دانلود پایان نامه

معنی بیت: تو در این جهان در معرض آزار و عقوبت و سیاست قرار گرفته‌ای و فلک و آسمان بطور عمد و از برای شکنجه تو، هر شب مانند تشت پر آتش می‌شود (ظاهراً شاعر نمودار شدن ستارگان را شب هنگام در آسمان در نظر داشته است).
36)دلت به گونه پرگار شد فراخ قدم از آنکه عقل تو چون دایره است بی سر و پا
فراخ قدم: آنکه گام بلند بردارد (فرهنگنامه شعری)
بی سر و پا: 1-چیزی که نه سر دارد و نه پا. 2-کنایه از فرومایه و پست
عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت نسبت یار به هر بی سر و پا نتوان کرد
در این بیت نوعی از آرایه استخدام رعایت شده است. بدین نحو که بی سر و پایی نسبت به عقل به معنی کنایی (پستی و فرومایگی) و نسبت به دایره به معنی اصلی خود (بی سر و پایی طبیعی) به کار رفته است. اشاره به آروزهای دور و دراز که انسان از روی بی عقلی، آرزوهای دور و دراز می کند.
معنی بیت: چون عقل درست و حسابی نداری و عقل تو مانند دایره سرگشته و بی سر و پاست و به جایی نمی‌رسد (اشاره به شکل ظاهری دایره).
دلت پر از آرزوهای محال و دست نیافتنی است (اشاره به شکل ظاهری پرگار).
37)تو مردمی و فلک مهره‌ای است نیل اندود که گردن خر دجال از او شود زیبا
38)به خون بمیر و مده خویشتن بدو زیرا که کس نداد به خرمهره گوهر گویا
مهره (اسم از عربی): هر چیز گرد مدور، گلوله (لغتنامه به نقل از فرهنگ لغات و تعبیرات).
نیل اندود: لاجوردی و آسمانگون و کبود و به رنگ نیل و تیره (ناظم الاطبا). به نیل اندوده (دهخدا).
مهره‌ی نیل اندود: کنایه است از چیز بی ارزش، همان خرمهره آبی رنگ (اشاره به رنگ آبی آسمان) که در بیت بعدی آمده است.
خر دجال: خری که بنا به افسانه‌ها به دجال تعلق دارد و دارای خواص عجیبی است از جمله آنکه از هر موی او طبلی آویخته و مدفوع او مانند نقل و نبات است. (فرهنگنامه شعری .ج اول ص 769).
-دراز گوشی که دجال در آخر زمان هنگام ظهور مهدی موعود، بر آن سوار است و خروج می کند و این دجال مرد کذّاب (مسیح کذاب) است که مردم را می‌فریبد و به اقوال مختلفی در باره‌ی او برمی‌خوریم. گویند مردی است یک چشم که از مادری یهود به دنیا آمده…. از خراسان یا کوفه یا محله‌ی یهودیه اصفهان ظهور و ادعای خدایی می کند و بسیاری به او می گروند. سرانجام به دست عیسی مسیح یا پس از ظهور مهدی موعود به دست وی کشته می‌شود (فرهنگ لغات و تعبیرات، ص و ص 398 و 477).
ارتباط بین مردم و خر و نیز خر و مهره که خرمهره را به ذهن متبادر می‌کند در این بیت دیده می‌شود. مهره بر گردن خر دجال بستن و یا درّر لؤلؤ بر گردن خوک آویختن و یا به زیر پای آن ریختن، کنایه‌ای است از اینکه کسی چیز خوبی را در جای ناسزاوار صرف کند. چنانکه ناصر خسرو در این باره گفته:
من آنم که در پای خوکان نریزم مرین قیمتی درّ لفظ دری را
(دیوان ص 14)
و در صفحه 15 التمثیل و المحاضره آمده:« لا نظرحوا الدر تحت ارجل الخنازیر».
ترجمه: درّ را زیر پای خوکان مریزید. (تعلیقات دیوان مجیر ص 424).
به خون بمیر: به خون خویشتن آغشته بمیر، کنایه از مرگ خونین.
خرمهره: نوعی مهره بزرگ سفید یا آبی که آن را بر گردن خر و اسب و استر آویزند (فم): نوعی از برق و نفیری که در حمامها و بازیگاهها و آسیاها نوازند. و خرمک و مهره‌های بزرگ کم قیمت که بر گردن خر بندند (ناظم‌الاطبا)
گوهر گویا: اشاره دارد به انسان ناطق، جوهر و نفس ناطقه انسانی که خاص آدمیزاد است و هیچ کدام از مخلوقات آن را ندارند.
ایهام تناسب بین معانی مختلف گوهر، مهره، خون و دستخون (مرحله آخر بازی نرد) که در آن حریف پاکباز همه مال و دارایی خود را باخته و بر سر عضوی یا اعضای خود شرط می‌بسته است.

مطلب مرتبط :   دانلود تحقیق در موردپیامدهای اجتماعی

دسته بندی : علمی