دانلود پایان نامه

نظام سیاسی بریتانیا بر اساس حکومت محلی بنا شده است. این نظام را مراکز قدرت محلی بر اساس وظایف و قدرت‌هایی که پارلمان در زمینه موضوعات مربوط به ساکنان یک ناحیه به آن‌ها اعطا کرده، اداره می‌کنند. حکومت محلی، به عنوان بخشی از نظام اداری در این کشور، پیشینه طولانی دارد. در چنین نظامی شوراهای منتخب مردم نقش اساسی اداره شهر دارند. در زمینه مسائل شهری نیز مشارکت مردم جایگاه ویژه خود را دارد. برای نمونه قوانین شهرسازی انگلستان بر این پایه استوارند که چون تصمیمات برنامه‌ریزی محلی و ناحیه‌ای بر زندگی مردم اثرات زیان‌باری دارند، از این رو شهروندان می‌توانند در تمامی مراحل برنامه‌ریزی و رسیدگی به طرح‌های عمرانی و تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داشته باشند، و پیش از هر تصمیم‌گیری باید مشورت‌های لازم با شهروندان انجام شود.
سیاست‌هایی که وزارتخانه‌های دولتی در انگلیس اتخاذ می‌کند بر این اساس است که تا حد ممکن تصمیم‌گیری‌ها به صورت نامتمرکز و با در نظر گرفتن مشارکت مردمی باشد. در تهیه طرح‌های محلی مقامات پیش از آن که پیشنهادهای خود را در طرح بگنجانند، می‌باید آن‌ها را به آگاهی مردم برسانند. هر چند در گذشته مشارکت مردم در برنامه ریزی امری پسندیده به شمار می‌رفت، اما امروزه به صورت یک الزام قانونی درآمده و می‌باید تمام مراحل قانونی برای رسیدگی به طرح و رسیدگی به نظرات مردم با تشکیل جلسات همگانی، مراعات شود.
در انگلستان واحدهای محلی، دارای مشخصه غیر سلسله مراتبی هستند. اگر چه سیستم مدیریتی در این کشور، دارای دو یا سه سطح مدیریتی است، سطوح واسطه بین حکومت‌های محلی و حکومت‌های مرکزی، نقش سرپرستی ندارند. تنها حکومت مرکزی، نقش کنترل از بالا و رای دهندگان نقش کنترل از پایین را ایفاء می‌کنند. یکی از مشخصه‌های حکمرانی شهری انگلستان، فقدان قوه اجرایی سیاسی محلی به عنوان یک موجودیت جداگانه است. شورای محلی و بعضی اوقات کمیته‌های آن، وظایف قوه اجرایی را انجام می‌دهند(مقیمی،پیشین: 311).
برای شناخت سیر کیفیت اداره شهر لندن باید دوره‌ای 150 ساله را مورد بررسی و مطالعه قرار داد. از سال 1855 تاکنون شش نهاد فعال در زمینه حکومت کلان شهری اصلی در محدوده مورد بررسی و مطالعه حاضر به فعالیت پرداخته‌اند و تغییرات قابل توجهی در حکومت کلان شهری روی داده است.
هنگامی که در دهه 1990 حزب کارگر به پیروزی رسید، ساختار حکومت کلان شهری بار دیگر تغییر کرد. مشکلات اداره کلان شهر در این زمان بسیار جدی بود. این مشکلات از یک سو با تفرق شدید سازمان‌های مسئول و از سوی دیگر با محدودیت کنترل دموکراتیک بر آن ارتباط می‌یافت. مهم‌ترین تغییر در ساختار اداره شهری لندن در سال 2000 اتفاق افتاد. شهروندان لندنی با شرکت در رفراندوم مدل جدیدی از حکمرانی شهری را انتخاب کردند. حکمرانی شهری در لندن از یک شهردار منتخب به صورت مستقیم و برخوردار از قدرت اجرایی و یک شورای قانونگذاری تشکیل شده است(Kraaijestein,2033: p.5).
