دانلود پایان نامه

در واقع، انگار نظریه جنبش‌های اجتماعی جدید به دلیل تاکید بر سیالیت این قبیل جنبش‌ها یا اهمیت یافتن هویت‌های فردی، چنان فراخی یا گستردگی در مفهوم جنبش اجتماعی پدید آورده است که می‌توان هر پدیده نامتعارف اجتماعی را در آن جای داد. به بیان دیگر، محققان ایرانی به جای آنکه در پی توضیح و تحلیل محتوای پدیده‌های اجتماعی باشند، به دنبال آن هستند تا با استفاده از اسامی نظریه‌های «جدید»، قالبی حاضر و آماده برای نام‌گذاری، طبقه‌بندی و در نهایت ارزش‌گذاری این پدیده‌ها جفت و جور کنند. تا آنجاییکه به نظریه‌های جنبش‌های اجتماعی جدید مربوط است، این نظریه‌ها علاوه بر تاکید بر «جدید بودن» شیوه سازماندهی و کنش اعتراضی درون این جنبش‌ها؛ به فضای عمل آنها با تمرکز بر جامعه مدنی، و تحقق تغییرات پیچیده در مناسبات اجتماعی بیرون از آنها نیز توجه دارند. از این جهت، نمی‌توان به سادگی و بدون توجه به بافتار اجتماعی که این نظریه‌ها در آنجا شکل گرفته اند، از آنها استفاده کرد.
از این جهت، فارغ از اینکه همچنان مجادلات بسیاری بر سر اعتبار ادعای این نظریه‌ها مبنی بر «جدید بودن» این جنبش‌ها و شرایط اجتماعی محل وقوع‌شان، وجود دارد (Calhoun, 1993)؛ باید دید که آیا شرایط مورد بحث در این نظریه‌ها منطبق با شرایط اجتماعی-سیاسی جامعه ایران هم هست. به عبارت دیگر، برخی از پیش‌فرض‌های موجود در نظریه‌های جنبش‌های اجتماعی جدید در مورد جوامع امروزی – مانند مفهوم جامعه برنامه ریزی شده در کارهای تورن که متضمن نوعی پلورالیسم و نهادینه شدن «قواعد بازی سیاسی» است – در مورد جامعه ایران با تردید‌هایی همراه است. اما از دیگر سو، می توان به برخی از مفاهیم مندرج در این نظریه‌ها اشاره کرد که مشابهت‌هایی با شرایط جامعه و خصوصیات جنبش‌های اجتماعی در ایران دارد. به عنوان مثال، پرویز پیران درباره جنبش دانشجویی در ایران می‌گوید: «در جهان سوم و از جمله ایران، هنوز بحث‌ها و تقاضاهای مطروحه همان تقاضاهای چندین دهه گذشته است؛ آزادی، عدالت، پاسخگویی، رفع تبعیض و نظایر آن. پس گرچه در ایران نیز جنبش دانشجویی بی تاثیر از جنبش‌های اجتماعی جدید نبوده است، به نظر من از جمله آنها تلقی نمی‌شود» (پیران، 1381: 33).
با این وجود، مفاهیم متنوعی در نظریه‌های مختلف جنبش‌های اجتماعی هستند که می‌توانند در فهم مبارزات زنان در ایران مورد کاربرد قرار گیرند. در واقع، لزومی ندارد که برای شناخت جنبش زنان در ایران، چارچوب‌های یک نظریه ثابت بطور دقیق و کامل، استفاده شود؛ بلکه می‌توان از مفاهیمی که در سطوح میانی و خُرد انتزاع برای ردیابی و مقوله‌بندی تدوین شده‌اند، بهره جست. به عبارت دیگر، از آنجایی که مفاهیم مندرج در نظریه‌های مختلف، عموماً برآیندی از خصوصیات مشترک موارد تجربی جنبش‌های اجتماعی هستند، بنابراین این امکان وجود دارد که در بررسی دیگر جنبش‌های اجتماعی نیز، در جهت شناسایی شبکه روابط، بسیج نیروها، کنش‌های اعتراضی، هویت‌ها و غیره، برای طرح سوال‌های اولیه تحقیق راهگشا باشند. به عنوان مثال، توجه به فرایند کنش جمعی و سازمان‌های جنبش در نظریه‌های بسیج منابع از یک سو؛ و مسئله هویت کنشگران و اهمیت جامعه مدنی در نظریه‌های جنبش‌های اجتماعی جدید از سوی دیگر؛ می‌تواند در شناخت جنبش‌های اجتماعی در ایران، کارآمد باشند.
