دانلود پایان نامه

4-8-2. مخالفت با مدارس ملی و گسترش مدارس دولتی
مدارس ملی عبارت بود از مکتب خانه ها که در آنجا فقط به دانش آموزان قرآن می آموختند ومدارس قدیمه دینی و مدارس خصوصی که به هزینه هیاتهای خارجی اداره می شدند. مدارس دولتی نیز مدارسی بودند که دولت ایران آنها را به هزینه خود تاسیس کرد و دانش آموزان را از رفتن به آموزشگاههای خارجی منع نمود. در ابتدا مدارس ملی و خصوصی بنا به نظر موسسین و مسئولین مدرسه مورد نظر خود را ارائه می کردند و نحوه تدریس و آموزش بنا به سلایق مختلف متفاوت بود. اما پس از بست و توسعه مدارس دولتی و قدرت گرفتن دولت مرکزی دخالت دولت در آموزش رسمی کشور بیشتر شد و مدارس ملی موظف به رعایت آیین نامه های مربوط به مدارس دولتی شدند.
آموزشگاههای ملی از حیث برنامه های آموزشی تحت نظارت وزارت فرهنگ در آمدند. به این ترتیب که ساختمان آموزشگاههای ملی می بایستی مطابق نقشه ای باشد که وزارت فرهنگ آن را تصویب کند. البته برنامه هم همان برنامه رسمی مدارس دولتی بود. فارسی، عربی، تاریخ و جغرافیای ایران جزء مواد اصلی برنامه مدارس است. این امر بر اساس تصویب قانونی که در سال 1310 قانونی از مجلس گذشت به اجرا درآمد، که به دولت اختیار می داد به تعیین برنامه آموزشی برای تمام مدارس دینی بپردازد که این تلاشی بی سابقه برای دخالت و سلطه دولت به قلب نهاد مذهبی محسوب می شد. لذا طی بخشنامه ای به دبیرستانهای ملی(مذهبی) این گونه ابلاغ شد که: «نظر به پیشرفت قسمت دروس دبیرستانهای ملی برای اینکه از طرف اداره معارف نیز درباره آنها مساعدت شود برای دبیران دبیرستانهای دولتی دستور داده شده است که هفته ای چند ساعت نیز در دبیرستانهای ملی مشغول تدریس شوند.» مدارس ملی، دارای سازمان و برنامه ثابتی نبودو مدیر و موسس هرمدرسه بر حسب ذوق و سلیقه خود و اطلاعاتی که از مدارس جدید بدست می آورد و معلمینی که پیدا می کرد موادی را می آموخت. امتحانات آخر سال در حضور علما و اعاظم و رجال شهر و اولیای اطفال انجام می شد و از هر کودک منفرداً و شفاهاً سوال می کردند تا مسلم گردد که شرعیات و تعلیمات دینی را در مدرسه آموخته اند. پس از آنکه دولت اداره این گونه مدارس را تحت کنترل درآورد ضوابطی را تعیین کرد که طی آن باید نکات بهداشتی در ساختن آنها کاملا رعایت گردد و نیز صلاحیت آموزگاران و دبیران را هم وزارت فرهنگ گواهی کند. همچنین باید در برنامه های خود دروسی چون تاریخ و جغرافی و فارسی می گنجاندند و به تعدادی از این آموزشگاههای خصوصی بشرط اجرای دستورات وزارت فرهنگ کمک هزینه هایی از طرف دولت پرداخت می شد. بودجه مدارس دولتی از طرف دولت و از وجوه عمومی تامین می شد ولی بودجه مدارس ملی و مذهبی از محل هدایا و موقوفات و شهریه محصلین تامین می گشت.