ب. بررسی اجمالی کنش‌گران حکمرانی شهری در کلان شهر لندن
نقطه عطف تکامل حکمرانی شهری در انگلستان، مربوط به تلاش‌های اصلاح طلبانه در اوایل دهه هفتاد یعنی در سال 1974 است که کنش‌گران شهری و محلی در انگلستان عبارتنداز:
1. کانتی‌های اداری
2. شهرهای کانتی
3. شهرهای غیر کانتی
4. بخش‌های شهری
5. بخش‌های روستایی
6. بخش
ساختار حکمرانی شهری در انگلستان تا حدی نسبت به برخی از کشورها مانند آمریکا، آلمان و حتی اتریش ساده‌تر است. به هر حال یکی از کنش‌گران اصلی حکمرانی در عرصه شهری، شهرداری‌هاست. در انگلستان شهرداری‌ها زیر نظر شورای کانتی ها فعالیت می‌کنند. سابقه کانتی ها در انگلستان به سال 1888 برمی‌گردد. در آغاز وظایفی مانند حمل و نقل، راه سازی، اورژانس و آتش نشانی، برنامه ریزی مقابله با حوادث طبیعی و حتی فعالیت‌هایی نظیر تأسیس موزه، آرشیو، کتابخانه، اشاعه استاندارد و برگزاری مراسم عروسی و تدفین، در دستور کار کانتی‌ها قرار گرفت(C.F.G.N,1987: pp.249-253)؛ به هر حال، گستردگی وظایف کانتی‌ها سبب شد در سال 1974 تجدید سازمانی صورت گیرد که بر اساس آن اختیارات کانتی بین چهار تشکل مجزا تقسیم شد: کانتی، ناحیه، تشکیلات بهداشتی و تشکیلات مربوط به آب. البته این تجدید سازمان به یک سیستم ثابت منتهی نگشت و مورد بازنگری قرار گرفت(C.F.J.D,1983: pp.367-377). تا سال 1986 در انگلستان یک سیستم سه رده‌ای وجود داشت. در رده اول شورای لندن بزرگ، شش شورای کانتی کلان شهر و 39 شورای کانتی غیر کلان شهر قرار دارد که وظایف عمده آن‌ها شامل برنامه ریزی راهبردی، حمل و نقل، اداره امور انتظامی، آتش نشانی، تعلیم و تربیت، خدمات اجتماعی و سایر خدمات می‌شود(سعیدی رضوانی و کاظمیان.پیشین: 64-63).
در رده دوم، 32 بخش شهری در محدوده بزرگ و زیر نظر شورای لندن بزرگ واقع شده است که تأمین مسکن، برنامه ریزی محلی، تأمین بهداشت محیط، خدمات تفریحی، تعلیم و تربیت، خدمات اجتماعی و سایر خدمات جزء وظایف آن‌ها می‌باشد.
نهایتاً در رده آخر بخش‌ها و شوراهای اجتماعی وجود دارد که وظیفه آن‌ها محدود به تأمین تسهیلات عمومی نظیر راه‌ها، فضای سبز و اداره گورستان است.
در حال حاضر این تقسیمات درون حکمرانی شهری انگلستان به همین ترتیب وجود دارد به جز رده اول یعنی شورای لندن بزرگ به همراه شش شورای دیگر کلان شهر در 31 مارسی 1986 منحل شدند و وظایف آن‌ها بین نهادهای جدیدالتأسیس و یا سازمان‌های موجود تقسیم شد. پیش از تقسیم وظایف شورای لندن بزرگ در زمینه خدمات مربوط به مسکن، آموزش، حمل و نقل، تفریحات و اوقات فراغت به طور مستقیم مسئول اجرای وظایف بود(همان، 64). پس از یک مقدمه کلی در مورد ساختار شورای شهر و شهرداری در انگلیس(کلان شهر لندن) در ذیل به طور اجمالی به بررسی کنش‌گران حکمرانی شهری پرداخته شده است.
