دانلود پایان نامه

برخی از روش‌ها و ابزارهای رایج از سال 1378 تا 1386 عبارتند از: برگزاری همایش، برگزاری نمایشگاه، اقدام به تجمع خیابانی، توزیع دفترچه‌های آموزشی، لابی و مذاکره، استفاده از رسانه‌های مختلف، تاتر خیابانی، و در این اواخر نیز می‌توان به روش گفتگوی «چهره به چهره» برای جمع‌آوری امضاء اشاره کرد.
تجمع، یکی از تاثیرگذارترین و در عین حال پر هزینه‌ترین روش‌های مورد استفاده در جنبش زنان بوده است. جلوه جواهری در این باره می گوید: «تجمع، یک جنجال خبری است. یعنی تا مدت طولانی پس از برگزاری تجمع درباره آن در رسانه‌ها بحث می شود و خیلی چالش برانگیز است. تجمع، روش بسیار تاثیرگذاری است، چراکه با برهم زدن قاعده زندگی روزمره در خیابان، سعی می‌کند واقعیت نابرابری را مستقیماً نشان دهد. به نظر من، چنین کارهایی بیشتر در حافظه مردم می‌ماند». از نخستین تجمعات جنبش زنان در این دوره می‌توان به تجمع زنان در پارک لاله به مناسبت روز جهانی زن در سال‌های 81 و 82 اشاره کرد. پس از آن می توان به برگزاری دو تجمع بزرگ 22 خرداد در سال‌های 84 و 85 اشاره کرد و همچنین تجمع 8 مارس سال 1384. مجموعه این اقدامات، و برخی تجمع‌های کوچک دیگر، تاثیری انکار ناپذیر بر موقعیت فعلی جنبش زنان داشته است. در واقع، به واسطه برگزاری این تجمعات بوده است که واقعیت جنبش زنان از سوی بسیاری پذیرفته شده است.
نسرین افضلی، در مورد استفاده از ابزارهای مختلف در گروه‌های مستقل، می‌گوید: «گروه‌های مستقل چند ویژگی دارند: از پائین حرکت می کنند، بیشتر اطلاع‌رسانی می کنند و از ابزارهای جهانی استفاده می‌کنند». در واقع، استفاده از رسانه‌ها برای اطلاع رسانی، یکی از ویژگی‌های برجسته جنبش زنان در دوره مورد بررسی است. در این دوره نشریات فعالی در زمینه جنبش زنان منتشر می‌شد. البته، محدودیت‌های زیادی نیز از جانب دستگاه‌های قضایی برای آنها وجود داشت. فعالیت برای سایت‌های اینترنتی تاحدودی آسان تر بوده است. اما با این وجود، محدودیت‌هایی از جمله فیلترینگ گسترده، بر فعالیت آنها نیز تاثیراتی داشته است. جلوه جواهری، در این مورد می گوید: «گروه‌های مستقل از رسانه‌ها استفاده زیادی می کنند، یعنی بر کار ترویجی تمرکز دارند. البته، فعالیت‌های رسانه‌ای آنها بیشتر در فضای اینترنت جریان دارد، که این به دلیل فشارهای امنیتی و همچنین هزینه‌های مالی است».
همچنین، برخی گروه‌های جنبش زنان به ابزارهای بین‌المللی تمایل دارند و تلاش می‌کنند از فشارهای بین‌المللی برای ایجاد تغییر در داخل کشور استفاده کنند. سارا لقمانی در این زمینه معتقد است: «یکسری از گروه‌ها، فعالیت‌های‌شان را طوری پیش می برند که بتوانند از فشار بین‌المللی هم استفاده کنند. یعنی اگر فشار بین المللی نباشد، نیروی آنها هم کم می شود، در نتیجه موضوعاتی را برای فعالیت انتخاب می کنند که قابلیت بین المللی شدن داشته باشد».
برخی از گروه‌های جنبش زنان، عمدتاً زنان اصلاح‌طلب بر ایجاد تغییر در ساخت‌های سیاسی با هدف افزایش مشارکت سیاسی زنان تاکید دارند. در این خصوص، آنها از ابزار سیاسی همچون انتخابات استفاده می‌کنند. نسرین افضلی، در این مورد می‌گوید: «برخی هستند که معتقدند اگر زنان وارد حوزه های قدرت دولتی شوند، این به نفع زنان است. در واقع، آنها نگاه به بالا دارند».