دولت با اینگونه مدارس(مدارس ملی و مذهبی) در آن دوره مخالف بود و سعی داشت که کم کم آنها را از بین برده و دانش آموزان این مدارس را به مدارس دولتی انتقال دهد: « هنوز دوره تحصیلات و طرز تعلیمات آنها عینا همان است که در قرون وسطی جاری بوده است غیر از تعصب و تقدس خشک و تعلیمات بد نسبت به وظایف مدنی چه خدمت دیگری به مملکت خود کرده اند ؟آیا وقت آن نرسیده است که درب این نوع مدارس و موسسات را که بفعالیت و اعمال بشری بطرز قرون وسطی مینگرند و معتقدند که با همان شیوه و اصول کارکرد بست و بمعارف بهتری رساند و جوقه جوقه شاگردان و محصلین تنبل و جاهل و طفیلی شان را بمدارس جدید فرستاد؟» البته دلیل مخالفت با مدارس ملی و مدارس میسیونهای خارجی، موضوع ملی گرایی و ترویج دولت در آموزش و توسعه مسائلی بود که باعث استحکام و اقتدار دولت شاهنشاهی می شد و مسائلی چون نشان دادن توسعه کشورهای غربی و عقب ماندگی ایران، به رخ کشیدن تمدن غرب و ضعف تمدن ایران، جمهوری خواهی و آزادی خواهی و از این قبیل مسائل در مدارس ملی بود. دلیل مخالفت با مدارس مذهبی، اعتقاد به ناکارآمد بودن نوع آموزش در این گونه مدارس و نیز ناکارآمدی علوم ارائه شده در آنها برای توسعه و پیشرفت کشور، مخالفت با حضور و فعالیت روحانیون در تمام فعالیتهای اجتماعی و جایگاه اجتماعی آنها و به اعتقاد برخی ضدیت حکومت پهلوی با برخی جنبه های مذهبی و سنتی جامعه بوده است.
4-8-3. تاسیس مدرسه موسیقی
یکی دیگر از اصلاحات نوسازی آموزشی رضاشاه تاسیس مدرسه موسیقی بودکه در چالش شدید با سنت گرایان و مدرنیته قرار داشت. از سال 1307 مدرسه موزیک نظام که در سال 2477 (1297ه-ش) تاسیس شده بود، به مدرسه موسیقی تبدیل شد. و زیر نظر علینقی وزیری قرار گرفت. تعلیم سرود در مدارس بوسیله این مدارس آغاز شد و کتاب سرود برای دانش آموزان مدارس، در این مدرسه تهیه گردید. رضاشاه معتقد بود موسیقی نباید موجب غم و اندوه شود بلکه باید تحرک و شادی ایجاد کند. تا جسم دانش آموزان به خمودی کشیده نشود.
از آغاز سال تحصیلی 2494-2493 (1315-1314ش) بمنظور ایجاد یک تحول بنیادی و علمی در آموزش موسیقی، بفرمان رضاشاه «ستوان یکم غلامحسین مین باشیان» معاون اداره کل موزیک قشون که در رشته موسیقی کلاسیک تحصیلات عالی داشت به ریاست مدرسه موسیقی برگزیده شد و نام مدرسه موسیقی به هنرستان موسیقی تبدیل گردید هنرستان عالی موسیقی در 1315 شمسی تاسیس گردید. تاسیس اپراخانه در ایران نیز در 1315 شمسی صورت گرفت… و از آن پس در کلاسهای هنرستان شاگردان دختر نیز پذیرفته شدند و هنرستان بصورت مدرسه مختلط درآمد.
در این سال (1315ش) در شورای عالی فرهنگ برنامه جدیدی برای هنرستان موسیقی تدوین گردید و در هنرستان موسیقی علاوه بر دو دوره متوسطه یک دوره سه ساله ابتدایی هم بوجود آمد. در ظرف دو سال پیشرفت هنرجویان در موسیقی کلاسیک چندان بود که توانستند در «ارکستر سنفونی بلدیه» شرکت کنند وقطعاتی از آثار معروف «شوپن»و «بهتون» را بنوازند. در سال 2497 (1317ش)کلاسهای ویژه تعلیم سرود و موسیقی در تهران و شهرستانها تشکیل گردید وآموزگاران زن و مرد که با موسیقی آشنایی داشتند در این کلاسها شرکت جستند.