1. شهرداری
از میان وظایف شهرداری‌ها در انگلستان می‌توان به ایجاد مکان‌هایی از قبیل سالن‌های تئاتر، کتابخانه، موزه، بیمارستان، خانه سالمندان و هم چنین وضع مالیات و عوارض به منظور تأمین خدمات رفاه اجتماعی، حفظ محیط ریست، آتش نشانی و غیره اشاره کرد(رضویان،1381: 75). در انگلستان اعتبارات دولتی که به صورت بلاعوض یا وام کم بهره یا بدون بهره در اختیار شهرداری‌ها قرار می‌گیرد، هم چنین مالیات بر خرید و فروش زمین، جواز ساختمان، عوارض اجازه بره برداری و عمران زمین، جرایم شرکت‌ها و مؤسسات و حق مرغوبیت‌های ناشی از تصمیمات برنامه ریزی و عمران، درآمدهای اصلی شهرداری و سازمان‌های عمران شهری محلی را تشکیل می‌دهند.
2. شورای شهر
در نظام حکمرانی شهری انگلستان، شوراهای شهر نقش اساسی دارند. در سایر زمینه‌های مربوط به تصمیم‌گیری و مدیریت همانند تهیه و اجرای طرح‌های شهرسازی نیز در این کشور مشارکت مردمی سهم قابل توجهی دارد. نگاهی به مراحل مختلف تهیه و تصویب یک طرح نشان می‌دهد که از همان آغاز یعنی مرحله مشورت با اجتماعات محلی، بنیان کار بر پایه مشارکت مردمی نهاده شده است. مراحل دیگر نیز که عبارتنداز: تشکیل جلسات مشترک بین سازمان‌های ذی‌نفع، انتشار طرح‌ها و مراجعه به آرای عمومی، مشورت با سازمان‌ها و انجمن‌هایی که در قانون پیش بینی شده است و بالاخره تایید طرح، به خوبی نمایانگر اهمیتی است که مشارکت مردم در تهیه این طرح‌ها دارد. در شهر لندن شورای شهر از قدرت بالایی نسبت به شهرداری برخوردار می‌باشد.
3. جامعه مدنی
جامعه‌ی انگلستان در قرن هفدهم میلادی اعم از همه گروه‌ها و طبقات به یک رشد و بالندگی دست یافته و به این آگاهی رسیده بودند که بر رغم اختلافات فرقه‌ای و گروهی، سرزمینی و حکومتی بنام انگلستان وجود دارد که باعث تمایز و تشخیص از دیگر حکومت‌ها است.
جامعه‌ای که بدین گونه به خود آگاهی دست یافته باشد، غیر ممکن است که بتواند بر سر قراردادهای اجتماعی پایدار نماند. بنابراین جامعه‌ی مدنی قراردادی است که گروه‌های مختلف اجتماعی بر رغم اختلافات، منافع یکدیگر را می‌پذیرند و به آن احترام می‌گذارند و هیچ گاه از قراردادی که به اهم بسته‌اند تخطی و سرپیجی نمی‌نمایند، لذا در جامعه‌ی مدنی منفعت مادی یا کسب افتخار شخصی تحت‌الشعاع دولت مرکزی قرار دارد. لذا در جامعه‌ای که این حالت در میان تمام اکثریت فعال مردم به وجود نیامده باشد قدم گذاردن به مرحله جامعه‌ی مدنی ناممکن است و این حالت را می‌توان به جامعه‌ی ملی نیز تعبیر کرد، جامعه‌ی که افراد و آحاد آن نسبت به کل فراگیر اعتقاد و پای بندی داشته باشد. در انگلیس نهادها و گروه‌های بسیاری وجود دارند که عضوی از جامعه مدنی به حساب می آیند که در سطح شهر لندن نیز فعال هستند. در ذیل به مواردی از آن‌ها اشاره شده است؛

مطلب مرتبط :   آیات و روایات

دسته بندی : علمی