دانلود پایان نامه

4. دفاع از حقوق همه مسلمانان و رفتار مبتنی بر اخلاق حسنه، قسط و عدل اسلامی با غیر مسلمانان (اصل چهاردهم).
5. عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه گر (اصل یکصد و پنجاه دوّم).
6. داشتن روابط صلح آمیز متقابل با دول غیرمحارب (اصل یکصد و پنجاه و دوّم).
7. ممنوعیت انعقاد قراردادهایی که به نحوی موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی، اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شؤون کشور گردد (اصل یکصد و پنجاه و سوّم).
2- اندیشه آزادی از استبداد داخلی(آزادی)
با نگاهی به تاریخچه ی نظام اجتماعی ایران و ساختار حکومتی آن می بینیم در گذشته مردم به عنوان رعیت از حقوق و امتیازات محدودی برخوردار بودند. چرا که حاکمان خود را از نژادی برتر می دانستند و حکومت رئیس حکومت بر خلق خدا، به اراده و مشیت خداوند شمرده می شد و جنبه ی الوهیت پیدا کرده بود، چرا که در ایران نیز مانند همه ی ممالک جهان قبل از پذیرش اصل حاکمیت ملی و اجتماعی، نظریه ی حاکمیت الهی پذیرفته و اعلام شده بود. به موجب این اصل منشأ دولت، اراده و مشیت خداوند است و سلاطین نمایندگانی هستند از جانب پروردگار که اداره ی امور عمومی به آن ها سپرده شده است و بنا به عرف حکومت، سلاطین در مقابل خداوند مسئول می باشند نه در مقابل ملت .
قدرت شاهنشاهان چه در ایران باستان و چه در دوران بعد از اسلام محدود نبود. تنها عاملی که قدرت اجرایی آنان را می توانست محدود نماید، دستورهای دینی و سنت و اخلاق واحیاناً سازمان هایی همچون شورای سلطنت و مجالس نجبا و اشراف بود. این روند تقریباً تا قرن دوازدهم هجری ادامه داشت از این دوره به بعد نظر به برقراری ارتباط اقتصادی و سیاسی با کشور های اروپایی، و تأثیر انقلاب صنعتی غرب در اوضاع اقتصادی و اجتماعی و سرانجام سیاسی ایران از یک سو و عوامل داخلی هم چون سیاست داخلی و قیام های نظامی طوایف و سران ایل و حکام محلی از سوی دیگر زیر بنای تغییر نظام سیاسی در ایران را فراهم ساخت. و سر انجام انقلابات عمومی قرن چهاردهم، به حکومت مطلقه ی شاهان ایران خاتمه داد و سلطنت مشروط و محدود به قانون ملی جایگزین آن گردید. نهضت تاریخی و انقلابی ایران در آغاز قرن چهاردهم و به دنبال آن صدور فرمان مشهور مورخ ۱۴ جمادی الثانی ۱۳۲۴ هجری قمری از طرف مظفرالدینشاه سر آغاز فصل نوینی در تاریخ حکومت ایران گردید. حقوق افراد ملت و اصول حکومت به موجب قانون اساسی که به تاریخ ۸ دیماه ۱۲۸۵ شمسی برابر۱۴ ذیقعده ۱۳۲۴هجری قمری و متمم آن در مهر ماه ۱۲۸۶شمسی برابر با ۲۹ شعبان ۱۳۲۵قمری به تصویب مجلس رسید، تابع اصل حاکمیت قانون گردید. هر چند دیری نپایید که این دستاورد عظیم ملت دست خوش انحراف گردیده و به گونه ای استبداد در جامعه حاکم گردید و روز به روز از حق حاکمیت ملت بر سرنوشتشان کاسته شد و از قانون فقط سیاهه ای بر کاغذ باقی ماند، و بر فاصله میان مردم و حاکمان افزوده شد، که زمینه ساز وقوع انقلاب اسلامی گردید.
