دانلود پایان نامه

مسجد بکان:
بلاذری می گویند حجاج، حکم بن نهیک هجیمی را پس از آنکه والی فارس کرد، به ولایت کرمان گمارد و او مسجد ارّجان و دارالاماره آن بلد را بنا نمود. این مسجد دارای مناره ای بلند و شکیل بوده، و درکنار بازار قرار داشته است. طاق های این مسجد از سنگ تراش و گچ ساخته شده بود؛ و دور محراب ان با خط کوفی با آیات قرآنی مزین بود؛ و تاریخ بنای مسجد را نیز به خط کوفی نوشته بود. اعتماد السلطنه که کوشش هایش برای دستیابی به متن کوفی این بنا بی ثمر مانده بود، احتمال داده است که این مسجد از بنا های دورۀ آل بویه بوده باشد. این مسجد را همان مسجد جامع بکان می دانند. همچنین مورخان آورده اند در خرابه های ارّجان مسجدی است، که گویند حضرت ثامن (ع) در آن نماز گذارده است.
اصحاب ائمه در ارّجان:
در دوره بنی عباس که یکی از مخوفترین دوره ها در طول تاریخ اسلام است، امامان شیعه نقش بسزائی در مبارزه علیه ظلم و بی عدالتی خلفای غاصب بنی عباس داشته اند. در این بین امام صادق (ع) شاگردان بسیاری تربیت کرد و از این راه به ارشاد و هدایت مردم پرداخت، که از میان این شاگردان عده ای نیز به ارّجان و نواحی و رساتیق آن منسوبند. در ذیر به برخی از این بزرگان به صورت مختصر اشاره می نمائیم.
حسین بن عبدالله ارّجانی:
شیخ طوسی درکتاب رجال خود او را از اصحاب امام صادق(ع) می داند. از او نقل شده است که: « و عنه عن فضاله عن الحسین بن عبدالله ارّجانی عن محمد ابن مروان قال: سألت ابا عبدالله (ع) عن الصلوه الظهر یوم الجمعه کیف نصلیها فی السفر؟ فقال: تصلیها فی السفر رکعتین و القراءه فیها جهراً».
« یعنی که راوی از فضاله و او از حسین بن عبد الله ارّجانی و او نیز از محمد بن مروان نقل می کند که گفت: از امام صادق(ع) از نماز ظهر روز جمعه پرسیدم که در سفرچگونه آن را برپای داریم. فرمود: در سفر آن را دو رکعت بخوانید، و قرائت آن نیز می بایستی با صدای بلند باشد».
در روایتی دیگر در همین کتاب آمده است: «عنه عن الهیثم بن واقد عن الحسین بن عبدالله الارّجانی عن ابی عبدالله قال: من صلّی فی منزله ثم اتی مسجداً من مساجدهم فصلّی معهم خرج بحسناتهم».
« یعنی که راوی از هیثم بن واقد و او از حسین بن عبدالله ارّجانی نقل کرده است که فرمود: هر کس در منزل خود نماز بگذارد آنگاه به مسجدی از مساجدشان وارد شود و با آنان نماز گذارد، حسنات آنها برای او نوشته می شود».
عبدالله بن بکیر ارّجانی:
شیخ طوسی معروف به الطائفه در کتاب رجال خود از عبدالله بن بکیر ارّجانی به عنوان یکی از شاگردان امام جعفر صادق (ع) یاد می کند. ابن قولیه نیز در کتاب کامل الزیارات خود از او روایت می کند که: «باسناده عن الامّم، عن ابن بکیر، عن ابی عبدالله قال قلت له: انی انزل الارّجان و قلبی ینازعنی الی قبر أبیک فاذا خرجت فقلبی و جلٌ مشفقٌ حتی ارجع خوفاً من السلطان و السعاه و اصحاب المصالح. فقال: یا بن بکیر أما تحب ان یراک الله فینا خائفاً؟ أما تعلم أنّه من خاف لخوفنا أظله الله فی ظل عرشه، و کان محدثه الحسین (ع) تحت العرش و آمنه الله من أفزاع یوم القیمه یفزع الناس و لا یفزع، فان فزع و قرته الملائکه و سمنت قلبه بالبشاره.»
« یعنی ابن بکیر گفت: من به ابی عبدالله (ع) عرض کردم که من در ارّجان زندگی می کنم و قلبم مرا به سوی قبر جدت حسین(ع) می کشاند. پس هنگامی که عازم زیارت آنجا می شوم با آنکه قلبم در سوز و گداز است. اما از ترس سلطان و بدگویان و گروه های مسلح بر می گردم. پس امام صادق (ع) به او فرمود: ای بکیر آیا دوست داری که خداوند تو را در میان ما خائف ببیند؟ بدان که آن کس که از برای خوف ما ترسید و خوفناک شد خداوند او را در ظل عرش خود قرار خواهد داد. اما آنکه امام حسین (ع) را زیارت کند تحت عرش است و خداوند او را از افزاع روز جزا ایمن خواهد ساخت. در آن روز مردمان به سختی می افتند اما او نه. پس اگر او به سختی و مشقت افتد ملائک او را موقر می سازند و قلب او را با بشارت آرام می سازند.
در رجال الکشی در روایتی دیگر آمده « ممدویه و محمد، قالا حدثنا الحمیدی و هو محمد بن عبد الحمید العطار الکوفی، عن یونس بن یعقوب، عن عبدالله بن بکیر الارّجانی، قال ذکرت ابا الخطاب و مقتله عند ابی عبد الله (ع) قال، فرققت عند ذلک فبکیت، فقال اتأسی علیهم؟ فقلت لا و قد سمعتک تذکران علیاً (ع) قتل اصحاب النهر فاصبح اصحاب علی (ع) یبکون علیهم، فقال علی (ع) لهم اتأسون علیهم؟ قالوا لا الا انّا ذکرنا الالفه التی کنّا علیها و البلیّه التی اوقعتهم، فلذلک رققنا علیهم، قال لا بأس».
