فراگیر شهروندان و ارتباط نزدیکتر مدیران با مردم و تشکلات مدنی و صنفی شهری.
یکی از فرض‌های اصلی آن است که بر خلاف تصورات رایج- نبایستی گروه‌های ذی‌نفع(مردم و نهادهای مدنی و صنفی) به عنوان مزاحم و کرم روده دولت و مدیریت امور شهری تلقی شوند بلکه بایستی آن‌ها را مکمل برای مدیریت امور شهری تلقی کرد و حکمرانی خوب شهری در گرو ایجاد و گسترش رابطه دو سویه بین مدیران و جامعه مدنی و صنفی و به طور کلی شهروندان است. این رابطه دو سویه، از یک سو باعث تصمیم گیری‌های به هنگام، مطلوب و سنجیده بر مبنای نظرخواهی و شناخت و دریافت اطلاعات از مردم و نهادها و گروه‌های شهری می‌شود و از سوی دیگر، منجر به افزایش مشروعیت مدیران در نتیجه توجه آن‌ها به واکنش و بازخوردهای مردم و در نهایت استمرار حکمرانی خوب شهری می‌شود.
برخی بر این نظرند که اگر چه حکمرانی مطلوب و قوی ممکن است در کوتاه مدت، کارا باشد ولی نبود مشارکت عمومی ممکن است رسیدن به اهداف عمومی در بلند مدت را به خطر اندازد(Hause & Klausen,2011: p257). بر اساس مدل سیستمی، هیچ سیستمی از جمله سیستم مدیریت شهری نمی‌تواند در غیاب حمایت‌های معنوی، مادی و مالیاتی و مانند آن به تقاضاها پاسخ مطلوب دهد، البته حمایت، بدون مبنا صورت نمی‌گیرد مگر اینکه مدیران با گسترش فضاهای مشارکتی و درگیرسازی مدنی شهروندان، تقاضاها و خواسته‌های آنان را از نزدیک و رودررو بشنوند و پاسخ مطلوب دهند. در عصر حاضر، مشارکت‌های نمادین، فرمایشی و غیر واقعی یا تصنعی دیگر نمی‌توانند شهروندان را قانع کنند لذا بایستی بسترهای واقعی و صادقانه برای مشارکت فراگیر و پاسخ به خواسته‌ها و تقاضاهای مردم فراهم شوند.
در «نشست تخصصی سازمان ملل متحد پیرامون اسکان بشری» در استانبول در 1996، از اصطلاح «شهر فراگیر» استفاده شد. شهر فراگیر یکی از غایت‌ها و شاخص‌های مهم و در واقع جوهره حکمرانی خوب شهری تلقی شد. منظور از شهر فراگیر، ایجاد حوزه یا عرصه عمومی منصفانه، عادلانه و برابری طلبانه برای حضور و مشارکت فراگیر همه گروه‌ها، طبقات و اصناف شهری به ویژه فقرا در اظهار نظرها پیرامون مسائل مختلف شهری و امکان تأثیرگذاری برابر آن‌ها بر تصمیمات مدیران شهری بود(UNCHS,2000: p.199) بر این اساس نباید گروه‌ها و اقشار ضعیف و کم درآمد شهری از عرصه نفوذ بر تصمیمات و اظهار نظرها محروم شده و به حاشیه رانده شوند(Sheng,Yapkioe,2010: p.131). هر چند این بحث‌ها تا حد زیادی، جنبه ایده آل دارند ولی طرح این بحث‌ها و لزوم کنش گری فعالانه گروه‌ها و اقشار ضعیف‌تر شهری می‌توانند در آینده نه چندان دور، این آرمان را تا حد قابل توجهی به واقعیت نزدیک سازند. از دید این نشست، حکمرانی خوب شهری مستلزم مشارکت فراگیر و حضور نماینده همه گروه‌ها در فرایند تصمیم گیری‌های شهری و نیز مستلزم پاسخگویی، سلامت و شفافیت در تصمیمات، کنش‌ها و دنبال کردن اهداف مشترک بود.
