دانلود پایان نامه

با اینکه شهرداری‌ها در ایران طبق قانون تشکیلاتی غیر دولتی هستند که بایستی از مشارکت گسترده و همه جانبه شهروندان برخوردار باشند، اما در حقیقت چنین نیست و این تشکیلات با مشکلات بسیاری روبرو هستند؛ از جمله این مشکلات، مشکلات مالی شهرداری‌هاست، که یکی از موضوعات اساسی در عرصه حکمرانی شهری و اداره‌ی امور شهرداری‌های کشور است. حکمرانی خوب شهری و اداره‌ی امور شهرهای کشور در میان مدت، کوتاه مدت و حتی بلند مدت بدون توجه به منابع مورد نیاز اجرایی نیست. کمبود و نبود منابع مالی شهرداری‌ها، نسبت به مسائل و مشکلات بسیاری که در شهرها مطرح است، اهمیت بیشتری دارد؛ ولی کمتر به این مسئله توجه می‌شود. بنابراین در این راستا، موانع و مشکلات را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد:
2.1 موانع مشترک در اغلب شهرداری‌های کشور
این مورد به مجموعه عواملی اطلاق می‌گردد که در تمامی شهرها باعث کاهش درآمدند و یا عامل وصول نشدن درآمدهای شهرداری هستند. این عوامل عبارتنداز:
1. مشخص نبودن جایگاه شهرداری و شهروندان. 2. ضمانت‌های اجرایی ضعیف. 3. حذف بخشی از درآمدهای شهرداری و واریز آن به حساب وزارت کشور. 4. حذف درآمدهای شهرداری به وسیله قانون بودجه. 5. وابستگی حقوق قانونی شهرداری به قیمت‌های منطقه‌ای دارایی. 6. شناسایی نشدن منابع کسب درآمد. 7. فقدان تخصص و مهارت لازم نیروهای شاغل در شهرداری‌ها. 8. فقدان منابع اطلاعاتی در تحقیقاتی در شهرداری‌ها. 9. فقدان آگاهی شهروندان نسبت به وظایف شهرداری(رضویان،پیشین: 135-134).
2.2 موانع خاص شهرداری‌ها
به مجموعه عواملی اطلاق می‌شود که به تناسب هر شهر متفاوت است و باعث کاهش درآمدهای شهرداری محل می‌گردد. در برنامه ریزی‌های ملی، خودکفایی شهرداری‌ها و سعی در کاهش وابستگی آن‌ها به منابع اعتباری دولتی، از سیاست‌ها و خط مشی‌های اساسی در برنامه‌های اول و دوم توسعه (پس از انقلاب) بوده است. به همین دلیل سهم دولت در تأمین بودجه شهرداری‌ها از 7/13درصد در سال1367 به 5/1در سال 1378 کاهش یافته است.
در پایان لازم به ذکر است که حرکت به سمت خودکفایی شهرداری‌ها میسر نخواهد بود مگر از طریق:
1. توزیع عادلانه عوارض ملی. 2. جستجوی ممر درآمدی جدید. 3. ارتقای عوارض موجود متناسب با تورم. 4. سهولت در وصول عوارض. 5. شفافیت در درآمد و هزینه شهرداری‌ها. 6. ایجاد تسهیل در اعمال اختیارات شورای‌های اسلامی در وضع عوارض. 7. درصدی کردن تعرفه عوارض. 8. جلب مشارکت شهروندان در زمینه توسعه مردم سالاری در حکمرانی شهری و اداره امور شهری. 9. توسعه بخش تحقیقات در امور شهری(همان: 137-135).
بررسی‌ها نشان می‌دهد که بیشتر وظایف و اختیاراتی که از شهرداری‌ها گرفته شده، جنبه کنترلی، نظارتی و برنامه‌ریزی داشته است و آن دسته از وظایفی که اجرایی و خدماتی بوده است، همچنان بر دوش این نهاد قرار دارد. پرواضح است که مدیران شهری به دنبال اختیارات بیشتری هستند و نه وظایف و در همین حال، خواستار تصدی آن دسته از وظایفی هستند که منابع درآمدی آن‌ها کاملاً پیش بینی شده باشد و متکی به دولت نباشد. علت این امر را می‌توان در ماهیت تعارض گونه‌ای ماده جستجو کرد. در حالی که برخی از بندهای این ماده جنبه نظارتی و کنترلی دارند، برخی دیگر جنبه سیاستگذاری دارند و پاره‌ای دیگر نیز ناظر بر فعالیت‌های اجرایی و ارائه خدمات هستند. برای نمونه، بند2 این ماده، شهرداری را تأمین کننده خدمات مربوط به آب شرب و برق می‌داند و هم زمان در بندهای 20و14 برای شهرداری کارکردهای کنترلی و نظارتی قائل است. واضح است که این پراکندگی در گونه‌های وظایف محول شده به شهرداری‌ها، هم نیازمند نیروی متخصص فراوان در بدنه شهرداری است و هم سبب می‌شود این نهاد در بعضی از امور کم اهمیت، با صلاحیت‌ترین مرجع باشد و در بعضی دیگر که ممکن است از اهمیت بیشتری در سطح مدیریت محلی برخوردار باشند، هیچ نقشی نداشته باشد.
