دانلود پایان نامه

اگر هدف توسعه پایدار را استفاده معقول و مناسب از منابع طبیعی بدانیم، بنابراین یک پدیده عمدتاً اقتصادی است(عسگر زاده، 1386: 5). زیرا توزیع مناسب و عادلانه، مصرف عقلایی و بهینه از منابع مادی و طبیعی و کالاهای مورد نیاز زندگی و صرفه جویی در استفاده از منابع کمیاب زندگی مرتبط با بعد اقتصادی توسعه پایدار می باشد و از آنجایی که هدف توسعه پایدار توزیع برابر فرصت ها و برقراری عدالت بین نسلی در بهره برداری از منابع می باشد، عمدتا‍ً با عوامل اقتصادی در ارتباط است. بر همین اساس پایداری در اقتصاد را می توان در ایجاد رشد عادلانه و متوازن جامعه انسانی و تضمین بهره مندی تک تک انسان ها در طول زمان بدون وارد آوردن خدشه به منابع زیستی، طبیعی و فرهنگی تعریف نمود(جعفریان و عبدالحسین پور، 1385: 5).
امروزه با روند نزولی وضعیت اقتصاد سکونتگاههای کوچک شهری، جابجایی و مهاجرت های گسترده جمعیت این سکونتگاهها به شهرهای بالادست، گسترش فقر و بیکاری، امنیت پایین غذایی، سطوح توزیعی نابرابر امکانات و مواردی از این دست(قدیری معصوم و همکاران، 1389:2) برنامه ریزی جهت تقویت نظام اقتصاد شهرهای کوچک جهت دستیابی به توسعه پایدار شهری لازم و ضروری می باشد. در این راستا ارزیابی پایداری اقتصادی زمانی به اهداف خود دست می یابد که این فرایند در قالب چارچوبی نظامند و جامع صورت گرفته و با ارائه و ابزار و شاخص های هدفمند همراه باشد. در واقع پرداختن به موضوع مهم ارزیابی توسعه پایداری در شهرهای کوچک ما را قادر خواهد ساخت تا با داشتن شناختی کافی از سرزمین مطالعه شده به برنامه ریزی و مدیریت آن بپردازیم. بدون چنین شناختی برنامه ریزی و مدیریت در جهت پارادایم فعلی توسعه، با دشواری روبه روست. در پژوهش حاضر پایداری اقتصادی شهرهای مورد مطالعه بر اساس عوامل رفاه اقتصادی(مانند بهره وری و کارایی)، عدالت اقتصادی(مانند رفع فقر و توزیع درآمد) و ثبات اقتصادی(مانند تنوع بخشی) بررسی خواهد شد.
ج- پایداری اجتماعی:
پایداری اجتماعی، مجموعه ای از اقدامات و خط مشی هاست که هدف آن بهبود کیفیت زندگی و دسترسی عادلانه به توزیع حقوق و استفاده و تخصیص مناسب محیط طبیعی و مصنوع است، این امر دلالت بر بهبود شرایط زندگی محلی به وسیله کاهش فقر و افزایش رضایت مندی از نیازهای پایه دارد(Pacrion,2009:607).
به طور کلی پایداری اجتماعی در دو بعد مفهومی مورد توجه قرار گرفته است: عدالت اجتماعی که اشاره به توزیع عادلانه منابع و اجتناب از تکنیک های انحصاری داشته و اجازه می دهد افراد یک جامعه به طور کامل در جامعه و مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی مشارکت دلشته باشند که این امر ارتباط نزدیکی با عدالت محیطی پیدا می کند. در ارتباط با محیط ساخته شده، عدالت اجتماعی به معنای توجه به ماهیت و وسعت دسترسی به خدمات و امکاناتی می باشد که در منطقه استقرار یافته است. بدین ترتیب، پایداری اجتماعی، شامل طیف وسیعی از رفتارهای اجتماعی، وجود تعامل میان ساکنان یک محله، وجود مشارکت میان نهادهای رسمی و غیر رسمی محلی، ثبات نسبی در جامعه که هر دو گروه ساکنان و غیر ساکنان را در بر می گیرد و وجود سطحی از اعتماد در جامعه که حس مثبتی از هویت و غرور را در جامعه ایجاد می کند را شامل می شود(Dempsey,2012, 94). پژوهش حاضر نیز پایداری اجتماعی شهرهای مورد مطالعه را بر اساس عواملی مانند سلامت و امنیت اجتماعی، کیفیت زندگی، مشارکت اجتماعی و دسترسی به زیرساخت های نهادی مورد بررسی قرار خواهد داد.