در مورد جنبش زنان در ایران، به عنوان موضوع اصلی این تحقیق نیز تلاش شد تا چنین رویکردی اتخاذ شود. بطوریکه ابعاد مختلف این جنبش با تمرکز بر معانی ذهنی کنشگران آن مورد بررسی قرار گرفت. حال، بر اساس یافته‌های این تحقیق، می توان گفت که جنبش زنان در ایران، شبکه‌ای از سازمان‌ها و کنشگران در زمینه مسائل و مشکلات زنان است که با طرح مطالبات و خواسته‌های مشخصی، با ابزاری مدنی و مسالمت‌آمیز در فضای جامعه‌مدنی دست به کنش اعتراضی جمعی می‌زنند. آنها همچنین ادبیات و گفتمانی را ترویج می‌کنند که از یک سو توضیح دهنده و مشروعیت‌بخش مطالبات و اعتراضات‌شان است، و از سوی دیگر هویت مدافعان حقوق برابر زن و مرد را تعریف می‌کند. در واقع، در این تعریف به سه خصیصه جنبش زنان اشاره شده است:
الف) سازمان‌ها و شبکه روابط: جنبش زنان ایران مانند بسیاری از جنبش‌های اجتماعی دیگر مبتنی بر نهادهایی است که در فضای جامعه مدنی مستقر شده‌اند و تامین کننده امکانات و منابع لازم برای کنش جمعی هستند. البته، کنشگران فردی نیز در جنبش زنان ایران نقش‌هایی ایفا می‌کنند، اما اساس این جنبش بر روابط گروهی متکی است. روابطی که لزوماً از ساختاری بوروکراتیک و سلسله مراتبی پیروی نمی‌کند؛ چراکه برآیند رقابت و همکاری میان گروه‌های مختلف، الگوی این روابط را به سمت ساختاری شبکه‌ای و افقی سوق می‌دهد. با این وجود، در سطح این شبکه گسترده می توان به برجستگی‌هایی اشاره کرد که در واقع همان جریان‌های فعال جنبش زنان هستند (سازمان‌ها و شبکه روابط جنبش زنان در ایران در بخش سوم فصل چهار، تحت عنوان جریان‌شناسی جنبش زنان به تفصیل مورد بحث قرار گرفتند).
ب) اعتراضات و کنش‌های جمعی: شبکه روابط درونی جنبش زنان عموماً به سادگی توسط ناظران و مخاطبان بیرونی رویت نمی‌شود؛ در واقع، جنبش زنان وقتی دیده می‌شود که دست به کنش‌جمعی و اعتراضی بزند. این کنش‌های اعتراضی معمولاً بر اساس ائتلاف-برنامه‌هایی که در قالب جریان‌های مختلف جنبش زنان تدوین شده اند، شکل می‌گیرند. اشکال گوناگونی از سیاست‌های خیابانی و اقدامات رسانه‌ای، مجموعه کنش‌های جمعی جنبش زنان در ایران به شمار می‌آید. این کنش‌های جمعی، عموماً برای طرح اهداف و مطالبات جنبش در فضای جامعه مدنی به کار می‌روند (کنش‌های جمعی برجسته جنبش زنان در ایران در بخش وقایع‌نگاری در فصل چهارم و همچنین به عنوان یکی از معانی ذهنی کنشگران جنبش زنان مورد بحث قرار گرفتند).
ج) ادبیات و گفتمان زنان: مجموعه چارچوب‌های تفسیری و هویت‌های موجود در جنبش زنان ایران نشانگر ادبیات و گفتمان ویژه‌ای است که این جنبش را در فضای نمادین متفاوت نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، جنبش زنان ایران با ارائه تفاسیری جدید و بدیل از وضعیت زنان، مشکلات و مطالبات آنها، چگونگی تغییر وضعیت و رسیدن به این مطالبات، و جایگاه این جنبش در تحقق این مطالبات، نوعی ادبیات را تولید و توزیع می‌کند که برای این جنبش مشروعیت‌بخش و برای مخالفانش ایجاد کننده بحران مشروعیت است. بعلاوه، چنین ادبیاتی تلاش دارد تا دامنه کنشگران و هواداران جنبش را از میان جمع کثیر مخاطبان بی‌طرف، افزایش دهد. عموماً این ادبیات و گفتمان بدیل بواسطه کنش‌های اعتراضی جنبش در سطوح گسترده تبلیغ و ترویج می‌شود؛ اما به تعبیر ملوچی، کارخانه ساخت و تولید این ادبیات، همان شبکه روابط و گروه‌های ناپیدای درون جنبش زنان است (ادبیات و معانی ذهنی کنشگران جنبش زنان در بخش چهارم و پنجم از فصل چهار، توضیح داده شدند).