در ادامه اگرچه در مقام ثبوت امکان تصور آزادی به صورت محض و مطلق وجود دارد، اما در مقام اثبات با یکی از ارزش‌ها و ابعاد وجودی انسان انضمامی می‌شود. به گونه‌ای که در عالم خارج در اثر ترکیب ارزش آزادی با سایر ارزش‌های انسانی، انواع مختلف آزادی مضاف تحقق می‌یابد. آزادی اندیشه یکی از مهم‌ترین گونه‌های آزادی مضاف است که نقش تعیین‌کننده‌ای در کمال و سعادت انسان دارد. از سوی دیگر، منافع ملی، به معنای عالی‌ترین آرمانی که جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی تعریف و تعقیب می‌کند، یکی از ارزش‌های حیاتی آن به شمار می‌رود. حکومت جمهوری اسلامی ایران از لحاظ پیدایش و ساختار و رهبری غیراستبدادی نامیده شد و در تمام عرصه‌های فوق مردم نقش مستمر در تعیین سرنوشت خود خواهند داشت و به نظر انقلابیون از لحاظ مردم‌سالاری متکامل‌تر و عمیق‌تر از حکومت‌های به اصطلاح دموکراسی خواهد بود زیرا اصول و قوانین و مقررات حاکم بر آن از دین مبین اسلام که کامل‌ترین دین در زمینه تکامل ابعاد مختلف انسان است گرفته شده است که یکی از مسائل این دین آزادی مشروع انسان‌هاست. با توجه به این که جمهوری اسلامی ایران بر اساس آزادی می خواهد بنا شود به تعریف استبداد اشاره خواهد شد تا از آن برای اندیشه آزادی از استبداد داخلی(آزادی) بهره ببریم. استبداد، یعنی یکه و تنها به کاری پرداختن، خود رأی بودن، به میل و رأی خود کار کردن، خودسری و طرز حکومتی که پادشاهان و فرمانروایان، مقید به قانون نباشند و به میل و اراده خود رفتار کنند (اسلامی، 1369: 37).
اندیشه آزادی در دومین و چهارمین موج از بیداری اسلامی و وقوع انقلاب ایران به مراتب و درجات خاص تأثیرگذار بوده است. این تأثیر در نهضت مشروطیت به صورت نظام‌مند کردن مشروطیت در کنار «جنبش عدالت‌خانه» صورت پذیرفته است؛ هرچند در اثر نفوذ فلسفه‌های سیاسی غربی، اندیشه آزادی از عدالت و متون اسلامی جدا شده و در بستر دیگری افتاد.
در سیر تکاملی اندیشه آزادی، انقلاب اسلامی قرار دارد و متکامل‌تر از مشروطیت، نوعی «نظام مدنی دینی» درست کرد. بدون شک یکی از این عوامل «اندیشه آزادی» است که در نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی در مرحله سلبی (مبارزه با استعمار و استبداد) و همچنین در مرحله ایجابی (تنظیم قانون اساسی و نظام سیاسی) نقش مهمی ایفا نموده و منزلت خاصی را دارا می‌باشد. هرچند اندیشه آزادی در مشروطه با فقدان «جنبش نرم‌افزاری» و «نظریه منسجم دینی» (مثل ولایت فقیه) و گذار نکردن از لایه‌های عمیق‌تر تمدن غربی، در نهایت به نوعی آسیب و آفت دچار شده و سرانجام با تأسیس سلسله پهلوی بخشی از میراث خود را تاراج شده دید، اما در انقلاب‌اسلامی همین اندیشه آزادی، بعد از قوام بخشیدن در مرحله نهضت، در تدوین قانون اساسی و همچنین در افق تمدن اسلامی توانست در کنار سایر مفاهیم از سیطره و تفوق تمدن مغرب زمین عبورکرده و خود را در یک موج انقلابی بازیابی نماید و حرکت انقلابی خود را به جلو پیش ببرد.