مشارکت گسترده شهروندان، گروه‌ها و اصناف متعلق به بخش خصوصی و مشارکت بخش عمومی یکی از مهم‌ترین ابزارها برای برنامه ریزی موثر شهری و مدیریت جامع شهری است. در مدیریت عمومی جدید از جمله در مدیریت امور شهری و شهرداری بر جایگزینی روابط افقی بین مدیران و گروه‌ها، نهادهای مدنی، صنفی و انجمن‌ها به جای روابط و مناسبات یک سویه و عمودی پیشین برای تصمیم‌گیری مطلوب تأکید می‌شود(Poppelaars,Ibid: p.6) مدیریت جدید منجر به افزایش اعتماد به نفس شهروندان، گروه‌های شهری، بسیج منابع مادی، معنوی و سیاسی و تصمیم‌گیری سنجیده و مبتنی بر شناخت صحیح مسائل و مشکلات شهروندان می‌شود.
برخی معتقدند: مشارکت در عرصه حکمرانی شهری به دو صورت است. یکی مختص به همکاری بخش خصوصی با شهرداری، بر مبنای کسب سود اقتصادی است و دوم، همکاری بخش مردمی است که بر مبنای نه انتفاع مالی بلکه انگیزه اجتماعی و فرهنگی صورت می‌گیرد و اعضای این بخش در سازمان‌های غیر دولتی سازمان‌های داوطلبانه خصوصی و سازمان‌های مبتنی بر جامعه محلی متشکل شده‌اند و هدف این بخش همیاری و خوداتکایی است(لاله پور،1386: 65). دسترسی کافی به اطلاعات همیشه شرط مشارکت است(نجاتی حسینی،1383: 179). همچنین لازم به ذکر است که، امر مشارکت همراه با تحولات سیاسی و اجتماعی سازگار می‌شود و با رویکردها و نگرش‌های هر جامعه، و نیازها و نهادهای آن انطباق دارد. هر چه جامعه سمت و سوی دموکراتیک به خود بگیرد، اهمیت مشارکت و همچنین نقش و جایگاه آن در فرایند تکامل اجتماعی بیشتر آشکار می‌شود. مشارکت فرایندی از خودآموزی اجتماعی و مدنی است، زیرا فعالیت برای مشارکت، مستلزم تغییر حالت ذهنی و روانی در تمامی سطوح اجتماعی است. این تغییر موجب برقراری مناسبات اجتماعی و انسانی جدید می‌شود. خودگردانی، تجسم دموکراسی مشارکتی است(ارجمندنیا،1380: 29).
در حکمرانی خوب شهری، مشارکت عمومی شهروندان و گروه‌های ذی‌نفع در مسائل شهری به روش‌های ذیل انجام می‌شوند:
– اظهار نظر صریح و مستقیم و بیان مطالبات توسط شهروندان و گروه‌ها ذی‌نفع در همایش‌ها و کنفرانس‌هایی که توسط شهرداری یا شورای شهر برگزار می‌شود.
– مشارکت و تأثیر گذاری غیر مستقیم شهروندان از طریق گروه‌ها و تشکلات مدنی و صنفی
– مشارکت و تأثیرگذاری مستقیم شهروندان بر تصمیمات شهری از طریق رسانه‌ها و مطبوعات
– مشارکت مستقیم شهروندان از طریق فضای سایبری و الکترونیکی
– مشارکت مستقیم شهروندان از طریق تماس تلفنی یا تماس‌های مستقیم و رودررو برای بیان مشکلات و خواسته‌ها و مانند آن(سردارنیا،درآمدی بر جامعه شناسی…پیشین: 159).
به هر حال برای مشارکت شهروندان و گروه‌های ذی‌نفع بایستی بسترهای لازم برای تحقق آن فراهم باشد از جمله این بسترها عبارتنداز؛
– اطلاع رسانی در عمق مشارکت نهفته است و تقسیم عادلانه آن تا حدودی معادل با سهیم شدن در قدرت است.
– کارایی و اثر بخشی مشارکت به سطح آموزش، و صلاحیت کسانی که در این گفت و گو شراکت دارند. و همچنین به حجم و کیفیت اطلاعات ارائه شده، و به زمانی که به بررسی هر موضوع خاص آن اختصاص می‌یابد، بستگی دارد.