شاید بهترین راه حل این مشکل، بازتعریف از شهرداری و شکل کامل‌تر آن، حکمرانی شهری است. وظیفه اصلی نهاد حکمرانی و مدیریت شهری و شهرداری به عنوان مهم‌ترین جزء آن، تبدیل شدن به برق و سایر خدمات باشد.و خود راساً اقدام به تاسیس اماکن مختلف کند؛ بلکه بایستی با تکیه بر قدرت قانونی خود به عنوان سازمانی کنترل کننده و نظم بخش به فعالیت‌های بخش خصوصی و غیردولتی، شرایط را به گونه‌ای فراهم کند که آن‌ها امور اجرایی و خدماتی را انجام دهند و خود تنها به حوزه‌های مرتبط با تدوین خط مشی‌های محلی و نظارت بر فعالیت‌های دیگر کنش‌گران شهری بپردازد(شریف زادگان و دیگران،1391: 407-406).
مشاهده می‌شود که بسیاری از مشکلات موجود در حوزه شهرداری ناشی از خلأ قانونی در مورد وظایف شهرداری است. یا اینکه با همان قانون موجود اجازه فعالیت در حوزه وظایف آن داده نمی‌شود و روز به روز از اختیارات آن کاسته می‌شود. که این می‌تواند ناشی از عدم تمایل در سطح کلان به دادن اختیارات به نهادهای محلی باشد این امر نیز بر خلاف شعارهایی است که امروزه تحت عنوان تمرکز زدایی مطرح می‌شود. و به نظر می‌رسد آنچه انجام می‌شود بیشتر وظیفه زدایی است. وظایفی که بدون اختیارات کافی به نهادهای محلی همچون شهرداری واگذار می‌شود.
به هر حال، با تأملی در خصوص تجارب حکمرانی شهری و چگونگی توزیع وظایف مربوط به اداره امور شهر نشان می‌دهد که تقریباً در تمامی شیوه‌های حکمرانی خوب شهری شهرداری‌ها دارای اختیارات گسترده‌ای می‌باشند. این اختیارات بیش از هر چیزی از قراردادهای سیاسی – اجتماعی و حقوقی تبعیت می‌کنند در ضمن شهرداری در اغلب کشورهای جهان نهادی محلی اجتماعی هستند و نه سازمانی سیاسی. به لحاظ حکمرانی خوب شهری، شهرداری‌ها نهادهایی مدنی، مستقل و وظایف و اختیارات گسترده در تمام ابعاد حیات شهری هستند(خدائی،پیشین: 83).
ب. شرح اجمالی وظایف شورای شهر و ارتباط آن با شهرداری‌ها
شوراهای شهر مدافع برقراری اعتدال در شرایط زیست شهری هستند. آنان برگزیده اقشار مختلف شهر هستند که بایستی بر نیکبختی شهروندان، رفع نیازمندی‌های آنان و گسترش زمینه‌های رشد و تعالی شهر بیندیشند. اعضای شوراهای شهر به عنوان نمایندگان اقشار مختلف مردم و در جهت حفظ و ارتقای ارزش‌های شهر و مردم شهر در کار یکدیگر می‌نشینند و اداره امور شهرها را به پیش می‌برند. این شهرداری و نمایندگان شورای شهر هستند که بایستی به درستی تشخیص دهند که چه موردی برای شهر، مردم شهر و آینده آن خوب و کدام چیزها مضر است. در تصمیم گیری‌های مربوط به شهر، دولت‌ها نقش ارشادی دارند و به تأمین بعضی از منابع بودجه شهرداری‌ها به منظور تأمین رفاه عمومی شهرها می‌پردازند. اما در تصمیمات مربوط به شهرها، این شهرداری‌ها هستند که در چارچوب ساختار و تشکیلات مربوط به خود، اداره‌ی امور شهرها را به پیش می‌برند.