بعد از آن هنرستان موسیقی فرنگی از سال 1318 آغاز به کار کرد. این ارکسترها در جشن های سازمان پرورش افکار مدارس و دیگر جشن های رسمی شرکت می کردند. در این راستا برنامه ای برای تدریس سرود در دبستانها تنظیم شده بود، که نوآموزان را از کلاس چهارم به خواندن مقدمات موسیقی نظری وادار می کردند که مناسبت با استعداد و ذوق آنها نبود. بنابراین چون برنامه ای که برای تدریس سرود در دبستانها تنظیم شده بود، خالی از نقص نبود، برای نوآموزان، برنامه جدیدی تنظیم و به تمام دبستانهای مرکز و شهرستانها دستور داده شد که اصول نت خوانی را به طور ساده و علمی به شاگردان بیاموزند… ضمنا 15 سرود جدید نیز تعیین شد که در تمام دبستانها تدریس شود. بعدها کتاب مخصوص راجع به تدریس موسیقی نظری و سرودهای دبستانها و دانشسراها که در دست تالیف بود، به چاپ رسید. علاوه بر آن در مدارس تهران در سال های اول و دوم و سوم دبستان سرودهای کودکانه تفریحی تدریس می شد.
همانگونه که ذکر شد تاسیس مدرسه موسیقی یکی از برنامه های اصلاحی نظام آموزشی رضاشاه بود. بنابراین دست اندرکاران حکومت پهلوی اول به این مسئله همت وافری داشتند و در جهت گسترش این گونه مدارس تلاش نمودند. بدین سان طرفداران این اقدام آن را در تربیت دانش آموزان موثر می دانستند به طوری که در روزنامه اطلاعات سال 1314 آمده است: «بدون شک یکی از اقدامات مستحسن وزارت معارف دخالت دادن موسیقی در تربیت اطفال یعنی ترویج و تشویق آن در مدارس و کودکستانها بوده و تردید ندارد که نتایج مفیدی با حسن مراقبت و توسعه آن و تشویق کاملی که بعمل میاید از این قسمت گرفته خواهد شد و دیگری ترویج موسیقی بین دوشیزگان است که از نظر اینکه تربیت کننده اطفال آینده کشور هستند مفید خواهد بود.»
البته تاسیس مدرسه موسیقی نیز مانند سایر اقدامات نوسازی رضاشاه مخالفت روحانیون را برانگیخت به طوری که صدیق در این باره می گوید: «در مرداد ماه 1313 که تاسیس انجمن نمایش و موسیقی اعلام شد چند تن از روحانیون و متنفذین بمن تذکر دادند که وارد کردن موسیقی و نمایش در مدرسه واکنش نامساعد و مخاطره در بر خواهد داشت و ممکن است آشوبی برپا شود. چون بفوائد و محاسن این کار ایمان داشتم بتذکرات ترتیب اثر ندادم و نیت خود را تعقیب کردم. ایمان من به تاثیر روحی و اخلاقی نمایش از اینجا حاصل شده بود که به هنگام تحصیل در پاریس پس از تماشای هر یک از نمایشنامه های معروف در تئاتر قدیمی و نامی کمدی فرانسه عواطف من بر انگیخته شد.»
بنابراین درباره موسیقی اختلاف بزرگی مشاهده می شد که در خور توجه است. آیین اسلام موسیقی را منع کرده بود، ولی در آن عصر ممنوعیت دیگر عملی نبود و در اغلب کشورهای اسلامی (جزممالک بدوی) بسیار از خانواده های مسلمان گرامافون داشتند. اما با وجود این از طرف مقامات رسمی برای ترویج موسیقی به ندرت اقدامات جدی صورت می گرفت. نظر دولت ایران آن بود که موسیقی وسیله تبلیغات و آموزش عمومی شود و به خاطر همین مدرسه موسیقی با توجه به مخالفتهای اسلام تاسیس شد.