سه ویژگی فوق را می‌توان عناصر «عام» و کلی تشکیل دهنده جنبش زنان در ایران دانست که با بسیاری جنبش‌های اجتماعی دیگر در دیگر کشورها نیز مشابهت‌های بالایی دارد. اما، از آن جهت که جنبش‌های اجتماعی عموماً پدیده‌هایی بسیار متکثر هستند، در نتیجه، ویژگی‌های دیگری باقی می‌مانند که در این تعریف عام و کلی، اشاره‌ای به آنها نشده است. به عبارت دیگر، برای شناخت بهتر ماهیت جنبش‌های اجتماعی در ایران باید به بافت و ساخت جامعه ایران نیز توجه داشت. بر اساس چنین رویکردی، می‌توان استدلال کرد که عناصر خاص و متفاوت جنبش زنان در ایران – یعنی آن چیزهایی که در نظریه‌ها یا تعاریف نیامده است – در واقع همان عناصری هستند که می‌تواند ما را به فهم و شناخت آن چیزی نزدیک کند که در جامعه ایران اتفاق می‌افتد. از این نظر، در این تحقیق نیز مسائلی وجود داشت که می‌توان به عنوان ویژگی‌های «خاص» جنبش زنان در ایران، از آنها یاد کرد:
الف) مسئله مذهب: چگونگی موضع‌گیری و تنظیم رابطه با امور مذهبی همواره یکی از مسائل کنشگران جنبش زنان در ایران بوده است. در واقع، به دلایل متعددی از جمله اختلاط سنت‌ها و رسوم مردسالارانه با برخی برداشت‌ها از مذهب، کنشگران جنبش زنان در ایران همواره با سطوح و قرائت‌های مختلفی از مذهب سر و کار داشته و دارند. این مسئله، بویژه با روی کار آمدن حکومتی مذهبی بسیار تشدید شده است؛ بطوریکه کنشگران جنبش زنان حتی اگر خود نخواهند ناگزیر از مواجه با مذهب هستند. اگرچه دوگانه ای قدیمی به دلیل تقابل‌های عمدتاً سیاسی در میان کنشگران جنبش زنان، آنها را به دو گروه اسلام‌گرا یا لائیک تقسیم می‌نمود؛ اما باید اذعان داشت که این دوگانه با چالش‌های بسیاری مواجه شده است. در واقع، نوع دیگری از نگاه به مذهب در میان کنشگران جنبش زنان بوجود آمده که به جای سکوت و طفره رفتن یا پذیرش و تقید در برابر مسئله مذهب، سعی می‌کند به شیوه‌ای فعالانه بر حقوق زنان تاکید کند. و در این بین مخاطب و بویژه مراجع مذهبی را در موقعیتی قرار دهد که قرائت‌های مترقی از اسلام را ترویج دهند. نتیجه این نگاه جدید به تغییر دوگانه لائیک/مذهبی منجر می‌شود، چراکه دیگر مسئله کنشگران، عقاید مذهبی یا غیرمذهبی مخاطبان نیست، بلکه مسئله آنها همراهی یا ناهمراهی با حقوق زنان است. حال، این همراهی از موضع سکولار باشد یا از موضع اسلامی (این مسئله در بخش پنجم از فصل چهار تحت عنوان چالش‌های کنشگران جنبش زنان مورد بررسی قرار گرفت).