شهرداران بایستی با مسائل شهر و مردم و همچنین فنون مدیریت شهری آشنایی کافی و تخصصی داشته باشند. در این مورد شهرداران و شهرداری‌ها بایستی تابع برنامه‌های تدوین شده برای شهر و آینده شهر باشند. حوزه‌ی کاری و تشکیلاتی آنان، روان سازی اجرای برنامه‌هایی است که در اثر آن، اهداف تدوین شده برای شهر، در حوزه‌های مختلف کالبدی، فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و ارزش‌های مترتب بر حکمرانی شهری تحقق می‌یابد. شهرداری‌ها در این در این مورد تمام اقشار جمعیت شهر را بایستی تحت پوشش برنامه‌های حمایتی خود قرار دهند. آن‌ها بایستی در برنامه‌های شهر، برای فقر و بیکاری، جرم و جنایت، حقوق فردی و اجتماعی، اشتغال و… نقشی موثر داشته باشند. اگر خود به اخذ تصمیم بپردازند، بایستی در چارچوب برنامه‌های توسعه‌ای شهر و در حفظ منافع عمومی شهر باشد. شهرداری‌ها باید در حوزه‌های مربوط به خود و با استفاده از نیروهای متخصص، جریان امور شهرها را در بهترین وضعیت به پیش برند(شیعه،1382: 48).
1. شوراها، وظایف و اختیارات
1.1 امور اجرایی
از جمله خصیصه قانون تشکیلات شوراهای اسلامی این است که برای شوراهای اسلامی وظایف اجرایی نیز در نظر گرفته است. این وظایف معمولاً با توجه به شرایط محیطی و نیازهای شهروندان تعیین می‌شود. برای بعضی از شوراها بیشتر و برای برخی محدودتر است(علوی تبار،1382: 48).
1.2 امور برنامه ریزی
برنامه ریزی برای جلب مشارکت شهروندان در اجرای برنامه‌های اجتماعی، اقتصادی و امثالهم با هماهنگی مراجع مربوط از دیگر وظایف شوراها است. زیرا شوراها با توجه به اوضاع و شرایط محیطی و متناسب با ویژگی‌های فرهنگی ارائه می‌دهند، برنامه‌های آن‌ها موفق‌تر خواهد بود(رضویان،پیشین: 155).
وظایف شوراها صرفاً به موارد فوق محدود نمی‌شود. در واقع شوراها دارای دو دسته وظایف هستند؛
1. وظایف عمومی، یعنی وظایفی که راجع به مسائل شهری است. وظایف عمومی، فراهم کردن همکاری مردم در حد نیاز مدیریت‌ها، بررسی و شناخت کمبودها، نظارت بر حسن اجرای مصوبات، جلب همکاری شهروندان، برنامه ریزی در خصوص مشارکت شهروندان، هماهنگی با دستگاه‌های ذی‌ربط برای گسترش مراکز تفریحی، فرهنگی، ورزشی، فعالیت برای تشکیل انجمن‌ها و نهادهای اجتماعی. این موارد وظایف متنوعی هستند که بایستی با همکاری دستگاه‌های ذی‌ربط صورت پذیرد.
2. وظایف اختصاصی شورای شهر
وظایف اختصاصی شورای شهر در مورد شهرداری آغاز می‌شود، در واقع شورای شهر نقش یک پارلمان محلی را ایفا می‌کند.
شهرداری یک سازمان عام‌المنفعه و مردمی است. تصمیم‌گیری در مورد چگونگی انجام خدمات با توجه به بنیه مالی شهرداری و امکاناتی که مردم شهر در اختیار شهرداری قرار می‌دهند، عمدتاً با شورای شهر است. در اینجا شورای شهر نخست بر حسن اداره، حفظ سرمایه و دارایی‌های شهرداری نظارت کامل دارد. دوم اینکه همه آیین نامه‌هایی را که شهرداری باید قانوناً تهیه کند، تصویب می‌کند. شورای شهر بودجه شهرداری را هم به معنای خاص و هم به معنای عام تصویب می‌کند، یعنی اینکه چکاری بایستی در چه زمانی انجام شود.
در ضمن وظایف دیگری مانند تصویب معاملات شهرداری، اساسنامه مؤسسات وابسته به شهرداری، وضع عوارض، نظارت بر امور تماشاخانه‌ها، سینماها، اماکن عمومی، حفاری معابر و توسعه آن‌ها، نام گذاری معابر، میادین، کوچه‌ها، تصویب نرخ کرایه وسایل نقلیه درون شهری، نرخ خدمات و امثالهم به عهده شورای شهر است. در واقع همه کارهای شهرداری با شورای شهر است،منتها همه کارهای سازمان‌های خدماتی دیگر با شورای شهر نیست. می‌توان گفت که شوراها انتظارات و مطالبات شهروندان را از دولت تعدیل کرده و حضور آن‌ها را در صحنه نهادینه می‌کنند. عاملی برای کاهش نارضایتی شهروندان به حساب می‌آیند و رضایت سیاسی شهروندان را تأمین می‌کنند. ظرفیت و توان پاسخگویی دولت را افزایش می‌دهند، نهادهای میانجی میان دولت و شهروندان هستند، شوراها، شهروندان را به حوزه تصمیم‌گیری وارد کرده و در نهایت، هویت و همبستگی ملی را تقویت می‌کنند(همان، 157-156).

مطلب مرتبط :   آموزش مهارت های ارتباطی

دسته بندی : علمی