البته این بدان معنا نیست که تمام اقدامات انجام شده در طول دوره حکومت پهلوی اول مورد مخالفت روحانیون بوده یا تمام روحانیون جامعه با آنها مخالف بوده اند. اما از آنجا که بسیاری از این اقدامات رنگ و بوی مخالفت با فرهنگ عموم جامعه و در برخی موارد در تضاد با آموزه های دین اسلام بوده اند لذا مورد انتقاد یا مخالفت علما و روحانیون و عموم قشر مذهبی جامعه قرار می گرفت. با توجه به منع موسیقی در دین اسلام و حکم تحریم آن از طرف بسیاری از روحانیون آن دوره، آموزش موسیقی در مدرسه از نظر این قشر جامعه حرام بوده و با اقدامات دولت در خصوص تاسیس مدارس موسیقی به شدت مخالف بودند. البته این موضوع عمدتا مربوط به موسیقی غربی بوده و در خصوص موسیقی سنتی واکنش ها ضعیف تر بود. در مقابل گوش سپردن به موسیقی و نواختن آن خصوصاً موسیقی سنتی پیش از این نیز طرفداران بسیار زیادی در جامعه داشت. در واقع یکی از نیازهای روانی انسان به شمار می آید. از این رو حتی در میان قشر مذهبی نیز موسیقی سنتی، طرفداران خود را داشته است. اما پس از این دوره به ویژه در میان قشر تحصیل کرده موسیقی فرنگی طرفداران زیادی پیدا کرده بود و از این رو با وجود مخالفتها، مدارس موسیقی کار خود را شروع کردند.
4-8-4. فوق برنامه
یکی از موارد مهم شایان ذکرحکومت پهلوی اول اشاره به مسئله فوق برنامه مدارس است. از مهمترین برنامه هایی که می توان به آن اشاره نمود اجرای نمایش و تئاتر در جشن ها بود که هماهنگ با سیاستهای حکومت پیش می رفت. دست اندرکاران حکومت پهلوی معتقد بودند که اجرای نمایش در مدارس باعث پرورش اخلاقی آنان شده و در راستای آن میهن پرستی نیز تقویت می گردد. نمایش هایی با عناوین مختلف توسط دانش آموزان در مدارس یا جشن ها اجرا می شد، که البته برخی از این برنامه ها مورد اعتراض روحانیون واقع می شد. صدیق در خاطرات خود اذعان می دارد: «نکته مهم اینست که در تالار اجتماعات تفریح شاگردان بوسیله نمایشی که داده میشود، پرورش اخلاقی آنان بوسیله موضوع نمایش، پرورش اجتماعی ایشان بوسیله کار کردن با هم چه در نوشتن نمایشنامه و تهیه مقدمات و چه در نمایش دادن باید تامین گردد. در تالار اجتماعات چه بسا میهن پرستی است که میتوان بصورت نمایش درآورد و بوسیله اطفال در خود آنها تلقین کرد.»
فوق برنامه دیگری که می توان در این جا به آن اشاره نمود برنامه سرود ملی بود که توسط آموزش و پرورش تهیه گردید. وزارت معارف با تمایل قلبی رضاشاه برای تمام مدارس کشور سرودهای گوناگون به ابداع اساتید فن تالیف و تدوین کرد که در سراسر کشور رواج یافت. ترنم سرود ملی که دانستن آن از جمله وظایف محصلین مدارس بود، توسط استادان موسیقی تعلیم داده می شد و عموم دختران و پسران سرود ملی را با آهنگ مطلوبی می خواندند. این سرود به صورت هماهنگ در مراسم آغازین مدارس اجرا می شد. متن سرود ملی اینگونه بود:
ما وارث ملک کیانیم
همیشه خواهیم وطن را از دل و جان
با شه پرستی مملکت را
داریم از دست دشمن در امان
ما پیرو کردار نیکیم
روشن دل از پندار نیکیم
رخشنده از گفتار نیکیم
شد زین فضایل بلند آوازه ایران

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه مدیریت در موردارتباطات سازمانی-خرید پایان نامه

دسته بندی : علمی