لابی و مذاکره نیز یکی از روش‌های مورد استفاده و در عین حال بحث برانگیز در جنبش زنان است. مریم حسین‌خواه در این رابطه می‌گوید: «مثلاً یکی از روش‌های مورد بحث، روش لابی است. یکسری معتقدند که ما می توانیم لابی داشته باشیم و حتی درخواست کمک کنیم؛ در مقابل، یکسری هستند که می گویند نه ما هیچوقت لابی نمی کنیم، بلکه فقط حاضریم سر یک میز برابر بنشینیم و خیلی طلبکارانه از قدرت بخواهیم که آن چیزی که حق‌مان است را به ما بدهند». وی سپس می‌افزاید: «یک موقع لابی از جنس مادرانه است، یعنی طلب کمک برای یک مسئله کوتاه مدت است. اما برخی هستند که به لابی نگاه بلندمدت دارند، یعنی معتقدند که اگر بخواهیم فقط به نیروی مردمی تکیه کنیم، چیزی به دست نمی آوریم، بنابراین باید نگاه‌مان به قدرت باشد». لابی صرفاً روشی نیست که توسط گروه‌های داخل یا نزدیک حاکمیت انجام شود. بیتا طاهباز در این مورد می گوید: «گروهی هستند که داخل دولت نیستند، حتی وابسته هم نیستند، اما نگاه به دولت دارند. مثلاً اعتقاد به لابی دارند، یا فکر می کنند که دولتی‌ها را هم باید در این فعالیت‌ها دخیل کرد، تا شاید بشود در اعتقاداتشان تغییر ایجاد کرد، یا از امکانات‌شان استفاده کرد». با این حال، گروه‌های اسلام‌گرا و نزدیک به حاکمیت، بیشتر از این روش استفاده می‌کنند. بیتا طاهباز، در این باره می‌افزاید: «گروه‌های اسلامی، تاحدودی نگاه مثبت تری به حکومت دارند، و از روش‌هایی مثل لابی استفاده می کنند».
اما از روش‌های جدیدی که مورد اقبال گسترده در جنبش زنان قرار گرفت، روش چهره به چهره است. این روش توسط فعالان کمپین یک میلیون امضاء به عنوان روش اصلی جمع‌آوری امضاء معرفی شد و به سرعت توسط فعالان جوان این کمپین مورد استفاده قرار گرفت. جلوه جواهری در این زمینه اظهار می‌دارد: «روش “چهره به چهره” یک روش ارتباطی است که در کمپین یک میلیون امضاء مورد استفاده قرار می گیرد. در این روش دسترسی مستقیم به مردم وجود دارد. و از آنجایی که مخاطب را وارد بحث می‌کند و با هدف جمع‌آوری امضاء برای بیانیه کمپین است، روشی مشارکت جویانه است. با اینکه به نظر می‌رسد این روش در مقیاس خُرد است، اما ارتباطی کیفی برقرار می‌کند». البته، در کل روش جمع‌آوری امضاء در قالب یک برنامه عمل توانست تغییراتی کیفی در الگوی فعالیت‌های جنبش زنان پدید آورد.
همانگونه که بالاتر گفته شد، تا سال‌های نخست دهه 1380، فعالیت‌های زنان عمدتاً پراکنده و کوتاه مدت بود، و به استفاده از ابزارهای خاصی محدود می‌شد. اما به تدریج جنبش زنان به سمت طراحی استراتژی و برنامه‌های عمل ائتلافی حرکت کرد. بطوریکه، در حال حاضر برنامه‌های عمل در جنبش زنان به معیاری جدی برای دسته بندی جریان‌های مختلف تبدیل شده است. دیگر نه ایدئولوژی‌ها، یا نگاه به مذهب و سیاست، بلکه تفاوت در استراتژی‌ها و برنامه‌های عملی زنان است که هویت آنها را از یکدیگر متمایز می‌کند. بر این اساس، و با توجه به نکاتی که در بالا مورد اشاره قرار گرفت و در نتیجه مصاحبه عمیق با 15 نفر از جوانان عضو جنبش زنان، می توان به پنج جریان در جنبش زنان اشاره کرد، که لااقل سه‌ مورد از این جریان‌ها بر اساس استراتژی و برنامه عمل از یکدیگر متمایز هستند، و آن دو مورد دیگر همچنان بر معیارهای قدیمی تاکید دارند. در ادامه، هر یک از این جریان‌ها با توجه به ویژگی‌هایی که دارند مورد بررسی قرار می‌گیرند.
