دانلود پایان نامه

در دهه 20، از دو سو شاهد روند رشد و حضور این اندیشه در ایران هستیم، در مناطق شمال و بویژه آذربایجان، هواداران این اندیشه، تا حد تشکیل دولت خودمختار یا مستقل پیش رفتند و در تهران وسایر نقاط نیز حزب توده به یکی از پر سروصداترین تشکیلات حزبی مبدل شد و نشریات رسمی و غیر رسمی مرتبط با اندیشه های مارکسیستی، موج آفرین صحنه های فرهنگی- اندیشه ای کشور شدند و بسیاری از اذهان و ظرفیت های فکری کشور را تحت تأثیر خود قرار دادند و مارکسیسم و اندیشه های سوسیالیستی به یکی از پرجاذبه ترین جریان های فکری سیاسی کشور تبدیل شد. البته توفیق این جریان فکری در سطوح روشن فکری به مراتب بیش تر از توفیق آن در توده مردم بود و تعارض بنیان های فکری- اعتقادی مارکسیسم با مذهب و فرهنگ توده مردم، مانع از توفیق همه آن در این عرصه بود (حاضری، 1377: 120).
شاید بتوان گفت سوسیالیسم در تعبیر مارکسیست- لنینیستی آن به همان سرعت اعجاب انگیزی که رشد کرده بود، سراشیبی سقوط را نیز طی کرد. عوامل چندی در این فرآیند دخالت داشته اندکه اجمالأ به آن ها اشاره می کنیم:
1- سوسیالیسم توانست به سرعت تا حد ایدئولوژی یک حکومت برخاسته از انقلاب اجتماعی صعود نماید، ولی همین عامل که البته فرصت های زیادی برای تبلیغ و اشاعه همین ایدئولوژی در اختیار آنان گذاشت، تبدیل به یک عامل بازدارنده شد. چراکه کلیه عملکردها و اقدامات این حکومت به حساب ماهیت این اندیشه ثبت می شد و حکومت شوروی بویژه از دوران «استالین» به بعد تصویری خشن و پرخفقان از خود به نمایش گذاشته بود،که با بزرگ نمایی اردوگاه مقابل و رقیب، دستاورد این ایدئولوژی را غیر قابل دفاع نمود.
2.پس از جنگ جهنی دوم، مسئله تقسیم حوزه نفوذ هریک از دو بلوک و تفاهم هایی که در این زمینه بین دو ابر قدرت آن روز به عمل آمد، بسیاری از ناظران هوشمند و بسیاری از آزادی خواهان، شاهد همین مسئله بودند که منافع استراتژیک و حیاتی اتحاد جماهیر شوروی، در موارد متعدد، منافع خلق های محروم را تحت الشعاع خود قرار می دهد.
3-این دو مسئله از دید صاحبان بصیرت در ایران نیز مغفول نماند. به ویژه آنکه عملکرد حزب توده، در نمونه های بومی این کاستی ها را به وضح نشان می داد. ایرانیان شاهد بودند که در ماجرای نهضت ملی شدن صنعت نفت، توده ای ها، به جای دفاع از حقوق ملی، از اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی دفاع می کردند و از امکانات و تشکیلات خود به نحوموثر در مقابله با دشمنان نهضت استفاده نکردند و در نهضت 15 خرداد 42 نیز رژیم شوروی، به امید دریافت سهم خود از امتیازات اعطایی شاه، هم صدا با رژیم شاه مقاومت مردم را «ارتجاع سیاه» نامیدو از آن به عنوان تلاش ایادی فئودال های متضرر شده از اصلاحات ارضی مترقی شاه یاد کرد.
اینگونه عملکردها همراه با توبه نامه ها و موضع سازشکارانه ای که برخی مارکسیست های قدیمی در مورد شاه اتخاذ کردند، آنچنان وجه و اعتبار مارکسیسم از نوع توده ای و روسی آن را از بین برد، که اتفاقات خشن و بی رحمانه ای تحت عنوان تصفیه حساب درون گروهی به وقوع پیوست و اعتبار آن ها نزد مردم و هوادارانشان افت شدیدی پیدا کرد (حاضری، 1377: 117).
