امام علی (ع)

– ابن اثیر، احنف بن قیس را یکى از سرداران این سپاه مى‏داند که به همراه عاصم بن عمرو، عرفجه بن هرثمه رهسپار ایران شد. فرماندهى لشکر ایران را در این نبرد شهرک بر عهده داشت. (فارسنامه ناصری، ج1، ص173)
– حاج میرزا حسن، حسینی فسائی: فارسنامه ناصری، انتشارات امیر کبیر، تهران، چاپ سوم، 1382، ج1، ص 173-176.
– محمد حسن خان، اعتماد السلطنه‏: تاریخ منتظم ناصرى،‏ محقق / مصحح: محمد اسماعیل رضوانى، انتشارات دنیای کتاب، تهران، چاپ اول، 1367، ج1، ص52.
– برتولد، اشپولر: تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامى، ‏ترجمه: جواد فلاطورى و مریم میر احمدى، ‏انتشارات علمى و فرهنگى، تهران، چاپ چهارم، 1373، ج1، ص22-23.
– مصدر، م. ح: تاریخ ارجان، چاپ اول، انتشارات احرار، 1387، ص149-150.
– بلاذری: پیشین، ص539.
– تقریباً مسلم است که در اینجا منظور شهر ریو اردشیر یا همان ریشهر است، چرا که اردشیر خره کوره ای از فارس بوده است نه شهری از آن، و مرکز آن کوره نیز شهر گور(جور) بود، که در موقعیتی قرار داشت که بر سر راه چین لشکری نمی توانست واقع بشود. نیز باید در نظر داشت که این روایت ها همگی شفاهی بودند که سالها بعد مکتوب شده اند، از این رو سهو و خطا در ضبط اسامی شهرها امری طبیعی است. (مصدر: پیشین، ص157)
– رضی، ابوالحسن محمد بن ابی احمد موسوی معروف به سید رضی (گرداورنده): نهج البلاغه امام علی (ع): ترجمه، دکتر علی شیروانی، ناشر مؤسسه انتشارات دارالعلم، چاپ ششم ، 1386، خطبه 44، ص93.
– محمد بن جریر، طبری: تاریخ الامم و الملوک، ترجمه: ابو القاسم پاینده‏، انتشارات اساطیر، تهران، چاپ پنجم، 1375، ج6، ص2668.   
– ابن اثیر: پیشین، ج10، ص176-186؛ طبری، همان، ج6، ص 2645-2668؛ مصدر: پیشین، ص149-158؛ ابو اسحاق ابراهیم بن محمد، ثقفى کوفى (م 283): الغارات و شرح حال اعلام آن، ترجمه: عزیز الله عطاردى، انتشارات عطارد، 1373، ص173-201.
– زیاد بن ابیه معروف به زیاد بن عبید بود، عبید برده مردى از قبیله ثقیف بود و با سمیه که کنیز حارث بن کلده بود ازدواج کرد، حارث بن کلده سمیه را آزاد کرد و او براى عبید زیاد را زایید، و زیاد از بندگى آزاد شد و جوانى زبان‏آور و تیزهوش و خردمند و ادیب بار آمد. مغیره بن شعبه هنگامى که از سوى عمر بن خطاب فرماندار بصره شد او را با خود برد و دبیر خویش کرد. (اخبار الطول : پیشین، ص266)
– احمد بن محمد، بن عبدربه الاندلسی(متوفی 328ه.): العقد الفرید، بتحقیق: دکتر عبد المجید ترحینی، دار الکتاب العلمیه، لبنان، بیروت، طبع ثالثه، 1407ه/ 1987م، ج5، ص266-268؛ محمد بن على بن طباطبا المعروف بابن الطقطقى(م 709): الفخرى فى الآداب السلطانیه و الدول الاسلامیه، تحقیق: عبد القادر محمد مایو، دار القلم العربى، بیروت، ط الأولى، 1418/1997، متن، ص 150-151.
– ابن طقطقی: همان، متن، ص 151.
– ابن خلدون: پیشین، ج2، ص5؛ فسائی: پیشین، ج1، ص183.
– ابن اثیر: پیشین، ج10، ص 277-278؛ ابن خلدون: همان، متن، ج2، ص5-6.
– فسایی: پیشین، ج1، ص183.
– مصدر: پیشین، ص161.
– هانیس، گاوبه: ارجان و کهگیلویه از فتح عرب تا پایان دوره صفوی، ترجمه: سعید فرهودی، تحشیه و تصحیح و تنظیم فهارس: احمد اقتداری، انتشارات اننجمن آثار ملّی، تهران، 1359، ص22.
– در سال 67 ه. ق در سرزمین عراق و خوزستان توده‏هاى بدویان و روستاییان عرب و ایرانى که در زیر لواى سلک خوارج‏ به نام ازرقى متحد شده بودند، دست به شورش زدند. ازرقیان مى‏گفتند هر حاکمى از احکام صدر اسلام (چنانکه خوارج‏ آن را درک مى‏کردند، یعنى مساوات اجتماعى تمام مسلمانان) عدول کند، کافر است و جهاد با وى واجب. حجاج حاکم خلیفه فقط در سال78ه/ 697 م توانست قیام خوارج ازرقى را با بیرحمى وحشت‏انگیزى فرونشاند.) تاریخ اجتماعى ایران، ج2، ص117)  
– یکی از شهرهای ارجان در جنوب شرقی امیدیه حالیه. (رضا، جوکار قنواتی: شناسنامه بهبهان، انتشارات توفیق، بهبهان، چاپ دوم، 1383، ص18)
– دینوری: پیشین، ص314-315؛ احمد بن یحیى بن جابر البلاذرى (م 279): انساب الأشراف، تحقیق: احسان عباس، بیروت، جمعیه المستشرقین الألمانیه، 1979/1400، ج‏5، ص 180-187؛ شهاب الدین ابو عبد الله یاقوت بن عبد الله، الحموى (م 626): معجم البلدان، دار صادر، بیروت، ط الثانیه، 1995،ج‏1،ص 53-54؛ مصدر: پیشین، ص164-167. 
– اصطخری، ابواسحق ابراهیم: مسالک و ممالک، ترجمه: محمدبن اسعدبن عبدالله تستری، به کوشش ایرج افشار، مجموعه انتشارات ادبی و تاریخی موقوفات دکتر محمود افشار یزدی، شماره 52، 1373، ص83.
– مصدر: پیشین، ص167-168.
– طبری: پیشین، ج8، ص3425-3427؛ فسایی: پیشین، ج1، ص185-186؛ ابن خلدون: پیشین، متن، ج2، ص235؛ ابن اثیر: پیشین، ج12، ص160-161؛ ابو الفرج عبد الرحمن بن على بن محمد، ابن الجوزى (م 597): المنتظم فى تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمد عبد القادر عطا و مصطفى عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ط الأولى، 1412/1992، ج‏6، ص 69-70. 

                                                    .