– مشارکت مستلزم تجدید مناسبات اجتماعی است.
– وجود راهبردهای لازم برای مشارکت شهروندان در روند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری شهری.
– وجود انجمن‌ها و سازمان‌های غیردولتی در زمینه مسائل شهری.
– آگاهی شهروندان از حقوق و وظایف خود؛ به مفهوم دیگر، آگاهی شهروندان از جایگاه خود در رشد و توسعه شهری.
آگاهی شهروندان که محور اساسی مشارکت است در ایران آن طوری که باید و شاید هنوز وجود ندارد. مشارکت نیازمند بستری قانونمند، آگاه و مشارکت طلب است(ارجمندنیا،پیشین: 31).
7. آموزش و تقویت نیروهای انسانی متخصص و متعهد مورد نیاز شهرداری و شورای شهر
یکی از شاخص‌های مهم حکمرانی خوب شهری، برخورداری مجموعه شهرداری و شورای شهر از کارمندان و مدیران متخصص و متعهد برای راهبری و مدیریت مطلوب شهری و ارائه خدمات بهینه به شهروندان است. در مدیریت مطلوب سیستم شهری، مدیران رده بالا از جسارت و اقتدار بالا برای کادر سازی قوی از مدیران شایسته، کاردان و متعهد در رده‌های میانی و پایین برخوردارند، در جهت عکس، در حکمرانی ضعیف شهری، مدیران رده بالای شهرداری و اعضای شوراهای شهری تمایلی به کادر سازی قوی از مدیران شایسته و قوی در رده‌های میانی و پایینی ندارند، لذا مقتدر بودن مدیران رده بالا نباید به معنی دیکتاتوری و خودسر بودن آن‌ها تلقی شود. پیچیده‌تر شدن جوامع در جهان امروز و گسترش آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی شهروندان به حقوق شهروندی خویش از عوامل مهمی هستند که حضور مدیران مقتدر و شایسته و کادر سازی قوی به منظور جلب رضایت شهروندان و برآورده کردن تقاضاهای فزاینده و روزآمد آن‌ها را بیش از گذشته ضروری ساخته‌اند.
اعضای شورای شهر و شهرداران در حکم مغزها و گردانندگان راهبردی و اصلی سیستم مدیریت و خدمات رسانی شهری هستند و حفظ سیستم شهری و استمرار خدمات رسانی در بهترین شکل ممکن در درجه نخست به سطح بالایی از کادر سازی از نیروی انسانی متخصص و مدیران شایسته میانی و پایینی از سوی مدیران رده بالا وابسته است. پاسخگویی و مسئولیت پذیری سیستم شهرداری حاصل نمی‌شود مگر آنکه کادر سازی قوی صورت گیرد.
با عنایت به نظریه سیستم‌ها برای مدیریت مطلوب شهری می‌بایستی اعضای شورای شهر و شهرداران بر همه روندها و اجزای سیستم نظارت و احاطه کاملی داشته باشند که عبارتنداز: ورودی‌ها یا تقاضاها، کنش‌گران در سطح ورودی، فرایند پردازش تقاضاها به تصمیم سازی بهینه، نحوه اجرای تصمیمات توسط مدیران میانی و پایینی، بازتاب و بازخورد یا واکنش شهروندان به خروجی‌ها یعنی خدمات و تصمیمات شهرداری‌ها و شورای شهر، سطح رضایت عمومی نسبت به مدیران و خدمات گوناگون، ارتباطات درون سازمانی و برون سازمانی و مانند آن. تصمیم سازی بهینه و مطلوب توسط شورای شهر و شهرداران منوط به نظارت، هوشیاری و حساسیت آن‌ها نسبت به کل سیستم و اجزا آن و شناخت کافی آن‌ها نسبت به کم و کیف تقاضاهای شهروندان است.

مطلب مرتبط :   زبون بدن در سخنرانی؛ چند ترفند که بر جذابیت گفتار شما می افزاید

دسته بندی : علمی