اما اگر بخواهیم نقش اندیشه آزادی را در مبحث تکامل نظری و عملی در جامعه و سیر تحولات تاریخی ایران پیگیری کنیم، باید بگوییم: صورت‌مسئله و جواب، حوزه تمدنی و فلسفه سیاسی اسلام در مقابل حوزه تمدنی و فلسفه سیاسی غرب است که ما آن را «تکامل بیداری اسلامی» از نهضت تا تمدن می‌بینیم و به تبین آن می‌پردازیم. هرچند این صورت‌مسئله، تاریخی است ولیکن جواب‌ها در حوزه اندیشه سیاسی خواهد بود.
اندیشه آزادی در ایران به قبل از نهضت مشروطیت باز می گردد، این موج که در ایران با جنگ‌های ایران و روس آغاز گردید و تا قبل از قیام تحریم تنباکو ادامه می‌یابد، برخورد ایرانی‌ها با غرب بیش تر یک برخورد سلبی است، زیرا مواجهه غرب با کشورهای اسلامی غالباً نظامی بوده و اروپایی‌ها با جنگ‌افزارهای نظامی خود به سرزمین‌های اسلامی از جمله ایران تجاوز می‌کردند.
با توجه به اینکه عمده مباحث آن دوران، جنگ‌های نظامی بوده و با رویکرد سلبی مسلمانان و به نوعی با نهضت بیداری اسلامی روبه‌رو بوده است، مفاهیمی چون آزادی در این میان جایگاه سازنده و اثباتی ندارد، بلکه صرفاً این وقایع سبب ‌شد تا ایرانیان به این فکر کنند که چرا مغلوب می‌شوند و آهسته آهسته متوجه عیوب ساختارهای قبلی خود بشوند. این صورت‌مسئله زمینه‌ساز وقایع تاریخی مهمی تا قبل از نهضت مشروطیت می‌شود. قتل گریبایدوف، سفیر روس متجاوز، به دست مردم و قیام تحریم تنباکو در سال 1309 ﻫ..ق از نمونه‌های مهم این دوره است (نجفی و حقانی، 1388: 104).
در این زمان که ایران از استقلال قابل توجهی برخوردار است ولی در اثر ضربه معاهده‌های ننگین گلستان و ترکمانچای، ضربه روحی و جغرافیایی و اقتصادی سنگینی را متحمل می‌گردد و در وضعیتی که استعمار خارجی علت مشکلات فزاینده کشور است، جریانی متشکل از دیپلمات‌ها و تحصیل کرده‌های اروپا رفته در حال شکل‌گیری است. این گروه ابتدا آرام و طبیعی ولی کم‌کم به صورت غیرعادی و حتی در مواقعی با حمایت سفارتخانه‌های خارجی به طرح اندیشه‌ها و تأسیس نهادهایی همت می‌گمارند که بیش از آنکه ایرانی و بومی باشد، رنگ خارجی و غیر بومی به‌خود می‌گیرد.
بحث از کم‌وکیف این مسئله در اینجا ضرورتی ندارد اما در بین نوشته‌ها و گفته‌های این جریان و تفکر می‌توان از مبحث جدیدی به نام «آزادی» سراغ گرفت، آزادی که بیش تر در قالب حسرت تجدد و مدرنیزاسیون از اروپای متمدن شکل گرفته است. این آزادی، ایدئولوژیک شده و بعدها به صورت علنی‌تر در رساله‌ها و نوشته‌های روشن فکران و مجامع سری عصر مشروطیت و بعد از آن به مطبوعات و جراید و کتب راه پیدا می‌کند. این ماجرا، آزادی در قالب اندیشه ترقی است.
در حالی‌که آزادی در قالب اندیشه تعالی، هر چند با استبداد قاجاریه مخالف است اما حرکت خزنده استعمار خارجی و تضعیف هویت و غرور ملی بعد از ترکمانچای را هم مهم می‌داند. در این مقطع، آزادی از استعمار خارجی، قراردادهای ضدملی، استبداد داخلی و تضعیف روحیه ملی در قالب نهضت‌های اسلامی که اوج آن ابتدا قیام تحریم تنباکو و بعد از آن نهضت مشروطیت است قابل بررسی می‌باشد.
