دانلود پایان نامه

معدن عــــلم علی بود به تأویل و بــــه تیغ مایۀ جنگ و بلا بود و جدال و پرخاش
هرکه در بند مثل‌های قران بسته شده ست نکند جز که بیان عـــــلی از بند رهاش
به این ترتیب ناصرخسرو تصدیق می‌کند که خلیفۀ فاطمی، فرزند نسبی پیامبر از طریق دخترش فاطمه زهرا(س) و شوهرش علی(ع)، فرزند روحانی مشروع علی در نقش وی به عنوان تفسیر کنندۀ قرآن کریم است. بنا بر عقیدۀ شیعه، رسالت پیامبر رساندن وحی الهی (تنزیل) به صورت کلمات قرآن به مردم بود. بعد از پیامبر، تنها علی از جانب خداوند مأموریت یافت که کار تأویل کتاب خدا را عهده دار شود.
ناصرخسرو با استناد این حدیث مشهور پیامبر «أَنَا مَدِینَهُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا» (که من شهر علمم، علیم در است) خوانندگان خود را تشویق می کند که به جستجوی این شهر حکمت و دانش که تنها از راه پیروی و اطاعت از علی بدان می‌توان وارد شد برخیزند.
گرْت خوش آید سخن من کـنون ره ز بیابان به سوی شـــــهر تاب
شهر علوم آنکـــه درِ او عــلیست مسکنِ مســــکین و مآبِ مُـــثاب
هرچه جز از شهـــر، بیابان شـــمر بی بر و بی آب و خراب و بیاب
هرچند ناصرخسرو بارها بیان کرده که کار تأویل قرآن خاص امام است و از مردم خواسته که برای فهم باطن تنزیل به امام و اولوالامر مراجعه کنند، ولی از فحوی سخن او برمی‌آید که او خود نیز در این موضوع دستی داشته است و خود را صاحب تأویل می‌دانسته :
میدان خدای است قران، هرکه سوارست گو خیز و فراز آی و برون آی به میــدان
تا کیست کـــــه بر پشتۀ حـــرف متشابه آورد کــند اسبـــش با پـــویه و جــولان
دشـــوار طلب کردن تأویل کتاب اسـت کاری است فرو خواندن این نامه بس آسان
ناصرخسرو در تأویلاتی که از امور و شئون دینی دارد سعی می‌کند همه چیز را به ارکان اسماعیلیه همچون امام و اساس و مأذون و مستجیب و حجت و. . . تأویل نماید و بر خلاف متکلمان اسلامی در این جهت هیچ معیار و ضوابطی ارائه نداده و به هیچ نوع قید و شرطی مقید نبوده است.
3-2-10 حکیم ناصرخسرو قبادیانی کیست ؟
علامه فقید محمد قزوینی ناصرخسرو را یکی از شش سخنور بزرگ‌ ایران شمرده تنها با این مرزگذاری که مذهب، منش او را مه‌آلود ساخته است.
یان ریپکا دربارۀ وی چنین می‌گوید:
«ناصرخسرو فردیتی از آن خود دارد. شاعری معمولی نیست. سبکش ساده است، در دیدگاه او اندیشه بیش از هر چیز اهمیت دارد. چهره‌ایست برجسته در میان گفتارهای طوطی‌وار دیگران. »
به عقیدۀ پروفسور ادوارد براون ناصرخسرو نه تنها شاعری مبتکر و خلاق بوده، بلکه در علم و امانت و ایمان مذهبی و شهامت فکری و خوارداشتن منافقین و چاپلوسان و آزادمنشی از همۀ شاعران ایرانی سرتر است.
بعضی از صاحب‌نظران مانند آ. ی. برتلس ناصرخسرو را فیلسوف خوانده‌اند و به آراء و افکار فلسفی وی اشاره کرده‌اند.
اما بعضی دیگر عقیده دارند که اگرچه ناصرخسرو در دیوان اشعار خود دم از چون و چرا می‌زند که ظاهراً بیانگر تأثیر فلسفه بر افکار اوست، اما اگر در میدان عمل و در کلیّت اندیشۀ او بنگریم این سخنان ادعایی بیش نیست و سینۀ تنگ وی و تعصب شدید او تحمل هیچ عقیدۀ مخالف و چون و چرایی را ندارد و بنا به گفتۀ دکتر غلامحسین یوسفی «نوعی تعصب شدید و تنگ مشربی در سخنان انتقادآمیز او دیده می‌شود و گاه‌گاه که سعۀ صدری از خود نشان می‌دهد یا در مواردی از صبر، چاره، نرمی و مدارا و تقیه سخن می‌گوید می‌توان گفت که این ادعاها صفت عمدۀ طرز تفکر او نیست. »
دسته‌ای دیگر از دانشمندان از جمله مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی در مقاله‌ای تحت عنوان افکار و عقاید کلامی ناصرخسرو، اطلاق عنوان فیلسوف و حکیم را بر این شاعر و اندیشۀ او حاصل مبالغه و اغراق می‌داند و می‌نویسد:
«ناصرخسرو حتی پیش از آنکه شاعر باشد، متکلم است و می‌توان گفت که شعر برای او وسیله بوده نه هدف. درست است که ناصرخسرو در جامع الحکمتین و زادالمسافرین و خوان الاخوان (اگر تألیف او باشد) از گفته‌های افلاطون و ارسطو فراوان یادکرده و با افکار فیلسوفان اسلامی همچون محمد زکریا و ایران شهری آشنا بوده، اما با همۀ این مقدّمات و معلومات نمی‌توان او را به معنی مطابقی این اصطلاح‌ها دانست. »

مطلب مرتبط :   سازمان های بین المللی

دسته بندی : علمی