جریان شناسی جنبش زنان در دوره معاصر
همانگونه که در بخش پیشین اشاره شد، بر اساس نتایج مصاحبه با 15 نفر از فعالان جنبش زنان، می‌توان به پنج جریان در این جنبش اشاره کرد. اما پیش از توضیح این جریان‌ها، به یکی از مقالات فعالان جنبش زنان در این خصوص اشاره می شود. در پایان سال 1386، محبوبه عباسقلی‌زاده، به عنوان یکی از اعضاء گروه «میدان زنان»، در مقاله‌ای با عنوان «تحلیلی بر آرایش نیروهای فعال جنبش زنان و نحوه سازماندهی آنان»، به سه نیروی فعال در جنبش زنان اشاره کرد. در واقع، وی در آن مقاله ضمن جریان‌شناسی جنبش زنان، به تشریح مختصات داخلی آنها پرداخته و تفاوت‌های آنها را با یکدیگر مشخص ساخت. به اعتقاد وی، در فاصله سال‌های 1384 تا 1385، «گذاری» در جنبش زنان از الگوی فعالیت «سازمانی» و گروهی به الگوی فعالیت «شبکه‌ای» اتفاق افتاد که در نتیجه آن سه جریان فعال در جنبش زنان شکل گرفتند (عباسقلی‌زاده، 1386).
به اعتقاد عباسقلی‌زاده، پیش از این دوره گذار، «جنبش زنان ترکیبی بود از هویت های فردی و سازمانی، به این معنی که برخی با عنوان سازمان غیردولتی در جلسات شرکت کرده یا پای بیانیه ها را امضا می کردند و بعضی با نام حقیقی». وی سپس، جمع هماندیشی زنان را به عنوان بستری برای این دوره گذار معرفی می کند، و به توضیح تحولات درونی آن طی دو سال فعالیتش می‌پردازد، و سپس به گروه‌هایی اشاره می کند که در این جمع، ائتلاف‌هایی جدید را شکل دادند و از آن خارج شدند. نخستین گروه به اعتقاد وی «چند ماه پس از ترک جمع هماندیشی، توانست گروه “میدان زنان” را بنیان گذاشته و از طریق سایت میدان اعلام موجودیت کند». پس از آن «گروه بعدی را دو سازمان غیر دولتی “مرکز فرهنگی زنان” و “کانون هستیا اندیش” نمایندگی می کرد» که از جمع هماندیشی فاصله گرفتند و در شهریور سال 1385 کمپین یک میلیون امضاء را پایه گذاری کردند (عباسقلی‌زاده، 1386).
گروه دیگری که مورد اشاره عباسقلی‌زاده قرار می گیرد، مجموعه زنان اصلاح طلب هستند که به گفته وی «در پاییز 84، همزمان با کنار گذاشته شدن مدیران زن اصلاح طلب از دولت اصولگرای احمدی نژاد، آنها به تدریج توانستند جمع مستقلی را تحت عنوان “هماندیشی زنان اصلاح طلب” تشکیل دهند» که بعدها به «مجمع زنان اصلاح طلب» تغییر نام دادند. در مجموع، به اعتقاد عباسقلی‌زاده «سال 86 دوره مهمی برای تثبیت گروه های جنبش زنان در ترکیب های شبکه ای [بوده] است». که در نتیجه این دوره تثبیت، سه جریان فعال جنبش زنان، یعنی 1) گروه میدان، 2) کمپین یک میلیون امضاء، و 3) زنان نواندیش اصلاح‌طلب، به شبکه های فعال اصلی جنبش بدل شدند (عباسقلی‌زاده، 1386).