د- پایداری کالبدی:
تغییر و تحول در محیط های شهری امری اجتناب ناپذیر است و عوامل و نیروهای متعددی، شامل نیروهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، جمعیتی، فناوری و زیست محیطی در فرایند و شدت و ضعف این تحولات اثرگذار هستند. این عوامل(طبیعی یا مصنوعی، فردی یا اجتماعی، برنامه ریزی شده یا برنامه ریزی نشده)، شکل، اندازه و ساختار کالبدی شهرها را دگرگون می کنند. پایداری کالبدی به دنبال ارتقای کیفیت فیزیکی سکونتگاههای انسانی و محیط های زندگی و کار تمام مردم بویژه قشرهای ضعیف مردم، در مسیر رسیدن به پایداری است. این دیدگاه بر “حفاظت، نوسازی و نگهداری از ساختمانها و کالبد شهرها، بناهای تاریخی، فضاهای باز، مناظر، حمل و نقل پایدار، انرژی پایدار، الگوهای زیستی و فرم کالبدی شهر” تأکید می کند(عزیزی،1386:35). در ابعاد کالبدی و شاخصهای کیفیت زندگی می توان به شاخص های دسترسی به خدمات و تجهیزات، دسترسی به محل کار، کیفیت مسکن، تحول در سیستمهای حمل و نقل و اثر آن بر بافت شبکه های ارتباطی، شکل معابر، تحقق اندیشه های طراحی شهری، روشهای مختلف ساخت و ساز، اعمال مقرات شهرسازی اشاره کرد(نوریان و عبداالهی،1387: 57).
پایداری یا ناپایداری در شهرهای کوچک مورد مطالعه از منظر کالبدی-زیرساختی بر اساس عوامل یکپارچگی کارکردی(مانند تحرک مکانی)، کیفیت و امکانات مکان مانند قابلیت دسترسی و تجهیزات و زیرساختهای شهریمورد بررسی خواهد گرفت.
در این تحقیق جهت عملیاتی ساختن تعریف شهر پایدار به منظور سنجش آن، با توجه به نظریه ها و مولفه های هدایتگر تحقیق و بهره گیری از پیشینه ادبیاتی موجود در منابع خارجی و داخلی، اقدام به تدوین مجموعه ای از شاخص ها گردید.
3-10- ارزیابی پایداری
ارزیابی و توسعه پایدار عمدتاً دو رکن جدایی ناپذیر قلمداد می شوند که با همکاری هم در حل مشکلات اجتماعی، اقتصادی و منابع مهم که بخش زیادی از سکونتگاههای شهری و روستایی جهان را درگیر کرده اند، از اثربخشی بسیار زیادی برخوردار هستند (Department of Geography,1999,p.18). پیوند بین ارزیابی و پایداری بدین معنی است که پایداری به صورت یک هدف قابل اندازه‌گیری تبدیل گردد. در همین راستا، پایداری گاهی به عنوان یک هدف و گاهی نیز به عنوان یک نتیجه در نظر گرفته شده است. در این برداشت، ارزیابی پایداری به عنوان یک معیار برای اندازه‌گیری میزان موفقیت مطرح شده است (CIDA,2002). ارزیابی به طور عام، فرایندی است که اثرات یک فعالیت، پروژه و یا برنامه را بر روی عناصر موجود در محیط اجتماعی، اقتصادی و بیوفیزیکال ثبت و تشخیص می دهد (Waltern, 1998; Wood, 1995; Sadler, 1996). پژوهشگرانی چون رادکلیفت و گودمن در سال 1991، سینگ و استریلگلند در سال 1993 و دزایی در سال 1998 بر این باورند که فعالیت های ارزیابی در توسعه پایدار می تواند بسیاری از موضوعات و مشکلات اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی همچون فقر، تهیه غذا و آب آشامیدنی قابل شرب و غیره را حل نمایند (Redclift and Goodman,1991; Singh and Strickland, 1993; Desaei, 1998). در مجموع ارزیابی پایداری به عنوان فرایندی تعریف می شود که از طریق آن مفهوم ضمنی یک عمل ابتکاری بر روی پایداری ارزیابی می شود، جایی که ابتکار می تواند یک پیشنهاد یا سیاست، طرح، برنامه، پروژه، بخشی از قانونگذاری یا کارها و فعالیت ها جاری باشد (Pop et al,2004). اهمیت فعالیت های ارزیابی به اندازه ای است که در بسیاری از کنفرانس های بین المللی در ارتباط با توسعه به طور مستقیم و غیرمستقیم مورد اشاره قرار گرفته و مواردی مرتبط با آن تصویب می شوند. از آن جمله می‌توان به یکی از موارد تصویب شده در کنفرانس ریو در سال 1992 اشاره کرد که آمده است:
«به منظور توسعه و ارتقاء در استفاده هر چه بیشتر از ارزیابی‌های زیست محیطی، دولت ها و سازمانهای بین‌المللی مکلف هستند تا آن را (ارزیابی های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی) بسان یک عنصر ضروری و جدایی ناپذیر از برنامه ریزی های توسعه ای قلمداد کرده و اثرات هر فعالیت و برنامه ریزی را ارزیابی نمایند(Bisset, 1995,5)». همچنین در پنجمین کنفرانس جهانی زمین (Agenda21) ارزیابی به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای توسعه پایدار قلمداد شده است (UN, 1997). هدف از ارزیابی به بیانی ساده، عقلانی کردن نظام تصمیم‌گیری و برنامه ریزی است (فراهانی، 1385، 114). بِلاگیو اصول مرتبط با فرایند ارزیابی و توسعه پایدار را در چهار حوزه پیوند داده است:
1. نقطه آغاز هر ارزیابی تدوین یک سری از اهداف روشن از توسعه پایدار است که یک تعریف عملیاتی را به گونه‌ای که برای واحد تصمیم گیری معنی دار باشد، ارائه دهد.
2. محتوی ارزیابی نیازمند ایجاد پیوند بین چارچوب‌ها و ابعاد یک سیستم جامع است. به گونه ای که تأکید عملاً بر روی موضوعات اولویتی وضعیت موجود باشد.
3. ارزیابی به عنوان یک فرایند باید شفاف بوده، امکان مشارکت عمومی در آن فراهم باشد و قادر باشد تا نتایج را با مجموعه گسترده ای از افراد در میان بگذارد.
4. ارزیابی باید یک فرایند پیوسته و دائمی باشد که یک ظرفیت مداوم را برای ارزیابی و مقدمات نهادی مرتبط فراهم نماید (Peter and Andre, 2007,24).
3-11- ارزیابی و کاربرد آن در تدوین استراتژیهای توسعه پایدار
هدف از انجام هرگونه فعالیت تحقیقی و پژوهشی و نیز هر گونه برنامه ریزی در عرصه سرزمینی در نهایت کمک به ایجاد شرایط رفاه و سعادت برای ساکنان و جامعه می باشد. به دیگر سخن، پایدارسازی فضا هدف نهایی فعالیت‌های پژوهشی و برنامه ای می باشد. مثلاً در کنفرانس 1992 سازمان ملل در مورد توسعه و محیط زیست (کنفرانس ریو) اصولی برای ادغام و یکپارچگی ملاحظات زیست محیطی در برنامه ریزی ها و سیاست گذاریهای راهبردی توسعه به عنوان یک مکانیزم کلیدی برای رسیدن به اهداف تعیین شده تعریف شد و توافق شد که هر دولت باید یک استراتژی توسعه پایدار ملی (NSDS) را در راستای تحقق اهداف نشست 21 تعریف نماید (Peter and Andre,2007,P4-5).
در واقع هدف یک ارزیابی یا سنجش پایداری، فراتر از میزان موفقیت یک راهبرد برای پایداریست، بلکه ترسیم خط مشی پایداری برای دستیابی به هدف یکی از اصول مهم تلقی می شود (بدری و دیگران، 1386، 9-34). این موضوع در ارتباط با تحقیقات ارزیابی نیز به طور کامل صادق است.
از منظر روش شناسی در بخشی از فضا موضوعات و یا چالش ها و مشکلاتی حاکم است که با استفاده از روش‌های ارزیابی روابط علی بین مجموعه ای از فاکتورها و عوامل اثرگذار و نیز سازوکارهای اثرپذیری شناسایی شده و با استفاده از نتایج آنها، برنامه های سیاستی و استراتژی های لازم جهت روبرو شدن و حل چالش های فراروی بکار گرفته می شود (Adelle,2006,p.57-72).

مطلب مرتبط :   شرایط اجتماعی و سیاسی

دسته بندی : علمی