ب) قدرت دولتی و مسئله امنیت: اگرچه عموم کنشگران و جریان‌های جنبش زنان در ایران مخالفت اصلی خود را «نظام مردسالاری» در معنای عام (اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی) آن می‌دانند، اما به دلیل بزرگی ساخت حکومت در ایران، این ساخت سیاسی به نمادی از مردسالاری در جامعه تبدیل شده و عموماً در برابر جنبش زنان قرار می‌گیرد. البته، عموم کنشگران جنبش زنان به دلیل فشارهای این ساخت تلاش می‌کنند که از مواجه مستقیم با آن بپرهیزند و فضای عمل خود را در جامعه مدنی تعریف کنند، اما این ساخت قدرتمند است که جنبش زنان را در موقعیتی تقابلی قرار می‌دهد. در واقع، محدودیت‌ها و فشارهای سیاسی یکی از عوامل بسیار تاثیرگذار بر روند حرکت کنشگران جنبش زنان در ایران است. البته، در سایر کشورها نیز فعالان اجتماعی با برخوردهای سیاسی مواجه هستند. و نمی‌توان با قطعیت گفت که شرایط ایران استثناء است. اما تفاوت‌هایی در مورد ایران قابل توجه است. بطوریکه، باز یا بسته بودن شرایط سیاسی در شکل‌دادن به نحوه عملکرد جنبش زنان در ایران نقش مهمی دارد. از این نظر، مفهوم «ساخت فرصت‌های سیاسی» برای توضیح برخی پیشروی‌ها و عقب‌نشینی‌ها در جنبش زنان ایران راهگشا است. اما همین مفهوم نیز با همان نسبتی که برای دیگر جنبش‌ها در دیگر کشورها قابل استفاده است، در مورد جنبش زنان در ایران جنبه‌های دیگر پیدا می‌کند. اما در مورد فشارهای سیاسی باید به یک تفاوت دیگر نیز اشاره کرد. اگر در دیگر کشورها، جنبش‌های اجتماعی عموماً در زمان کنش بیرونی با نیروهای پلیس مواجه هستند، در ایران، علاوه بر چنین برخوردهایی، دستگاه‌های اطلاعاتی نیز به مقابله، کنترل و سرکوب جنبش زنان می‌پردازند. و این مسئله صرفاً محدود به زمان کنش‌های اعتراضی در عرصه عمومی نیست، حتی زمانی که کنشگران جنبش در حال بسیج منابع و شبکه‌سازی هستند، اصلی‌ترین نیرویی که سعی در کنترل و محدود کردن آنها دارد، همین دستگاه‌های اطلاعاتی هستند. شیوه‌های کنترل و سرکوب آنها، از تهدیدهای تلفنی تا بازداشت و محکومیت در دادگاه تنوع دارد، و عموماً تلاش می‌کنند جنبش را پیش از آنکه بخواهد وارد کنش اعتراضی شود، متوقف کند. در واقع، جنبش زنان ایران خواه ناخواه جنبه‌هایی سیاسی و امنیتی دارد که به دلیل حساسیت نظام حاکم بر نمادها و مناسبات جنسیتی این جنبه‌ها به سرعت می‌تواند فراگیر شود. این مسئله، به شدت امنیت فعالیت کنشگران جنبش زنان را به خطر می‌اندازد بطوریکه می‌تواند کاملاً به فلج شدن آن بیانجامد، از این رو جریان‌های مختلف این جنبش تلاش می‌کنند تا از تقابل با این ساخت سیاسی پرهیز کنند (در بخش‌های چهارم و پنجم فصل چهار به این موضوع پراخته شده است).
ج) اهمیت رسانه‌ها: همانند بسیاری از جنبش‌های اجتماعی جدید، ابزارهای رسانه‌ای نقشی جدی در بسیج، سازماندهی و کنش جمعی دارند. در این میان، نقش رسانه‌های اینترنتی و تعاملی روز به روز در حال افزایش است، بطوریکه به فضای اصلی گفتمان سازی و ترویج ادبیات و هویت جنبش تبدیل شده است. اما این ویژگی در مورد جنبش زنان در ایران از اهمیتی بیشتر برخوردار است. از یک سو به دلیل مردانه بودن فضاهای عمومی، و از سوی دیگر به دلیل محدودیت‌های رسانه‌های متعارف به علت بسته بودن ساخت سیاسی، استفاده از اینترنت در جنبش زنان ایران بسیار رواج دارد. گروه‌های مختلف جنبش زنان و حتی کنشگران فردی این جنبش در قالب سایت‌ها و وبلاگ‌های اینترنتی به طرح خواسته‌ها، مسائل، و معانی ذهنی خود می‌پردازند. بعلاوه، چنین موقعیتی زمینه را برای تقویت هویت‌های فردی در جنبش زنان ایران بسیار بالا برده است. اگر در گذشته برای اینکه کنشگران بصورت فردی شناخته شوند، لازم بود تا سال‌ها در عرصه‌های مختلف فعالیت کنند، و با هویت‌های گروهی و جمعی همنوا شوند، اما امروز امکانات اینترنتی این فرصت را ایجاد کرده است که در مدت زمانی کوتاه، افراد بتوانند خود را به عنوان کنشگرانی مشهور در جنبش زنان ایران مطرح سازند. تاجائیکه می‌توان این پدیده پیش رونده را چالش جدید برای کنشگران این جنبش برشمرد.