این جریان‌شناسی ضمن آنکه نکات واقعی و مثبتی در بر دارد، اما همراه با موضع‌گیری و سوگیری درون جنبشی است. در واقع، برخی جنبه‌ها در این جریان‌شناسی برجسته تر از آن چیزی که در واقعیت است نشان داده شده؛ و در مقابل، بعضی موضوعات اساساً دیده نشده است. اگرچه به زعم نگارنده نیز این سه جریان، بخش فعال جنبش زنان را تشکیل می‌دهند، اما نمی‌توان از دو گروه دیگر زنان چپ‌گرا و ملی-مذهبی به سادگی چشم پوشی کرد. ویژگی مثبت این مقاله در این است که برمبنای استراتژی‌ها و برنامه‌های عملی ائتلاف‌ها به تفکیک آنها پرداخته است. در واقع، بر اساس مباحثی که در بخش قبل انجام شد، محقق بر این نظر است که بهترین معیار برای تفکیک جریان‌های مختلف جنبش، توجه به برنامه‌های عملی و مرزهای واقعی آنها است. البته، سایر معیارهای مورد بررسی نیز برای دسته‌بندی‌های جزئی‌تر کاربرد دارند. در ادامه، با توجه به نکات مثبت این جریان‌شناسی و در جهت تکمیل بخش‌هایی از آن، پنج جریان جنبش زنان ایران، معرفی می گردند:
الف) ائتلاف یک میلیون‌امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز
پس از برگزاری تجمع 22 خرداد سال 1385، جمعی از زنان شرکت کننده در این تجمع گرد هم آمدند، تا در جهت پیگیری مطالبات مطرح شده در آن تجمع، فعالیت‌های جدیدی را تدارک ببینند. آنها «در نشست‌های متعدد به تبادل نظر و مشورت پرداختند و سرانجام کمپین یک میلیون امضاء از دل همین نشست‌ها و مشورت‌ها (که حدود دو ماه، از خرداد تا شهریور به طول انجامید) پی ریزی شد، و سرانجام در پنج شهریور 1385 این کارزار دسته جمعی، حرکت خود را رسماً آغاز کرد: جمع‌آوری یک میلیون امضاء با روش “چهره به چهره”، به همراه پخش جزوه‌های آموزشی در مورد تاثیر قوانین موجود، و گفتگوی مستقیم و صمیمانه با مردم» (احمدی‌خراسانی، 1386: 7).
اعضای اولیه این کمپین جمعی حدود 50 نفر بودند که به سرعت این تعداد افزایش یافت و علاوه بر تهران در سایر شهرها، همچون تبریز، رشت، اصفهان، سنندج، شیراز، کرمانشاه، مشهد، یزد، کرج و … گسترش یافت. در حال حاضر، در بیش از 20 شهر و کشور، گروه‌هایی تحت برنامه کمپین یک میلیون امضاء مشغول فعالیت هستند. کمپین یک میلیون امضاء بر پایه سه سند پایه، که به عنوان «میثاق حداقلی» اعضاء مد نظر بود، کار خود را آغاز کرد. این سه سند عبارت بودند از: 1) بیانیه کمپین یک میلیون امضاء با خواست تغییر قوانین، 2) طرح کمپین که حاوی اهداف و روش اجرای کار است، و 3) دفترچه‌ای آموزشی با عنوان «تاثیر قوانین در زندگی زنان» (احمدی خراسانی، 1386: 8). هدف اصلی این کمپین، تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان است. و روش اصلی برای رسیدن به این هدف، جمع‌آوری یک میلیون امضاء از طریق ارتباط چهره به چهره، و در نهایت ارائه امضاهای جمع‌آوری شده به مجالس قانون‌گذاری در ایران عنوان شده است.
یکی از ویژگی‌های برجسته کمپین یک میلیون امضاء ساختار افقی و بدون رهبر بودن آن است. «طی تجربه یکساله در کمپین آموخته ایم که هرچه ساختار کمپین افقی و بازتر باشد، دامنه عمل کنشگرانی که تغییر قوانین، خواسته آنها هم هست گسترش می یابد و راه عمومی کردن خواسته‌ها نیز هموارتر می شود. در کمپین یک میلیون امضاء از ابتدا رویکردی غیرمتمرکز حاکم بوده است، رویکردی که بر جذب کنشگران و جلب مشارکت آنان تاکید بسیار دارد» (جواهری، 1386: 70). در واقع، توجه به تجربه‌های پیشین فعالیت سلسله مراتبی سبب اتخاذ چنین رویکردی در کمپین یک میلیون امضاء بود. «اگر همه کمیته‌های کمپین و دیگر جمع‌های فعال در سراسر ایران مجبور شوند زیر چتر یک تشکیلات هرمی در پایتخت، محصور، محدود و گرفتار شوند، یعنی اگر بار دیگر افراد، جمع‌ها و فعالان در ساختار هرمی تشکیلاتی ذوب شوند، پس از مدتی نه چندان طولانی، از خلاقیت و ابداع، و از آزادی در تصمیم‌گیری، ناتوان خواهند شد. و جنبش یک میلیون امضاء نیز معنای خود را (به عنوان یک جنبش) از دست می‌دهد، و به یک حزب با بافت متصلب تشکیلاتی تنزل خواهد کرد» (احمدی خراسانی، 1386: 148).