« عبد الله بن بکیر ارّجانی می گوید که در مجلسی در نزد ابی عبدالله امام صادق(ع) ذکر اباالخطاب و قتل او شد. پس من در آن میان قلبم گرفت و گریستم. امام (ع) فرمود: آیا تأسی بر ایشان می کنی؟ گفتم خیر، و لکن از شما شنیده ام که چون علی (ع) اصحاب نهر یا همان خوارج را کشت اصحاب امام بر آنها گریستند. پس علی (ع) به آنها گفت آیا تأسی از ایشان می کنید؟ گفتند خیر، و لکن به یاد دوستی هایی افتادیم که با ایشان داشتیم و مصائبی که بر آنها رفته است. پس بر ایشان گریستیم. فرمود اشکالی ندارد».
در روایتی دیگر در کتاب المحاسن آمده است که: « عنه عن ابی فضال عن عبد الله ارّجانی عن ابی عبدالله(ع) عن آبائه (ع) قال: قال امیر المؤمنین ما اتّخمت قطّ فقیل له و لم؟ قال: ما رفعت لقمه الی فمی الّا ذکرت اسم الله علیها».
« یعنی عبدالله ارّجانی از ابی عبدالله امام صادق (ع) و او از آباء خود نقل کرده است که امیرمؤمنان فرمود: هرگز طعامی بر من ناگواری نیاورد. گفته شد چگونه؟ فرمود: من لقمه ای را هرگز به دهان نبردم مگر آنکه نام خداوند تعالی را بر آن برده ام».
عبد الله بن محمد ارّجانی:
شیخ الطوسی معروف به شیخ الطائفه در کتاب رجال خود او را از جمله اصحاب امام صادق (ع) ذکر می نماید.
رجال حدیث در ارّجان:
ابی اسحاق ارّجانی:
در کتاب علل الشرایع آمده است که: « أبی رحمه الله قال: حدثنا سعید بن عبدالله عن احمد بن محمد بن عیسی عن عثمان بن عیسی عن ابی اسحاق الارّجانی عن ابی عبد الله (ع) قال: قاک: ان الله تعالی جعل لمن جعل له سلطاناً مده من لیالی و أیام و سنین و شهور فان عدلوا فی الناس امرالله تعالی صاحب الفلک ان یبطیء بادارته فطالت ایامهم و لیالیهم و سنونهم و شهورهم و ان هم جاروا فی الناس و لم یعدلوا أمرالله تعالی صاحب الفلک فاسرع إدارته و اسرح فناء لیالیهم و أیامهم و سنیهم و شهورهم، و قد و فی تبارک و تعالی لهم بعد اللیالی و الشهور».
« یعنی که پدرم رحمت الله علیه از سعد بن عبدالله، از احمد بن محمد بن عیسی، از عثمان بن عیسی، از ابی اسحاق ارّجانی از حضرت ابی عبدالله (امام صادق (ع)) نقل کرده که آن حضرت فرمود: خداوند تبارک و تعالی برای کسی که به او فرمانروایی داده مدتی از شب ها و ایام و سالها و ماه ها را منظور و مقدّر فرموده، حال اگر در بین مردم به عدالت رفتار کند حق عزوّجل به صاحب فلک امر می فرماید که در حرکتش کُند سیر کند. در نتیجه ایام و شب ها و سنوات و ماه ها طولانی گشته و بدین ترتیب فرمانروایی وی طولانی می شود. اگر در بین مردم ستم و ظلم کند باری تعالی به صاحب فلک امر می فرماید که در حرکتش تسریع نموده و شب ها و روزها و سنوات و ماه ها را زود و به سرعت طی کند، و بدین ترتیب فرمانروایی وی کوتاه گردد».
در روایتی دیگر شیخ صدوق می آورد که: « حدثنا ابی الرحمه الله قال: حدثنا احمد بن ادریس عن ابی اسحاق الارّجانی رفعه قال: قال ابو عبدالله (ع) أتدری لم امرتم بالاخذ بخلاف ما تقول العامه؟ فقلت: لا ندری، فقال: ان علیاً (ع) لم یکن یدین الله بدین الا خالف علیه الامه إلی غیره أراده لا بطال امره و کانوا یسألون امیر المؤمنین (ع) علی الشیء الذی لا یعلمونه فاذا أفتاهم جعلوا له ضداً من عندهم لیلبسوا علی الناس».
« یعنی که پدرم رحمت الله علیه از احمد بن ادریس، از ابو اسحاق ارّجانی حدیث را به طور مرفوعه نقل کرده، وی می گوید: حضرت ابو عبدالله (امام صادق(ع )) فرمودند: آیا می دانی چرا به شما فرمان دادیم تا به خلاف آنچه عامه می گویند اخذ کنید؟ عرضه داشتم نمی دانیم. فرمودند: حضرت امیر المؤمنین (ع) به آنچه معتقد و متدین بود امت (عامه) خلافش را گفته و غیر آن را دین خود قرار داده اند، و غرضشان از آن این است که امامت و ولایت حضرتش را باطل کنند. بسیار بود که چیزی را نمی دانستند از آن جناب می پرسیدند؛ و وقتی حضرت جوابشان را می دادند؛ از پیش خود ضد آن را جعل می کردند؛ تا بدین ترتیب امر را بر مردم مشتبه نمایند».
عبد الاعلی ارّجانی:

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع شرکت های پذیرفته شده

دسته بندی : علمی