در مجموع، می توان این سه ویژگی را جزء عناصر خاص جنبش زنان در ایران دانست. اگرچه مسلماً وقتی به جزئیات نزدیک می‌شویم، موضوعات بسیاری هستند که می‌توانند دیده شوند، اما بر اساس یافته‌های این تحقیق، عناصر بر شمرده از اهمیتی بیشتر برخوردارند.
مشکلات و پیشنهادات تحقیق
شاید بتوان به سه دسته از مشکلاتی که در جریان تحقیق وجود داشت اشاره کرد. نخست، مشکلات مربوط به پیش فرض های اولیه محقق است که در طول انجام مصاحبه ها در برخی مواقع باعث ایجاد سوگیری هایی می شد، اما این مسئله به تدریج با باز تر کردن چارچوب سوالات تحقیق مرتفع شد. دسته دوم مشکلات، مربوط به نگرانی مصاحبه شوندگان بود که به دلیل فضای سیاسی موجود، برخی از آنها نسبت به ابراز راحت عقایدشان تردید داشتند. و سومین مورد از مشکلات، عدم دسترسی راحت به برخی منابع «غیررسمی» در مورد گروه های مختلف زنان بود. در مجموع، چنین مشکلاتی در جریان تحقیق تا جایی که امکان داشت بر طرف شدند، اگرچه هیچ زمان نمی توان ادعا کرد که این تحقیق بدون نقص و کامل است. در واقع، تحقیق انجام شده، تنها در حد مدخلی برای ورود به بحث ها و پژوهش های جدی تر در حوزه جنبش زنان در ایران می تواند باشد. از این رو، می توان پیشنهاداتی برای تحقیقات و پژوهش های آینده ارائه داد. با اینکه این تحقیق بیشتر بر معانی ذهنی کنشگران جنبش زنان متمرکز بود، اما ضرورت های عملی سبب شد که «مختصات عینی» جنبش زنان نیز در بخش جداگانه ای مورد بررسی قرار گیرد. به عبارت دیگر، در جریان تحقیق مشخص شد که خصوصیات عینی جنبش زنان یکی از موضوعاتی است که کمتر کاویده شده، و بررسی این خصوصیات برای آغاز تحقیق در مورد جنبش زنان، مرحله ای ضروری است. در واقع، بر مبنای این مختصات عینی است که می توان به معانی ذهنی پرداخت. با اینکه در این تحقیق، در حد نیاز مختصات عینی جنبش زنان مورد کاوش قرار گرفت، اما تحقیق در این خصوص همچنان مسئله ای ضروری به نظر می رسد. به عبارت بهتر، چشم انداز تحقیقات در آینده می تواند بیشتر بر مبنای شناسایی این مختصات عینی ترسیم گردد. از سوی دیگر، همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، ثبت اسناد «غیر رسمی» مربوط به جنبش زنان نیز یکی از مسائل مهمی است که برای هر تحقیقی در این خصوص، امری پایه ای محسوب می شود.
منابع
کتاب ها:
آبوت، پاملا و کلر والاس. (1380) «جامعه شناسی زنان»، ترجمه منیژه نجم عراقی، تهران: نشر نی.
آفاری، ژانت. (1377) «انجمن های نیمه سری زنان در نهضت مشروطه»، ترجمه جواد یوسفیان، تهران: نشر بانو.
آندرین، چارلز. (1380) «اعتراض سیاسی و تغییر اجتماعی»، ترجمه محمدرضا سعیدآبادی، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.
احمدی خراسانی، نوشین و پروین اردلان. (1382) «سناتور؛ فعالیت های مهرانگیز منوچهریان بر بستر مبارزات حقوقی زنان در ایران»، تهران: نشر توسعه.
احمدی خراسانی، نوشین. (1384) «زنان زیر سایه پدرخوانده ها»، چاپ ششم، تهران: نشر توسعه.
احمدی خراسانی، نوشین. (1386) «جنبش یک میلیون امضا: روایتی از درون»، تهران: نشر مؤلف.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ تحقیقاموال غیر منقول

دسته بندی : علمی