از دیگر ویژگی‌های کمپین یک میلیون امضاء تکثر در اعضاء و همچنین گوناگونی و عدم تمرکز بر یک ابزار خاص است. «حرکت ما در کمپین بیشتر بر اساس روش نامتمرکز رو به گسترش بوده است. در این روند چهار ماهه، مدل‌های مختلفی را تجربه کرده است. در برخی موارد، گروه‌هایی درخواست همکاری داده اند و بطور مستقل، و با شیوه عمل خود در کمپین فعالیت کرده اند. در مواردی، از دل کمپین گروه‌های مطالعاتی بیرون آمده اند و در عین حال دیگر گروه‌ها را دعوت به مشارکت کرده‌اند. در شهرهای مختلف، گروه‌های گوناگونی تشکیل شده‌اند و این گروه‌ها متناسب با شرایط خاص خود، شیوه خود را ابداع کرده‌اند » (جواهری، 1386: 67). در واقع، حضور جمع‌های مختلف زنان در قالب ائتلاف کمپین، نشاندهنده نوعی تکثر عقیدتی در میان اعضاء است (خدیجه مقدم، 1385: 23). هر جمعی در این میان برمبنای تفسیر خود از اهداف و چگونگی رسیدن به آنها از ابزارهای مختلف استفاده می کند. البته، این تکثر و تنوع تا جایی میسر است که از مرزهای حداقلی اسناد سه‌گانه کمپین خطور نکند.
طی مدت دو سال فعالیت کارزار یک میلیون امضاء (تا شهریور 87)، این کمپین با چالش‌های متعددی نیز همراه بوده است. می توان به چهار مورد از این چالش‌ها اشاره کرد: 1) چگونگی تنظیم رابطه با گروه‌های سیاسی که خواهان همکاری با کمپین هستند، 2) موضع‌گیری درباره رابطه میان اسلام و حقوق زنان و اینکه چگونه می‌توان به سوالات مذهبی مردم در این خصوص پاسخ گفت، 3) مشکل هزینه‌های تحمیلی و محدودیت‌های ایجاد شده برای فعالیت، و جستجوی راه‌های برون رفت از بحران، و 4) رعایت اصول دموکراتیک برای حفظ ساختار افقی کمپین. در جدول زیر، ویژگی‌های برنامه عمل کمپین یک میلیون امضاء بطور خلاصه مرور شده است:
جدول شماره 3: مشخصات ائتلاف یک میلیون امضاء
سابقه اعضای اولیه اعضای اولیه تشکیل دهنده این کمپین، عمدتاً از جمعی بودند که تجمع 22 خرداد سال 85 در میدان هفت تیر را تدارک دیدند. برخی از اعضای مرکز فرهنگی زنان و همچنین برخی از اعضای کانون هستیا، که در این زمان از جمع هماندیشی فاصله گرفته بودند، بعلاوه جمعی دیگر که در حدود 50 نفر می‌شدند، فراخوان اولیه این کمپین را امضاء کردند.
اهداف تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان، با تمرکز بر 10 مورد: 1) قوانین مربوط به ازدواج، 2) حق طلاق، 3) تعدد زوجات، 4) حق ولایت بر فرزند، 5) سن مسئولیت کیفری، 6) تابعیت، 7) دیه، 8) ارث، 9) شهادت، و 10) قوانینی که از قتل‌های ناموسی حمایت می‌کند.

مطلب مرتبط :   فارسی باستان

دسته بندی : علمی