ب- ایدئولوگ های انقلاب اسلامی ایران:
در این قسمت به ایدئولوگ هایی اشاره خواهد شد که در به وجود آمدن جریان انقلاب اسلامی ایران نقش مهمی داشته اند و هر کدام شان جریان و اندیشه ی را دنبال نموده اند. در این مسیر مبارزاتی را آغاز کرده و آموزه ای را مطرح کردند که در شکل گیری و جهت یافتن انقلاب اسلامی ایران تاثیر بسیار زیادی داشته است. اشخاصی که در این قسمت به آن ها اشاره می شود، امام خمینی، دکتر علی شریعتی و آیت الله مطهری هستند.
1- امام خمینی:
یکی از مهم ترین ایدئولوگ هایی که در جریان به وجود آمدن انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 نقش داشته است امام خمینی می باشد زیرا به شیوه نوین از گروه های سیاسی دیگر به مبارزه سیاسی پرداخته است. امام خمینی در سخنرانی های خود برای طلاب، از حکومت روحانیون حمایت می‌کرد، اما در اعلامیه‌های عمومی بحث روشنی از این گونه حکومت به میان نمی‌آورد و از کاربرد ولایت فقیه خودداری می‌نمود. حتی اطرافیان او بعدها مدعی شدند که کتاب ولایت فقیه از جعلیات ساواک و یا یادداشت های اصلاح‌نشده یکی از طلاب بوده‌است.
در عوض، او استراتژی سال ۱۳۴۲، یعنی حمله به نقطه ‌ضعف های اصلی رژیم را ادامه می‌داد. شاه را به خاطر فروش کشور به امپریالیست‌ها و کمک به اسرائیل، نقض مشروطیت و زیرپانهادن قانون اساسی، حمایت از ثروتمندان و استثمار فقرا، نابودی فرهنگ ملی، تشویق و اشاعه فساد و هدر دادن منابع با ارزش کشور در قصرها، خرید تسلیحات، نابودی کشاورزی و در نتیجه وابسته ساختن هرچه بیش تر ایران به غرب، مورد انتقاد قرار می‌داد. او ضمن مقایسه شاه با یزید ، مومنان را به سرنگونی رژیم پهلوی و بیرون راندن امپریالیست ها، فرامی‌خواند (آبراهامیان،1387: 590).
امام خمینی می‌کوشید تا بیش تر گروه‌های مخالف را با خود همراه کند، برای مثال هنگام اعتراض شهید مطهری به سخنرانیهای «ضد روحانی» شریعتی در حسینیه ارشاد، سکوت کرد و حتی بدون نام بردن از شریعتی، به استفاده از شعارها و عباراتی که سخنرانان حسینیه ارشاد رواج داده بودند، مثل «مستضعفین، وارثان زمین خواهند بود»، «مردم، استثمارگران را به زباله‌دان تاریخ خواهند انداخت» و «دین افیون توده‌ها نیست»، ادامه داد. (آبراهامیان، 1387:۵۹۲ و۶۵۸ و۶۵۹).
عزت الله عزتشاهی ، از زندانیان سیاسی مشهور دوران پهلوی، درباره نقش امام خمینی در جریان انقلاب اسلامی می نویسد:
رژیم به خیال خودش، مبارزه را در نطفه خفه کرد‏، از آن طرف هم، مردم یک حالت عقب‌ زدگی پیدا کردند. آن وقت که امام در تهران بودند، رهبری می کرد‏. اما، وقتی ایشان را به ترکیه و نجف تبعید کردند، موقعیت رهبری آن چنانی نداشت. در این شرایط، عده‌ای به محافظه کاری افتادند و از آن طرف هم، امام، از خارج که نمی توانست، تسلطی بر اینجا داشته باشد.گاهی، اعلامیه‌ای می داد و اواخر هم، چند سخنرانی داشت (مصاحبه عزت شاهی با خبرگزاری ایلنا).
«آیت‌الله یوسف صانعی» در نوشته‌ای کوتاه در پایگاه اطلاع‌رسانی خود با عنوان «امام خمینی و قرائتی نوین از دین» به ذکر نوآوری‌های امام راحل در اندیشه‌های دینی پرداخته‌ است.