لازم است در این قسمت از نقش «آزادی‌خواهان مقدس» سخن به میان بیاوریم. این جریان با تأسیس نظام مشروطه توانست گام اول این تکامل را برداشته و بعد از آن با نقد حاکمیت مشروطه و انحراف آن تا عصر پهلوی، به طور کلی حرکت بیداری اسلامی را از حاکمیت مشروطه جدا کرده و تمنای نظام سیاسی و مدنی دینی را نه در مشروطه حاکم، بلکه در افقی بالاتر جستجو کند. این تمنای آزادی‌خواهان مقدس از عصر مشروطیت به پیش‌زمینه‌های تاریخی و فکری و ذهنی روشن فکران و ایدئولوگ های انقلاب ایران رسیده و آن را در مقوله تأسیس یک نظام سیاسی دینی در تشکیل «جمهوری اسلامی» جلوه‌گر نمود؛ جلوه‌ای که با نقد جدی و شالود‌ه‌شکنی در نظام لیبرالیزم و حکومت پهلوی دنبال گردید، این شالوده‌شکنی و افق‌گشایی جدید در تأسیس نظام مدنی دینی و تمدن اسلامی، همان آزادی و رسیدن به فضاها و امکانات جدید است که به نظر انقلابیون با تشکیل نظام جمهوری اسلامی تجلی می یافت.
همچنین با تشکیل دولت اسلامی و پیروزی انقلابیون، در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصل 9 به موضوع آزادی های انسان اشاره می کند. در روند انقلاب ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آن ها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کم ترین خدشه‏ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند. در انقلاب ایران، شعاری که بسیار مورد توجه بوده و هر از گاه آن را بیان کرده اند، شعار «استقلال، آزادی» است. این بخش آزادی از استعمار بیگانگان خارجی و استبداد فردی داخلی را بیان می‌کند. نیروهای آزادی‌خواه در جریان انقلاب مشروطه پیشرفت و تکامل ایران را در دو امر می‌دیدند؛ از یک سو، قطع ید اجانب از دست اندازی‌هایشان به منافع ملت ایران و از سوی دیگر، برچیدن بساط استبداد و قدرت بی‌حد و حصر فردی. همین مسئله نیز در انقلاب اسلامی باعث گرد آمدن نیروهای آزادی خواه به دور یکدیگر شد. دومین واژه شعار مذکور آزادی است،که یکی از مهم ترین خواسته های مردم ایران در یک قرن اخیر بوده است و در جریان نهضت مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت نیزمطرح شد و درجریان پیروزی انقلاب مردم با صدای رساتری آزادی و رهایی از بند نظام استبدادی را فریاد زدند.آزادی حقی است که به موجب آن افراد بتوانند استعدادها و توانایی های طبیعی و خدادادی خود را به کار اندازند، مشروط بر آن که آسیب یا زیانی به دیگران وارد نسازند. آزادی در اسلام به معنای آزادی از هر قید و بند و از هرعبودیتی به جز عبودیت برای خدای سبحان است (ازغندی،1382: 30).
3- اندیشه ایجادنظام جمهوری اسلامی
پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 نقطه عطفی مهم در روند تاریخ اندیشه شیعی و جامعه ایرانی به شمار می‌رود. از آغاز عصر غیبت به جز مقاطعی کوتاه، شیعیان همواره تحت سیطره حکومت‌های ستمگر قرار داشتند و مسئله امامت از دغدغه‌های مهم آنان در ساحت سیاست به شمار می‌رفت. این امر موجب شد بود تا آنان هرگاه فرصت می‌یافتند، حاکمیت و رهبری سیاسی جامعه را در قالب نظریه «ولایت فقیه»، که شکل تنزل یافته امامت است، مطرح و در صورت امکان بدان جامه عمل بپوشانند.