به اعتقاد ایشان آن‌چه که به طور خلاصه می‏توان در این زمینه بیان کرد آن است که علما در گذشته مبارزه می‏کردند، اما با حضور ظالم در رأس قدرت یا سران قدرت کاری نداشتند و با امور دیگر مبارزه می‏نمودند. پس از جریان انجمن‌های ایالتی و ولایتی که فیضیه را کوبیدند و طلاب را شهید کردند، مدتی از سوی امام اطلاعیه‏ای منتشر نمی‌شد و در مجالس علما شرکت نمی‏کرد. سر و صدا به راه افتاد و حتی برای دوستان و علاقه‏مندان امام سؤال پیش آمد. امامی که مبارزه را آغاز کرد چرا ادامه نمی‏دهد؟ بعداً معلوم شد که امام می‏خواست با آقایان علما اتمام حجت کند که اگر تا حالا مبارزه با دولت بود، از این پس مبارزه با شاه است (پایگاه اینترنتی آیت الله صانعی).
پس نتیجه می گیریم که ایدئولوژی اساسی ‌مبارزه امام از بین رفتن سلطنت و تأسیس حکومت اسلامی بود. امام خمینی، در تعریف و تبیین اهداف انقلاب اسلامی و رهبری جریان مبارزه، مواجهه با قدرت‌های افزون‌طلب و تاکتیک‌ها و روش‌های حفظ و استمرار دستاوردهای انقلاب اسلامی، دارای ایدئولوژی و سیاست ویژه و منحصر به فرد بود،که بر پایه ‌مبانی ثابت، استوار و اعتقاد به غیب و امداد غیبی، ایمان به تعالیم اسلام و مذهب‌، قرار داشت (اخوان‌ مفرد، 63:137).
ایدئولوژی‌ انقلابی‌ امام‌ خمینی بهره گیری از اسلام شیعی و ریشه های مذهبی جامعه ایران بوده است. مشخصه‌های‌ تشیع‌ ایدئولوژیک‌، به‌ عینی‌ترین‌ وجه‌ در قالب‌ ایدئولوژی‌ انقلابی‌ امام‌ برای‌ مردم‌ مسلمان‌ ایران‌ مطرح‌ گردید. از این‌ رو ضرروت تبیین‌ ایدئولوژی‌ انقلابی‌ حضرت‌ امام و بررسی‌ کارکردهای‌ آن‌ در روند انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ مهم به نظر می رسد. مهم ترین محورهای ایدئولوژی انقلابی امام را می توان به قرار ذیل بیان نمود:
1- مردمی کردن مبارزه سیاسی (انتقال‌ آگاهی‌ سیاسی‌ برای‌ صف‌آرایی‌ تودهای مردم)
حضرت امام از همان ابتدای شروع مبارزه خود به حرکت های مردمی اعتقاد راسخ داشت و سعی داشت مبارزه را در سطح توده ها نهادینه نماید. لذا هرگز به دنبال ایجاد حزب و تشکیلات رسمی نرفت. در ایدئولوژی‌ انقلابی‌ امام‌ خمینی بر کاربرد سیاسی‌ اجتماعات‌ مذهبی‌ و نهادهای‌ دینی‌ تأکید و به‌ شدت‌ علیه‌ انفکاک‌ مذهب و سیاست‌ موضع‌ گرفته‌ می‌شد.
‌2- انتقاد از وضع موجود (تجدید نظر طلبی)
یکی‌ از مهم‌ترین‌ کارکردهای‌ ایدئولوژی‌ در روند بسیج‌ منجر به‌ انقلاب، نقد ترتیبات‌ اجتماعی‌ موجود است‌ تا بدین‌ ترتیب‌ به‌ وضع‌ موجود در اذهان‌ پیروان‌ احساس‌ تنفر و اراده‌ معطوف‌ به‌ تغییر به‌ وجود آورد. در ایدئولوژی‌ انقلاب‌ ایران‌ که‌ امام‌ خمینی‌ در شکل‌گیری‌ آن‌ نقشی‌ داشت، این‌ مهم‌ نیز انجام‌ شده‌ است. امام‌ نوک‌ پیکان‌ انتقادهایش‌ علیه‌ ترتیبات‌ اجتماعی‌ را روی‌ سلطه‌ امپریالیسم‌ و تلاش‌ آن‌ در الغای‌ اسلام‌ متمرکز کرد.
انتقادات امام از وضع موجود شامل جنبه های ذیل می شد :
الف) سلطه‌ امپریالیسم

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درمورداستان تهران، عرضه و تقاضا، شاخص های عملکردی

دسته بندی : علمی