برای بررسی فحوا و جهت گیری ایدئولوژی انقلابی در ایران و رفتن به سمت جمهوری اسلامی، به جز تحلیل محتوای بیانیه ها، کتاب ها و سخنرانی و مصاحبه های رهبران بسیج گر و عوامل اقتصادی، می توان سراغ آرمان های درخواست شده از طریق «شعارها»، «اهداف مورد حملۀ» انقلابیون و «روش ها و راهکارهای مورد استفاده» آنان رفت. اهداف مورد تعرض انقلابیون در «تظاهرات شورشی» شهرها، به جز ساختمان های دولتی و مراکز ساواک و شهربانی، اماکنی بوده است که به لحاظ فرهنگی و ارزشی منفی ارزیابی می شدند و برحسب معیارهای ایدئولوژیک انقلابیون مضر و مطرود به شمار می آمدند و عامل گسترش فقر و فساد در جامعه بودند. این اماکن که به عنوان نمادهای فرهنگ غربی و شاهنشاهی مورد حمله قرار می گرفتند، به طور کلی، در سه دسته قابل شناسایی و تفکیک اند: مراکز فساد و فحشا مثل کاباره ها و مشروب فروشی ها، سینماها، به علت سابقۀ نمایش فیلم های مستهجن و بالاخره بانک ها به عنوان شعبات تجهیز کنندۀ اقتصاد سرمایه داری که انقلابیون با طرح شعارهایی مبنی بر اینکه با روی کار آمدن جمهوری اسلامی این مراکز که عامل درماندگی ونماد هجوم فرهنگ غرب و یادآور خاطرات استعمار بودند از میان خواهند رفت و راه برای آزادی و پیشرفت جامعه باز خواهد شد اندیشه ایجاد این حکومت در میان مردم تقویت شد (سیاووشی، 1380: 134؛ کدی، 1377 : 359 و فوران، 1377 : 574- 575).
تاریخ وقایع نگاری شدۀ انقلاب ایران حمله به مراکزی به جز این را از سوی انقلابیون گزارش نکرده است لااقل فراوانی قابل اعتنایی نداشته است. زیرا تظاهر کنندگان شورشی، نگران از بدنام شدن در این تهاجم و تخریب ها، کم تر گزارشی از چپاول و غارت اموال و یا آسیب رسانی به اشخاص دیده شده است (شجاعی زند،1382: 48).
همچنین باید به این بحث پرداخت که جمهوری اسلامی مدلی از حکومت است که پس از انقلاب اسلامی در ایران حاکمیت یافت. «اصطلاح جمهوری اسلامی» ترکیبی از دو واژه «جمهوریت» و «اسلام» است. جمهوریت نشانگر مدل حکومت و اسلامیّت قیدی است که بیانگر محتوای آن است. امام خود در این باره معتقد است: «اما رژیم اسلامی و جمهوری اسلامی یک رژیمی است متکی بر آرای عمومی و رفراندوم عمومی، و قانون اساسی‏اش قانون اسلام، و باید منطبق بر قانون اسلام باشد» (امام خمینی، 1369: 514).
در ادامه باید به این نکته اشاره کرد که امام خمینی بر این عقیده بود که اسلام دربردارنده بسیاری از شاخصه‌های دمکراتیک نظیر آزادی، برابری، استقلال و غیر آن است. از این‌رو، پیشنهاد برخی گروه‌های سیاسی مبنی بر جمهوری دمکراتیک اسلامی را نپذیرفته و بر جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، تأکید کردند. امام در مصاحبه با «حامد الگار» در توضیح چرایی عدم استفاده از واژه «دموکراتیک» در عنوان جمهوری اسلامی ایران می‌گویند: «برای اینکه این اهانت به اسلام است؛ مثل این که بگویید جمهوری اسلامی عدالتی، این توهین به اسلام است برای اینکه عدالت متن اسلام است» (امام خمینی، 1369: 130).

مطلب مرتبط :   مقاله دربارهسبک های رهبری

دسته بندی : علمی